تحلیل انتقادی قواعد وضع شناسی ابن تیمیه در احادیث القصّاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
155 - 173
حوزههای تخصصی:
نظر به اینکه ارزیابی و تحلیل قواعد وضع شناسی، مستلزم احصاء و استقصاء، طبقه بندی و تبیین میزان کاربرد هر یک از آنها و نهایتاً گزینش بهترین قواعد است؛ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، به نقد و بررسی قواعد وضع شناسی در احادیث القصاص پرداخته است و می کوشد تا با استخراج و سازماندهی قواعد تشخیص حدیث موضوع از نگاه ابن تیمیه، میزان دقت و کارآمدی آنها را مورد ارزیابی قرار دهد. هرچند ساماندهی این قواعد به خاطر توضحیات پراکنده اش پیرامون احادیث گوناگون کاری دشوار است، اما با توجه به تعداد و میزان استفاده او از آنها می توان گفت، ابن تیمیه در تشخیص احادیث موضوع از قواعدی از قبیل عرضه بر قرآن، عرضه بر سنت، مخالفت با عقل، اجماع و اتفاق نظر اهل علم، «لا اصل له»، و مخالفت با تاریخ بهره گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد ابن تیمیه در بسیاری از قواعد، به جای ارائه شواهدِ مستدل، صرفاً به ادعاهای کلی بسنده و به ظاهر حدیث استناد نموده که بیشتر بر پایه استنباطات شخصی اوست و در بهره گیری از قاعده عرضه بر قرآن برای سنجش اعتبار روایات، جامع و دقیق عمل نکرده است. همچنین قاعده «لا اصل له»، حاوی پیش داوری ها و نگرش های متعصبانه ای است که با اصول علمی حدیث شناسی در تضاد است. قاعده «اتفاق نظر اهل علم» نیز به دلیل محدودیت آن به نظر گروه خاصی از علمای گذشته که با ابن تیمیه هم عقیده بودند، از جامعیت و اعتبار لازم برخوردار نیست. بنابراین با وجود جایگاه ابن تیمیه در عرصه حدیث شناسی، برخی از قواعد وضع شناسی وی در این حوزه، مستلزم بازبینی و نقد جدی از سوی پژوهشگران است.