مسعود کوثری

مسعود کوثری

رتبه علمی: دانشیار ارتباطات اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۷ مورد از کل ۸۷ مورد.
۸۱.

جامعه شناسی گونه های ادبی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۶۲
جامعه شناسی ادبیات شاخه ای از جامعه شناسی است که به رغم سنت دیرینه ادبی و آثار ادبی فراوان در تاریخ ایران، چندان که باید و شاید در میان خانواده علوم اجتماعی گسترش نیافته است. این عدم گسترش، هم در حوزه نظری (توریک) به چشم می خورد، هم در حوزه تحقیقات تجربی . در حوزه نظری با حدود و ثغور رشته جامعه شناسی گونه های ادبی و رویکردهای نظری جامعه شناختی به آثار ادبی چندان روشن نیست، و تا پیدای آثار نظری پخته و سنجیده، راه بسیار است. در عرصه پژوهش تجربی نیز تحقیقات عمدتاً تنها به و گونه (ژانر) ادبی داستان بلند (و با اندک تسامحی رمان) محدود شده و دیگر گونه های ادبی عموماً مورد غفلت قرار گرفته اند. مدعای اصلی مقاله حاضر این است که صرف نظر از رویکرد نظری ما در جامعه شناسی ادبیات، هر گونه ادبی ویژگی هایی دارد که باید هنگام تحلیل مورد توجه جامعه شناسان قرار گیرد.
۸۲.

تأثیر طرح نظام جامع آموزشی-فرهنگی خانواده بر تحکیم بنیان خانواده های تحت حمایت کمیته امداد استان البرز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۲۵۳
مقدمه و هدف پژوهش: کمیته امداد امام خمینی (ره) در اهداف فرهنگی خود به منظور زدودن فقر فرهنگی از خانواده های تحت حمایت و کاهش آثار فرهنگی فقر در جامعه مورد حمایت سال هاست آموزش مهارت های زندگی برای سالم سازی خانواده ها را با اجرای طرح آموزش خانواده جزء برنامه های مهم فرهنگی خود قرار داده است. پژوهش حاضر بر اساس این فرضیه اصلی که طرح آموزش خانواده کمیته امداد امام خمینی (ره) تأثیر بسزایی در توانمندسازی فکری، فرهنگی و معنوی خانواده ها داشته، انجام شده است. روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ میزان و درجه کنترل، میدانی و از لحاظ نحوه جمع آوری اطلاعات نیز از نوع تحقیقات توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 822 خانوارهای تحت حمایت عضو طرح نظام جامع آموزشی تربیتی خانواده کمیته امداد امام خمینی (ره) استان البرز بود که با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب و تصادفی 120 نفر از خانواده ها به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. یافته ها: نتیجه بدست آمده از تحقیق نشان دهنده تأثیرگذاری بالای طرح نظام جامع آموزشی و تربیتی خانواده اجراشده در کمیته امداد امام خمینی (ره) استان البرز بر توانمندسازی و ارتقاء سطح آگاهی ها و توانایی های سرپرست و سایر اعضاء خانواده های تحت حمایت است و در ترتیب تأثیرگذاری ابعاد آموزشی دینی (بالا)، رفتاری (بالا)، تحصیلی (متوسط)، اقتصادی (متوسط)، فرهنگی (متوسط) و در آخر بهداشتی (پایین)، ارزیابی گردید. نتیجه گیری: نتایج حاصله از فرضیه های فرعی تحقیق نیز نشان می دهد که آموزش های انجام شده در بعد دینی طرح تأثیر بالایی در توانمندسازی و افزایش نگرش دینی و اعتقادی خانواده ها داشته و این بعد آموزشی جهت دهنده سایر ابعاد است.
۸۳.

بیدل به مثابه سپاهی-صوفی (تجلی جامعه عصر بیدل در غزلیات وی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۱۳
زندگی بیدل دهلوی سرشار از تضادها است. این تضادها از زندگی دوگانه شاعر به مثابه سرباز-شاعر یا سرباز-صوفی نشأت گرفته است. فرمالیسم بیدل، فرمالیسمی نخبه گرایانه (نظیر سبک عراقی) نیست که تنها در پی تعهدات زیبایی شناسانه شاعر باشد، بلکه فرمالیسمی است که بتواند تضادهای زندگی دوگانه شاعر به مثابه سپاهی- صوفی را حل کند. این امر البته به هیچ وجه به معنای آن نیست که در همه حال درک معنای اشعار بیدل ساده است و یا او تعهدی به ساده گویی دارد. برای او، شکل (فرم) هنری باید چنان باشد که دیگران (حتی مردم عامی) را وا دارد که با جان کندن و عرق ریختن روحی به معنای آن پی برند؛ معنایی که با نگاهی پساساختارگرایانه، سیال است و به هیچ وجه به قطعیت نمی رسد. از این رو است که از نظر بیدل فهم معانی شعر و نثر او «فهم تند» می خواهد. این مقاله در پی آن است که با نگاهی به برخی از ابیات و غزلیات بیدل نشان دهد که چه رابطه ای بین جامعه عصر بیدل و شعر او وجود دارد و او چگونه زبان را برای حل تعارض های زندگی دوگانه خود به کار می گیرد. کلیدواژگان: بیدل دهلوی، جامعه شناسی غزلیات بیدل دهلوی، فرمالیسم، سبک هندی.
۸۴.

شبکه های اجتماعی و مدیریت دانش: بررسی میزان استفاده دانشجویان دانشگاه های ممتاز شهر تهران از شبکه های اجتماعی و پیام رسان برای مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۶۵
هدف: یکی از ویژگی های جامعه شبکه ای، گسترش شبکه های «اجتماعی و پیام رسان» و از جمله کارکردهای این شبکه ها، مدیریت اطلاعات و دانش است. مقاله  حاضر قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که دانشجویان دانشگاه های ممتاز شهر تهران به عنوان نخبگان جامعه تا چه اندازه توانسته اند از شبکه های یاد شده برای  مدیریت دانش استفاده کنند؟ روش پژوهش: از روش پیمایشی با نمونه گیری تصادفی در میان دانشجویان ۷ دانشگاه ممتاز تهران بر اساس رتبه بندی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام برای ارائه توصیفی از وضعیت فعلی استفاده شده است. برای تحلیل عمیق تر یافته ها و ارائه راهبردهایی از جنس سیاستگذاری از مصاحبه عمیق استفاده شده است.   یافته ها: در حالی که 50.۱ درصد دانشجویان معتقدند شبکه های مذکور به بخش از زندگی روزمره ایشان تبدیل شده است، اکثریت دانشجویان، صرفاً مصرف کننده محتوا با اولویت محتوای سیاسی هستند. بیشترین محتوای مرتبط با دروس، صرفاً دنبال کردن اخبار کلاس هاست. بر اساس شاخص های تعیین شده برای سنجش میزان استفاده دانشجویان از این شبکه ها برای مدیریت دانش، ۷ درصد دانشجویان به هیچ وجه از شبکه های یاد شده برای مدیریت دانش استفاده نمی کنند. ۴۹ درصد در مقادیر کم و خیلی کم، 15.5 درصد در مقادیر خیلی زیاد و زیاد و 28.4 درصد تا حدودی از شبکه های مذکور برای مدیریت دانش استفاده می کنند. در ادامه پژوهش راهبردهایی از جنس سیاستگذاری برای اصلاح الگوی استفاده از این شبکه ها پیشنهاد شده است. نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی از ظرفیتی بسیار مهم برای مدیریت دانش برخوردار هستند و اساساً مفهوم شبکه های اجتماعی و مدیریت دانش به دلیل ناشی شدن هر دو مفهوم از انقلاب اطلاعاتی، توسعه جوامع اطلاعاتی و در نهایت شکل گیری و توسعه شبکه های اجتماعی دارای پیوندی اجتناب ناپذیر با یکدیگر هستند. یافته ها نشان داد که در سطح ۷ دانشگاه ممتاز شهر تهران هنوز استفاده از شبکه های اجتماعی برای مدیریت دانش در سطح مطلوبی نیست؛ اما تنها ۷ درصد دانشجویان از هیچ یک از گویه های مرتبط با مدیریت دانش شامل اخذ مشاوره های علمی و پژوهشی از استادان، استفاده از ظرفیت کار تیمی برای فعالیت های علمی و ...، استفاده نکرده اند.   واژگان کلیدی: شبکه های اجتماعی؛ مدیریت دانش؛ دانشجویان؛ دانشگاه های تهران؛ سیاستگذاری
۸۵.

Serious Games, Conceptual Blending, and Creative Learning

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۸۹
Background: Many efforts have been put into using serious games for education over the past two decades. Although there are different definitions for serious games, there is a relative agreement that the education of knowledge or skills through or by means of entertainment is at the heart of every serious game. However, educational capacities of serious games and learning strategies exploited in them require further studies.Aims: Considering the capacities of Fauconnier and Turner’s Blending theory, this paper aims to show that the learning strategies in serious games can have other dimensions.Methodology: This paper employs a conceptual and theoretical analysis methodology, drawing on Fauconnier and Turner’s Conceptual Blending Theory to examine the learning strategies embedded in serious games. Additionally, it utilizes a case study approach, analyzing the serious game FLIGBY to illustrate how structural and conceptual blending contribute to creative learning.Findings: The focus point of the paper as the source of the generation of different kinds of unconscious learning processes will be conceptual blending. In the end, the paper will also introduce the serious game FLIGBY from the perspective of Fauconnier and Turner’s blending theory at both structural and conceptual levels.Conclusions: By means of blending theory, it will be discussed that the elevation of serious games to a higher level is possible; a level that will not only reduce the tiredness of serious games but also pursue a more innovative learning, happening at two levels of structural and conceptual.
۸۶.

پادکست؛ آشنایی زدایی از امر روزمره؛ تحلیل پدیدارشناختی تجربه شنیدن پادکست در میان کاربران متولدین دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۲
در نظر گرفتن معنای «شنیدن» در سیری از تحولات رسانه ای، دغدغه پژوهش حاضر است؛ اینکه این تحولات چگونه بر تجربه و معنای «شنیدن» در زیست-جهان رسانه ای تأثیرگذار است.پادکست به عنوان رسانه ای شنیداری، به لطف آی پادها، نرم افزارهای صوتی ارزان و وبلاگ-ها در فرهنگ اشباع شده از تصویر رسانه های جدید متولد شد. در این میان، متولدین دهه شصت که عبور از رسانه های آنالوگ به دیجیتال را تجربه کرده اند، به عنوان نسل جوان در دهه هشتاد، ورود پادکست به ایران را در میان تب و تاب وبلاگ نویسی، شبکه های اجتماعی مانند توییتر، فرندفید و فیس بوک به یاد دارند. بر اساس زیست رسانه ی این نسل، مطالعه تجربه شنیداری آن ها در پادکست، نشان دهنده سیری متغیر از معنای شنیدار به مثابه «فرهنگ» است. بر این اساس، ساختار تجربه شنیداری پادکست در زیست-جهان رسانه ای متولدین دهه شصت را با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی هوسرلی مورد مطالعه قرار دادیم. توصیف ها را درون ساختار مشترک تجربه کاربران یعنی «موقعیت های مرزی اجرای «تکنیک» شنیدن پادکست» سازمان دهی کردیم و نشان دادیم که چگونه در این موقعیت ها، اقشار معنایی زیست-جهان رسانه ای به اشکال مختلف تجربه می شوند و بر این اساس، الگوهای شنیداری به عنوان «خرده فرهنگ پادکست» در زیست-جهان رسانه ای مفصلبندی می شوند. این الگوها عبارتند از:غوطه ورانه، نخبه گرایانه و رهایی بخش و پادکست نیز معانی مختلفی بر اساس این الگوها پیدا می کند؛ پادکست به مثابه روایت در شنیدار غوطه ورانه، پادکست به مثابه پناهگاه در شنیدار رهایی بخش، و پادکست به مثابه دانش بسته بندی شده در شنیدار نخبه گرایانه.
۸۷.

نقش اثاثیه اروپایی در دگرگونی سازمان فضایی خانه ایرانی؛ تحلیلی بر گذار از سیالیت به جمود در دوره قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: گذار از سنت به مدرنیته در ایران، به ویژه از دوره قاجار به بعد، تنها به تغییرات فناورانه یا کالبدی محدود نبوده، بلکه به صورت عمیق تری بر شیوه زیست، کنش های روزمره و سازماندهی فضایی زندگی اثر گذاشته است. خانه سنتی ایرانی به عنوان یکی از بنیادی ترین بسترهای زیست اجتماعی، در این فرایند دستخوش تحولی اساسی شد. در حالی که بخش عمده پژوهش های پیشین، این تحولات را از منظر تغییرات کالبدی، تزئینی یا الگوهای فرمی بررسی کرده اند، نقش «اثاثیه اروپایی» به عنوان یک پدیدار مادی مؤثر بر کنش گری فضایی و تجربه زیسته ساکنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نقش ورود تدریجی اثاثیه اروپایی در دگرگونی سازمان فضایی خانه سنتی ایرانی و تبیین چگونگی گذار این فضا از وضعیتی سیال، منعطف و چندمنظوره به ساختاری نسبتاً صلب، تفکیک شده و کارکردگرا در دوره قاجار است. پژوهش می کوشد نشان دهد که این تحول صرفاً تغییری در اشیای موجود در خانه نبوده، بلکه بازآرایی روابط میان افراد، پدیدارهای اجتماعی و ساختار فضایی را در پی داشته و در نهایت به محدود شدن دامنه کنش گری فضایی ساکنان انجامیده است. در این راستا، پرسش های پژوهش بر چگونگی تأثیر اثاثیه اروپایی بر الگوهای فضایی خانه، پیامدهای آن بر زندگی روزمره و امکان بهره گیری انتقادی از این تجربه تاریخی در معماری معاصر متمرکز است. روش: روش تحقیق، تحلیل اسنادی و تفسیری است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و تاریخی گردآوری شده اند. منابع کتابخانه ای شامل متون تخصصی معماری، شهرسازی و مطالعات تاریخی مرتبط با خانه های دوره قاجار است. در کنار این منابع، سفرنامه های اروپاییان دوره قاجار به عنوان منابع دست اول تاریخی نقش محوری در تحقیق ایفا می کنند. انتخاب سفرنامه ها به دلیل نگاه غیربدیهی پندار سیاحان، ثبت جزئیات زندگی روزمره، حساسیت نسبت به تغییرات مادی فضا و امکان بازسازی تجربه زیسته خانه ایرانی صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه تولید فضا، نظریات مرتبط با پدیدارهای اجتماعی و کنش فضایی و مدل روش شناختی ربع دایره ای تحلیل فضا استوار است. در تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار استفاده شده و داده ها در چارچوب مفاهیمی چون فضای حس شده، درک شده و زیسته، کنش روزمره، چیدمان عناصر مادی و ساختارهای نهادی تفسیر شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از تکنیک مثلث سازی منابع و تطبیق روایت های تاریخی با تحلیل های نظری بهره گرفته شده است. تمرکز تحقیق بر خانه های شهری ایرانی در دوره قاجار به عنوان نقطه عطف مواجهه با مدرنیته بوده و محدودیت هایی چون سوگیری احتمالی سیاحان و کمبود اسناد تصویری از خانه های معمولی مورد توجه قرار گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که خانه سنتی ایرانی پیش از ورود اثاثیه اروپایی، بر پایه اصولی چون فضاهای چندمنظوره، سیالیت حرکتی، مرزبندی های منعطف و حداقل اثاثیه شکل گرفته بود. این ویژگی ها امکان کنش گری فعال ساکنان، تطبیق فضا با نیازهای متغیر روزانه، فصلی و بلندمدت و نیز تداوم تعاملات اجتماعی را فراهم می کرد. فضاها نه بر اساس کارکرد ثابت، بلکه بر مبنای موقعیت اقلیمی، زمان استفاده و روابط اجتماعی تعریف می شدند و اثاثیه متحرک و اندک، نقش تعیین کننده ای در تثبیت کاربری ها نداشتند. با ورود تدریجی اثاثیه اروپایی در دوره قاجار، ابتدا این عناصر به صورت نمادین و نمایشی در خانه های اعیان ظاهر شدند و الزاماً کارکرد اصلی خود را نداشتند. در این مرحله، ترکیبی موقت و تلفیقی از عناصر سنتی و مدرن شکل گرفت. اما در ادامه و با نهادینه شدن استفاده از میز، صندلی، تختخواب و دیگر اثاثیه ثابت، روابط فضایی خانه دچار دگرگونی شد. یافته ها نشان می دهد که این اشیاء جدید، به تدریج موجب تفکیک کارکردی فضاها، کاهش انعطاف پذیری، محدود شدن مسیرهای حرکتی و تثبیت الگوهای رفتاری خاص شدند. تحلیل ها نشان می دهد که اثاثیه اروپایی نه تنها به افزایش آسایش مادی انجامید، بلکه با ایجاد «ممنوعیت های نامرئی» دامنه کنش فضایی ساکنان را کاهش داد. فضاهایی که پیش تر بر اساس فعالیت های متنوع تعریف می شدند، به فضاهایی با عملکرد مشخص و از پیش تعیین شده تبدیل شدند. در نتیجه، عاملیت افراد در ساماندهی فضا تضعیف و نقش عناصر مادی در تعیین رفتارها تقویت شد. این فرایند، هم زمان با تقویت فردگرایی، به کاهش تعاملات جمعی و تغییر تجربه زیسته خانه انجامید. نتیجه گیری پژوهش حاضر نشان می دهد که دگرگونی سازمان فضایی خانه ایرانی در دوره قاجار، حاصل فرآیندی تدریجی و چندلایه بوده است که در آن، ورود اثاثیه اروپایی نقشی فراتر از یک تغییر ظاهری ایفا کرده است. این اثاثیه به عنوان پدیدارهای اجتماعی غالباً مادی، با بازآرایی روابط فضایی و کنش ها

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان