ابراهیم دادجو
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۶ مورد.
نقد دوم - نقدی بر ترجمه جلد سوم تاریخ فلسفه فردریک کاپلستون
نویسنده:
ابراهیم دادجو
حوزههای تخصصی:
تاریخیت در اندیشه هگل
نویسنده:
ابراهیم دادجو
منبع:
راهبرد ۱۳۸۳ شماره ۳۳
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید کانت تا ابتدای دوره معاصر ایده آلیسمِ آلمانی (قرون 18 و 19)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تاریخ
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در غرب تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی از قرن 16 میلادی تا اوایل قرن بیستم
دستگاه منطقی قرآن کریم در افق منطق صوری(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
ابراهیم دادجو
حوزههای تخصصی:
هر چیزی که ساختار منسجم و معقولی دارد، دارای ساختار و دستگاهی منطقی است. قرآن کریم نیز در مقام کتاب آسمانی ای که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده، دارای ساختار و دستگاهی منطقی است. از آنجا که قرآن کریم بر انسان ها نازل شده و قصد خروج انسان ها از ظلمت ها به نور را دارد باید دارای ساختاری بر وفق ادراک انسان ها باشد. ساختار فکری و ادراکی انسان ها بر ساختار منطق ارسطویی ـ که چیزی جز ساختار ادراکی و فکری نوع بشر نیست ـ مبتنی است. از این روی، ساختار قرآن کریم نیز ـ به این دلیل که خطاب به انسان هاست ـ باید براساس ساختار منطق ارسطویی باشد. ساختار منطق ارسطویی مبتنی بر برهان و خطابه و جدل و شعر و سفسطه است. ساختار قرآن کریم نیز مبتنی بر منطق ارسطویی ـ یعنی منطق نوع بشر ـ است، منتهی از آنجا که قصد قرآن کریم خروج آدمی از ظلمت ها به نور است، با دوری جستن از تعابیر شعری (خیالی) و سفسطی (کاذب)، به برهان و خطابه و جدل اکتفا نموده است.
آیا شیخ الرئیس پیرو چشم بسته ارسطو بود؟
ما بعد الطبیعه ارسطو و ابن سینا
نویسنده:
ابراهیم دادجو
حوزههای تخصصی:
ابن رشد گرایی آکوئینی(نگاهی تطبیقی)(مقاله پژوهشی حوزه)
رساله در باب منادی طبیعت
نویسنده:
توماس آکوئیناس مترجم:
ابراهیم دادجو
حوزههای تخصصی:
مجموعه آثار توماس آکوئینی
نویسنده:
ابراهیم دادجو
حوزههای تخصصی:
نقدی بر ترجمه مجلد دوم تاریخ فلسفه
سایر:
ابراهیم دادجو
حوزههای تخصصی:
تفسیری اصالةالوجودی از ارسطو(مقاله پژوهشی حوزه)
مقدمه ای بر علم و النفس و معرفت شناسی مشائیان مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)
ذات گرایی جدید در فلسفه علم معاصر (جریانی مهم، اما ناآشنا در ایران معاصر)(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
ابراهیم دادجو
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۴
50 - 82
حوزههای تخصصی:
در عرصه «فلسفه علم معاصر» دو جریان قابل تشخیص است: 1. جریان ضد ذات گرایی؛ 2. جریان ذات گرایی. جریان نخست از زمان بارکلی و هیوم تا پیش از چهل سال اخیر یکه تاز میدان بود و در چهل سال اخیر از طریق پوزیتیویست ها و فلسفه های تحلیلی و زبانی منشأ فراموشی جریان دوم شده است. جریان دوم در چهل سال اخیر به ظهور رسیده و در تقابل با مابعدالطبیعه هیومی به شدت به گسترش و تقویت مابعدالطبیعه ذات گرایانه همت گماشته است. متأسفانه ایران معاصر از جریان دوم تا حدود زیادی بی اطلاع است. در نوشتار پیش رو کوشیده ایم نشان دهیم ما و فلسفه اسلامی ما که در بنیاد خود، ذات گرا و واقع گراست، به شدت به جریان دوم نیازمندیم و با أخذ و نقادی جریان دوم به خوبی می توانیم در عرصه های گوناگون علم و عمل، در عرصه هایی همچون فلسفه اسلامی، فلسفه علم، علوم انسانی اسلامی، علم دینی، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اسناد بالادستی علمی و مدیریتی و در عرصه های دیگری، در مسیرهایی واقع بینانه قرار گیریم.
ازلیت عقل و معقول آدمی در سایه ازلیت نوع آدمی نزد ابن رشد(مقاله پژوهشی حوزه)
قرآن کریم و حدود تأسیس، تأیید و تهذیب علوم(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
ابراهیم دادجو
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۸
75 - 96
حوزههای تخصصی:
در نصوص قرآنی، آیاتی وجود دارد که قرآن کریم را بیانگر هر چیزی معرفی می کنند؛ آیات دیگری وجود دارند که قرآن کریم را کتاب هدایت معرفی می کنند. به نظر می رسد آیات نوع دوم، آیات نوع نخست را تخصیص می زنند؛ یعنی قرآن کریم بیانگر هر چیزی است که در جهت هدایت آدمی قرار دارند. طبق این تفسیر، که به نظر می رسد تفسیری واقع بینانه و عقل گرایانه باشد، فهم ما از علم، دین، علم دینی، علوم و نحوه تأثیرگذاری دین بر علوم آن گونه که در مقاله آمده است، سیمای خاصی به خود خواهد گرفت. بر این اساس دین، تأسیس کننده علوم نقلیِ دینی، تأییدکننده علوم تجربی و علوم عقلی محض و همچنین تأیید و تهذیب کننده سایر علوم عقلی خواهد بود.
واقع گرایی در مطالعات تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
ابراهیم دادجو
حوزههای تخصصی:
تمدن نوین اسلامی بر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و این نیز بر علوم انسانی اسلامی وابسته است. علوم انسانی اسلامی نیز بر نوع رویکردی که نسبت به آن داریم وابسته است. در مورد علوم انسانی اسلامی، و به تبع آن در مورد الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و تمدن نوین اسلامی، می توان دو رویکرد عمده را ازیکدیگر تشخیص داد: رویکرد غیرواقع گرایانه و رویکرد واقع گرایانه. رویکردهای غیرواقع گرایانه عمدتاً رویکردهایی قراردادگرایانه اند، به واقع و شناخت واقع باور ندارند، و در شناخت آن سه به جای اینکه به واقع و مبانی واقع گرایانه نظر داشته باشند به تعریف، قرارداد و دیکته(de dicto)ای که اشخاص و مکاتباز آن ها به دست می دهند نظر دارند. رویکردهای واقع گرایانه به واقع و شناخت واقع باور دارند و، در شناخت آن سه، به جای اینکه به تعریف، قرارداد و دیکته اشخاص و مکاتب نظر داشته باشند آن ها را بر محور واقع، مبانی واقع گرایانه و بنا به واقع(de facto)ای که باید داشته باشند مورد بحث قرار می دهند. ظاهرگرایی متقدمین و قراردادگرایی متأخرین(که تقریباً کلّ فلسفه ها و فلسفه علم های معاصر غربی را تشکیل می دهند) رویکردهایی غیرواقع گرایانه؛ و واقع گرایی متقدمین و واقع گرایی تقریبی(که در ذات گرایی و واقع گرایی چهل سال اخیر غربی، که عمدتاًدر ایران ناشناخته است، تبلور یافته است) رویکردهایی واقع گرایانه اند. بازسازی واقع گرایی متقدمین و واقع گرایی تقریبی، بر محور واقع گرایی قوی فلسفه اسلامی، مرا به واقع گرایی قوی جدیدی رهنمون شده است. بر اساس همین واقع گرایی قوی جدید، به نظر می رسد که آن سه به یکدیگر وابسته اند و توضیح آن سه نیازمند «نظریه واحد»ی است که بتواند از آن سه توضیح های واقع بینانه ای به دست دهد. مقاله حاضر به دنبال همین رویکرد جدید است.
ذات گرایی جدید مابعدالطبیعه جدید(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
ابراهیم دادجو
منبع:
ذهن زمستان ۱۳۹۹ شماره ۸۴
77 - 112
حوزههای تخصصی:
در مابعدالطبیعه «ذات» نه به معنای «ماهیت»، بلکه به معنای «وجود» و «واقعیت» است. «ذات گرایی» به معنای «واقعیت گرایی» است. ذات گرایی قدیم، ضد ذات گرایی و ذات گرایی جدید سه جریان مابعدالطبیعی اند. در ذات گرایی قدیم «اشیا» دارای ذات و خواص ذاتی (واقعیت و خواص واقعی)اند. ذوات و خواص ذاتی صرف ذوات و خواص ذاتی جوهری اند و هرچند اجسام منفعل و نفس و عقل فعّال اند، درنهایت ایستا و ناپویایند. علم به اشیا علم به خواص ذاتی آنها از طریق برهان و بنابراین مطابق با واقع آنهاست. در ضد ذات گرایی اشیا نه دارای ذات و نه دارای خواص ذاتی اند؛ علم به آنها نه طبق واقع آنها بلکه طبق تعریف و قرارداد آنها و «بهترین تبیین از آنها» است. در ذات گرایی جدید، اشیا دارای ذوات و خواص ذاتی جوهری، رویدادی، فرایندی، رابطه ای و خاصیتی پویا هستند. آدمی نیز دارای همه این گونه ذوات و خواص ذاتی طبق واقع است و آنها ریشه اعتبار ذوات و خواص ذاتی طبق اعتبار در اعتبارات عامّ انسان هایند. علم به اشیا «بهترین تبیین از آنها نزد دوستداران این تبیین» است و «تقریباً صادق» و «تقریباً مطابق با واقع» است. ذات گرایی جدید مابعدالطبیعه جدیدی است. روایت جدیدی از ذات گرایی قدیم است. آن نیازمند شناسایی است و معرفت شناسی و روش شناسی آن نیازمند نقّادی و بازسازی است.
واقع گرایی مطلق و پیشرونده: بازسازی واقع گرایی قوی فلسفه اسلامی در چهارچوب ذات گرایی جدید(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
ابراهیم دادجو
منبع:
ذهن پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۷
47 - 80
حوزههای تخصصی:
علم در سه معنا به کار می رود: دانش، معرفت های متعدد به یک چیز و تک تک گزاره های علمی صادق . واقع گرایی معاصر که عمدتاً واقع گرایی تقریبی است، علم به هر سه معنا را در حال پیشرفت و تقریباً درست می داند. نگارنده این مقاله که مدعی بازسازی واقع گرایی قوی فلسفه اسلامی است، با فرق گذاری بین آنها، علم به دو معنای نخست را در حال پیشرفت و تقریباً درست، اما علم به معنای سوم را ثابت و مطلقاً درست می داند. واقع گرایی تقریبی با باور به خواص ذاتی (خواص واقعی) یک چیز و سختی و پیچیدگی دست یافتن به آنها به «تقرّب به حقیقت» چیزها و بنابراین به صدق تقریبی علم (گزاره های علمی صادق) باور دارد و علم به یک چیز را «استنتاج از راه بهترین تبیین» می داند. واقع گرایی مطلق و پیشرونده با پذیرش سختی و پیچیدگی دست یافتن به خواص ذاتی یک چیز و در عین حال با ادعای توانایی ما بر دست یافتن به آنها (بر اساس اینکه خواصی اساسی تر از خواص ذاتی نیست و با نظر به توفیقات علم و صنایع پیشرفته بر اساس کشف همان خواص) از ادعای «تقرّب به حقیقت» دوری کرده و گزاره های علمی صادق را در حدودی که صدق می کنند، مطلقاً صادق دانسته، علم به یک چیز را «استنتاج از راه تبیین درست» می داند. اشاره به واقع گرایی تقریبی مغرب زمین واقع گرایی مطلق فیلسوفان مسلمان و تفسیر آن به واقع گرایی مطلق و پیشرونده محور روش شناختی مقاله است.
ذات گرایی جدید و حدود تأثیر دین بر علوم(با تأکید بر رویکرد مصباح یزدی)(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
ابراهیم دادجو
منبع:
ذهن پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۵
81 - 109
حوزههای تخصصی:
ذات گرایی جدید در تقابل با کلّ ضدّذات گرایی مابعدنیوتنی تا حال حاضر و روایت جدیدی از ذات گرایی قدیم است. جناب استاد مصباح یزدی، که در سنّت ذات گرایی قدیم قرار دارند، دارای دیدگاهی است که در توافق با ذات گرایی جدید است. طبق ذات گرایی جدید، حقایق دارای ذوات و خواص ذاتی حقیقی و اعتبارات دارای ذوات و خواص ذاتی اعتباری اند. ذوات و خواص ذاتی موضوعات تجربی از طریق تجربه، موضوعات عقلی از طریق عقل، و موضوعات اعتباری(اعم از اعتبارات تجربی و نقلی، و اعم از اعتبارات توصیفی و توصیه ای) از طریق اعتبارات غیردینی و دینی قابل اکتساب و شناسایی می باشند. طبق رویکردی که مصباح یزدی در باب روش و در باب علم دینی دارند، علوم تجربی و نیمه ی تجربی علوم اجتماعی و رفتاری به تبع تجربه، علوم عقلی محض به تبع عقل، علوم عقلی غیرمحض به تبع عقل و منابع عقلی دین، و علوم نقلی و نیمه ی نقلی علوم اجتماعی و رفتاری به تبع نقل و منابع نقلی دین قابل اکتساب می باشند. بر این اساس، رسالت دین بر تأیید برخی علوم، تهذیب برخی علوم، و تأسیس برخی دیگر است.
ذات گرایی جدید در علوم (جنبش رئالیستی جدید)(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
ابراهیم دادجو
منبع:
ذهن زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۰
41 - 60
حوزههای تخصصی:
«ذات گرایی جدید» مابعدالطبیعه جدیدی است که با احیاء ذات گرایی قدیم، بسط ذات و خواص ذاتی(واقعیت و خواص واقعی) به ذوات و خواص ذاتی جوهری، رویدادی، فرایندی، رابطه ای، و خاصیتی، بسط آن ها به ذوات و خواص ذاتی طبق واقع و طبق قول، و ابتناء ذوات و خواص ذاتی طبق قول بر طبق واقع، به نحوی واقع بینانه، توانسته است، از سویی، به ذات گرایی در علوم طبیعی و انحاء ذوات و خواص ذاتی طبق واقع راه یابد و، از سوی دیگر، اعتباریات در علوم اجتماعی را، در مقام انحاء ذوات و خواص ذاتی طبق قول و قرارداد، محصول انحاء ذوات و خواص ذاتی واقعی و بخصوص محصول قوای علّی و فراعلّی آدمی دیده و نشان دهد که قراردادها و الزامات اجتماعی و اخلاقی(عام) نه صرف توافق و قرارداد بین انسان ها بلکه محصول ذات و سرشت آدمی و ایده آل های اجتماعی برخاسته از سرشت آدمی اند و از این روی به جای اینکه صرف قرارداد باشند در ذات و سرشت انسان ها ریشه دارند و بنابراین نه محلی و نسبی بلکه جهانی و مطلق اند .