رحمت الله مرزوقی

رحمت الله مرزوقی

مدرک تحصیلی: استاد دانشگاه شیراز

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۲۹ مورد از کل ۱۲۹ مورد.
۱۲۱.

آسیب شناسی و ارزیابی عوامل موثر بر اثربخشی آموزش های سازمانی مهارت نرم در صنعت بر اساس مدل هالتون (مطالعه موردی شرکت پتروشیمی جم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۷۲
هدف از پژوهش حاضر آسیب شناسی و ارزیابی عوامل موثر بر اثربخشی آموزش های سازمانی مهارت نرم در صنعت بر اساس مدل هالتون می باشد. این پژوهش کمی از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- پیماشی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان آموزش دیده هستند که از این تعداد 232 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری دردسترس، افراد شرکت کننده در امور مختلف شرکت پتروشیمی جم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی انتقال یادگیری (والر، 2012) بود که پس از تایید روایی و پایایی آن با استفاده از روش های تحلیل گویه و آلفای کرونباخ در بین افراد نمونه توزیع و داده های جمع آوری شده با آزمون های آماری تی تک نمونه ای و تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و با استفاده از نرم افزار 21SPSS تحلیل شدند. نتایج مطالعه نشان داد که: 1- در مقایسه ی میانگین اهمیت عوامل فردی موثر بر عدم انتقال آموخته ها با میانگین معیار، کارکنان پتروشیمی جم، به ترتیب، اهمیت عدم وجود نتایج فردی مثبت انتقال آموخته ها به محیط کار و عدم تحقق انتظاراتشان از پیامدهای عملکرد را به عنوان عوامل موثر در عدم تمایلشان به انتقال آموخته ها به محیط واقعی کار تلقی می کنند؛ اما سایر عوامل اثر معنی داری را بر عدم تمایل آنان نداشته اند. 2- در مقایسه ی میانگین اهمیت عوامل آموزشی موثر بر عدم انتقال آموخته ها با میانگین معیار، کارکنان شرکت پتروشمی جم، اعتبار محتوا و طرح انتقال را عوامل مهمی در عدم انتقال آموخته هایشان از دوره های آموزشی مهارت های نرم به محیط کار ارزیابی ننموده اند. 3- در مقایسه ی میانگین اهمیت عوامل سازمانی موثر بر عدم انتقال آموخته ها با میانگین معیار، کارکنان شرکت پتروشمی جم، اهمیت عدم حمایت همکار ، عدم حمایت سرپرست و فرصت کاربرد آموخته هایشان در محیط واقعی را به عنوان عوامل موثر در عدم تمایلشان به انتقال آموخته هایشان به محیط واقعی کار تلقی می کنند؛ اما سایر عوامل اثر معنی داری را بر عدم تمایل آنان نداشته اند. 4- بین اهمیت عوامل سه گانه ی فردی، آموزشی و سازمانی در عدم انتقال آموخته های دوره های آموزشی مهارت های نرم به محیط کار تفاوت معنی داری وجود ندارد.
۱۲۲.

ماهیت، کیفیت و ملاحظات اساسی آموزش های سازمانی آینده پژوهانه: دیدگاه صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۸۳
زمینه و هدف: سازمان های امروز و فردا، برای متناسب نمودن آموزش های خود با نیازهای فردی و شغلی آینده کارکنان و تضمین کیفیت و اثربخشی آن، الزام جدی به هدف گذاری و برنامه ریزی با رویکرد آینده پژوهی دارند. این پژوهش، با هدف کشف ماهیت، کیفیت و ملاحظات اساسی آموزش های سازمانی آینده پژوهانه انجام گرفته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای و از نظر رویکرد، کیفی و مبتنی بر روش تحلیل مضمون کیفی است. مشارکت کنندگان، 26 نفر از صاحب نظران دانشگاهی کشور بوده اند که با رویکرد هدفمند و مبتنی بر معیار انتخاب شده اند و پایان نمونه گیری نیز با استفاده از فن اشباع نظری بوده است. مصاحبه ها به صورت نیمه عمیق بوده و سؤالات مصاحبه به صورت باز مطرح شده است. اعتباریابی داده ها در مرحله سنجش روایی، با بهره گیری از معیار قابل قبول بودن و در مرحله سنجش پایایی، بر اساس معیار اعتمادپذیر بودن صورت گرفته است. یافته ها: برابر یافته های این پژوهش، ویژگی های آموزش های سازمانی آینده پژوهانه در ابعاد سه گانه ماهیت، کیفیت و ملاحظات اساسی و سیزده مؤلفه آینده نگری ذاتی آموزش، محتوای آینده نگر آموزش، کارکردهای آینده محور آموزش سازمانی، چارچوب و روش های نوین آموزش سازمانی، سرمایه انسانی توسعه یافته، تناسب زیرساختی، پویایی، تعاملات آینده نگرانه، رهبری و مدیریت تحولی، فرهنگ آینده سازی، جامع نگری در آینده پژوهی، تضمین کیفیت آموزشی و ارزیابی مستمر وضعیت حال و آینده شناسایی و در قالب جداول و شبکه مضامین ارائه شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر، ضمن تشریح ماهیت و کیفیت آینده نگر و آینده ساز آموزش، بر ضرورت اتخاذ رویکرد آینده پژوهانه در آموزش های سازمانی، مبتنی بر ملاحظات اساسی کشف شده، تأکید دارد.
۱۲۳.

کاوش چالش های برنامه درسی آموزش سازمانی کارکنان شرکت پتروشیمی جم در انتقال مهارت های نرم آموخته شده به محیط واقعی کار: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۸
این پژوهش با هدف شناسایی چالش های برنامه درسی آموزش سازمانی کارکنان شرکت پتروشیمی جم در انتقال مهارت های نرم آموخته شده به محیط کار انجام شده است. رویکرد این تحقیق کیفی و روش آن مطالعه موردی است. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های عمیق با ۱۲ نفر از کارکنان ارشد و متخصص و با تجربه شرکت استفاده شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیار تخصص و تجربه صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل شبکه مضامین انجام شد و روایی یافته ها از طریق بررسی توسط اساتید راهنما و مشاوران تایید گردید. نتایج نشان داد که ۲۹ آسیب در سه حوزه فردی، آموزشی و سازمانی به عدم انتقال مهارت های نرم در آموزش های سازمانی منجر شده اند. در بعد فردی، عواملی مانند اولویت داشتن کار بر آموزش، بی انگیزگی کارکنان به مشارکت در آموزش و حجم بالای کار تاثیرگذار بودند. در بعد آموزشی، صرفاً تئوری بودن دوره ها، ناپیوسته بودن دوره ها، تعداد کم دوره های نرم و کاربردی نبودن دوره ها مطرح شدند. در بعد سازمانی نیز عواملی همچون بی توجهی برخی مدیران به اهمیت دوره های آموزشی، عدم توجه به کاربرد آموخته ها در محیط کار و عدم ارزشیابی دوره ها شناسایی شدند. این پژوهش می تواند با آگاهی بخشی و اقدامات پیشگیرانه به بهبود کیفیت و اثربخشی آموزش های سازمانی کمک کند. دستاوردهای این تحقیق شامل شناسایی و رفع موانع اثربخشی آموزش ها، بهبود طراحی و اجرای دوره های آموزشی، تدوین برنامه های آموزشی مستمر و یکپارچه برای تقویت مهارت های نرم کارکنان، ارتقاء فرهنگ یادگیری در سازمان، توانمندسازی کارکنان برای مواجهه با چالش های جدید و افزایش رقابت پذیری سازمان خواهد بود.
۱۲۴.

منطق برنامه درسی تعلیم و تربیت عمومی مبتنی بر دیدگاه حیات طیبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
نظر به آرمان اساسی مندرج سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش در دستیابی متربیان به مراتب حیات طیبه به عنوان گفتمان کلیدی در تمامی ساحت های تربیتی، پژوهش حاضر با هدف تبیین منطق، هدف و محتوای برنامه درسی در راستای نیل به رهیافت حیات طیبه انجام شد. براین اساس نخست تلاش شد تا با استفاده از رویکرد کیفی و روش فرآیند چرخه ای تحلیل مفهوم حیات طیبه کاوش گردد و سپس با استفاده از شیوه مطالعه موردی منطق، اهداف و محتوای برنامه درسی براساس چارچوب مفهومی حیات طیبه استنتاج شود. نتایج پژوهش نشان داد که توجه به حیات طیبه به عنوان منطق و فلسفه برنامه درسی می تواند جهت گیری سایر عناصر برنامه درسی را به سوی حیات طیبه تعیین نماید و از این رهگذر با تقویت ایمان، باور، دانش و عملکرد متربی زمینه تعالی وی فراهم شود. از این منظر اهداف و محتوای برنامه درسی نیز مبتنی بر مبانی توحیدی و اعتقادی بوده و بر ارزش ها و باورهای اسلامی و اخلاقی در روابط چهارگانه ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با خلقت و ارتباط با خلق تاکید دارد.
۱۲۵.

حضور انواع برنامه درسی مغفول در دوره ابتدایی: مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۰
هدف این پژوهش، شناسایی برنامه درسی مغفول از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی با استفاده از روش تحقیق ترکیبی تبیینی متوالی و از نوع پیگیری نتایج بود. ابتدا بر اساس الگوی اعتباریافته برنامه درسی نال (مرزوقی و همکاران، 1396)، مقیاس برنامه درسی مغفول طراحی و اعتباریابی گردید. مقیاس مذکور به روش توصیفی پیمایشی، در بین معلمان ابتدایی مدارس سراسر کشور و به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در 9 استان توزیع و 730 پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که از نظر معلمان میزان وجود برنامه درسی نال از نوع( مغفول، محدوف، منسوخ، محرف، عقیم، مفرط و ممنوعه)، در سه حوزه (دانش، ارزش و مهارت) برنامه درسی دوره ابتدایی، نزدیک به میانگین می باشد. در بخش کیفی هم که باکمک روش پدیدارشناسی و به کارگیری معیار اشباع یافته ها، مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند با 35 نفر از معلمان ابتدایی از نواحی چهارگانه شیراز انجام شد؛ پس از تحلیل داده ها با استفاده از فن تحلیل مضمون در نرم افزارNvivo (8.8) نتایج حاصل مؤید هفت نوع برنامه درسی مغفول در برنامه درسی دوره ابتدایی بود که بیشتر به شکل غیر عمدی اتفاق می افتند.
۱۲۶.

ویژگی های مربّی و متربی در برنامه درسی مبتنی بر رهیافت حیات طیبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
براساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش ، نقش مربّی به عنوان هدایت کننده و اسوه ای امین و بصیر در فرایند تعلیم وتربیت، و مؤثرترین عامل در تحقق یافتن مأموریت های نظام تعلیم وتربیت رسمی کشور اهمیت فراوان دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های مربّی و متربی در رویکرد تعلیم وتربیت مبتنی بر حیات طیبه بوده و مطالعه با بهره گیری از رویکرد پژوهش کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی ازنوع استقرایی انجام شده است. در این پژوهش، متون اسلامی ( قرآن ، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ) و همچنین اسناد بالادستی موردتوجه بوده و نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. برای اعتباریابی داده های کیفی از معیار قابل قبول و معتبربودن استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مربّی در برنامه درسی مبتنی بر رویکرد حیات طیبه، نقش تسهیل گر، هدایت گر و روشنگر را در فرایند تعلیم وتربیت ایفا می کند و عامل و الگوی اخلاقی، معنوی، فکری، علمی و رفتاری به شمار می آید. وی ارتباطاتی استعلایی و تعالی بخش با متربیان دارد و از ویژگی محبوبیت و مقبولیت برخوردار است. مربّی کارگزار و اندیشه ورز برای ارتقای صفات حرفه ای خود می کوشد. از سوی دیگر، متربی، یادگیرنده فعال و اخلاق مدارِ دارای نیروی اختیار و مسئولیت پذیر در فرایند تربیت قلمداد می شود. نتایج پژوهش بر ایجاد یک دیدگاه جامع و مبتنی بر حیات طیبه درخصوص ویژگی های مربّی و متربی با توجه به نقش الگوییِ پیامبران و امامان در شکل دهی شخصیت و رفتار انسان ها تأکید می کند.
۱۲۷.

چگونگی پیوند میان نظر و عمل: مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف پژوهش حاضر، فهم چگونگی پیوند میان نظر و عمل بر اساس مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر بود. داده های پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند ازطریق مطالعه و بررسی اسناد مرتبط با رویکرد انسان شناختی اشتاینر و همچنین به کارگیری دانسته های پژوهشگرانی که با فلسفه اشتاینر و رهیافت او آشنا بودند و تجربیات آنها در مقالاتی در این زمینه در بازه زمانی 2022-2000 در پایگاههای علمی معتبر و تارنماهای مرتبط به رشته تحریر درآمده، گردآوری شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. برای اعتباریابی داده ها از روشهای قابل قبول و قابل اعتماد بودن استفاده شده است. تحلیل داده ها منجر به دسته بندی سه مضمون سازمان دهنده و 15مضمون پایه شده است. مضامین سازمان دهنده شامل تناظر ابعاد وجودی انسان و هستی(عناصر اربعه و ...)، هستی روحانی انسان(ابعاد سه گانه روح و ....) و نگاه کل گرایانه و تکاملی به انسان(تکامل همه جانبه و ...) است. پس از کشف مضامین انسان شناختی فلسفه اشتاینر در راستای ارتباط میان آنها با تدریس درس ریاضی کوشش شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تفسیر دیدگاه اشتاینر در بُعد انسان شناختی فلسفه او در تدریس ریاضیات، با بهره گیری از زمینه هایی چون هنر به عنوان بستر اصلی، در خلال رویکردی کل نگر به تعلیم وتربیت انسان، زمینه رشد و توسعه همه ابعاد وجودی انسان را مدنظر قرار می دهد. متناظر با یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که سیاستگذاران نظام آموزشی برای اصلاح روند تربیت تک بعدی و صرفاً شناخت- محور موجود در مدارس، رهیافتهای حاصل با محوریت زیبایی شناختی را برای تعدیل و اصلاح وضعیت موجود مدنظر قرار دهند.
۱۲۸.

توسعه چارچوب برنامه درسی با رهیافت حیات طیبه در نظام تعلیم و تربیت: مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی چارچوب برنامه درسی با رهیافت حیات طیبه در نظام تعلیم و تربیت می باشد. طرح پژوهش، ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع طبقه بندی بود که در مرحله کیفی از روش مطالعه موردی کیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان بالقوه این بخش متون اسلامی، اسناد بالا دستی و پیشینه نظری و پژوهشی مرتبط با حیات طیبه و برنامه درسی است که با استفاده از شیوه تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت و بر این اساس مولفه های عناصر ده گانه برنامه درسی شامل منطق، آمان های برنامه درسی، اهداف کلی، محتوا، مفهوم آموزش، رویکردهای یاددهی- یادگیری، نقش مربی و متربی، نقش محیط یادگیری و ارزشیابی استخراج گردید. روش پژوهش مرحله کمی توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی رشته برنامه درسی، متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی، برنامه ریزان درسی، دانشجویان دکتری، و معلمان با سابقه تدریس دروس قرآنی و معارف بودند که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده 312 انتخاب شدند و معیار گزینش آن ها تجربه کاری، تحصیلات، و فعالیت در حوزه برنامه درسی بود. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته ای بود که بر اساس ویژگی های استخراج شده در فاز کیفی طراحی شد و روایی آن از طریق روایی صوری، شاخص CVR، و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ (0.972 برای کل چارچوب) تأیید گردید. تحلیل داده های کمی با استفاده از تحلیل عاملی بیانگر معناداری تمامی مؤلفه های چارچوب برنامه درسی بود و اعتبار مطلوب چارچوب با داده های جمع آوری شده را نشان می دهد.
۱۲۹.

مدل یابی روابط ساختاری میان سبک تفکّر معلم ها با سبک یادگیری دانش آموزان در دوره اول متوسطه شهرستان بهبهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۱
هدف این پژوهش مدل یابی روابط ساختاری میان سبک تفکر معلمان با سبک های یادگیری دانش آموزان بود. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی، ازنظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران دوره اول متوسطه شهرستان بهبهان بود. تعداد 170 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای وارد مطالعه شدند. داده ها بر اساس دو پرسشنامه سبک تفکر استرنبرگ و واگنر (1979) و سبک یادگیری کلب (1984) گردآوری شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS 25 و AMOS 25  و روش های آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر، ضریب همبستگی و ضریب رگرسیون چند متغیره نشان داد که 1- سبک تفکر غالب معلمان دوره متوسطه شهر بهبهان سبک قضاوت گر است. 2- سبک یادگیری دانش آموزان دوره متوسطه سبک مشاهده تاملی و سبک آزمایش گری فعال است. 3- بین سه سبک تفکر معلم با هر چهار سبک یادگیری دانش آموزان ارتباط مثبت و معنادار بود. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین سبک های تفکر معلمان و سبک های یادگیری دانش آموزان وجود دارد. در واقع، اگر سبک تفکر معلمان نزدیک تر به سبک های یادگیری دانش آموزان باشد، یادگیری آنها بهبود می یابد. و هم چنین شناخت این روابط در سازمان دهی بهتر آموزش و یادگیری در محیط های آموزشی را تأکید می کنند. بنابراین معلم با شناخت، مدیریت و بهبود سبک تفکر خود سبب پرورش یافتن تواناهایی معلم و و در نتیجه سبک های یادگیری دانش آموزان می شود زیرا که سبک های تفکر معلم پیش زمینه ی یادگیری فراگیران در آموزش است چون معلم روش تدریس خود را منطبق با سبک تفکر خود تعدیل می کند همین شناخت و مدیریت سبک تفکر معلم سبب می شود که او با روش هایی شایست ه تر برای یادگیری نهادینه شده، پویا و فعال از تدریس هایی زیرکانه، هوشمندانه، خلاقانه و مسئولانه با شیوه های متفاوت، مناسب و مقتضی با سبک یادگیری دانش آموزان استفاده می کند و در نهایت سبب پرورش یافتن توانایی معلم  و در نتیجه سبک های یادگیری دانش آموزان می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان