بایسته های تفکر هستی شناسانه در برنامه فلسفه برای کودکان از منظر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه هایدگر، از تاثیرگذارترین فلسفه های معاصر انگاشته می شود. برای دریافت این تاثیر می توان به حوزه های معرفتی قرن بیستم نگاهی افکند تا ردپای آن در گستره های پدیدارشناسی، روان پزشکی، هنر و تکنولوژی آشکار گردد. این فلسفه با پرسش هستی در حوزه های تعلیم وتربیت به ویژه برنامه فبک نیز پرمعناست. گرچه یکی از ارزش های بنیادین فبک به عنوان آموزشی که کودکان را در کاوش گری فلسفی سهیم می کند توجه به تفکر است، تاٌمل به تفکر هستی شناسانه هایدگر در آن مغفول مانده است. پاسخ به این سوال که چگونه آراءِ هایدگر، امکانی برای تفکر هستی شناسانه در فبک فراهم می آورد مهم ترین هدفی است که پژوهش حاضر دنبال می کند. روش شناسی پژوهش، توصیفی_تحلیلی است. از این رو، ابتدا نقش بنیادین پرسش هستی، حقیقت، در_جهان_هستن، هرروزگیِ_هستنِ_با_دیگران و پروا و دگرپرواییِ دا_زاین از آثار هایدگر به ویژه هستی وزمان با روش کتابخانه ای استخراج و توصیف گردید. سپس با تحلیل و واکاوی این مبانی در برنامه فلسفه برای کودکان، سعی در رسیدن به فهمی نو در تفکر فلسفی کودکان شد. یافته ها نشان داد فبک می تواند امکانی برای پرسش هستی کودکان بگشاید که در وجه اگزیستانسِ با دیگران_هستنْ سقوط نکنند و تسلیم هرروزگی نگردند. بلکه در وضعیتِ هرروزگی، پروامندانه گزینش های آنان با تفکر هستی شناسانه همراه باشد.