کدام تفسیر از نظریه کوانتوم مناسب علوم اجتماعی در قرن 21ام است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۷
203 - 243
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر تلاش شده که با معرفی تفاسیر موجود از نظریه کوانتوم، نشان داده شود کدام تفسیر برای بسط این نظریه به ساحت علوم اجتماعی در قرن جدید مناسب تر است. معیار قضاوت در مورد اینکه کدام تفسیر مناسب تر است رجوع به تفسیری است که قادر باشد با عبور از مادی گرایی جایی برای ذهن به عنوان یک پدیده فیزیکی، ولی غیرمادی بگشاید. نشان داده شد که تفاسیر ابزارگرایانه و هستی شناسانه مادی گرا از مکانیک کوانتوم مناسب این هدف نیستند؛ بدین خاطر که در این تفاسیر جهان در شکل بنیادی آن چیزی فراتر از ماده نیست و جایی برای ذهنیت به عنوان یک پدیده فیزیکی با قدرت علّی متفاوت از ماده باز نمی شود. مورد دیگر تفاسیر ایدئال گرای سوم شخص است که در آن یک عامل بیرونی نظیر عاملیت مشاهده گر انسانی منجر به فروپاشی تابع موج می گردد. با توجه به اینکه چالش اصلی در علوم اجتماعی کنش های آگاهانه افراد مشارکت کننده در شکل دهی آن پدیده است، این تفسیر نیز ویژگی لازم موردنظر را ندارد. درنهایت نشان داده شد که تفاسیر ایدئال گرای اول شخص از نظریه کوانتوم برای بسط این نظریه به ساحت علوم اجتماعی مناسب تر هستند؛ بدین خاطر که این تفاسیر برای ذرات در سطح بنیادی نوعی ذهنیت و خودآگاهی بدوی قائل اند. در ادامه با به کارگیری تفاسیر ایدئال گرای اول شخص چارچوب تحلیلی تحت عنوان «رویکرد پدیدارگرایانه کوانتومی» پایه ریزی شده است که دیگر برخی از مشکلات رویکرد کوانتومی معرفی شده توسط الکساندر وندت را ندارد.