حسین افراسیابی

حسین افراسیابی

مدرک تحصیلی: دانشیار جامعه شناسی، دانشگاه یزد
پست الکترونیکی: hafrasiabi@yazd.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۳ مورد از کل ۸۳ مورد.
۸۱.

بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان متأهل در بازگشت به تحصیلات دانشگاهی: مطالعه ای کیفی در دانشگاه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۲
اهداف: پژوهش حاضر به تبیین درک و تجربه فرآیند بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان متأهل با بازگشت به تحصیل در دانشگاه یزد می پردازد. بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان از طریق تحصیلات دانشگاهی به فرآیندی گفته می شود که در آن زنان با بهره گیری از تحصیل به بازنگری در توانایی ها و نقش های خود دست می زنند که رشد و توسعه فردی و اجتماعی آن ها را به همراه دارد. این پژوهش به این دلیل حائز اهمیت است که در شرایطی که بسیاری از زنان با ازدواج و به دلایل گوناگون تحصیل را رها می کنند و فرصت های پیشرفت آن ها محدود می شود بازگشت به دانشگاه به زنان این امکان را می دهد تا ضمن بازتعریف خود، به تقویت جایگاه اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی فردی دست یابند. روش مطالعه: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش کیفی، راهبرد نظریه داده بنیاد و رهیافت ساخت گرایانه چارمز است. مشارکت کنندگان 26 نفر از زنان متأهل در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری که پس از چند سال دوباره به تحصیل بازگشتند، از طریق نمونه گیری گلوله برفی با حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده ها توسط مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته در سه مرحله اولیه، کانونی و نظری در قالب چهارده کد اولیه، شش کد کانونی و یک کد نظری دسته بندی شد. یافته ها: در فرآیند تحلیل و کدگذاری به کدهای کانونی خویشتن باوری، تحقق منزلت اجتماعی و اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی و معنابخشی، تجربه دانشگاهی به عنوان زمینه تحول، استقلال فکری و تعادل در ارزش ها، مدیریت زندگی در بستر نقش های چندگانه رسیدیم. بازآفرینی فردی و اجتماعی به عنوان کد نظری ساخته شد. نتیجه گیری: براساس یافته ها زنان متأهل با تجربه دانشگاه به عنوان زمینه تحول از طریق تحصیل به خویشتن باوری رسیده اند که برای آن ها بهبود کیفیت زندگی و معنابخشی همچنین مدیریت زندگی در بستر نقش های چندگانه را به همراه داشت. این زنان توانسته اند با استفاده از تحصیل در افکار و اعمالشان در زندگی به استقلال فکری و تعادل در ارزش ها دست یابند و در کنار فراگیری دانش انتظار تحقق منزلت اجتماعی و اقتصادی از تحصیل دارند.
۸۲.

تفسیر و نحوه مواجهه نوجوانان با شکاف نسلی در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۸
هدف این پژوهش فهم دیدگاه و نحوه مواجهه دختران نوجوان با شکاف نسلی است. پژوهش حاضر مطالعه ای کیفی است که در شهر یزد انجام شده است. در این پژوهش 29 دختر نوجوان 13 تا 17 سال مشارکت داشتند. روش جمع آوری داده مصاحبه عمیق و گروه متمرکز است. داده ها با رویکرد داده بنیا برساختی تحلیل شد. هفت مقوله اصلی برآمده از داده ها عبارت اند از، خودسازی مقایسه ای، هراس اجتماعی، سازگاری و ارتقاء فردی، مقاومت و گریز، محدودیت جنسی، نابسامانی خانوادگی، بازاندیشی ارزشی. برساخت خویشتن متمایز نیز به عنوان مقوله مرکزی در نظر گرفته شد. نوجوانان در مواجهه با تفاوت نسلی رنج آمیخته با رشد را تجربه میکنند و در واقع شاهد دو شیوه متمایز مواجهه با تفاوت نسلی هستیم یکی منجر به رشد شخصی یا سازگاری در محیط خانواده و دیگری منجر به مقاومت می شود. وجوانانی که رشد شخصی را تجربه می کنند، اغلب مهارت های جدیدی برای کنار آمدن با تفاوت های والدین خود کسب می کنند. زندگی در بستر رسانه ، باعث میشود تا نوجوانان خود را با همسالان خود در سطح جهانی مقایسه کنند.
۸۳.

از شرم آفرینی تا بازپس گیری عاملیت: فهم قاعدگی از دیدگاه دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
قاعدگی در بسیاری از جوامع، از جمله در بستر فرهنگی یزد، با شرم، سکوت و پنهان کاری همراه است و اغلب به عنوان موضوعی تابو تلقی می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته قاعدگی در میان دختران نوجوان یزدی و بررسی نحوه معنا بخشی آنان به این پدیده انجام شد. این مطالعه با روش پدیدار شناسی اجرا شده و داده ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته و یک جلسه گروه متمرکز با ۸ شرکت کننده گردآوری گردید. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شد و به شناسایی مضمون نهایی «از شرم آفرینی تا بازپس گیری عاملیت» انجامید. پنج مضمون اصلی استخراج شده عبارت بودند از: «بازتولید شرم قاعدگی»، «فرهنگ سکوت و پنهان کاری»، «منابع حمایتی و آگاهی بخش»، «دوسویگی تجربه قاعدگی: از انزوا تا توانمندسازی» و «گذار از قاعدگی به مثابه نقص، به قاعدگی به مثابه توانایی». یافته ها نشان دادند که دختران نوجوان در مواجهه با قاعدگی، ابتدا تجربه ای توأم با شرم و انزوا دارند، اما برخی با دسترسی به منابع حمایتی و عبور از تابوهای فرهنگی، قادر به بازتعریف قاعدگی به مثابه عاملیت و توانمندی شده اند. این روند بیانگر نقش فعال و سازنده دختران در مواجهه با تابوها و محدودیت های فرهنگی است. نتایج پژوهش می تواند برای برنامه های آموزشی، سیاست گذاری سلامت نوجوانان و ارتقای آگاهی اجتماعی پیرامون قاعدگی کاربردی باشد و بر ضرورت ترویج گفت وگو و حمایت های فرهنگی و آموزشی برای کاهش شرم و پنهان کاری تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان