کریم رضادوست

کریم رضادوست

مدرک تحصیلی: دکترا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۳ مورد از کل ۳۳ مورد.
۲۱.

بررسی اولویت های ارزشی مادی و فرامادی دانشجویان و ارتباط آن با عوامل اجتماعی و فرهنگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۵۲۳
ارزش ها از یک سو راهنما و تعیین کننده گرایش های اجتماعی و ایدئولوژی ها و از سوی دیگر تعیین کننده رفتار و کنش اجتماعی است و در آداب و رسوم، قوانین، اعتقادات و اصول مقدس و شیوه ها زندگی متجلی می شود. این مطالعه با استفاده از نظریه تحول فرهنگی اینگلهارت، در صدد شناخت اولویت های ارزشی دانشجویان و ارتباط آن با عوامل اجتماعی و فرهنگی است. روش پژوهش پیمایشی و داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است، جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 93-94 می باشد، حجم نمونه 400 نفر و شیوه نمونه گیری بر اساس نمونه گیری طبقه ای متناسب منطبق بر دانشکده و جنس پاسخگویان بوده است. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار محتوایی سنجیده شده و پایایی با توجه به ضریب آلفای کرونباخ (85 0/) پایایی قابل قبولی را نشان می دهد. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون پیرسون، آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دانشجویان دارای ارزش های التقاطی فرامادی گرایانه هستند و تفاوتی در اولویت های ارزشی در گروههای سنی و جنسی مختلف دانشجویان وجود ندارد. از بین متغیرهای مستقل تحقیق،"احساس امنیت اجتماعی "، «پایگاه اجتماعی-اقتصادی»، «رسانه های جمعی» و «دینداری»، «اعتماد اجتماعی» رابطه معنا داری با اولویت های ارزشی دارند.
۲۲.

کاوش فرایندهای اجتماعی شکل گیری زیست مجردانه، مورد مطالعه: مردان مجرد شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۳۳۵
هدف از مطالعه حاضر، واکاوی فرایندهای اجتماعی شکل گیری زیست مجردانه در شهر اهواز می باشد. روش پژوهش، مبتنی بر روش کیفی با رویکرد گرندد تئوری است که در راستای شناسایی و فهم فرآیندهای شکل گیری زیست مجردانه از خلال مصاحبه با مردان واجد این نوع زندگی جهت رسیدن به فهمی نظام مند انجام گرفته است. در این مطالعه، 14 نفر از مردانی که در شهر اهواز زیست مجردانه داشته اند با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده های مورد نظر با استفاده از مصاحبه عمیق، جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل مصاحبه ها بر اساس کدگذاری سه مرحله ای استراوس و کوربین منتج به شکل گیری 18 مقوله فرعی، 7 مقوله اصلی شامل1) زیست مجردانه پیوستاری از الزام موقعیت تا انتخاب سبک زندگی، 2) زیست مجردانه ملهم از سرگذشت فردی، 3) زیست مجردانه، فرایند دائمی مشروعیت سازی، 4) زیست مجردانه، زیستن علیه تجویز فرهنگی، 5) زیست مجردانه، زیستن در سایه مجردزدگی، 6) زیست مجردانه، فرصتی برای توسعه و تحقق فردی و حرفه ای و 7) زیست مجردانه، امکانی برای رهایی از نظارت فراگیر شده است و در نهایت منجر به کشف یک مقوله هسته تحت عنوان "زیست مجردانه: ساخت گشایی زیست جهان جوانان" گردیده است.
۲۳.

واکاوی معانی ذهنی مشارکت کنندگان در پیاده روی اربعین در مرزهای چذابه و شلمچه استان خوزستان (براساس روش نظریه داده بنیاد)(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۸۲
این مطالعه کیفی، با هدف فهم نظام معنایی مشارکت کنندگان پیاده روی اربعین در استان خوزستان انجام شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، «نظریه داده بنیاد» به عنوان یکی از روش های اصلی پژوهش کیفی است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و شیوه نمونه گیری هدفمند−نظری با سی نفر از ذینفعان مرتبط با این رویداد گردآوری و جهت تحلیل داده ها از پنج شیوه کدگذاری باز و تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در راستای ابعاد و ویژگی ها، تحلیل داده ها برای زمینه، وارد نمودن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده گردید. پس از کدگذاری، پانزده مقوله اصلی از داده ها پدیدار شد که هریک از مقوله ها به صورت کامل با استناد به متن مصاحبه ها مورد تحلیل قرار گرفته اند. پارادایم ظهوریافته شامل سه بُعد شرایط، کنش−تعامل ها و پیامدهاست که پس از کدگذاری، در قالب پانزده مقوله ع مده کدگذاری و در مرحله کدگذاری گزینشی به استخراج مقوله هسته «پیاده روی اربعین در بستر تعلیق قشربندی و عقلانیت ابزاری» منجر شد که مقوله مرکزی این پژوهش به شمار می آید.
۲۴.

شناسایی فرصت و چالش های برنامه ریزی دانشگاهی و ارائه الگوی سیستمی به منظور برنامه ریزی آموزش عالی: براساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۳۶
پژوهش حاضر با هدف تحلیل چالش های نوظهور آموزش عالی و کنشگری  اعضاء هیأت علمی در برنامه ریزی آموزشی و ارائه مدلی مفهومی براساس درک، تفسیر و معناسازی اعضاء هیأت علمی جهت توسعه آموزش عالی کشور انجام شده است. برای رسیدن به هدف مذکور از روش نظریه داده بنیاد استفاده شده است. اطلاعات از اعضاء هیأت علمی دانشگاه تهران و خوزستان جمع آوری شدند. در مجموع 23 نفر با روش نمونه گیری هدفمند با لحاظ قاعده اشباع و حداکثر تنوع انتخاب مورد مصاحبه قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از رویه های نظام مند کوربین و اشتراوس انجام شد که شامل کدگذاری مفاهیم و شکل دادن به نظریه است. در مرحله کدگذاری باز 315 مفهوم به دست آمد که در قالب 16 مقوله اصلی، حول یک مقوله ی هسته به نام (چالش های پیش روی برنامه ریزی دانشگاهی و کیفیت ادراک شده) شکل گرفته اند. با توجه به سطح بندی انجام شده پیشایندها (توسعه فرهنگ کیفیت)، فرآیندها (توانمندسازها) و برآیندها (مسئله بهبود کیفیت) الگوی نهایی ارزشیابی کیفیت برنامه ریزی دانشگاهی طراحی شد. براساس این الگو بازتعریف جایگاه دانشجویان و استادان در مجموعه گفتمان آموزش عالی زیربنایی ترین عنصر در پیاده سازی کیفیت برنامه ریزی دانشگاهی است. این شاخص بر خوداثربخشی و تفکرعلی کنشگران دانشگاهی تأثیر می گذارد. در نهایت نیز جامعه پذیری دانشگاهی، تسهیم دانش و کارآمدی برنامه ریری درسی مبتنی بر نیاز را فراهم می آورد. جهت عملیاتی نمودن این امر بازنگری در قوانین اجرایی و توجه به عقلانیت و گفت وگوی ذینفعان ضروری می باشد.
۲۵.

سنجش سلامت اجتماعی و برخی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۳۲۰
هدف این پژوهش، سنجش سلامت اجتماعی و برخی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن می باشد. چارچوب نظری این پژوهش بر اساس نظریه های کییز، بودریار، لایکوک، برکمن، رز و وو می باشد. روش انجام این پژوهش کمی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز می باشد. حجم نمونه مورد مطالعه بر اساس فرمول کوکران 374 نفر به صورت نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم در نظر گرفته شده است. یافته های این پژوهش نشان داد که میانگین سلامت اجتماعی دانشجویان، (44/100) که این میزان نشان می دهد که میانگین سلامت آن ها در سطح متوسطی می باشد. همچنین یافته ها نشان می دهد که بین متغیرهای حمایت اجتماعی ادراک شده، رسانه های جمعی، رشته تحصیلی و جنس با سلامت اجتماعی ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین، بین متغیر سن با سلامت اجتماعی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، اما بین متغیرهای عضویت در شبکه های اجتماعی و قومیت با متغیر وابسته سلامت اجتماعی ارتباط معناداری مشاهده نشده است. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره نشان داد که سه متغیر (حمایت های اجتماعی ادراک شده، رسانه های جمعی و سن) درمجموع 3/10 درصد از تغییرات مربوط به سلامت اجتماعی را تبیین می کنند.
۲۶.

بررسی نگرش میشل فوکو در باب علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۰۸
  هدف: برای فهم عمیق علوم انسانی و مبانی و ریشه های آن، آشنایی با اندیشمندان و صاحب نظرانی که از جنبه های گوناگون به بررسی این علوم پرداخته اند، ضروری است. هدف این مقاله، آشنایی با اندیشه های میشل فوکو به عنوان یکی از برجسته ترین اندیشمندان غربی درباره علوم انسانی بوده است. روش: برای دستیابی به هدف، از منابع موجود به روش کتابخانه ای و با تکنیک فیش برداری، اطلاعات لازم گردآوری و سپس تحلیل شدند. یافته ها: بررسی ها نشان داد که فوکو شکل گیری علوم انسانی را مربوط به دوران مدرن می داند. وی بیان می دارد که با قرار گرفتن انسان به عنوان سوژه و ابژه علم بود که شرایط برای شکل گیری علوم انسانی در غرب فراهم شد. فوکو در شکل گیری علوم انسانی نقش قدرت را برجسته می کند و معتقد است بین این دو به نحو تفکیک ناپذیری رابطه وجود دارد. به گفته وی، علوم انسانی جایگاه مستقلی در بین سایر علوم ندارد و مشکلات مختلف علوم انسانی از همین مسئله ناشی می شود. وی همچنین فرجام مثبتی برای علوم انسانی در نظر نمی گیرد و این علوم با فروپاشی نظام دانایی مدرن، جای خود را به علومی مانند روان کاوی، زبان شناسی و مردم شناسی خواهند داد. نتیجه گیری: فوکو با ارائه تحلیلهای دقیق و نگرشی نقّادانه پیرامون علوم انسانی، بصیرتهای مهمی به پژوهشگران حوزه علوم انسانی می دهد تا بتوانند از طریق واکاوی این علوم، از کارکردهای آن برای بهبود جامعه استفاده کنند
۲۷.

بررسی تأثیر برخی متغیرهای اجتماعی بر گرایش جوانان به مصرف الکل (مورد مطالعه: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۱۱
هدف از انجام این پژوهش بررسی برخی عوامل اجتماعی مؤثر بر گرایش جوانان شهر اهواز به مصرف الکل می باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 383 نفر برآورد شد و برای انتخاب آن ها از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. به منظور جمع آوری داده های این پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS23 استفاده شد. جهت بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل و متغیر گرایش به مصرف الکل از ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی سهم تأثیرگذاری هر متغیر بر متغیر گرایش به مصرف الکل از تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که میان متغیرهای میزان استفاده از رسانه های غربی (0.364=r)، همنشینی با دوستان و همسالان (0.319=r) و انزوای اجتماعی (0.198=r) با متغیر گرایش به مصرف الکل رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داده است که متغیر دینداری (0.409-=r) تأثیر معکوس و معنادری بر متغیر گرایش به مصرف الکل دارد و میان سن و گرایش به مصرف الکل رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داده است که متغیر دینداری (0.324-=Beta) دارای بیشترین تأثیر بر متغیر گرایش به مصرف الکل می باشد و متغیر انزوای اجتماعی(0.188=Beta) کمترین تأثیر را بر متغیر گرایش به مصرف الکل دارا می باشد.
۲۸.

فهم تجارب زیسته ی حاشیه نشینان از نابرابری اجتماعی (مورد مطالعه: حاشیه نشینان شهر کوت عبدالله)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
نابرابری اجتماعی از گذشته های دور همواره به عنوان یکی از مهم ترین مسائل جوامع بشری مطرح بوده است، پیچیدگی های مفهوم نابرابری باعث ایجاد نظرات مختلفی حول بایسته های تعدیل یا توجیه آن در جوامع مختلف شده است. حاشیه نشینان اطراف کلان شهرها معمولاً به دلیل مقایسه وضعیت منطقه با مناطق برخوردار و مرفه نشین، نابرابری ها را عمیق تر و شدیدتر تجربه می کنند و ادراک خاصی از این موضوع دارند. در این تحقیق به دنبال پاسخ به سؤالاتی نظیر اینکه حاشیه نشینان کوت عبدالله چه برداشتی و چه تجاربی از نابرابری اجتماعی دارند؟ عوامل مؤثر بر تجربه نابرابری اجتماعی آنها کدامند؟ و حاشیه نشینان چگونه با نابرابری کنار می آیند؟(مکانیسم سازگاری) هستیم.در این مقاله سعی شده با استفاده از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی تفسیری و با در نظر گرفتن صدای خاموش حاشیه نشینان، تجربه زیسته مشارکت کنندگان از نابرابری اجتماعی مورد واکاوی قرار گیرد. به این منظور از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با تعداد 21 نفر که با استراتژی نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند، اطلاعات مورد نیاز گردآوری شده اند. یافته های تحقیق با استفاده از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری اسمیت و همکارن مورد تحلیل قرار گرفته اند. از مجموع مصاحبه ها تعداد 9 مقوله و 26 مفهوم استخراج گردیدند. مقولات استخراج شده شامل: فوران محرومیت، تبعیض های ساختاری ادراک شده، احساس رها شدگی، ناکارآمدی دولت و کژاورگی اقدامات آن، جاافتادگی وضعیت نابرابر، فضا-مکان طرد شده، اراده ساختاری کنترل کننده، تشدید آسیب های اجتماعی و انفعال گرایی می باشند. یافته های به دست آمده از تحقیق نشان می دهد حاشیه نشینان شهر کوت عبدالله با توجه به مجاورت با کلان شهر اهواز و همچنین چاه های نفت و شرکت های نیشکر و صنایع فولاد اطراف این منطقه، محرومیت عمیقی را احساس می کنند که ناشی از بی توجهی ها و بی اعتنایی ها به رفاه مردم بومی منطقه می باشد.
۲۹.

مطالعه پدیدارشناسانه تجربه زیسته لک زبانان شهرستان بروجرد از تعاملات اجتماعی پس از مواجهه با شیوع کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۷۴
 شیوع کرونا با تأکید بر فاصله گیری اجتماعی سبب شد تعاملات اجتماعیِ درون بافت های قومی ازلحاظ کمیت و کیفیت دستخوش تغییراتی گردد. بر هم ین اس اس تحقی ق حاضر بر پدی دارشناسی تجربه زیسته لک زبانان شهرستان بروجرد از تعاملات اجتماعی پس از مواجهه با شیوع کرونا متمرکز شده است. تحقیق پدیدارشناسی حاضر به منظور تحلیل داده ها از تکنیک موستاکاس بهره برده است. تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند و تا اشباع نظری انتخاب شده و داده ها به روش مصاحبه عمیق گردآوری شده است. همچنین از 10 مشاهده مشارکتی به منظور گردآوری داده های بیشتر استفاده شده است. بر اساس نتایج کدگذاری و تحلیل داده های میدانی، مفهوم «تعامل قومی پساکرونا» شامل 8 خوش ه ی اصلی است که عبارت اند از: 1) مجال یافتن عاملیت انسانی، 2) اجتماعی شدن تعامل، 3) پیوسته شدن اعضای قوم، 4) بابرنامه شدن تعامل، 5) علمی عقلانی شدن بنیان معرفتی تعامل، 6) غایتمند شدن تعامل، 7) بیش دیجیتالی شدن تعامل، و 8) نمود یافتن نقش عاملیت ناانسانی. به طورکلی مخاطره کرونا به مانند شوکی عمل کرده که فرصت ابراز فردیت را برای اعضای جامعه قومی لَک فراهم آورده است.
۳۰.

چرخه معیوب ارتباط صنعت و دانشگاه: راهکارهایی برای نیل به سوی سرمایه سازی دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۵۹
در اقتصاد مبتنی بر دانش، دانشگاه ها به عنوان تولیدکننده و انتقال دهندیه دانش، نقش مهمی در توسعیه اقتصادی نوآورانه و پایدار ایفا می کنند. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های شکل گیری رابطیه صنعت و دانشگاه انجام گرفت. بستر تحقیق استان خوزستان بود که براساس موضوع، روش تحقیق داده بنیاد انتخاب شد. در راستای اشباع نظری مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان متشکل از استادان دانشگاه شهید چمران اهواز، علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و دانشگاه آزاد همچنین مدیران شرکت های دانش بنیان، 44 نفر بود که با روش هدفمند انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها مصاحبیه عمیق و نیمه ساختاریافته بود. شیویه تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها نشان داد که مقوله های شرایط علّی ارتباط صنعت و دانشگاه مشتمل بر تکمیل نشدن فرایند شکل گیری صنعت، واماندن از تغییرات فنی و محدودکردن محصولات تولیدی به بازارهای داخلی، غلبیه تفکر نظری محور بر رویکرد کاربردمحوری در دانشگاه، ناهمسویی صنعت و دانشگاه در ایران، گردش دانشگاه بر مدار آموزش های نظری، پژوهش ویترینی سازمان ها، عدم شفافیت نیازهای صنعت و واسپاری باز به شرکت های رقیب بود. همچنین مقوله های شرایط زمینه ای شامل چنبریه دولت بر صنایع و آسودگی مدیران از پشتیبانی دولت، پوشش ناکارآمدی ها با منابع درآمدی نفتی، عدم اولویت امور پژوهشی در سازمان ها، ارتزاق ناتمام دانشگاه از دولت و ضعف مراکز داخلی پژوهش و فناوری صنایع و محروم ماندن کشور از درآمدهای صنایع جانبی بود. به منظور تحقق نگاه علمی و حل چالش های فنی صنایع، بومی سازی محصولات و درنهایت رشد درآمدی صنایع، ارتباط صنعت و دانشگاه باید احیا شود.
۳۱.

واکاوی چالش های گذر از صنعت منبع بنیان به صنعت دانش بنیان: مطالعه واحدهای فناور و دانش بنیان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت دانش بنیان، یکی از بنیادی ترین چالش های توسعه در استان های دارای ساختار اقتصادی متکی بر منابع، مانند خوزستان است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان است. روش و داده ها : تحقیق به روش کیفی و با رویکرد داده بنیاد اجرا شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان خوزستان، شامل استادان دانشگاه و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند که 44 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند نمونه گیری به شیوه نمونه گیری نظری و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها: مقوله های شرایط علی مستخرج از یافته ها عبارتند از؛ نبود فضای کارگاهی مالکیتی؛ پارک علم و فناوری خوزستان؛ تناسب نداشتن رشد کمی شرکت ها و توسعه کالبدی پارک علم و فناوری؛ افزایش هزینه های تولید در اثر کمبود فضای کارگاهی؛ ناتوانی پارک در برقراری امکانات اولیه فناوران؛ در اختیار قرار گرفتن سوله های صنعت و معدن توسط دلالان؛ اجرانشدن قوانین مصوب کشوری در خوزستان؛ و سرانجام خارج شدن تحقیق و توسعه از اولویت شرکت های دانش بنیان. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت مبتنی بر دانش نه به دلیل ضعف بنگاه ها در دانش فنی، بلکه به دلیل موانع ساختاری، نهادی و اجرایی با کندی مواجه شده است. پیام اصلی: آنچه شرکت های دانش بنیان را از میدان تولید خارج می کند ضعف دانش فنی نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر ها و شرایط زیست مناسب برای شرکت های دانش بنیان در جامعه است. 
۳۲.

واکاوی تجارب زیسته حاشیه نشینان از خشونت ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۳
در سال های اخیر، با رشد شتابان شهرنشینی و افزایش جمعیت حاشیه نشین و آسیب های اجتماعی- فرهنگی ناشی از آن، خشونت ساختاری توجه اندیشمندان و صاحب نظران جامعه شناسی را به خود جلب کرده است. مفهوم یاد شده به ساختارهایی اشاره دارد که نابرابری ها و آسیب ها را در میان حاشیه نشینان تداوم می بخشند. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی تجارب زیسته حاشیه نشینان شهرستان کوت عبدالله از خشونت ساختاری است. در تحقیق حاضر از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناختی تفسیری (ون مانن) استفاده شده است. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 21 نفر از حاشیه نشینان شهرستان کوت عبدالله هستند که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدهاند. در این پژوهش فرایند گردآوری داده ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. برای گردآوری داده ها با 21 نفر از حاشیه نشینان شهرستان کوت عبدالله مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. در پژوهش حاضر جهت اعتباریابی یافته های مصاحبه از تکنیک های کنترل اعضا و خود بازبینی محقق استفاده گردید. موضوع تحقیق با پرسیدن سؤالاتی نظیر موانع شکوفایی استعدادها و ظرفیت های فردی و قومی، چگونگی تأثیر این گونه موانع و محدودیت ها بر موقعیت ها و وضعیت افراد و استراتژی افراد در مواجه با این شرایط مورد واکاوی قرار گرفت. بر این اساس، تجربه زیسته حاشیه نشینان از خشونت ساختاری در هفت مقوله دسته بندی شد. مقولات به دست آمده شامل 1 . محرومیت چند وجهی ساختاری، 2. شکاف های اجتماعی و احساس تبعیض، 3. غفلت نهادی و بی اعتنایی ساختاری، 4. عادی شدن وضعیت و تثبیت نابرابری، 5. کنترل اجتماعی و فرهنگی، 6. عارضه های اجتماعی و بحرانی شدن وضعیت و 7. انفعال اجتماعی و احساس ناکامی می شوند. یافته های پژوهش نشان داد که خشونت ساختاری بیشتر در قالب محدودیت های نامرئی و مستمر اقتصادی، اجتماعی و .. بر زندگی این افراد تأثیر می گذارد.
۳۳.

راهبردهای مقابله با چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: دانش و نوآوری، اساسی­ترین عامل پیشرفت در عرصه ­های صنعتی و اقتصادی محسوب می­گردد. شرکت ­های دانش ­بنیان به ‌منظور تحقق بخشیدن به این هدف و به ‌منظور عملیاتی‌کردن آموخته ­های نظری و دانشگاهی در صنعت ایجاد شده­اند. ظهور شرکت­ های دانش ­بنیان در دهه ­های اخیر به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد دانش­ محور، جایگاه ویژه­ ای در ارتقای تولید، خلق ارزش افزوده و افزایش رفاه اجتماعی یافته است. با این حال، شرکت ­ها در مسیر توسعه با چالش ­های متعددی مواجه هستند که در بستر استان خوزستان این مشکلات نمود بیشتری یافته ­اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای غلبه بر چالش ­های توسعه شرکت ­های دانش ­بنیان در این استان صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش نظریه داده­ بنیاد صورت گرفت. مشارکت کنندگان، نخبگان استان شامل 44 نفر از استادان دانشگاه مرتبط با فعالیت ­های دانش­ بنیانی و مدیران شرکت­ های دانش­ بنیان و واحدهای فناور بودند. نمونه‌گیری تحقیق، نمونه ­گیری نظری و تکنیک جمع‌آوری داده­ ها مصاحبه عمیق و نیمه­ ساختاریافته بود. یافته‌ها: تحلیل یافته ها منجر به استخراج راهبردها در دو سطح گردید. در سطح شرکت ­های دانش­ بنیان، «داشتن برنامه تخصصی منطبق با شرایط اقتصادی کشور»، «تعریف پلن ­های مختلف درآمدی»، «تأمین مالی غیر تسهیلاتی»، «ساخت محصول تقاضامند»، «تنوع بخشیدن به سبد تولیدی و تولید محصولات جانبی»، «تولید محصول با محوریت فروش به مردم»، «ایجاد فضای کارگاهی»، «ایجاد تعاونی دانش». در سطح نهادی سازمان­ های متولی شرکت ­های دانش ­بنیان و واحد­های فناور، «ایجاد رده ­بندی شرکت ­های دانش‌بنیان»، «وجود مراکز بلا استفاده دولتی در سطح شهرستان­ها»، «رده‌بندی اقتصادی شرکت­ها»، «فراهم‌کردن فرصت برای ورود سرمایه­ گذار به شرکت». نتیجه‌گیری: براساس یافته ها، به ‌کارگیری راهبردها باید در دو سطح انجام شود. برخی را خود شرکت­ها و برخی دیگر را سازمان ­های مرتبط با شرکت‌‌های دانش ­بنیان یعنی پارک های علم‌ و فناوری و مراکز رشد دانشگاه­ها باید انجام دهند. این اقدامات نه ­تنها ریسک شکست شرکت­های دانش ­بنیان و واحدهای فناور را کاهش می­دهد بلکه انعطاف پذیری و تاب آوری شرکت­ها را نیز افزایش می­بخشد. توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان نه صرفاً با اتکا به ایده‌های فناورانه، بلکه با طراحی راهبرد های جامع مدیریتی، مالی و نهادی و تعامل سازنده میان شرکت‌ها و نهادهای پشتیبان امکان‌پذیر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان