فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۲٬۲۶۳ مورد.
شرح الهیات
تعریف و تشخیص انسان از نگاه ملاصدرا و کارل یاسپرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یاسپرس و صدرا گرچه به دو منظومه فکری متفاوت تعلق دارند ولی هر دو بر ضرورت شناخت انسان تاکید و به وجود هسته ای مرکزی به نام نفس اشاره دارند که به علت فعالیت و مدرک بودن و نیز حرکت و آزادی غیر قابل تعریف و شناسایی حدی است این حقیقت دارای تعیین ها و تحصل ها و مراتب بی شمار است اساساً انسان دارای ماهیتی از پیش تعیین شده نیست و هر فردی خود نوع منحصر به فرد است در نظام فکری صدرا نفس و بدن با هم ارتباطی عمیق دارند و بدن مرتبه نازله نفس و نفس حقیقت تکامل یافته بدن است نزد یاسپرس نیز وجود انسان که عبارتند از دازاین آگاهی کلی ذهن و نفس با هم در ارتباط و تعاملند.
مقایسه انسان شناسی ملاصدرا و یاسپرس
منبع:
سروش اندیشه ۱۳۸۲ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی انسان شناسی فلسفی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
مکتب تفکیک دستخوش تفکیکی دیگر
حوزههای تخصصی:
مساله تطابق ذهن و عین در فلسفه مشا و حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی مقاله این است که فیلسوفان بزرگ مشائی و حکیمان نامی حکمت متعالیه، مسئله تطابق ذهن و عین را چگونه حل می کردند و آیا راه حل آنها، مدلل و گره گشا بوده است یا نه. پرسش مذکور را در باب انحای مختلف علم، اعم از حضوری و حصولی و تصوری و تصدیقی، میتوان مطرح کرد. لکن بحث ما در اینجا محدود به علم حصولی و حوزه تصورات مرتبط به اشیای خارجی است و در این چارچوب نیز محدود به فلاسفه صاحب نام فلسفه مشائی و حکمت متعالیه است. حال با لحاظ این چارچوب میتوان گفت که اصل تطابق علم با معلوم در نظر برخی از فیلسوفان مسلمان بدیهی و در نظر برخی دیگر استدلالی فرض شده است، لکن راه حل غالب فیلسوفان مشائی مسلک و حکیمان حکمت متعالیه در باب نحوه انطباق ذهن با خارج، همان تطابق ماهوی است. به باور نگارنده این راه حل با اشکالات فراوانی موجه است. در این مقاله آن اشکالات بیان، و این باور تقویت شده است که صور ذهنی انسان، عناوین و اشباح موجودات خارجی اند و تا حدودی آنها را نشان می دهند.
اصالت وجود در حکمت متعالیه و اصالت وجود غرب
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای اگزیستانسیالیسم
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی متافیزیک
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مباحث وجود
ماهیت از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ماهیّت» و وجود به عنوان دو مفهوم اساسی در جای جای متون فلسفة اسلامی به صورت متقابل، به کار می روند. در مقالة حاضر کوشیده ایم تا از دیدگاهی تحلیلی و با تأکید بر آراء ابن سینا، پاره ای از احکام ماهیّت را بررسی کنیم. دربارة ماهیّت، سه گونه حکم می توان داشت: یکی از آنها به صورت حمل اوّلی ذاتی است، و دو دیگر از نوع حمل شایع صناعی. در نخستین حکم، به بیان و تعریف مفهوم « ماهیّت » و اینکه از لفظ «ماهیّت» چه چیزی فهمیده می شود و اجزاء مفهومی آن چیستند، می پردازیم و در دومین و سومین حکم، مفهوم ماهیّت از دو جهت متفاوت مورد نظر قرار می گیرد: یکی اینکه این مفهوم- به عنوان موجودی از موجودات ذهنی و عقلی-مصداق کدامیک از مفاهیم معقول بشری واقع می شود و دیگر اینکه مصادیق این مفهوم- که آنها نیز از موجودات ذهنی و عقلی هستند- از حیثیّات گوناگون چه احکام ویژه ای دارند. امّا دربارة قسم اوّل از دو گونه حکم اخیر باید گفت که همانگونه که حکمای متأخر به درستی بیان کردند، مفهوم ماهیت یکی از مصادیق معقولات ثانیه است که البته موطنی جز ذهن بشری ندارد؛ لیکن از آن رو که در آثار معروف ابن سینا- تا آنجا که نگارنده تحقیق کرده است- سخن صریحی در این زمینه دیده نمی شود، در این مقاله پس از بیان معنی و مفهوم «ماهیّت»، به بررسی احکام «مفاهیم ماهوی»- مانند مفاهیم «انسان» و «سنگ» «درخت» که مصادیق مفهوم ماهیت هستند- از دیدگاه شیخ الرئیس خواهیم پرداخت.