مدل یابی پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۰
190 - 202
حوزههای تخصصی:
با گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی در زندگی روزمره دانشجویان، نگرانی ها درباره پیامدهای احتمالی استفاده افراطی از این شبکه ها افزایش یافته است. هدف پژوهش حاضر مدل یابی پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام با نقش میانجی بی حوصلگی و ترس از دست دادن دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی_ همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران به تعداد 11383 نفر در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. نمونه ای به تعداد 250 نفر از بین این جامعه آماری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به اینستاگرام کرکابرون و گریفیث (2018)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لوی باند و لوبی باند (1995)، مقیاس چندبعدی حالت بی حوصلگی فالمن و همکاران (2013) و پرسشنامه ترس از دست دادن پرزیبلسکی و همکاران (2013) بود. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها حاکی از برازش مطلوب داده ها با مدل بود (،x 2 /df=1/98 ،CFI=0/94 ،GFI=0/92 AGFI=0/91 ،TLI=0/95 ،IFI=0/95 ،NFI=0/96 ،RMSEA=0/06). نتایج نشان داد پریشانی روان شناختی (افسردگی، اضطراب، استرس)، بی حوصلگی و ترس از دست دادن بر اعتیاد به اینستاگرام اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05>p). همچنین، پریشانی روان شناختی بر بی حوصلگی و ترس از دست دادن اثر مستقیم و معنادار داشت (0/05>p). و همچنین ترس از دست دادن و بی حوصلگی نقش میانجی در رابطه بین پریشانی روان شناختی و اعتیاد به اینستاگرام داشتند (0/05>p). از منظر کاربردی، طراحی برنامه های کاهش بی حوصلگی و ترس از دست دادن همراه با مداخلات کاهش پریشانی روان شناختی می تواند به طور معناداری آسیب پذیری دانشجویان در برابر اعتیاد به شبکه های اجتماعی را کاهش دهد..