درخت حوزه‌های تخصصی

نظریه های متاخر در جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۲۴۴ مورد.
۲۲۴.

مرزهای جهانی توسعه اجتماعی در نظریه و عمل: اقلیم، اقتصاد و عدالت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری نظریه های متاخر در جامعه شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی توسعه جامعه شناسی توسعه
تعداد بازدید : ۱۰۵۳ تعداد دانلود : ۶۷۹
کتاب مرزهای جهانی توسعه اجتماعی در نظریه و عمل به قلم بریج موهان (استاد دانشگاه ایالتی لوئیزیانا) تألیف شده است. موهان در سال های گذشته آثار دیگری نیز منتشر کرده که برخی از آنها عبارت اند از: منطق رفاه اجتماعی (1988)، توسعه جهانی: ارزش های پسامادی و کردار اجتماعی (1992)، مددکاری اجتماعی (2002)، سفسطه های توسعه: بحران توسعه انسانی و اجتماعی (2007)، توسعه، فقر فرهنگ، و سیاست اجتماعی (2011)، و جامعه و عدالت اجتماعی (2012). این کتاب کاوشی در سویه های مفهومی و کاربردی توسعه اجتماعی است و سه موضوع کلی را دربرمی گیرد: سیاست اجتماعی، برنامه ریزی اجتماعی و تغییر اجتماعی. موهان درپی شناسایی علل آن چیزی است که «توسعه پذیری» نامیده است. او می گوید توسعه اجتماعی - تطبیقی، به منزله رشته و زمینه ای که مراحل آغازین خود را می گذراند، با تسلط نظریه های کهنه رفاه اجتماعی و شیوه های عمل اجتماعی هژمونیک مواجه است. بحران توسعه انسانی اجتماعی، تا حد زیادی، از کژکارکردی نظام مند نهادهای اجتماعی برآمده است که بر روابط فردی جامعه ای اثر می گذارند. به باور موهان، در هر جامعه ای می توان چیزی یافت که به فهم ما از توسعه اجتماعی و پیشبرد آن کمک کند. او ازسویی می خواهد پایه ای عقلانی تاریخی زیبایی شناختی برای صورت بندی و پذیرش شیوه عمل اجتماعی، به مثابه مفهومی به لحاظ علمی درست، به دست دهد، و ازسوی دیگر، می کوشد زرق وبرق ها و بی محتوایی صنعت رفاه اجتماعی معاصر را آشکار کند. موهان منتقد اصول جزمی ایدئولوژیک و کهنه، رویه های بی روح و ملال آور مددکاری اجتماعی، سیاسی شدن خدمات اجتماعی، و دوگانگی سیاست های اجتماعی و عمومی است و اعتقاد دارد که این وضعیت، آرمان های جامعه مدنی را تباه می کند. او این موارد را در زمینه ای جهانی بررسی کرده است.
۲۲۸.

ارائه و تبیین ارکان جهت ساز الگوی راهبردی رفاه عمومی، بر اساس تحلیل محتوی آرا و اندیشه های امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۶ تعداد دانلود : ۷۲۳
تامین رفاه عمو می تحت عنوان «سیاست های اجتماعی» از اهداف مهم نظام های سیاسی است، که معمولا بر اساس مبانی ریشه ای و پارادایم غالب در هر نظا می تنظیم و ارائه می گردد. در این پژوهش علمی تمرکز راهبردی بر اندیشه و آرا حضرت امام خمیتی (ره) در حوزه رفاه عمو می شده که با نفی پارادایم مادی گرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی، در تجربه نظام مردم سالاری دینی می تواند به عنوان ارکان جهت ساز الگوی راهبردی در حوزه رفاه عمومی، مورد استفاده نسل جدید و آینده مدیریتی کشور و همچنین سایر کشور های اسلا می باشد. این تحقیق کاربردی و توسعه ای بوده و از لحاظ روشی از دسته پژوهش های آمیخته بوده که از روش تحلیل محتوا  در آرا و اندیشه های امام خمینی (ره)  با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی در بستر نرم افزار MAXQDA بهره برده است. جامعه آماری شامل کلیه اسناد و مدارک بالادستی مرتبط با اندیشه ها، آرا، نظریات، رهنمود ها و تدابیر حضرت امام خمینی (ره) برای رسیدن به ارکان جهت ساز الگوی راهبردی (دکترین، اهداف و سیاست ها) بوده که با نمونه گیری نظری در حوزه رفاه عمو می مورد بررسی بوده است. در مفصل بندی گفتمان امام خمینی (ره) دال مرکزی که مفاهیم و مقوله های دیگر را تحت تأثیر قرار داده، تامین عدالت در ساحت های مختلف است. سایر عناصر گفتمانی مرتبط با دال مرکزی رفع توامان نیاز های مادی و معنوی عموم، تکافل اجتماعی و استفاده از ظرفیت های مرد می و پرهیز از دخالت های غیر ضرور دولت، توسعه رفاه عمو می با اجرای برنامه مالی اسلام و ابتنا بر ظرفیت های درونی نظام، می باشد. واژه های کلیدی:   گفتمان امام خمینی (ره)، رفاه عمومی، گفتمان ولایت فقیه، الگوی راهبردی رفاه.
۲۲۹.

تمدن اخلاقی برساختی در فلسفه مالک بن نبی و لوازم مترتب بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۵۰
این مقاله به بازخوانی انتقادی اندیشه تمدنی مالک بن نبی می پردازد و نشان می دهد که او چگونه از رهگذر نقد مبانی پیش فرض شده تمدن غربی، افق هایی نو برای بازسازی تمدن اسلامی می گشاید. مسئله اصلی آن است که به زعم بن نبی، تمدن غربی حقیقتی جهان شمول و فراامتی را مسلم می انگارد و آن گاه تجلی تمدنی خود را صورتی کامل از آن حقیقت مطلق جهان شمول می بیند. اما در نقطه مقابل، بن نبی بر این باور است که حقیقت امری است مقید، موقعیت مند و مبتنی بر ساختارهای جمعی هر امت. حقیقت اطلاق ناپذیر است و هیچ قومی را نمی توان مالک تمامیت آن دانست. این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی و بر پایه داده های کتابخانه ای سامان یافته و با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمونی، در پی استخراج مؤلفه های کلان اندیشه تمدنی بن نبی است. یافته ها نشان می دهد بن نبی روح حاکم بر هر امت و فرهنگ ساری در آن را، عامل سازنده حقیقت قومی می داند. بر این بنیاد، مسلمانان را به ساخت تمدنی متناسب با ظرفیت ها، سلایق و تمایزات وجودی خویش فرامی خواند. در سپهر اخلاق، دستگاه فکری او به سوی نوعی «وظیفه گرایی امت مدار» میل می کند که در آن، تکلیف اخلاقی نه از عقل فردی، بلکه به واسطه ضمیر جمعی امت، برعهده فاعل اخلاقی نهاده می شود. در این هندسه تمدنی، تقدم با جنگ است نه صلح؛ چرا که هر تمدنی برای صیانت از تعین خویش، ناگزیر از ستیزی دائمی با دیگر تمدن ها است. همچنین با التزام به این چارچوب، دین و سیاست چنان درهم تنیده می شوند که اخلاق تابع شریعت می شود و اعتبار جهان شمول حقوق بشر غربی زیر سؤال می رود. درنتیجه هر امتی خود را محق می داند که دستگاه حقوقی ای متناسب با هویت و تمدن خویش بنیان نهد.
۲۳۰.

آرمانشهر ایرانی- اسلامی از منظر ابوالقاسم فردوسی توسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
به عنوان یک تصویر ایدئال و ذهنی از شهر، آرمان شهر هر جامعه ایده ها، ارزش ها و آرزوهای خود را نمایان می کند که با گذشت زمان و تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، شکل و شمایل های گوناگونی به خود می گیرد. این تصویر هرچند در اندازه و شکل متفاوت قابل تداوم است، همواره با ایدئال شهر هماهنگی دارد. از زمان باستان تا تمدن اسلامی، در تاریخ ایران، این اندیشه توسط متفکران و دانشمندان به شکل های گوناگون بیان شده است و امروزه تبیین و کاربرد آن به عنوان مدلی مفید در طراحی شهرهای معاصر، اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش، آرمان شهر در سیاق تمدن ایرانی-اسلامی به ویژه با تمرکز بر نظام فکری حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی بررسی و تحلیل می شود. هدف پژوهش تحلیل و تدوین چارچوب مفهومی دیدگاه شاعر و اندیشمند درباره مفهوم آرمان شهر و تأثیر آن در فرایند شهرسازی ایرانی-اسلامی است. با بهره گیری از روش های تحلیل محتوای کیفی، مفاهیم آرمان شهر در داستان های شاهنامه فردوسی به دقت بررسی و تجزیه و تحلیل می شود. سپس ارتباط این مفاهیم در چارچوب مفهومی آرمان شهر ایرانی-اسلامی، با استفاده از روش مرور روایتی، به صورت جامع و دقیق مطالعه می شود. نتایج نشان داد آرمان شهر اسلامی-ایرانی به عنوان مفهومی مستقل از زمان و مکان، با تأکید بر اصول خرد و دانش، به عنوان الگوی ایدئال برای شهرهای امروز در مواجهه با شرایط و محیط های آن ها، طراحی و تدوین شده است.
۲۳۱.

نقش مدینه فاضله در اکتساب فضیلت اخلاقی نزد فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
فضیلت نظری محوری ترین فضائل از دیدگاه فارابی است و در میان فضائل چهارگانه نقشی بنیادین دارد. از جمله این فضائل فضیلت اخلاقی است. کسب فضائل اخلاقی منوط به فرض اختیار انسانی است؛ به گونه ای که فارابی عمل نیکی را که به نحو اتفاقی از فاعل انسانی صادر شود، خالی از فضیلت معرفی می کند. درعین حال، در نظام اندیشه فارابی، اکتساب مبادی نخستین عقلی را نمی توان در دایره اختیار و انتخاب تمامی انسان ها دانست. به این ترتیب تحصیل فضیلت برای همگان ممکن نخواهد بود. این پژوهش با بررسی انواع فضیلت در فلسفه فارابی و تبیین جایگاه مقدم و محوری فضیلت نظری و با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این مسئله می پردازد که آیا با نظر به وابستگی سایر فضائل به فضیلت نظری و غیراختیاری بودن اکتساب مبادی فضیلت نظری، امکان تحصیل فضیلت اخلاقی برای انسان همچنان محفوظ می ماند. پاسخ به این پرسش از خلال واکاوی نقش دو عامل فطرت و عقل فعال در فرایند اکتساب فضائل نظری، به عنوان دو مانع اساسی در برابر مسئله امکان تحصیل فضیلت دنبال می شود؛ به گونه ای که با اذعان به تفاوت های طبیعی انسان ها در زمینه فطرت و میزان بهره مندی از عقل فعال، همگان نمی توانند با تکیه بر اختیار و توانایی های فردی از فضیلت بهره مند شوند. درنهایت با طرح خوانشی سیاسی از مفاهیم اخلاقی مانند فضیلت و سعادت و با ارجاع به جایگاه حاکمیت و نقش آن در تعلیم، تربیت و قانون گذاری مبتنی بر عقل نظری و عملی پاسخ می یابد؛ به گونه ای که این مانع طبیعی از مسیر نظم مدنی رفع می شود.
۲۳۲.

تحلیل مفهوم بیگانگی در نگاه شریعتی از دو منظر ایدئالیستی و ماتریالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۳۷
مفهوم بیگانگی علی رغم چارچوب معنایی منسجم و مشترکی که متفکران مختلف در تبیین آن به کار برده اند، از منظر هستی شناختی دارای تکثر و تنوع فراوان است و در باب چیستی آن دارای اختلاف نظرند. بااین همه، این متفکران از این مفهوم در نقد وضع موجود و تبیین وضع مطلوب استفاده می کنند. اینکه وضعیت مورد نقد، ناشی از یک تضاد ماتریالیستی میان دو طبقه یا گروه باشد یا به یک گفتمان محدود شود، مشخص کننده مبنای ایدئالیستی یا ماتریالیستی بیگانگی خواهد بود. در یک تقسیم بندی کلی می توان سورن کیرکگارد، هگل، لودویگ فوئرباخ و ماکس اشتیرنر و نیز متفکران نیهیلیست (مانند نیچه و نیز اشتیرنر) و اگزیستانسیالیست (مانند سارتر) را از کسانی دانست که به تبیین بیگانگی در بعد ایدئالیستی آن پرداخته اند. در مقابل اما مارکس و فرانتس فانون از این مفهوم در ساحت ماتریالیستی استفاده کرده اند. در میان متفکران انقلابی نیز شریعتی از مفهوم بیگانگی استفاده فراوان کرده است. بااین حال، راقم این سطور معتقد است در آرای شریعتی هم بعد ماتریالیستی و هم ایدئالیستی تعریف بیگانگی به کار گرفته شده است. این امر بعضاً با ابهامات روش شناختی شریعتی، موجب نافهمی این مفهوم یا دست کم عدم انسجام نظری تعاریف او از این مفهوم شده است. بعد ماتریالیستی مفهوم بیگانگی در آرای شریعتی، به بیگانگی فرهنگی و مسئله هضم در فرهنگ بیگانه مرتبط می شود. علت احتمالی این امر، مشهودبودن مرزهای تخاصم مادی میان فرهنگ خودی و فرهنگ بیگانه است. غلبه گفتمان وابستگی و خودبسندگی و در شق ایرانی خود، مضمون بازگشت به خویشتن، نشانه ای از آشکاربودن این مرزها است. در مقابل اما مرزهای تخاصمات طبقاتی و مادی در بطن جامعه ایران به دلیل قوام نیافته بودن نظام طبقاتی و جامعه مدنی در ایران معاصر با شریعتی، مبهم است و در همین بعد است که نظرات شریعتی در باب بیگانگی شکلی ایدئالیستی به خود می گیرد.
۲۳۳.

از اقتدار مردانه تا انتخاب زنانه؛ مطالعه ای دیرینه شناسانه در چرخش های گفتمانی در الهیات معاصر حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
در دهه های منتهی به مشروطه، ورود و استقرار مفاهیم نوآیین در نظام آگاهی ایرانی، اقتدار بسیاری از حوزه های معرفت سنتی را با چالش مواجه کرد. در مواجهه با این چالش ها، اندیشه دینی دیگر نمی توانست بر پاسخ های تعبدی متکی باشد. همچنین تاریخیت تعینات اندیشه دینی، اجازه فراروی از مقدورات و امکانات نظام آگاهی مسلط آن دوره را نمی داد. این نظام دانایی که دارای مجموعه ای از مفاهیم و ارزش ها بود، هرگونه نظرورزی عقلایی را به این چارچوب ها محدود می کرد. تبیین و تحلیل حجاب در غیاب هرگونه عاملیت زنانه موجب شکل گیری تبیین هایی از حجاب شد که دارای سوگیری جنسیتی و گاهی زن ستیز بودند. این نگاه در بستر تحولات فکری جامعه ایرانی نتوانست استمرار یابد و با تحول در ساختار آگاهی قدمایی، اندیشه دینی به بازنگری در تمامی ادعاهای خود وادار شد. پژوهش حاضر، به روش دیرینه شناسی به بررسی این گسست و شرایط امکان آن در اندیشه اسلامی معاصر می پردازد. در این راستا، دوره تاریخی مورد مطالعه به سه مقطع پیشاپهلوی با گفتمان تحمیل حجاب حداکثری، پهلوی دوم با گفتمان حجاب و کنترل مدرن و پیشاانقلاب (دهه منتهی به انقلاب اسلامی) با گفتمان مشارکت اسلامی-اجتماعی زنان تقسیم شده است. سپس با اشاره به نخستین تبیین های شکل گرفته، تطورات فکر دینی درباره حجاب را نشان می دهد. یافته های پژوهش بیان می کند که خلط مناسبات فرهنگی و دینی در گذشته، سرعت تحولات فکری در ایران، مشروط شدن فضای فکری به حضور زنان و کنشگری گسترده زنان از عوامل مهم چرخش پیش گفته و ضرورت شکل دهی به زبان و منطقی زنانه و فراجنسیتی در فهم و تبیین حجاب است.
۲۳۴.

بررسی تطبیقی منشأ حاکمیت از منظر علامه طباطبایی و توماس هابز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۸
تلاش برای یافتن علت و منشأ حاکمیت از مسائلی است که مورد توجه فیلسوفان سیاسی قرار گرفته است. علامه طباطبایی و توماس هابز تفسیرهای مشابهی از انسان و زندگی اجتماعی ارائه می کنند و منشأ حاکمیت از نظریات آنان استخراج می شود. در پاسخ به این پرسش که منشأ حاکمیت از منظر علامه طباطبایی و هابز چیست، این مطالعه به روش اکتشافی-توصیفی انجام گرفت. یافته های پژوهش بیانگر آن است که هابز با تأکید بر حقوق طبیعی و برابر انسان ها در پی دستیابی به نظریه ای درباره حق، قدرت و پیوند حق و قدرت است. او منشأ را در قرارداد اجتماعی و ضرورت امنیت مطلق می بیند. انسان هابزی انسانی بدون پیوندهای اجتماعی و تحت تسلط قوای غریزی و غیرعقلانی است که در وضعیتی وحشیانه به سر می برد و راه برون رفتی جز قرارداد اجتماعی مشروط و به نفع شخص ثالث و واگذاری همه حقوق و اختیارات به او ندارد. اما در نگاه علامه طباطبایی، انسان ناگزیر از زندگی اجتماعی مبتنی بر قرارداد عملی بین استخدام متقابل و عدالت اجتماعی است. در نگاه او انسان های اولیه تحت تأثیر قوای طبیعی بودند و سلطه قوای طبیعی، عقل را نیز دربرمی گرفت، اما عقل در سیر اجتماعی کمال یافته و با وحی و نبوت تقویت شده و حاکم بر قوای طبیعی می شود. یافته ها نشان می دهد تفاوت بنیادین در انسان شناسی و فلسفه حقوق دو متفکر، به دو تحلیل متفاوت از سیاست و حکومت می انجامد. نتایج این پژوهش می تواند به تقویت فهم تطبیقی فلسفه سیاسی اسلامی و غربی کمک کند.
۲۳۵.

نسبت میان ساختار اجتماعی و فرهنگ در نظریه روبرت وُسنو و نقد آن از منظر اندیشه دکتر علی شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۶
نسبت میان فرهنگ و ساختار اجتماعی، یکی از مسائل دیرپای جامعه شناسی است که همواره محل مناقشه بوده است: آیا شرایط اجتماعی خاستگاه فرهنگ اند یا خود فرهنگ نقشی مؤثر در تحولات ساختاری دارد؟ گروهی فرهنگ را پیامد ساختار می دانند و برخی آن را منشأ تغییر اجتماعی می شمرند. روبرت وسنو با رویکردی عینی به فرهنگ، آن را نه امری ذهنی، بلکه محصولی عینی و قابل مشاهده می داند و در چارچوبی نظری، پیوند ایدئولوژی و ساختار را تبیین می کند. با آنکه در نظریه او نقش عاملان انسانی و مقوله «نظم اخلاقی» نیز مدنظر است، اما در مجموع، اولویت با عوامل ساختاری است. در سوی دیگر، علی شریعتی رابطه میان فرهنگ و ساختار را دوسویه و دیالکتیکی می فهمد. او بر آن است که هم ساختار بر فرهنگ اثرگذار است و هم فرهنگ، قدرت دگرگونی ساختار را دارد. مقاله حاضر با تحلیل نظریه فرهنگی وسنو و نقد آن از منظر اندیشه دیالکتیکی شریعتی، نشان می دهد که نظریه وسنو علی رغم تلاش برای فراروی از نگاه های تقلیل گرایانه، همچنان بر رابطه یک سویه تأکید دارد، حال آنکه اندیشه شریعتی، تفسیری جامع تر از تعامل فرهنگ و ساختار ارائه می کند.
۲۳۶.

کنش گفتاری مستتر در واژگان هنجارین محمدرضا حکیمی درباره عدالت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۹
نظریه ها و دیدگاه های مربوط به عدالت در اندیشه سیاسی معاصر اسلامی به ویژه در میان متفکران شیعه اندک است. بخشی از آن نیز یا بازگویی همان دیدگاه های کلاسیک است یا تلاشی برای سازگاری اسلام با یکی از نظریه های غربی. محمدرضا حکیمی یکی از متفکرانی است که می کوشد واژگان دینی را به استخدام عدالت اجتماعی درآورد و خوانشی نو از عدالت برمبنای بافتار فرهنگی-اجتماعی جامعه ایرانی ارائه کند. نوشتار حاضر با بهره از نظریه زبان شناسی جان سرل، کنش های گفتاری نهفته در واژگان هنجاری محمدرضا حکیمی درباره عدالت اجتماعی را تحلیل می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که بسترهای ایدئولوژیک و فکری محمدرضا حکیمی چه تأثیری بر فهم او از عدالت اجتماعی داشته است و کنش گفتاری بیانی، منظوری و تأثیری مستتر در واژگان هنجارین او درباره عدالت چیست. این مقاله نشان می دهد: 1. حکیمی در فاصله گذاری از اسلام محافظه گرا از یک سو و نظام سرمایه داری از سوی دیگر دیدگاه خود درباره عدالت را مطرح می کند. از همین رو مضامین ناظر بر عدالت اجتماعی در اندیشه او کاملاً برتری دارد؛ 2. واژگانی مانند امربه معروف و نهی ازمنکر، عدل الهی و توحید واژگان هنجارین او برای ساخت دیدگاهی جدید درباره عدالت اجتماعی اسلامی است که معطوف به پیوند معنای مسلمانی به کنشگری فعالانه اجتماعی برای رفع استضعاف و فقر است.
۲۳۷.

کنترل اجتماعی بر پایه محبت؛ بررسی نظریه محبت عدالت خواجه نصیر و نقش آن در کنترل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۸
این پژوهش با تحلیل محتوای کیفی آثار خواجه نصیر و منابع مرتبط، به بررسی نظریه محبت-عدالت خواجه نصیرالدین طوسی و کاربردهای آن در کنترل اجتماعی می پردازد. خواجه نصیر با ترکیب هوشمندانه محبت به عنوان مکانیسم درونی کنترل و عدالت به عنوان سازوکار بیرونی، الگویی جامع برای تنظیم روابط اجتماعی ارائه کرده است. نظریه محبت-عدالت خواجه نه تنها نظم و ثبات را تضمین می کند، بلکه با کاهش اتکا به اجبار و تأکید بر پیوندهای انسانی، به ایجاد جامعه ای متعادل و هماهنگ کمک می کند. به تعبیر دیگر، محبت به عنوان مکانیسم درونی کنترل، نیروی خودجوشی است که از طریق روابط عاطفی و به شکل ارگانیک، همبستگی اجتماعی را محقق می کند؛ درحالی که عدالت به عنوان سازوکار بیرونی، ضامن نظم ساختاری جامعه است. این نظریه با توجه به تأکید هم زمان بر ابعاد عاطفی و ساختاری کنترل اجتماعی و نیز انعطاف پذیری فرهنگی می تواند به عنوان چارچوبی بومی برای تحلیل و طراحی نظام های کنترل اجتماعی در جوامع اسلامی مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر نشان می دهد این نظریه قابلیت زیادی برای پاسخگویی به چالش های معاصر در زمینه کنترل اجتماعی دارد و کاربردهای عملی آن می تواند در مسائل اجتماعی مانند کاهش کج روی، تقویت سرمایه اجتماعی، و مدیریت تعارضات مورد بررسی و استفاده قرار گیرد.
۲۳۸.

مبانی معرفتی میزان ورود دولت به اقتصاد در دهه 1360 (با تمرکز بر نظریه ولایت فقیه امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۸
در دهه ۱۳۶۰، میزان و حدود دخالت دولت در اقتصاد ایران محور اختلافی جدی میان دو رویکرد متفاوت از نظریه ولایت فقیه امام خمینی بود. پیش از انقلاب، فقه شیعه رویکردی فردمحور داشت که مالکیت خصوصی را محترم می شمرد و دخالت دولت را محدود به چارچوب قوانین فقهی مانند قاعده «تسلیط» می دانست. این در حالی است که قرائت امام خمینی و برخی پیروان ایشان مانند آیت الله بهشتی که در ذیل فقه حکومتی مطرح می شود، بسیار گسترده تر از قرائت سنتی بود. ایشان اختیارات ولی فقیه را بسیار گسترده می دانست و مصلحت نظام و حفظ انقلاب را بر قوانین فقهی مقدم می شمرد. براین اساس، ولی فقیه می تواند حتی مالکیت خصوصی مشروع را برای مصالح بالاتر نظام محدود کند یا تغییر دهد. این نظریه زمینه قانونی و فلسفی مداخلات گسترده دولت در اقتصاد، به ویژه در شرایط بحرانی مانند جنگ، را فراهم کرد. پژوهش حاضر به روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای، با بهره گیری از منابع فقهی، اسناد تاریخی و آرای فقها و با تحلیل محتوایی متون، به بررسی تأثیر نظریه ولایت مطلقه فقیه بر سیاست های اقتصادی می پردازد. براساس نتایج، مفهوم مصلحت نقشی محوری در ارجحیت مصالح عمومی و حفظ نظام بر قواعد فقهی سنتی دارد و موجب تعدیل دیدگاه های فقهی شده است. همچنین برخی تنش ها میان فقها و کارشناسان اقتصادی بر سر حدود دخالت دولت در اقتصاد، با استناد به اختیارات ولی فقیه و نقش کلیدی مصلحت، حل وفصل شده است. به طورکلی، نظریه ولایت مطلقه فقیه به گسترش دخالت دولت در اقتصاد به خصوص طی نیمه نخست آن مشروعیت بخشیده است.
۲۳۹.

الزامات مبنایی حکمرانی فرهنگی مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر با هدف مطالعه الزامات مبنایی حکمرانی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای انجام شده است. این پژوهش در زمره پژوهش های کیفی قرار دارد که با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مورد مطالعه به صورت هدفمند و در دسترس از میان متون و محتوای سخنرانی های آیت الله خامنه ای در خصوص فرهنگ و حکمرانی فرهنگی و واژه های مرتبط با آن انتخاب شد. یافته های تحقیق نشان می دهد، نقطه گذاری در الگوی حکمرانی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، "الزام مبنایی مردمی سازی فرهنگ اسلامی" با محوریت دو مؤلفه "هدایت گری اسلامی فرهنگ" و "مشارکت دهی مردمی فرهنگ" است که برای تحقق آن الزامات زمینه سازی عبارتند از: «شاخص های نگرشی و عملکردی احسن»،«مدیریت فرهنگی» با ویژگی های مدیریت روبه جلو، انقلابی - جهادی، مشارکتی و جهت مند فرهنگ؛ «مهندسی فرهنگی» با ویژگی های اصلی توسعه بخشی هدفمند فرهنگ، استحکام بخشی یکپارچه فرهنگ و هویت سازی ملی فرهنگ؛ «گفتمان سازی فرهنگی» از طریق ذهنیت سازی ارزش های فرهنگی، اصلاح گری معیارمند فرهنگ و اعتبار و قدرت بخشی درونی فرهنگ؛ و در نهایت «نهادینه سازی شاخص های حاکمیت الهی» که شامل حکمرانی اسلام محور، مردم محور، فرهنگ محور، امام محور، قانون مدار، عدالت محور، آگاهی محور، مسئولانه، اتحادگرا و عزت مند است. پیامد این نوع از حکمرانی فرهنگی، «تعالی بخشی شخصی و اجتماعی» است که پیشنهاد می شود در سیاست گذاری های فرهنگی کشور، مبانی و الزامات مطرح شده به عنوان چهارچوبی کلان مدنظر قرار گیرد تا مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی هموارتر گردد.
۲۴۰.

مفهوم، موضوع، علل و سنخ های بیگانگی در آرا و آثار شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۴
غور در اندیشه شریعتی در باب بیگانگی و اکتشاف مفهوم، موضوع، علل و صور آن و وقوف به رویکرد و رهیافت نظری و دیدگاه او در باب راه های خروج از بیگانگی عمده ترین هدف های تحقیق حاضر بود. برای این منظور از دو شیوه تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمونی بهره گرفته شد. داده های مورد نیاز از آثار شریعتی جمع آوری شدند. پردازش داده ها از طریق تکنیک کدگذاری سه مرحله ای استراوس شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. چنین تکنیکی زمینه را برای آزادسازی مفاهیم حساس از دل منابع مرورشده، مقوله بندی و طبقه بندی آن ها و اکتشاف خرده مقوله ها همراه با ربط معقول و منطقی آن ها فراهم کرد. به این ترتیب هفت مضمون اصلی به مثابه طبقات و مقوله ها همراه با خرده مقوله ها به دست آمد. نتایج نشان داد شریعتی مفهوم بیگانگی را به مفهوم «ازخودبیگانگی» فرومی کاهد و با اتخاذ رویکرد روان شناختی اجتماعی، ازخودبیگانگی را به معنی «حلول جن در کالبد آدمی» تعریف می کند که در آن فرد خود را آن چنان که هست حس نمی کند و دیگری یا شیئی دیگر را به جای خود احساس می کند. او با تأکید بر سرشت فراگرد ازخودبیگانگی معتقد است فرد و جامعه در ارتباطی مداوم با یکدیگر در پیدایی آن نقش بازی می کنند. به زعم شریعتی، رابطه جدلی بین آسیمیلاسیون، آلیناسیون (ازخودبیگانگی)، تقلید و فساد وجود دارد و خروجی این رابطه بیداری، آگاهی و خودباوری است. کار و ابزار تولید، ماده گرایی، تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه، استعمار، ماشین و بوروکراسی، پول، زهد، عشق، صوفی گری، ایدئولوژی و وابستگی حزبی و جناحی مفرط عواملی هستند که به وسیله آن ها آدمی ازخودبیگانه می شود. این عوامل درعین حال صور و اشکال بیگانگی را پدید می آورند. شریعتی خروج از بیگانگی را در خودیابی می داند. به زعم او اسیمیله که همان بومی خودباخته در برابر غربی است، وقتی شروع به حرف زدن می کند خودیاب می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان