باورهای متناقض و پاسخ های الکتروفیزیولوژیک پوست: مطالعه موردی گور و ساکیم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
70 - 98
حوزههای تخصصی:
امکان رخداد و ماهیت خودفریبی از موضوعات مهم حوزه های فلسفه اخلاق و روان شناسی بوده است. به نظر می رسد که عمده ترین رهیافت های ناظر به فریب خود را می توان در دو گروه قصدگرایی و انگیزه گرایی تعریف کرد که مهم ترین وجه فارق آنها شرط باورهای متناقض عامدانه در فرایند خودفریبی است. گور و ساکیم می کوشند تا با طرح ریزی آزمایش هایی، شرایط چهارگانه خودفریبی در افراد را بررسی کنند و چگونگی جمع دو باور متناقض در ساحت های مختلف شناختی انسان را نشان دهند. در آزمایش اول، در حالی شرکت کنندگان در شناسایی های خودگزارشی صداها اشتباه می کنند که الکترودهای سنجشگر پاسخ الکتروفیزیولوژیک پوست GSR)) بیانگر شناسایی صحیح در ناخودآگاه و درنتیجه، وجود باورهای متناقض در شخص است. داده های این آزمایش کم وبیش نشان می داد که خطاهای رخ داده بسته به تجربه ها و خودپنداره های پیشینی افراد و به گونه ای کاملاً انگیزشی بروز می یابند. آزمایش دوم نیز نشان می دهد که تجربیات موفقیت یا شکست - که بر اساس آنها، سطح خودارزشمندی افراد تغییر می کند - به طور مستقیم، بر توانایی شناسایی صدای خود تأثیر می گذارد. در شرایطی که افراد دچار شکست شده اند و به تبع آن، از رویارویی با خود دچار اجتناب یا ترس می شوند، تشخیص صدای خود برای آنها دشوارتر می شود و با تأخیر و اشتباهات منفی در واکنش، همراه است. در مقابل، افرادی که تجربه موفقیت داشته اند و معمولاً از خودارزشمندی و عزت نفس بالاتری برخوردارند، حساسیت کمتری به رویارویی با خود دارند و ممکن است به اشتباه، صدای دیگران را به مثابه صدای خود تفسیر کنند که می توان آن را نشانه ای از خودپروژه سازی تلقی کرد. به نظر گور و ساکیم، این دو آزمایش از سویی، شواهد تجربی را برای فرضیه خودفریبی ارائه می دهند و از سوی دیگر، تأثیر عواطف و انگیزه ها - به ویژه وضعیت خودارزشمندی - را بر انتخاب های شناختی - مانند شناسایی و اشتباه در شناسایی صدای خود و دیگران - نمایان می سازند؛ اما آن چنان که خواهیم دید آزمایش های مورد نظر و نتایج ارائه شده از آن، با اشکالات روش شناختی، تفسیری و مفهومی پرشماری مواجه است و درنهایت نمی تواند تصویر منسجمی از شرایط خودفریبی اخلاقی ارائه کند.