واکاوی دلایل نارسایی های حکمرانی متعالی اسلامی در ایران بر پایه نظریه پردازی زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمرانی متعالی اسلامی به عنوان یک الگوی حکمرانی تمدن ساز، در پی تلفیق ارزش های الهی با الزامات جوامع مدرن است، اما باوجود پشتوانه نظری غنی، تحقق عملی این الگو در ایران با نارسایی های مهمی مواجه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل نظام مند موانع تحقق حکمرانی متعالی اسلامی در ایران انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظریه پردازی زمینه ای اشتراوس و کوربین انجام شده است و داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۴ نفر از نخبگان دانشگاهی گردآوری شده و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که بحران انطباق حکمت دینی با سازوکارهای عرفی قدرت، به عنوان کد هسته، مهم ترین مانع تحقق حکمرانی متعالی اسلامی در ایران است. در این میان، شرایط علّی شامل فقدان همگرایی فلسفه سیاسی اسلامی با الزامات حکمرانی مدرن، سلطه قرائت های بسته و سنت گرایانه، دوگانگی میان آرمان شهر دینی و واقع گرایی اجرایی و فقدان بنیان مفهومی جامع برای نسبت فقه و ساخت قدرت است. ازسوی دیگر، میراث اقتدارگرایی عرفی، گسست میان نخبگان دینی و عرفی و تغییر افق انتظارات مردم سالارانه مهم ترین شرایط زمینه ای را شکل می دهد. در سطح شرایط مداخله گر نیز ضعف روح قدسی در ساختار اداری، اقتصاد رانتی و تعارض در گفتمان های حکمرانی درخور توجه است. واکنش نظام حکمرانی، عمدتاً در قالب راهبردهای نمادین (چون تقلیل حکمرانی دینی به شعائر سیاسی، تولید اقتدار و غفلت از نهادسازی) بروز یافته که پیامدهایی همچون فرسایش سرمایه معنوی، سکولاریسم خزنده، انجماد فکری، ازخودبیگانگی و کاهش مشارکت شهروندان را در پی داشته است.