اسماعیل سلیمانی

اسماعیل سلیمانی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه ارومیه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ارومیه، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۹۷ مورد از کل ۹۷ مورد.
۸۱.

مقایسه ی هوش هیجانی و مؤلفه های آن در دانش آموزان نابینا و بینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۰
تحقیق حاضر به منظور مقایسه مؤلفه های هوش هیجانی در دانش آموزان نابینا و بینا انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه ی دانش آموزان نابینا و بینای پسر و دختر در دامنه ی سنی 13-20 ساله بود که در سال تحصیلی 88-1387 مشغول به تحصیل در مدارس راهنمایی و دبیرستان شهر اردبیل بودند. تعداد 60 نفر (30 پسر و 30 دختر) نابینا و60 نفر (30 پسر و 30 دختر) بینا از میان دانش آموزان انتخاب شدند. پرسشنامه ی هوش هیجانی بار-آن به عنوان ابزار جمع آوری داده ها به صورت انفرادی و در محل آموزشگاه بر روی آنها اجرا شد. ضمن آن که روش تحقیق مطالعه ی حاضر با توجه به موضوع آن، از نوع علّی- مقایسه یی بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) استفاده شده است. نتیجه ی مطالعه نشان داد که بین دانش آموزان نابینا و بینا در مؤلفه های همدلی، عزت نفس، کنترل تکانه، انعطاف پذیری، مسئولیت پذیری، تحمل فشار روانی، خوش بینی، شادکامی، خودابرازی، واقع گرایی، خودشکوفایی و استقلال هوش هیجانی تفاوت معنی دار وجود دارد ولی در مؤلفه های حل مسأله، روابط بین فردی و خودآگاهی هیجانی تفاوت معنی دار نبود.
۸۲.

مقایسه امید به زندگی و اضطراب مرگ در پرستاران بخش کرونایی و غیرکرونایی شهرستان ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۳۶
هدف پژوهش حاضر مقایسه امید به زندگی و اضطراب مرگ در پرستاران بخش کرونایی و غیر کرونایی شهرستان ارومیه بود. روش پژوهش توصیفی از نوع علّی مقایسه ای مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه پرستاران شهرستان ارومیه در سال 1400 در بازه زمانی فروردین ماه الی خردادماه بودند. نمونه آماری مطالعه حاضر شامل 30 نفر به عنوان گروه اصلی و 30 نفر به عنوان گروه مقایسه از بین جامعه آماری بود که بر اساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های امید به زندگی میلر (1988) پرسشنامه اضطراب مرگ تمپلر (1970) استفاده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از ابزارهای آمار توصیفی ازجمله جداول فراوانی، میانگین و انحراف معیار و همچنین برای بررسی سؤالات پژوهشی از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA)، آزمون اسمیرنوف- کلموگروف، آزمون لوین و آزمون باکس استفاده شد. نتایج نشان داد بین اضطراب مرگ در پرستاران بخش کرونایی و غیر کرونایی تفاوت وجود دارد اما در امید به زندگی پرستاران بخش کرونایی و غیر کرونایی اختلاف معنی داری بین دو گروه دیده نشد. بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر به مسئولان حوزه پزشکی و بیمارستان ها پیشنهاد می گردد در کاهش اضطراب مرگ تدابیر روان شناختی لازم را در نظر داشته باشند.
۸۳.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی (CAPS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۲
هدف از انجام این پژوهش اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع اعتباریابی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه ارومیه در سال ۱۴۰۲ بودند که ۳۳۸ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شدند. ابزارهای به کارگرفته شده مقیاس کمال گرایی تحصیلی و مقیاس کمال گرایی چندبعدی (MPS)، مقیاس خودانتقادی (LOSC) و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی (PANP) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عامل تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزار ۲۳ - SPSS و Amos تحلیل شد.نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که مقیاس کمال گرایی تحصیلی با ۲۷ گویه دارای ۴ عامل است و پایایی پرسش نامه ضریب آلفای کرونباخ آن ۸۸/۰ بود. نتایج بررسی روایی همگرا نشان داد که بین مقیاس کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی (CAPS) و مقیاس کمال گرایی چندبعدی (MPS)، مقیاس خودانتقادی (LOSC) و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی (PANP) همبستگی معناداری وجود دارد.باتوجه به یافته های این پژوهش، مقیاس کمال گرایی تحصیلی دانشگاهی دارای ویژگی های روان سنجی مناسبی است و می توان از آن به عنوان ابزاری مناسب در جهت بررسی کمال گرایی تحصیلی استفاده کرد. این ابزار از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است
۸۴.

بررسی مدل علّی خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۰۲
اضطراب ریاضی، به عنوان یکی از عوامل بازدارنده یادگیری ریاضیات امروزه مورد توجه بسیاری از روان شناسان آموزشی و شناختی قرارگرفته است. هدف ازاین مطالعه بررسی روابط ساختاری اضطراب ریاضی برپایه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری بود. روش تحقیق مطالعه همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر- پسر مدارس دوره دوم متوسطه شهر ارومیه بودند که نمونه ای به حجم 200 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه خودپنداره ریاضی صدق پور و همکاران(۱۳۹۶)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز وهمکاران(2004)، مقیاس اضطراب ریاضی پلاک و پارکر(1982) وپرسشنامه راهبردهای یادگیری داوسون و م کاین ری(2004) استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خودپنداره ریاضی با راهبردهای یادگیری(583/0-R=) و اضطراب ریاضی(682/0-R=)؛ و همچنین بین اشتیاق تحصیلی با راهبردهای یادگیری(646/0R=) و اضطراب ریاضی(619/0-R=) روابط متقابل معناداری وجود دارد. همچنین تمامی شاخص های برازش مدل تأیید شد. به طوری که ضرایب استاندارد مسیرها نشان داد اثر مستقیم خودپنداشت ریاضی به راهبردهای یادگیری(39/0=β)؛ خودپنداشت ریاضی به اضطراب ریاضی(49/0-=β)؛ اشتیاق تحصیلی به راهبردهای یادگیری(46/0=β)؛ و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی(44/0-=β) در سطح معنی دار می باشد. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نرم افزار AMOS نشان داد که اثرات غیرمستقیم خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی از طریق راهبردهای یادگیری معنی دار است. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی یک رابطه خطی ساده نیست.
۸۵.

نقش تمیزی تمایزیافتگی خود و بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در اختلال علائم جسمی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۲۵۰
شکایت های جسمی در بین نوجوانان شایع است و عوامل هیجانی نقش مهمی در بروز و تشدید آن دارند. پس هدف پژوهش تعیین نقش تمییزی تمایزیافتگی خود، بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در نشانه های اختلال علائم جسمی است. پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی هست. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر خوی تشکیل می دهند که 265 نفر به شکل خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از پرسشنامه تجربه علائم جسمی (SSEQ)؛ مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده (PIES) و نسخه کوتاه سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI-Sf) جمع آوری شده و بعد از واردکردن در SPSS-22 با استفاده از آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین نشانه های اختلال علائم جسمی با بی اعتبارسازی هیجانی درک شده (46/0)، واکنش پذیری هیجانی (51/0)، هم آمیختگی با دیگران (42/0)، برش هیجانی (32/0) و جایگاه من (28/0) ارتباط معناداری در سطح 05/0 وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده، واکنش پذیری هیجانی و هم آمیختگی با دیگران 52 درصد از تغییرات اختلال علائم جسمانی را پیش بینی می کنند که در سطح 05/0 معنادار است. نتایج نشان دهنده نقش نبود درک هیجانی و نبود تمایزیافتگی در نشانه های اختلال علائم جسمانی بود، پیشنهاد می شود برای نوجوانان آموزش های لازم در زمینه ابراز هیجانی و تمایزیافتگی خود داده شود تا تجارب هیجانی خود سرکوب و به شکل جسمانی ابراز ننمایند.
۸۶.

واکاوی تجربه زیسته دانشجویان از پدیده خودکشی: پژوهشی پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
مطالعه حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته داننشجویان دارای تمایل به خودکشی از پدیده ی خودکشی بود. این پژوهش از نوع تفسیری و رویکرد آن کیفی و مطابق با روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش شامل تمامی دانشجویان شهر مشهد در سال 1403 بود که دارای افکار خودکشی بودند. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 11 نفر از دانشجویان شهر مشهد بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا حد اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. داده های حاصل با تکنیک تحلیل مضمون از نوع کلایزی  و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2024  انجام شد.  قابلیت اعتماد نتایج با ملاک های لینکلن و گوبا احراز شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها نشان داد که تجربه زیسته دانشجویان از پدیده خودکشی در قالب 4 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون پایه قابل طرح است که این مضامین سازمان دهنده شامل رنج درون فردی، معنامندی خودکشی، رنج بین فردی و فقدان معنامندی ادراک شده هستند.
۸۷.

ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجیگر نشخوار ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۴۱
زمینه: شواهد حاکی از این است که گرایش به مصرف مواد ریشه در ویژگی های روانشناختی علی الخصوص تکانشگری داشته و این منجر به اعتیادپذیری در زنان می شود. بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر گرایش به مصرف مواد به ویژه نشخوارذهنی می تواند راهگشای پیشگیری از اعتیادپذیری در زنان گردد. هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجی نشخوارذهنی بود. روش: روش پژوهش مطالعه حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان زندانی بند نساء شهر ارومیه در سال 1403 بودند که حداقل سابقه یک سال حبس در زندان داشتند (262=N). نمونه آماری شامل 200 زندانی بودند که براساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده های این پژوهش از مقیاس آمادگی به اعتیاد (وید و بوچر، 1992)، پرسشنامه تکانشگری (بارات، 1995) و مقیاس نشخوار ذهنی (نولن-هوکسما و مارو، 1991) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 و SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد رفتار تکانشگری (44/0 =B) و نشخوارذهنی (48/0 =B) بر گرایش به مصرف مواد زنان زندانی و همچنین رفتار تکانشگری بر نشخوار ذهنی (39/0 =B) اثر مستقیم معناداری دارند. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم رفتار تکانشگری بر روی گرایش به مصرف مواد زنان زندانی از طریق نشخوارذهنی معنی دار بوده و مدل تایید شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان با روان درمانی نشخوارذهنی زنان زندانی بخش مهمی از تکانشگری را تعدیل و در راستای پیشگیری از گرایش به مصرف مواد سود برد.
۸۸.

روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
مقدمه: نوجوانی مرحله رشدی منحصر به فردی است که در طی آن چالش های سلامت روان و اختلالات روان شناختی بسیاری آشکار می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم انجام شد. روش: جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مدارس متوسطه اول و دوم شهر بوشهر بودند که در بازه زمانی دی الی اسفند ماه سال تحصیلی 1404-1403 بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند، و از بین لیست مدارس مقاطع متوسطه اول و دوم منطقه یک شهرستان بوشهر تعداد 4 مدرسه برگزیده و از هر کدام 2 کلاس به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار مورد استفاده پرسش نامه های قلدری سایبری (CBVEQ)، پرسش نامه رفتار پرخطر، تکانشی و خود مخرب (RISQ)، و مقیاس نشخوار خشم (ARS)، بوده است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار آماری SmartPLS 4 و SPSS-27 استفاده شد. یافته: نتایج نشان داد که قلدری سایبری اثر مستقیم معنادار بر نشخوار خشم (0/36) و رفتارهای پرخطر (0/44) داشت. همچنین، نشخوار خشم اثر مستقیم مثبت و معناداری بر رفتارهای پرخطر (0/47) داشت. به علاوه، اثر غیرمستقیم قلدری سایبری بر رفتارهای پرخطر از طریق متغیر میانجی نشخوار خشم معنادار بود (0/17).  نتیجه گیری: به طور کلی، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ بنابراین، شناسایی و مداخله در عوامل روان شناختی میانجی گر مانند نشخوار خشم در طراحی برنامه های پیشگیری جهت کاهش رفتارهای پرخطر اهمیت فراوانی دارد.
۸۹.

اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کارکنان دانشگاه ارومیه در سال 1401 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی اجرا شد در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه علائم دوپال (جیسون و همکاران، 2010)، پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (بویس و همکاران، 1989) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود کیفیت خواب و تنظیم هیجان در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است (001/0P<). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود کیفیت خواب و تنظیم هیجان کارکنان دارای سندروم خستگی مزمن از این مداخله استفاده نمایند.
۹۰.

اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن اگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
زمینه و هدف: یکی از چالش های نوجوانان دارای قلدری، مشکلات رفتاری، عدم مهارت های ارتباطی و عدم همدلی می باشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری صورت گرفت. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دارای رفتارهای قلدری در شهر تبریز بود که در سال 1403 در مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموزان دارای رفتار قلدری بود که برای انتخاب این نمونه ابتدا غربالگری انجام گرفت و پس از دسترسی به افراد مورد نظر، نمونه ها به روش تصادفی با روش قرعه کشی در قالب گروه های آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در 10 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای دو بار برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل در این زمان هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس تجدید نظر شده مشکلات رفتاری، مقیاس همدلی شناختی و پرسشنامه مشکلات در ارتباط با دوستان استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مداخله آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش همدلی شناختی و کاهش مشکلات ارتباط با دوستان، مشکلات رفتاری و مؤلفه های اختلال سلوک، پرخاشگری اجتماعی، مشکلات توجه – ناپختگی و اضطراب - گوشه گیری به طور معناداری مؤثر بوده است. در حالی که در خرده مقیاس های رفتار روان پریشی و حرکات اضافی تأثیر قابل توجهی مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان از برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی جهت کاهش مشکلات رفتاری، بهبود مهارت ارتباط با دوستان و افزایش همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری بهره گرفت
۹۱.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه: سرطان پستان یکی از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان است. تغییرات فیزیکی شدید ناشی از این بیماری و درمان های آن، مانند ماستکتومی، شیمی درمانی و پرتودرمانی، می تواند موجب کاهش اعتمادبه نفس و مشکلات روان شناختی شود. پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان که به معنای پذیرش، عادی سازی و غلبه بر این تغییرات فیزیکی است، نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی آن دارد. این پژوهش باهدف اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و اعتباریابی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران در سال ۱۴۰۳ بود که ۴۵۷ نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شد. ابزارهای به کارگرفته شده شامل مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC؛ آن و سو، 2023)، پرسش نامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (SF-36؛ ویر و شربورن، 1992) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ؛ کش و همکاران، 1987) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-24  تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان با ۱۷ گویه دارای ۶ عامل (مواجهه، درک، سازگاری، بازگشت به زندگی روزمره، انتقال موفقیت آمیز و جهش به سوی آینده) است و پایایی پرسش نامه (ضریب آلفای کرونباخ) ۰٫۸۴ به دست آمد. نتایج بررسی روایی همگرا نیز نشان داد که بین مقیاس پذیرش بدن (BAS-BC) و مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن ( MBSRQ) همبستگی معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS - BC)  از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار بوده و از اعتبار و پایایی مناسبی برای سنجش میزان پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان برخوردار است. بنابراین، این ابزار می تواند به عنوان یک مقیاس استاندارد در پژوهش های علمی و کاربردهای بالینی جهت ارزیابی ابعاد روان شناختی پذیرش بدن در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
۹۲.

ارائه الگوی مدل پریشانی روان شناختی سالمندان براساس تجارب دشوار دوران کودکی با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه و هدف: پریشانی روان شناختی از چالش های مهم سلامت روان در سالمندان است. با توجه به اهمیت روزافزون نیازهای روانی این گروه، شناسایی عوامل مؤثر بر آن ضروری است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل مفهومی برای تبیین پریشانی روان شناختی سالمندان بر اساس تجارب دشوار دوران کودکی و نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی صورت گرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل سالمندان استان تهران بود که از میان آن ها ۳۲۲ نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس در مهر و آبان ۱۴۰۳ در مطالعه شرکت کردند. شرکت کنندگان پرسشنامه های تجارب دشوار کودکی فیلیتی و همکاران ( ۱۹۹۸)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، هوش هیجانی برادبری و گریوز (2004) و پریشانی روان شناختی لاویباند و لاویباند (۱۹۷۹) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۵ و Amos نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داده است که تجارب دشوار دوران کودکی علاوه بر این که به صورت مستقیم می تواند پیش بینی کننده پریشانی روان شناختی در سالمندی باشد، به صورت غیرمستقیم از طریق متغیرهای انعطاف پذیری و هوش هیجانی نیز پیش بینی کننده سطوح پریشانی روان شناختی در سالمندان است و مدل مفهومی ارائه شده تایید شده است (05/0> P). نتیجه گیری: به این ترتیب می توان نتیجه گرفت در طراحی مداخلات آموزشی و درمان، در ارتقای کیفیت بهداشت و سلامت روان شناختی سالمندان، می توان به نقش متغیرهای انعطاف پذیری شناختی و هوش هیجانی در تعدیل پیامدهای نامطلوب تجارب دشوار دوران کودکی توجه بیشتری داشت.
۹۳.

روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدریخت انگاری با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در متقاضیان انواع جراحی زیبایی صورت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی عدم تحمل بلاتکلیفی در رابطه بین روان رنجوری با اختلال بدریخت انگاری در متقاضیان انواع جراحی های زیبایی صورت انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل متقاضیان مراجعه کننده به کلینیک های پوست، مو و زیبایی در ارومیه در بازه زمانی تیر الی مرداد سال 1403 بود. 300 نفر به روش در دسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به پرسشنامه های وسواس اجباری ییل-براون برای اختلال بدریخت انگاری (YBOCS-BDD؛ فیلیپس، 1997)، شخصیتی پنج عاملی (FFPQ؛ مک کری و کاستا، 2004) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS؛ فریستون و همکاران، 1994) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثر مستقیم روان رنجوری بر اختلال بدریخت انگاری به طور مثبت معنادار بود(05/0>p)؛ در مقابل، عدم تحمل بلاتکلیفی نیز به طور مثبت بر اختلال بدریخت انگاری اثر مستقیم داشت. همچنین نتایج نشان داد که روان رنجوری به طور مثبت بر عدم تحمل بلاتکلیفی اثر مستقیم داشت (05/0>p). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی به طور معنادار نقش میانجی بین روان رنجوری و اختلال بدریخت انگاری داشت(05/0>p). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که روان رنجوری به صورت مستقیم و با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی بر اختلال بدریخت انگاری اثر دارد.
۹۴.

اثربخشی پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بر خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۴
نوجوانان دختر دارای نارضایتی از بدن، مشکلات روان شناختی را تجربه می کنند. برای کاهش این مشکلات، مداخلات روان شناختی ضروری است. هدف پژوهش حاضر اثربخشی پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بر خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن متوسط تا شدید شهر رشت در نیم سال اول تحصیلی 1403 بود (116=N). نمونه 48 نوجوان دارای معیارهای ورود به پژوهش بود که به صورت دردسترس غربال گری و به صورت تصادفی در سه گروه پذیرش و تعهد درمانی  (16 نوجوان)، مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن (16 نوجوان) و کنترل (16 نوجوان) جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات، مقیاس های نگرانی از بدشکلی اوستوزین و همکاران (2004)، سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004) و فرم کوتاه ترس از ارزیابی منفی ﻟﺮی (1983) بودند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. براساس نتایج، هردو مداخله بر کاهش نارضایتی بدنی، خودانتقادی و ترس از ارزیابی منفی اثربخش بودند (0/01>p). بین اثربخشی دو مداخله تفاوت معنادار مشاهده نشد؛ اما در ترس از ارزیابی منفی و خودانتقادی مقایسه ای ماندگاری اثر پذیرش و تعهد درمانی بیشتر از مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان از پذیرش و تعهد درمانی و مراقبه سپاس گزاری متمرکز بر بدن برای کاهش خودانتقادی  و ترس از ارزیابی منفی در دختران نوجوان دارای نارضایتی از بدن استفاده کرد.
۹۵.

مدل ساختاری روابط میان انگ ادراک شده، ترس از عود و انعطاف پذیری روانی با پریشانی روانی زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط انگ ادراک شده و ترس از عود با پریشانی روانی زنان مبتلا به سرطان، با نقش میانجی گر انعطاف پذیری روانی انجام شد. این پژوهش مقطعی از طرح همبستگی استفاده کرد. جامعه پژوهش زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران در بازه اسفند 1401 تا مهر 1402 بودند، و از سه مرکز درمانی 220 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه پریشانی روانی کسلر، سنجه ترس از عود، مقیاس انگ بیماری مزمن، و پرسشنامه پذیرش و عمل گردآوری گردید، و از طریق همبستگی پیرسون و آزمون معادلات ساختاری (با و بدون کنترل اثر سن) تحلیل شد. نتایج آزمون مدل نشان داد که ترس از عود اثر مستقیمی بر پریشانی روانی نداشت، ولی انگ ادراک شده و انعطاف پذیری روانی اثر مستقیمی بر پریشانی روانی داشتند. همچنین، انعطاف پذیری روانی رابطه میان ترس از عود و انگ ادراک شده با پریشانی روانی را میانجی کرد. بنابراین، به منظور طراحی برنامه های کاهش پریشانی روانی زنان دارای سرطان پستان لازم است به کاهش انگ ادراک شده و ترس از عود، و به ویژه ارتقای انعطاف پذیری روانی آنان پرداخته شود.
۹۶.

ارائه الگوی دختران قربانی قلدری سایبری بر پایه طرح واره های ناسازگار اولیه با نقش میانجی فشار همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
دختران قربانی قلدری سایبری اغلب با پیامدهای روان شناختی و اجتماعی گسترده ای مواجه اند که می تواند بر کیفیت زندگی آن ها تأثیر بگذارد. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی دختران قربانی قلدری سایبری بر پایه طرح واره های ناسازگار اولیه با نقش میانجی فشار همسالان است. در این پژوهش، از جامعه دختران 15 الی 25 سال تماس گیرنده با فوریت های پلیس فتای استان آذربایجان غربی، حجم نمونه ای به تعداد 210 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و متغیرهای پژوهش با استفاده از پرسشنامه طرح واره ناسازگار اولیه یانگ- فرم کوتاه (1998)، پرسشنامه فشار همسالان (نسخه تجدیدنظرشده) سینگ و گویال (2011) و پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری آنتیادو و همکاران (2016) اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل فرضی از برازندگی مناسبی برخوردار است؛ به طوری که نسبت کای دو به درجه آزادی برابر با 86/1 و شاخص RMSEA برابر با 064/0 بود. همچنین مشخص شد فشار همسالان به عنوان یک متغیر میانجی، اثر طرح واره های ناسازگار اولیه بر قربانی شدن سایبری را به طور معناداری تقویت می کند، به گونه ای که ضرایب مسیر بین 49/0 تا 59/0 با مقادیر T بالاتر از 7 به دست آمد. یافته های پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های پیشگیرانه و درمانی در راستای کاهش آسیب های ناشی از قلدری سایبری باشد.
۹۷.

اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری در نوجوانان پسر دارای استعداد اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری در نوجوانان پسر دارای استعداد اعتیاد به مواد مخدر بود. روش: پژوهش حاضر نیمه -آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر آذرشهر در نیمه اول سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از نوجوانان پسر مستعد اعتیاد بود که به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس نمره برش مقیاس استعداد اعتیاد انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه کنترل (15 شرکت کننده) و در گروه آزمایش (15 شرکت کننده) جایگزین شد. داده ها با استفاده از مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و خود مهارگری جمع آوری شد. درمان فراتشخیصی یکپارچه بارلو و همکاران طی 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار انجام شد، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: درمان فراتشخیصی یکپارچه تأثیر معناداری بر خودمهارگری و عدم تحمل بلاتکلیفی در شرکت کنندگان گروه آزمایش داشت. به طور خاص، این درمان باعث افزایش خودمهارگری و کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی شد. نتایج مرحله پیگیری نیز نشان دهنده پایداری اثرات درمان بود. نتیجه گیری: درمان فراتشخیصی یکپارچه با افزایش خودمهارگری و کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی ممکن است به عنوان یک رویکرد مداخله ای مؤثر در پیشگیری از گرایش به مصرف مواد در نوجوانان دارای استعداد اعتیاد باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان