انوار معرفت (حکمت عرفانی سابق)

انوار معرفت (حکمت عرفانی سابق)

انوار معرفت (حکمت عرفانی) سال 13 پاییز و زمستان 1403 شماره 2 (پیاپی 27) (مقاله پژوهشی حوزه)

مقالات

۱.

نقش انسان شناسی عرفانی دینی در تولید و تحول علوم انسانی اسلامی: با تأکید بر مفهوم «انسان کامل»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
این پژوهش با هدف تبیین تأثیر انسان شناسی عرفانی دینی بر علوم انسانی اسلامی و با تمرکز بر مفهوم «انسان کامل» انجام شده است. روش تحقیق، ترکیبی (نقلی، عقلی، شهودی) و مبتنی بر منابع وحیانی و متون عرفانی است. یافته ها نشان می دهد که انسان کامل (با مصادیق معصوم) به عنوان مظهر علم لدنی، وارث علوم انبیا و تجلی گاه اسماء الهی، نقش بنیادینی در سه عرصه منبعیت معرفتی، مبانی و روش شناسی و غایت و کارکرد علوم انسانی اسلامی ایفا می کند. اولاً معارف معصومین؟عهم؟ به عنوان علم لدنی، منبع اصیل برای استخراج مبانی علوم انسانی است. ثانیاً تصویر جامع از انسان، مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی علوم را متحول کرده و روش ترکیبی (عقلی، نقلی و شهودی) را ضروری می سازد. ثالثاً این انسان شناسی با ارائه تصویری جامع و متعالی از حقیقت انسان، علوم انسانی را از حصار رویکردهای مادی گرایانه خارج کرده، به سمت تولید دانشی توحیدی، معنوی و عدالت محور سوق می دهد. نتیجه آنکه تحقق علوم انسانی اسلامیِ اصیل، بدون اتکا به انسان شناسی عرفانی و بهره گیری از معارف انسان کامل معصوم امکان پذیر نخواهد بود. کلیدواژه ها: انسان شناسی عرفانی، انسان کامل، علوم انسانی اسلامی، منبع معرفت، مبانی علوم، روش شناسی، غایت علم.
۲.

تحلیل عرفانیِ مفهوم «وطن اصلی» و تأثیر آن بر احساس تعلق معنوی در انسان معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۶
این پژوهش با هدف تبیین مفهوم «وطن اصلی» از منظر عرفان اسلامی و بررسی کاربردهای آن در مواجهه با بحران معنویت در جهان معاصر، به روش تحلیلی توصیفی و با استناد به متون قرآنی، حدیثی و آرای عارفانی چون ابن عربی، کاشانی، نجم الدین رازی و آیت الله جوادی آملی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که «وطن اصلی» نه یک مکان جغرافیایی، بلکه حقیقتی وجودی و هم تبار با «فطرت الهی» است که در لایه قلب انسان و در قالب «وجه خاص» جای گرفته است. این موطن، میراث عوالم پیشین انسان (مانند عالم ذر و میثاق) است که در قوس نزول و با عبور از حجاب های نورانی و ظلمانی، مورد غفلت قرار می گیرد. غفلت از این حقیقت، منشأ بحران های معنوی معاصر از قبیل بی هویتی، بی تعلقی و اضطراب وجودی شناسایی شده است. راه بازگشت به وطن اصلی، از طریق «تذکر» و «تزکیه نفس» میسر می شود که زمینه ساز شکوفایی «عقل منور» به مثابه معیار و راهنمای سلوک و بازیابی حافظه معنوی فطرت می گردد. این چارچوب عرفانی می تواند با ارائه راهکارهای عملی در عرصه های فردی و اجتماعی، پاسخی بنیادین به چالش های معنوی انسان معاصر ارائه دهد.
۳.

تحلیل سلوک عارفانه شهدای دفاع مقدس بر پایه دو آموزه «تخلیه» و «تحلیه» (پیراستگی از رذائل و آراستگی به فضائل)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۲
آموزه های «تخلیه» (پیراستگی از رذائل) و «تحلیه» (آراستگی به فضائل) در عرفان اسلامی به عنوان ارکان بنیادین سیر و سلوک شناخته می شوند. این پژوهش با رویکردی تحلیلی اسنادی و با بررسی دست نوشته ها و آثار به جای مانده از شهدا، به بررسی چگونگیِ تجلی این دوگانه در سلوک عارفانه شهدای دفاع مقدس می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که سیره معنوی شهدا، به ویژه در نمونه های برجسته آنان، کاملاً در چارچوب این دوگانه قابل تبیین است. آنان با تخلیه وجود خود از رذائل، و تحلیه نفس به فضائل، مسیری را پیمودند که از یک سو با موازین عرفان ناب اسلامی کاملاً منطبق است و از سوی دیگر، الگویی کاربردی و معاصر از سلوک عارفانه را ارائه می دهد. این مقاله در نهایت، این سبک زندگی را به عنوان الگوی موفق و کارآمدِ سلوک عرفانی معرفی می کند که می تواند به عنوان نقشه راهی مطمئن برای طراحی سبک زندگی اسلامیِ معنوی در دوران معاصر، مورد اقتدا قرار گیرد. این پژوهش ازیک سو گامی در راستای تبیین مبانی عرفان عملی است و از سوی دیگر با نگاه به سیره سلوکی شهدای دفاع مقدس، الگویی عینی برای سلوک معنوی در جهان معاصر ارائه می دهد.
۴.

واکاوی مختصات راهبران راستین به مثابه راه حلی در مواجهه با انحراف اجتماعی جاهلیت مقدس در اندیشه صدرالمتألهین (مورد مطالعه رساله سه اصل و کسر اصنام الجاهلیه)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۶
صدرالمتألهین در دو کتاب «کسر اصنام الجاهلیه» و «رساله سه اصل» به بحران اجتماعی جاهلیت مقدس شکل گرفته در جامعه خود پرداخته و در پی انکسار بت های جاهلیت، انقلاب و تحول اجتماعی را ایجاد کرده است. در این تحول اجتماعی جهت قرار گرفتن جامعه در مسیر عدالت اجتماعی و دستیابی به جامعه فاضله، بایسته است رسالت اصلی فلسفه و حکمت که برقراری عدالت و نفی ظلم و جور است اجرا شود. این امر نیازمند شناخت راهبران راستین (عارف و حکیم) در جامعه است که در پی فقدان این راهبران، گروه های متعدد قدرت در کسوت صوفی و عارف منجر به شیوع ظاهرگرایی در دین و هدم دین شده اند. نظر به اهمیت این مسئله در این مقاله با روش کیفی تحلیل مضمون این مهم، در دو رساله صدرالمتألهین واکاوی شد. تجزیه و تحلیل مضامین پایه و سازمان دهنده، هشت مضمون فراگیر معرفت گرا، مهذب، ذاکر، مستور، مرگ اندیش، تبری و تولی، مجاهد هدایتگر و فیض بخش را به عنوان خصایص راهبران راستین در جامعه بحران زده نشان می دهد. نظر به اینکه بحران جاهلیت فتنه های عظیمی را در جامعه اسلامی در پی خواهد داشت، صدرالمتألهین ارائه مختصات راهبران واقعی را به عنوان راه حل جهت مواجهه با این تفسیر ظاهرگرایانه از دین می داند.
۵.

بررسی تطبیقی توکل از نگاه خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین و بحیا بن باقودا در الهدایه الی فرائض القلوب(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۸
در ادیان یهود و اسلام، باور به توکل به عنوان یکی از ارزش های اخلاقی برجسته مطرح است. خواجه عبدالله انصاری (396-481 ق)، عارف مسلمان، در کتاب «منازل السائرین» و بحیا بن باقودا، عارف یهودی هم عصر او، در کتاب «الهدایه الی فرائض القلوب»، این مفهوم را به عنوان یکی از مراحل سلوک معنوی مورد توجه قرار داده اند. یافته های این پژوهش که با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد که این دو عارف، با وجود توافق در تعریف کلی توکل، در مورد جایگاه، شرح و تقسیم بندی آن دیدگاه های متفاوتی دارند. از نظر خواجه عبدالله، توکل بیست و هفتمین منزل از منازل سلوک است، درحالی که ابن باقودا آن را چهارمین باب از ده باب مربوط به محبت الهی می داند. خواجه عبدالله، با تکیه بر منابع دینی و روایات، مراتب سه گانه توکل را برای عموم مردم دشوار و برای خواص آسان می داند و هدف نهایی آن را توکل همراه با معرفت الهی معرفی می کند. در مقابل، بحیا با بیانی مفصل و با تأثیرپذیری از منابع اسلامی، با تأکید بر استفاده از عقل، کتاب و روایات، کسی را که به غیر خدا توکل می کند، مانند کسی می داند که از دیگری رهن می گیرد و جهل به خدا و صفات نیکوی او، شریعت، رحمت و عنایت او را عامل انحراف توکل فرد می داند.
۶.

بررسی تطبیقی نکاح روحانی در دیدگاه ابن فارض و سن خوان دِ لا کروز(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
مطالعات تطبیقی عرفان، امکان گفت وگو و نزدیکی دیدگاه ها را میان سنت های معنوی گوناگون فراهم می کند. این نوشتار به بررسی تطبیقی مفهوم «نکاح روحانی» در سنت مسیحی بر مبنای آثار سن خوان دِ لا کروز (۱۵۴۲-۱۵۹۱م) و نکاح معنوی در اندیشه عارف شاعر مسلمان ابن فارض مصری (۵۷۶-۶۳۲ق) و نقش این نکاح در سلوک عارفانه می پردازد. پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوا و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، به مقایسه مبانی، مراحل و نتایج «نکاح روحانی» در اندیشه این دو عارف پرداخته است. هر دو نفر، تأثیر «شعله ور شدن عشق» و «تحمل سختی ها» را موجب «رهایی از تعلقات»، «قوت گرفتن قوای نفس» و رسیدن به وصال مطلوب حقیقی می دانند. نکاح در تفسیر ابن فارض بر بستر نگرش «توحیدی » و بر پایه گذر از تعلقات مراتب نازل وجود و مجلا شدن برای تجلی جمال حق تعالی بنا شده است، درحالی که در سخن سن خوان دِ لاکروز، «وحدت شهودی تثلیثی» و سلوک از طریق سه مرحله «شب تاریک» بدون تبیینی معقول و هستی شناسانه مبنا قرار گرفته است. «نکاح روحانی» در هر دو دستگاه عرفانی، پیوندی ژرف و شهودی میان روح سالک و معشوق الهی است که در اوج سلوک معنوی در دیدگاه آنها پدید می آید. این پیوند گاه با «اتحاد» یا «وحدت» فهم می شود، در اصل ناظر به مقام وصال عاشقانه و سکونت معشوق در جان سالک است که در نظر هردو موجب رهایی از ظلمت جهل و درد شقاوت و رسیدن به آگاهی حقیقی و سعادت محض است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۲۵