جلیل مشیدی
| مدرک تحصیلی: استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۲۱ تا ۳۳ مورد از کل ۳۳ مورد.
رابطه انسان و موجودات فرا طبیعی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از شخصیت های حاضر در اسطوره های جهان، موجوداتی شگفت انگیز و فرا طبیعی اند که با قدرت های خارق العاده و غیرطبیعی خود با انسانِ زمان در ارتباط اند و اصولاً وجود آنان یکی از ویژگی های اصلی اساطیر و سببِ جذابیت شان برای مخاطبان است. این موجودات فرا طبیعی در اسطوره ها و حماسه های ایران نیز دیده می شوند. جهان بینی ثنویت که از باور های ادیان بین النهرینی و برخی از ادیان قوم هند و ایرانی است، باعث شده است تا با تقسیم موجودات فرا طبیعی در اساطیر ایران به دو گروه اهورایی و اهریمنی، هریک در ارتباط با انسان نقش خاصی ایفا کنند و با تغییراتی در جریان گذر از اسطوره به حماسه، در شاهنامه نیز راه یابند. بررسی نقش و خویشکاری این موجودات در ارتباط با انسان در شاهنامه برای روشن شدن زوایایی از باور ها و آیین های ایرانیان پیش از اسلام، امری ضروری و مهم است و ما در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی رابطه انسان را با موجودات فراطبیعی در شاهنامه بررسی و تبیین کرده ایم. در شاهنامه، بسیاری از ایزدان گذشته از مقام خود تنزّل کرده و در قالب شاهان یا پهلوانان نیک و بد مجسّم می شوند. در شاهنامه، اهورا مزدا (یزدان) خدای یگانه و آفریننده نیک و بد است و سروش، سیمرغ و اسرافیل از دیگر موجودات اهورایی اند که در خدمت انسان و یاریگر اویند. همچنین اهریمن، دیو، اژدها، پری و یأجوج و مأجوج جزء موجودات اهریمنی هستند که پیوسته در صدد دشمنی، نبرد و آسیب زدن به انسان برمی آیند.
نقد و بررسی کلامی چهل مجلس شیخ علاء الدوله
نویسنده:
جلیل مشیدی
حوزههای تخصصی:
نقد کهن الگویی داستان «دژ هوش ربا»(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
جلیل مشیدی سونیا نوری
حوزههای تخصصی:
کهن الگوها مفاهیم مشترکی هستند که در طول سالیان، در ناخودآگاه بشر انباشته شده اند. نقد کهن الگویی یکی از شاخه های نقد ادبی جدید است که به بررسی کهن الگوهای موجود در یک اثر ادبی می پردازد. در این مجال، ضمن پرداختن به تاریخچه و پایه ریزان نقد کهن الگویی، پاره ای از اصطلاحات کلیدی این نوع نقد، همچون ناخودآگاهی، کهن الگو، به اختصار بررسی شده اند و نیز به کهن الگوهایی از قبیل «قهرمان»، «سفر قهرمان»، «پیر خردمند»، «آنیما»، «سایه»، «مرگ و تولد مجدد» و «نقاب» که از اصلی ترینِ آنها هستند، بر اساس نظریات یونگ، در داستان «دژ هوش ربا» پرداخته شده است
رمزگشایی از مضمون شکار در هفت پیکر بر اساس رویکرد اسطوره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۴۱)
43 - 62
حوزههای تخصصی:
مفاهیم اسطوره ای به دلیل گستردگی آنها در عمق ساختارهای ذهنی انسان قسمت وسیعی از زیر ساختهای وجودی ما را تشکیل داده اند. شکار نیز به منزله آیینی بنیادین و دیرینه و به دلیل شاخصه های اسطوره ای در دایره مفاهیم اسطوره ای می گنجد. از جهتی این مثنوی سراسر مشحون از رمز و نمادهای اسطوره ای است که در برخی از موارد با شکار پیوندی وثیق برقرار می کند. از دیدگاه رویکرد اسطوره شناختی، بهرام در هفت پیکر تنها به دلیل آنکه مولفه های شخصیت شکارگر اسطوره ای را داراست در پی رسیدن به جایگاه ابرمرد است. این مقاله علاوه بر آنکه شکار را مفهومی اسطوره ای می داند از این رویکرد نیز زوایای نهانی داستان و شناخت عمیق تر آن را بر اساس اسطوره شکار نشان می دهد و بر آن است که هر زمان پیامی بنیادین یا رخدادی عظیم در راه است از رهگذر اسطوره شکار، انتقال پیام صورت می پذیرد. از جهتی بنیادی ترین اسطوره که سبب قوام، دل انگیزی و رازآلود بودن این داستان شده، اسطوره شکار است.
صله الدعاء والبداء فی اعمال جلال الدین محمد المولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
جلیل مشیدی
الرویه القیمه التی تُوضح عمق صلهالدعاء والبدا الاطمینان بانفتاح نظام ذلک العالم؛ اجل إن الله لیس طبیعه من الطبائع بحیث تصدر افعاله دون اختیاروعلم لیتعذرعلیه تغییر الاشیاء وتفادی وقوعها. علی هذا یمکن القول بسهوله الامل بالاثارالطیبه للاعمال والدعاء الخالص من اجل دفع البلاءوالمصائب وطول العمر والسعاده فی الدارین وکذلک بان الذنوب والمعاصی وخاصه ایذاء الاخرین الذی یجرالویلات علی حیاه الانسان؛ هذا هو البداء؛ تغییر الحیاه علی اساس اعمال الانسان الصالحه والطالحه (تأثیر اعمال الانسان علی تغییر تقدیر المشروط) ویُعد الدعاء من اهم الصالحات .الى جانب ذلک فقد اشارالقرآن والسنه الشریفه الى الدور الذی ٍیؤدیّه عمل الانسان فی تغییر مصیره الامرالذی أقره المولوی فی ادبه وفی الختام یبدو من الارتباط القائم بین افکارالمولوی وما ورد فی البحث، انه یعتقد بمفهوم البداء والاّ لما کان کل هذا الامل مشهوداً فی ادبه وآثاره وعلیه فیمکن القول بان المولوی لیس بدعا من سائر عباد الله الذین یؤمنون بمفهوم البداء ومدى ارتباط بالدعاء استجابته.
جلوه عارفانه آیرونی نمایشی در دفتر اوّل مثنوی معنوی
نویسنده:
جلیل مشیدی احمد حیدری گوجانی
منبع:
علوم ادبی سال نهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
283 - 314
حوزههای تخصصی:
آیرونی یکی از عوامل نارسایی و پیچیدگی متن است که در زبان فارسی معادل طنز و طعن می باشد که با هدف تأدیب و تنبیه، در متن توازن و انسجام ایجاد کرده و لازمه هر اثر هنری است. مولوی در مثنوی معنوی که اثری تعلیمی عرفانی است در قالب حکایت های حکمت آمیز قصد تعلیم و آگاهی بخشی دارد؛ لذا آیرونی بازتاب گسترده ای در این اثر تمثیلی دارد و از این نظر می توان مولوی را با شکسپیر در ادبیّات مغرب زمین مقایسه کرد. در این پژوهش مصداق های آیرونی نمایشی را در پیوند با عناصر آیرونی ساز، از جمله عنصر معصومیّت یا اعتماد بی خبرانه، خنده آوری، تضاد ظاهر با واقعیّت و عنصر فاصله نمایشی به مسائل عرفانی مانند: جهد، توکل، صبر، قناعت و فقر بررسی شده است. عناصر آیرونی ساز در مثنوی مسائلی مانند: نادانی، ناآگاهی از سِرّ و حقیقت امور، حقیقت نمایی به جای حقیقت، کج اندیشی، ریا، دنیا پرستی، معصومیّت، لاف و گزاف مبتنی بر ادعا، حرص، نقص و ضعف نفس و اخلاق، بخل و... باعث گرفتاری آدمی است. بیان روایی تمثیلی مولوی در مثنوی، زمینه ساز آیرونی نمایشی با طنزی خفیف است که نشانه هایی از ساده دلی و موذی گری دارد و داستان را در مرز جِد و هزل قرار می دهد. درون مایه داستان های آیرونیک، به ظاهر حاوی مزاح، تخفیف و آسیب پذیری شخصیّت داستان است، امّا در فحوای کلام نتایج عرفانی آموزنده اش قابل فهم است. آثار غیر طنز مانند مثنوی معنوی مولوی و شاهنامه فردوسی به دلیل غیرمنتظره بودن حوادث داستانی، اغلب آیرونی نمایشی دارند. توجّه به محتوای متن و بررسی دقیق آن بهترین راه تشخیص آیرونی است.
کارآگهان و کارآگهی در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشخاص و مناصب در شاهنامه گوناگون اند، از جمله کسانی که در شاهنامه حضوری فعال دارند، کارآگهان هستند که به کارآگهی می پردازند و منظور از کارآگهی، جاسوسی، کسب خبر و اطلاع رسانی است. در این پژوهش ویژگی های شخصیتی، وظایف، انگیزه ها، و شگردهای کارآگهی این افراد بررسی می شود. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که این گروه در ویژگی های فنی و عناصر داستانی شاهنامه نقش دارند. از لحاظ شخصیتی مورد ستایش فردوسی قرار گرفته اند و با صفاتی چون خردمند، کاردان و بیدار از آن ها یاد می شود. مهم ترین وظایف آن ها آگهی از وضعیت سپاه دشمن، شمارش آن ها و تحت نظر گرفتن افراد موردنظر شاه است و بعد از شاه فقط به سپهبد گزارش می داده اند. کارآگهان برای کامیابی در مأموریت ها از شگردهای گوناگون مانند تغییر چهره، پنهان نمودن نام و هویت، پوشیدن لباس دشمن و... استفاده می کردند. کسب شهرت و افتخار، گرفتن پاداش، نشان دادن قدرت و لیاقت از مهم ترین انگیزه های کارآگهان در شاهنامه است.
تحلیل معانی باد در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۴
۳۴-۵
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی به عنوان دریایی از معانی عرفانی و اخلاقی، از جمله آثاری است که واژگان آن معانی گوناگون دارد. در این پژوهش که رویکردی توصیفی تحلیلی دارد و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای صورت گرفته، معانی باد در مثنوی بررسی شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که باد در مثنوی، چون بسیاری از واژه ها، کارکردهای معنایی مختلف دارد و سخت جلوه گری می کند. باد در مثنوی 303 بار به کار رفته که بیشترین و کمترین بسامد آن به ترتیب در دفترهای ششم (68 بار) و پنجم (24 بار) است. وجود 60 کارکرد معنایی گوناگون باد در مثنوی، نشانگر توجه ویژه مولانا به این عنصر طبیعت و استفاده فراوان از آن برای طرح و تفهیم مباحث و مفاهیم عرفانی و اخلاقی متعدد است. پاره ای از معانی باد در مثنوی، پیش از مولانا نیز رایج بوده؛ و پاره ای دیگر حاصل خلاقیت اوست. باد در معنی رایج و معمول خود، باد در معنی فعل دعایی، باد در معنی غرور و خودبینی، باد در معنی نیستی و فنا، باد مطیع حضرت سلیمان(ع)، باد مطیع و تسبیح گوی خدا، باد در معنی محرک و خالق، باد در معنی نَفَس و... از پُرتکرارترین کارکردهای معنایی باد در مثنوی است.
نمادهای خُرد و ساختمند در غزل نو با تأکید بر نمادهای ساختمند سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۷
72-39
حوزههای تخصصی:
سیمین بهبهانی، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی، سه ضلع مثلث غزل نو، به این توفیق دست یافتند تا تغییراتی اساسی در غزل معاصر ایجاد کنند. در ادبیات معاصر، سمبولیسم یا نمادگرایی از مکاتب مهمی است که به سرعت جای خود را در شعر و نثر فارسی باز کرد. در این پژوهش، نگارندگان حدود چهارصد نماد را در غزل نو از شاعران نام برده استخراج و سپس براساس دسته بندی محمود فتوحی از نماد، آن ها را در سه بخش خُردنمادها، کلان نمادها و نمادهای ساختمند تجزیه وتحلیل کردند. نگارندگان در پژوهش خود در پی چند مقوله بوده اند: بررسی آماری و بسامدی نمادها، خاستگاه های آن ها، مفاهیم آن ها، نوآوری ها، عوامل پدیدآورنده نمادها، مقایسه و تحلیل نمونه ها و داده ها. در بررسی نمادهای خُرد، با فراوانی 326 مورد، عنصر طبیعت با حدود 73 درصد، مهم ترین خاستگاه را دارد. نمادهای انسانی با حدود 14 درصد و دست ساخت های بشری با حدود 11 درصد در مراحل بعد قرار می گیرد. در غزل این دوره، کلان نمادها کاربرد اندکی دارد؛ اما نمادهای ارگانیک که فرم تازه ای را به لحاظ هنری در ادبیات معاصر شکل داده ، در غزل سیمین با فراوانی 69 مورد، بسامد چشمگیری دارد که در چرخه زیبایی شناختی غزل او، کاربست این تکنیک ادبی و هنر بلاغی را می توان بیانگر نگاه ویژه شاعر به آن و از ویژگی های مختص او و فصل ممیز غزلش از دیگران دانست. به منظور آشنایی خوانندگان با فضای فکری و مفهومی این قسم نمادها، چند نمونه از این نمادها تحلیل شده است.
جست وجوی مؤلفه های اساسی پدیدارشناسی هوسرل در شعر قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۰)
135 - 158
جست وجوی مؤلفه های اساسی پدیدارشناسی هوسرل در شعر قیصر امین پور چکیده پدیدارشناسی از مهم ترین شیوه های تفکر فلسفی معاصر است که ادموند هوسرل آن را پایه گذاری کرد و سریع به شیوه ای برای تحقیق در حوزه های مختلف علوم انسانی ازجمله نقد ادبی تبدیل شد. پدیدارشناس با تعلیق رویکرد طبیعی به جهان و تمرکز بر تفسیر پدیده ها آنچنان که بر سوبژه پدیدار می شود، به شناخت و تبیین ابژه ها می پردازد. ازآنجاکه هنرمندان به ویژه شاعران درواقع به توصیف جهان زیسته ی خود آنچنان که برایشان پدیدار شده است می پردازند، می توان مؤلفه های روش پدیدارشناسی مانند «قصدیت» یا «حیث التفاتی»، «اپوخه»، رابطه ی «اگو» و جهان زیسته اش و «زمان آگاهی» را در آثار آنان ردیابی کرد. قیصر امین پور از شاعران صاحب سبک معاصر است که در این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی و مقایسه ای، اشعار منتخبی از او را بررسی و تحلیل و مؤلفه های پدیدارشناسانه ای را استخراج کرده ایم که در توصیف جهان زیسته اش به کار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که امین پور در اشعار خود به «اپوخه»، «حیث التفاتی» و «اگو» اشاره داشته است. قیصر در مواردی به «شهود آیدتیک» پدیده ها پرداخته و چنان که در نمونه ای ارائه کرده ایم، «زمان آگاهیِ» هوسرل در تحلیل برخی اشعار او می تواند راهگشا باشد. واژه های کلیدی: اپوخه، پدیدارشناسی، حیث التفاتی، زمان آگاهی، شهود آیدتیک، قیصر امین پور. نقد پدیدارشناختی، هوسرل.
تحلیل محتوایی جریان شعری نمادگرای نسل سوم شعر بعد از نیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
123 - 140
حوزههای تخصصی:
نمادگرایی، هنر بیان افکار و عواطف شاعرانه، نه از راه بیان بی پرده و نه به وسیله تشبیه آشکار آن افکار و عواطف به تصویرهای ملموس و عینی، بلکه از طریق اشاره نامحسوس واژگانِ خاص برای ایجاد آن عواطف و افکار در ذهن خواننده است. در این پژوهش، جریان شعری نمادگرایی نسل سوم شعر بعد از نیما از قبیل محمدعلی سپانلو، منصور اوجی، علی باباچاهی و سید علی صالحی بررسی و تحلیل محتوایی شده است. سؤال اصلی در این پژوهش، بررسی چگونگی جریان شعری نمادگرای نسل سوم بعد از نیما در دهه های 80-60 از نظر ساختار و محتواست. روش انجام تحقیق، تحلیلی- توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و آثار شعری شاعران مورد بحث بوده و نتایج بیانگر آن است که نمادگرایی شاعران نسل سوم پس از نیما آگاهانه بوده و به منظور تقویت محتوایی شعر صورت پذیرفته و از نظر ساختار محتوایی دارای مفهوم محدودتری نسبت به دوره های قبل بوده است. همچنین تنوع نمادهای تاریخی و اسطوره ای، نمادهای اجتماعی، طبیعی، حیوانی و انسانی بیانگر تسلط شاعران مورد نظر در این زمینه است.
کارکرد کنش های گفتاری در تمثیلی از مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
137-157
حوزههای تخصصی:
نظریه کنش های گفتاری به رابطه میان الفاظ و معانی موردنظر گوینده می پردازد. بنیانی ترین دیدگاه این نظریه آن است که سخن گفتن از آن جهت که تولید لفظ است عامل ارتباط نیست؛ بلکه ارتباط زبانی کامل درصورتی به انجام می رسد که کنش یا عملِ مضمون در سخن، برمبنای شرایط خاصی رخ دهد. این مقاله با به کارگیری اصول و مبانی نظریه مورداشاره به بازخوانی قصه آن آبگیر و صیّادان و آن سه ماهی در دفتر چهارم مثنوی معنوی پرداخته و کاربرد کنش های گفتاری سه ماهی (به عنوان نماد گروه های سه گانه انسان ها) و نسبت آن ها با میزان بهره گیری از موازین عقلی را واکاوی کرده و کنش ترغیبی را پرتکرارترین کنش عقل مداران یافته است. در این پژوهش با توجه به بافت موقعیتی قصّه، افزون بر تحلیل نوع کنش های گفتاری مضمون در سخنان شخصیت ها به عنوان پاره گفتارهای خُرد، روند کنش های مولانا نیز در قالب پاره گفتارهای کلان موردبررسی قرارگرفت و ارتباط چیدمان اجزاء مختلف قصه همچون افراد و گفته ها با شکل گیری کنش های گفتاری کلان و معانی مورد نظر مولانا که عبارتند از دو کنش غیرمستقیم اظهاری و ترغیبی مشخص گردید.