خلیل غلامی

خلیل غلامی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه علوم تربیتی ، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۲ مورد از کل ۴۲ مورد.
۴۱.

تطور مفهومی تأمل معلمان: مرور نظا مند و تحلیل مضمون بر پایه پارادایم های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۴
تأمل، به عنوان پیوند دهنده نظریه و عمل، در مطالعات معلمان با رویکردها و دیدگاه های مختلف بررسی شده است. هدف پژوهش حاضر، تطور مفهومی تأمل از طریق شناسایی پارادایم های نظری-فلسفی، استخراج مضامین تجربی تأمل و تحلیل روابط میان آن ها است . این مطالعه کیفی با راهبرد مرور نظام مند و روش تحلیل مضمون محور به شیوه قیاسی- استقرایی، 91 منبع (شامل: 32 منبع نظری و 59 منبع تجربی) منتشر شده بین سالهای 1983 تا 2025 را بررسی کرده است. یافته ها نشان دادند: که شش پارادایم بنیادین شامل: "پراگماتیسم"، "پدیدارشناسی" (توصیفی و تفسیری)، "سازنده گرایی" (شناختی، اجتماعی و انتقادی)، "نظریه انتقادی-اجتماعی"، "پسا ساختارگرایی"، و "رویکردهای نوین مابعد آن" (مانند: نظریه پیچیدگی، رئالیسم انتقادی و پساانسان گرایی)، هر یک بُعد خاصی از تأمل را برجسته کرده اند. تحلیل مطالعات تجربی نیز منجر به شناسایی طیفی گسترده ای از مضامین تأملی پرتکرار (22 مضمون) از تأمل فنی، عملی، انتقادی تا تأمل پراش، علّی و چندبعدی شد. نتایج نشان داد: که میان پارادایم های نظری و مضامین تأملی معلمان در مطالعات تجربی، رابطه ای معنادار و جهت دار وجود دارد. این پژوهش با ارائه تصویری یکپارچه از مبانی نظری و عملی تأمل، چارچوبی مفهومی برای تحلیل و ارتقای تربیت معلم در سطوح نظری، آموزشی و سیاستی ارائه کرده است. در حالی که مفهوم تأمل در گذشته عمدتاً به صورت ابزار بازنگری در عمل تعریف می شد، یافته های این مطالعه تأکید می کنند، که تأمل باید به مثابه فرایندی وجودی، انتقادی، اجتماعی و فناورانه بازتعریف شود . تأمل معلمی، آن گونه که در این پژوهش تحلیل شد، نه فقط برای معلم بودن، بلکه برای «انسان تربیتی بودن» در دنیای معاصر ضرورت دارد .
۴۲.

حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک: قدرت گفتمانی و دانشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۶
هدف: این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندوجهی از سازوکارهای قدرت در نظام آموزش عالی ایران، یک چارچوب نظری چهارسطحی (گفتمانی، ساختاری، شبکه ای، و عاملیتی) را معرفی می کند. با این حال، این مقاله به عنوان یک گام پژوهشی بنیادین، با تمرکز بر سطح گفتمانی، به این پرسش محوری پاسخ می دهد که رژیم حقیقت حاکم بر این نظام، از طریق چه سازوکارهای گفتمانی کلیدی برساخته می شود و پیامدهای آن چیست؟ روش این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل گفتمان فوکویی، آرشیو گسترده ای از اسناد کلیدی سیاست گذاری کلان (شامل اسناد راهبردی ملی، آیین نامه های وزارتی، و برنامه های راهبردی دانشگاه های برتر) را در سه لایه باستان شناسی، تبارشناسی و تحلیل اثرات اجتماعی-فرهنگی، مورد واکاوی قرار داده است. یافته ها: تحلیل ها وجود یک منطق حکمرانی پیچیده تحت عنوان حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک را آشکار ساخت. یافته های این پژوهش در سه بُعد اصلی قابل ارائه است: ۱) سازوکارهای برسازنده: این رژیم از طریق سه سازوکار گفتمانی اصلی برساخته می شود: الف) گفتمان سنجش کمّی و متریک محور با منطق نئولیبرالی؛ ب) گفتمان جهت دهی ابزاری و ایدئولوژیک علم با منطق کنترل دولتی؛ و ج) گفتمان کنترل و انضباط که مرزهای حقیقت را معین می کند. ۲) معماری قدرت: این سازوکارها در یک معماری منسجم و چهارلایه (ایدئولوژیک، ساختاری، عملکردی، و انضباطی) عمل می کنند که به کل نظام انسجام و پایداری می بخشد. ۳) پیامدها: حاکمیت این رژیم، سه پیامد کلیدی به همراه دارد: الف) برساختن سوژه دانشگاهی مطلوب به عنوان یک هویت دوگانه (کارآفرین و در عین حال متعهد) ؛ ب) بازتعریف دانش معتبر و غلبه امر کاربردی بر امر انتقادی؛ و ج) دگرگونی مأموریت دانشگاه به سوی یک نهاد اقتصادی. نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که هرگونه اصلاح معنادار در آموزش عالی ایران، مستلزم بازاندیشی انتقادی در مدل حکومت مندی حاکم و سازوکارهای برسازنده آن است. بر این اساس، پیشنهادهایی چون بازنگری در نظام های ارزیابی کمّی، حمایت هدفمند از علوم انسانی انتقادی، و بازتعریف مأموریت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، برای حرکت به سوی نظامی پویاتر و عادلانه تر، ضروری به نظر می رسد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان