ایمان زکریایی کرمانی

ایمان زکریایی کرمانی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۸ مورد از کل ۴۸ مورد.
۴۱.

سناریوی آینده مطلوب در تجاری سازی پژوهش های مقطع کارشناسی ارشد فرش دانشگاه هنر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۷۷
توجه به پژوهش های انجام شده در حوزه فرش دستباف و تجاری کردن آن ها، مسئله ای است که باید در اولویت برنامه ریزان آموزشی قرار بگیرد. رویکرد آینده پژوهی می تواند زمینه ساز این امر مهم باشد. این پژوهش سعی دارد به شناسایی آینده مطلوبی که در اثر تجاری سازی پژوهش ها در سطح جامعه برای دانشگاه و صنعت فرش دستباف در بازارهای هدف به وجود می آید، بپردازد. در راستای دستیابی به این هدف، این پرسش اصلی مطرح می شود که آینده مطلوب در جهت تجاری سازی و پیاده سازی پژوهش های مقطع کارشناسی ارشد فرش دانشگاه هنر اصفهان چیست و چه کمکی می تواند به صنعت فرش دستباف در بازارهای هدف بکند؟ پژوهش حاضر به لحاظ هدف، توسعه ای و به لحاظ روش آینده نگاری از نوع تحلیل روند و سناریونویسی است که در انتخاب پیشران های اصلی از روش عدم قطعیت استفاده شده است. جامعه موردمطالعه در این پژوهش، خبرگان، دانشجویان، و فارغ التحصیلان در دانشگاه هنر اصفهان بین سال های 1394 لغایت 1398 است. این پژوهش جزو پژوهش های آمیخته یا ترکیبی است که نمونه های انتخابی بخش کمی، به صورت احتمالی برمبنای جدول کرجسی و مورگان 40 نفر محاسبه شد. روش نمونه گیری در مباحث کیفی، به صورت هدفمند موردی نمونه شاخص و به بر مبنای اشباع نظری 15 نفر از خبرگان آموزش عالی فرش بوده اند. اطلاعات و داده های موردنیاز این پژوهش به کمک ابزار پرسش نامه و مصاحبه غیرسازمان یافته جمع آوری شده است. نتایج این پژوهش منجر به شناسایی چهار پیشران مهم و کلیدی، شامل پرورش نیروی متخصص در حوزه تجاری سازی، به کارگیری یک تیم حرفه ای در دانشگاه به امر تجاری سازی، ایجاد هسته های علمی در جهت تجاری سازی پژوهش ها، ارتقاء دانش فنی ارکان دانشگاهی در حوزه تجاری سازی پژوهش ها و ارائه سناریو آرمانی در ارتباط با تجاری سازی و کاربردی کردن پژوهش های تجاری نوشته شده در این حوزه، در سطح جامعه شد، به طوری که راه ها و روش های پربازده و آسانی برای تجاری سازی این پژوهش ها پیشنهاد شد، تا با اجرایی سازی آن ها آینده ای مطلوب برای این هنر-صنعت رقم بخورد.
۴۲.

بررسی روند تولیدات علمی و ترسیم نقشه دانش حوزه فرش دستباف برمبنای داده های پایگاه اسکوپوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
   ترسیم ساختار علم و نقشه دانش برای رشته های علمی مختلف و پیگیری روند آخرین تغییرات آن ها موضوع مورد توجه محققین و متخصصین علم سنجی است و متون علمی زیربنای اصلی آن محسوب می شود. بررسی و تحلیل ساختار علمی و روند انتشار مقالات در حوزه های علمی مختلف، دیدگاه مناسب و جامعی از تلاش محققین در حوزه های دانشی ارائه نموده و می تواند باعث آگاهی بیشتر پژوهشگران از وضعیت پژوهش های انجام شده و نیز کشف شکاف های موضوعی تحقیقات علمی شود.هدف از پژوهش حاضر ارائه تصویری جامع و منسجم از بروندادهای علمی در حوزه فرش دستباف بر اساس اسناد علمی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس است. در راستای هدف تحقیق تعداد 1231 سند علمی با موضوع فرش دستباف طی سال های 1969 تا 2023 میلادی از پایگاه اسکوپوس به عنوان داده های ورودی نرم افزار VOSviewer استخراج شد. این اسناد علمی از نظر روند تولیدات پژوهشی، نقشه دانشی، شبکه هم واژگانی و شبکه هم تألیفی پژوهش های فرش دستباف مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.برای انجام این پژوهش ابتدا داده ها از پایگاه علمی اسکوپوس استخراج شد. در ادامه مراحل داده آمایی انجام و بر پایه اهداف تحقیق داده ها با بهره مندی از الگوریتم های مبتنی بر تحلیل شبکه در نرم افزار تحلیل و ارزیابی شد. نتایج نشان داد تولیدات علمی در حوزه فرش دستباف بطور فزاینده ای درحال توسعه است. پرتولیدترین موضوعات در حوزه فرش دستباف در علوم مدیریت، بازرگانی، مواد و مهندسی نسبت به سایر علوم بیشتر بوده است. در شبکه هم تألیفی کشورها، ایالات متحده آمریکا با داشتن تعداد146 مقاله علمی و تعداد 3181 استناد قوی ترین پیوند را در بین کشورهای مختلف تشکیل داده است. همچنین مؤسسه فناوری جورجیا آمریکا و دانشگاه امیرکبیر از مهمترین مراکز پژوهشگری فعال در حوزه فرش دستباف می باشند. تحلیل هم رخدادی واژگان پنج خوشه پژوهشی با جریان ها و پیوندهای تولید فرش، صنعت فرش، قالی، بافندگی و صنعت نساجی مرتبط با فرش دستباف را آشکار کرد که دارای گره های بزرگتر و تجسم چگالی بیشتری بوده اند. نقشه ها نشان دادند مطالعات از انسجام شبکه ای مطلوبی برخوردار بوده و تجزیه و تحلیل و بررسی محتوای اسناد علمی می تواند به درک بهتر جریان های فکری در این حوزه کمک کرده و به عنوان یک نقشه راه در مسیر مطالعات حوزه فرش دستباف در آینده مؤثر واقع شود. 
۴۳.

تأثیر عوامل فرهنگی بر تحولات طرح و نقش قالی های صفوی و قاجار (با تأکید بر نقوش گل و بوته)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
  قالی بافی از سنن تاریخی و اصیل ایرانی است که از شاخه ها و جوانب متعددی تشکیل شده است. طرح و نقش پردازی قالی از حوزه های اصلی آن است و آرایه های قالی شامل مجموعه متنوعی از نقوش گیاهی، جانوری، انسانی، تجریدی و انتزاعی است. گستردگی نقوش گیاهی در طرح فرش بیش از انواع دیگر است چرا که تنوع آن ها به وسعت نقوش گیاهی موجود در طبیعت، به انضمام نقوش گیاهی تجریدی و در قالب های گردان و شکسته است. انواع آرایه های گیاهی به صورت کلی شامل گونه های اسلیمی، ختایی، گل و بوته و درخت هستند. از آن جا که در رابطه با هنر فرشبافی ایران، دو دوره صفوی و قاجار از اهمیت زیادی برخوردارند و از طرفی عوامل فرهنگی در هریک از این دوره ها با تغییراتی روبه رو بوده که تبعاً بر آثار هر دوره تاثیراتی را موجب شده است، لذا این پژوهش با هدف بررسی و شناسایی انواع گل و بوته های منقوش بر قالی های صفوی و قاجار و بررسی تأثیرات عوامل فرهنگی و تحولات احتمالی آن دوران در طرح و نقش فرش و به ویژه تحلیل ورود گونه های جدید گیاهی به قالی های دوره قاجار، صورت گرفته و سوال اصلی در این پژوهش، چگونگی تأثیرگذاری عوامل فرهنگی و اجتماعی در بروز گل و بوته های منقوش در قالی های صفوی و قاجار است. این پژوهش از منظر هدف توسعه ای و روش انجام آن توصیفی- تحلیلی با رویکرد اکتشافی است. روش گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و با استفاده از کتاب ها، مقالات و پایان نامه های تخصصی و پایگاه های الکترونیکی معتبر بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل 37 نمونه قالی صفوی و ۶۲ نمونه قالی قاجاری است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نقوش گیاهی مورد استفاده در قالی های دوره صفوی شامل گونه های گردان، مشتمل بر مجموعه ای مشخص و با تنوع اندک است که در بخش های متعددی از قالی و به انحای مختلف و بعضاً نمادگرایانه با تأثیر از فرهنگ حاکم نقش شده اند اما در سده های بعد و در دور ه قاجار، نقوش گیاهی با تغییراتی در فرم، اندازه، رنگ و ساختار تکرار شده و علاوه بر آن نقوش تازه تری از جمله انواع گل های طبیعت گرایانه، گل فرنگ و عناصر تازه متاثر از فرنگی مآبی به مجموعه نقوش قالی های این دوره افزوده شده و طبیعت گرایی در این زمان بیش از دوره صفوی است. این تغییرات بیش از همه متأثر از احوال فرهنگی و اجتماعی دوران بوده که به انحای مختلف منجر به بروز و نمود گونه های مختلف گل و بوته در قالی های صفوی و قاجار شده است.
۴۴.

مطالعه آسیب شناسی کاربردی هنر خامه دوزی سیستان در عصر حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۳
خامه دوزی به عنوان یکی از هنرهای سنتی سیستان، از گذشته تا به امروز، دارای کاربردهای بسیاری بوده است. با توجه به تغییرات اقلیمی منطقه سیستان، تغییر نسل و تغییر سبک زندگی ضرورت تغییر در کاربردهای هنر خامه دوزی را به ما یادآوری می کند. هدف از این پژوهش، معرفی هنر خامه دوزی سیستان، شناسایی آسیب های موجود در کاربردهای خامه دوزی سیستان و ارائه راهکارهایی برای حل این آسیب ها در عصر حاضر است. در این پژوهش، سعی شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که: چه تغییراتی در موارد کاربردی خامه دوزی می توان ایجاد کرد تا به وسیله آن، آسیب هایی که این هنر را مورد تهدید قرار می دهند، از بین بروند؟ روش این پژوهش که با رویکرد آسیب شناسی انجام شده است، از نظر هدف، کاربردی، از نظر ماهیت، کیفی و از نظر روش، به صورت توصیفی- تحلیلی است. داده های مورد نیاز به صورت اسنادی و میدانی گردآوری شده اند و وضعیت موجود با روش مشاهده و مصاحبه انجام شده است. با بررسی آسیب های به دست آمده در کاربردهای هنر خامه دوزی سیستان در عصر حاضر، می توان نتیجه گرفت که تغییر در سبک زندگی، فرهنگ و شرایط اقلیمی منطقه سیستان موجب شده است تا هنر خامه دوزی سیستان به شیوه کاربردی گذشته مورد استقبال قرار نگیرد و لازم است تا نوآوری در کاربردهای آن صورت گیرد. با رفع آسیب های موجود می توان به اقتصاد منطقه سیستان و ماندگاری هنر خامه دوزی در آن ناحیه کمک کرد. از مهم ترین راهکارهای به دست آمده برای جلوگیری از آسیب های موجود در این هنر، این است که محصولات جدید علاوه بر مناسب بودن از نظر اقتصادی، باید متناسب با نیازهای بانوان و آقایان و متناسب با نیازهای همه گروه های سنی در عصر حاضر باشد. این محصولات علاوه بر حوزه پوشاک می توانند در زمینه لوازم خانه تولید شوند و با تولید محصولات کاربردی خامه دوزی در ابعاد کوچک، می توان به کاهش قیمت این محصولات و افزایش تقاضا کمک نمود. در تمامی تغییرات و نوآوری های صورت گرفته در تولید محصولات خامه دوزی، باید به حفظ اصالت هنر خامه دوزی سیستان نیز توجه داشت.
۴۵.

تحلیل پیچیدگی نقوش معقلی در ازاره های مسجد حکیم اصفهان باروش فرکتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۸
معماری ادوار گذشته ایران، همواره ملهم از به کارگیری هندسه و قواعد ریاضی در ترسیم بوده است. یکی از دیدگاه های مؤثر در معماری، نظریه سیستم های پیچیده بوده که مربوط به هندسه فرکتال است. تا به امروز تحلیل فرکتال به عنوان ابزار تحلیل کاربردی در رشته معماری و شهرسازی، در مقیاس های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. استفاده از نظم هندسی در طرح، همراه با بهره گیری از هندسه پنهان، الگوهای تکرارپذیر و تنوع نقوش خودمتشابه همواره در تزیینات معماری مورد توجه بوده است. آنچه در این پژوهش مورد نظر است ارائه یک روش تحلیل با استفاده از مبانی هندسه فرکتال و اندازه گیری بٌعد به عنوان روش کمّی برای انداز ه گیری و تحلیل پیچیدگی بصری نقوش کاشی که معیاری برای زیبایی شناختی بوده و در طراحی های شهری مؤثر است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که چگونه گسترش یک نقش مایه مبنا می تواند سبب افزایش پیچیدگی شود؟ این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. روش داده اندوزی میدانی، کتابخانه ای و تحلیل ابعاد گره ها با استفاده از نرم افزار فرکتالیز انجام شده است. با تجزیه و تحلیل نقوش معقلی چند نمونه از ازاره های مسجد حکیم از دیدگاه فرکتال (خودمتشابهی و بُعدکسری) وجوه خودمتشابه و تکرار شوندگی در هندسه پنهان و پیدای نقوش معقلی ازاره ها متجلی شد. همچنین نقوش دارای بُعد کسری بودند و با ابعاد فرکتالی انطباق داشتند. با مقایسه ازاره های دارای یک نقش مایه مبنا و پیچیدگی متفاوت این نتیجه حاصل شد که این نقوش با  افزایش تدریجی پیچیدگی، هماهنگی بصری با محیط طبیعی را حفظ کرده و با وجود پیچیدگی ظاهری از نظم زیر بنایی به دلیل استفاده از یک نقش مایه مبنا و داشتن ویژگی خود متشابهی بر خوردارند این مورد نشان دهنده ترکیب هم زمان نظم و پیچیدگی در طراحی است که در هنر اسلامی از آن به عنوان معیاری برای سنجش تعادل میان سادگی و پیچیدگی استفاده می شود.
۴۶.

دگردیسی فرش از یک ابژه ی هنری به یک سوژه ی مفهومی: مطالعه ای جامعه شناسانه پیرامون تغییر کارکرد فرش دستباف در جامعه معاصر.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۹
هنر فرش دستباف در تاریخ خود همواره دارای دو وجه کاربردی و زیبایی شناسانه بوده و کارکردهای متعددی در حوزه های مختلف اجتماعی ایفا کرده است. با این حال در دوران معاصر، این هنر با دگرگونی های عملکردی و معنایی مواجه شده که آن را از یک هنر کاربردی-زیبا به هنری صرفاً زیبایی شناسانه در جایگاه واقعی Art تبدیل کرده است. در نتیجه، فرش دستباف بازتابی فراتر از کاربرد سنتی خود یافته و در قالب هنر مفهومی (کانسپچوآل آرت ) در جامعه معاصر بازنمایی می شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که از منظر جامعه شناسی فرهنگی، چه عواملی در تغییر جایگاه و کارکرد فرش دستباف و تبدیل آن به یک سوژه مفهومی مؤثرند؟ پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، جامعه شناسی فرهنگی است و با تکیه بر شاخص های این رویکرد به تحلیل الگوهای مفهومی فرش دستباف پرداخته شده است. نمونه های مورد مطالعه به صورت هدفمند شامل 8 مورد از آثار مجموعه هنری نامیرا، تولید هنرمند معاصر محسن موسوی سیرت است. بر اساس این سِگمنت هنری می توان به بررسی فرش به عنوان یک سوژه مفهومی پرداخت و آن را به این حوزه تعمیم داد. جمع آوری اطلاعات بر اساس منابع مکتوب، منابع تصویری و در جهت شناسایی عوامل مؤثر بر تغییر کارکرد فرش دستباف در جامعه معاصر ایران، با 13 نفر از خبرگان در این حوزه مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه های هویت، تکنولوژی، قدرت، نهادها، تقابل و مقاومت فرهنگی، و نوآوری و تغییرات فرهنگی به عنوان شش عامل اصلی از منظر جامعه شناسی فرهنگی بر تغییر کارکرد فرش دستباف تأثیرگذارند. این عوامل می توانند در سطوح جمعی و فردی، نقش کلیدی در بازتعریف فرش دستباف به عنوان یک سوژه مفهومی ایفا کنند. استفاده آگاهانه از این عوامل توسط کنشگران این حوزه، می تواند به ارتقای جایگاه جهانی این هنر بینجامد
۴۷.

از هنر گربه ها تا هندسه آشوب: تحلیل فرکتالی آثار لوئیس وین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
لوئیس وین هنرمند انگلیسی بود که به دلیل خلق تصاویر خلاقانه اش از گربه ها شهرت دارد. آثار منحصر به فرد او دنیای هنر و رابطه انسان با گربه ها را دگرگون کرد. نقاشی های او از سادگی و شادابی آغاز و به سمت پیچیدگی و آشوب پیش می روند. آثاری که در سال های پایانی عمر او خلق شده اند، اغلب با چالش های سلامت روان مرتبطند و الگوهای پیچیده و تکرارشونده ای را به نمایش می گذارند که یادآور فرکتال های طبیعی هستند. هدف این پژوهش، بررسی ابعاد فرکتالی در هنر وین است. این ابعاد فرکتالی می تواند ارتباط تحولات روانی او در قالب آثار نقاشی، با اصول ریاضی را نشان دهد. لذا این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که تحولات روانی لوئیس وین چه تغییری در پیچیدگی آثار نقاشی او از گربه ها از دید بعد فرکتالی داشته است؟ این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است. داده اندوزی به روش کتابخانه ای، اینترنتی و تحلیل ابعاد فرکتال با نرم افزار انجام شده است. با محاسبه بُعد فرکتال هشت اثر وین به ترتیب زمان خلق آن ها در شرایط مختلف روحی این نتیجه حاصل شد که عدد بُعد فرکتال آثار این هنرمند در دوران بحران بیماری از محدوده بُعد مطلوب خارج و به 2 نزدیک می شود. در این دوره تصاویر پیچیده و انتزاعی، بازتاب آشوب ذهن هنرمند است. در صورتی که قبل از بیماری تصاویر در محدود مطلوب فرکتالی قرار دارند. در واقع آثار او فراتر از یک بیان ساده هنری و تلاقی عمیقی از هنر، روان شناسی و ریاضیات است. لذا با قرار دادن آثار لوئیس وین در چارچوب های میان رشته ای، درک جدیدی از اهمیت دستاوردهای او در هنر و علم به دست می آید.
۴۸.

تحلیل فرهنگی و انسان شناختی پوشاک زنان ایل قشقایی استان فارس با کارکردها و معانی در فرهنگ عشایری بر اساس آراء هوارد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۱
پوشاک، بسیاری از عوامل موثر در هویت فرهنگی انسانها را متجلی می سازد. سبکهای پوشش روزمره و مراسمی از مشهودترین نمودهای هویتی جامعه عشایری محسوب می شوند و مؤلفه هایی چون فرهنگ، آداب و رسوم، جغرافیا، اقلیم و غیره هر یک به نوعی بر شکل گیری و یا تغییرات تدریجی آن تاثیرگذارند. اهداف این پژوهش تحلیل فرهنگی و انسان شناختی پوشاک زنان ایل قشقایی استان فارس بر اساس آراء هوارد مورفی و همچنین تحلیل کارکرد زیبایی شناختی و معانی پوشاک در فرهنگ عشایری است. انسان شناسی هنر زندگی اجتماعی انسان را در گذشته و حال مورد بررسی قرار می دهد و اساسا به مطالعه "فرهنگ انسانی" و چگونگی سازگاری فرهنگ با محیط می پردازد. در واقع، انسان شناسی درباره فرهنگ های موجود به خصوص فرهنگ های ابتدایی مطالعه می کند. سوال اصلی این پژوهش؛ چگونه پوشاک زنان ایل قشقایی بازتاب دهنده فرهنگ انسان شناختی است؟ و تحقیق کیفی و توصیفی-تحلیلی است و داده های آن به شیوه میدانی مشاهده و مصاحبه مستقیم جمع آوری شده و در در بخش کتابخانه ای با چارچوب نظری انسان شناسی؛ با توجه به سه دیدگاه معناشناختی، زیباشناختی و کارکردشناختی هوارد مورفی به بررسی پوشش زنان عشایر ایل قشقایی استان فارس پرداخته شده است. در نتیجه پژوهش باید گفت امید به زندگی، ایجاد شادی و زیباسازی محیط زندگی با استفاده از رنگها و تزیینات و پارچه های پر زرق و برق در بعد زیباشناختی و همچنین جریان داشتن زندگی در سایه اعتقادات و باورهایی که در مورد رنگها پوشاک و تقدس چارقد زنان در زندگی ایلی وجود دارد و همچنین جایگاهی که جنس پارچه، رنگ و تزیینات در سطح طبقاتی و شأن اجتماعی زنان در ایل دارند، در بعد معناشناختی رویکرد مورفی بوده و در بعد کارکردشناختی هم پوششی کامل و مناسب با اقلیم، فعالیتها و شرایط سخت زندگی کوچ نشینی زنان ایل قشقایی است و تمامی جنبه های آن علاوه بر داشتن زیبایی و معانی فرهنگی، کارکردی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان