ارزیابی انتقادی مطابقت وحی با واقعیت در اندیشه رؤیا انگارانه سروش با تکیه بر دیدگاه اندیشمندان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های عقلی نوین سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
179 - 204
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم درباره ارزش معرفتی وحی، میزان مطابقت آن با واقعیت است. در تلقی سنتی به وحی، ذهن انسان همچون آینه ای است که جهان خارج در دسترس او قرار دارد و صرف نبود مانع، در دستیابی به معرفت بسنده می کند، اما در دنیای جدید، با تحولات معرفتی و انقلاب کپرنیکی کانتی، سهمی قابل توجه برای فاعلیت، به مدرک داده می شود. در این نگاه، ذهن انسان، منعکس کننده صرف واقعیت نیست،بلکه واقعیت در تعامل با دستگاه ادراکی انسان ساخته و پرداخته می شود. ورود این مباحث به عرصه وحی شناسی، این پرسش را ایجاد می کند که تطابق وحی با واقعیت چیست؟ سروش از جمله کسانی است که با طرح دیدگاه «رؤیا انگاری وحی» در این باب سخن گفته است. نظر به اهمیت این مسئله، در این پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر دیدگاه اندیشمندان اسلامی به تبیین آن پرداخته ایم. براساس نتایج به دست آمده، سروش با بهره گیری از عنصر خیال صوفیانه و با توجه به مبانی معرفتی خود، نه تنها فهم پیامبر از امور وحیانی را مطابق با واقع نمی داند، بلکه با رؤیا خواندن آن، امکان راه یافتن خطا و اشتباه در فهم ایشان را نیز می پذیرد که در نتیجه، وحی، فاقد ارزش معرفتی خواهد بود. در مقابل، اندیشه اسلامی معتقد است معارف پیامبر9 در فهم امور وحیانی به دو دسته حضوری و حصولی تقسیم می شوند. علوم حضوری نبی، مطابق با واقع و در نتیجه، مصون از خطاست؛ افزون براین، علوم حصولی نبی در فرایند فهم امور وحیانی نیز از سنخ وجدانیات هستند که ضمن مصونیت از خطا، با واقع، مطابقت دارند و ارزش معرفتی آنها تضمین شده است. تفکیک نکردن میان این معارف از سوی رؤیا انگاران، سبب شده است ارزش معرفتی این معارف مورد شک قرار گیرد و رؤیا دانستن آن هم نتواند مشکل معرفتی آنها را حل کند.