تأملی بر نسبت هنر با صنایع دستی
منبع:
مطالعات هنر سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۲)
79 - 95
حوزههای تخصصی:
مباحث مربوط به دامنه مصادیق هنر و راهیابی محصولات صنایع دستی به این دامنه، یکی از مهم ترین موضوعاتی است که بسیاری از اذهان را به خود مشغول داشته و نظرات فراوانی را به خود اختصاص داده است. توجه به فلسفه هنر و زیبایی شناسی برای بررسی این مسئله یا حداقل امکان سنجی آن یکی از امکانات قابل اتکا در این عرصه محسوب می شوند. اندیشه ها و فلسفه های مطرحی وجود دارند که می توان با استفاده از آن ها به این مباحث پرداخت یا حداقل میزان جدی بودن و عدم امکان راه حلی قطعی در کوتاه مدت را مشخص ساخت. مقاله حاضر بر آن است تا پیش از آغاز بحث زیبایی شناسی، با یک نگاه بسیار کوتاه زبان شناختی در خصوص هنر و صنایع دستی، با اندیشه سه فلسفه مطرح در سه دوره زمانی نسبت این دو را با یکدیگر مورد واکاوی قرار داده و امکان ورود محصولات صنایع دستی به حیطه مصادیق هنری را از این سه منظر بررسی نماید. در ابتدا بر اساس نظریه زیبایی شناسی ایمانوئل کانت این موضوع موردمطالعه قرار می گیرد و در گام بعد، طبق مبانی پراگماتیسم جان دیویی روی این موضوع بحث می شود. سپس از زاویه نگاه نظریه نهادی جرج دیکی روی موضوع تمرکز شده و در پایان، نتایج حاصله ارائه می گردد.