عمادالدین کاتب اصفهانی مورخ ایرانی قرن ششم هجری، سهم مهمی در تقویت تفکر تاریخ نگاری انتقادی این دوره دارد. با توجه به جایگاه و اهمیت تاریخ نگاری او در عالم اسلام، این مقاله در صدد است با رویکردی تحلیلی تاثیر متقابل بینش و روش تاریخ نگاری او را روشن نماید. منظومه تفکر تاریخی عمادالدین دارای سه ویژگی نخبه گرایانه، شریعتمدارانه و انتقادی است که او را قادر ساخته با روش توصیفی- تحلیلی به آسیب شناسی و علل انحطاط حکومت های سلجوقیان، ایوبیان و زنگیان بپردازد. با توجه به هماهنگی نسبی بین عناصر منظومه تفکر تاریخی اش، او توانسته تاریخ نگاری خود را فراتر از سایر تاریخ های سده ششم بنشاند. از این منظر آثار تاریخی او با آثار مسعودی و مسکویه قابل مقایسه است.
"شعارها نوعی قالب زبانی و نمادین برای بیان خواسته های انقلابی اند و با توجه به تولید شدنشان در جریان تحولات انقلابی و جایگاه کارکردی آنها در انگیزش و پویایی بخشیدن به انقلاب، از منابع قابل اعتنا در تحقیقات تاریخی می باشند.
این مقاله در صدد است با بهره گیری از روش تحلیل محتوی، چگونگی بازتاب هویت ملی در شعارهای انقلاب را مورد تبیین قرار دهد. انتخاب موضوع هویت ملی در انقلاب، برای این پژوهش، از این رو واجد اهمیت است که هویت ایرانیان، به هنگام انقلاب، در آستانه دگرگونی در عناصر تشکیل دهنده اش قرار گرفته است.
در این مقاله، دو جبهه خودی و دیگری، هر یک با شاخص های سرزمینی و فراسرزمینی تحلیل شده است. فراوانی ها نشان می دهد که چالش اصلی در انقلاب اسلامی بین دو عنصر خودی و دیگری سرزمینی است. دیگری فراسرزمینی به تبع تقابل با خودی سرزمینی یا خودی فراسرزمینی مورد چالش قرار گرفته و به خودی فراسرزمینی نیز در پیوند با سیاست انقلابی توجه شده است. شعارها نشان می دهد که هویت انقلابی ایرانیان در چالش با نظام بین المللی نیست. در واقع، هر چند بیگانه ستیزی و غرب ستیزی جزء جدایی ناپذیر هویت انقلابی است؛ اما پیدایش این رویکرد هویتی بیشتر برای رفع مشکلات داخلی بوده است."
دوره غیبت در تاریخ حیات شیعه نقطه عطفی به شمار می آید چراکه جامعه شیعه را دچار حیرت ساخت.یکی از مسائل مستحدثه برای جامعه شیعی چگونگی ارتباط و همکاری با حکومت های مستقربود که از نظر کلامی ، غاصب و جائر تلقی می شدند.این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش برآمده که فقیهان شیعه دوره آل بویه در ارتباط با این مساله جدید چگونه می اندیشیدند؟چگونه رفتار می کردند؟مبانی سیاسی، فکری و رفتاری آنها کدام است ؟ در پاسخ به این پرسش ها فقیهان در عین غصبی دانستن حکومت های مستقر، برای بیرون رفت از بحران مبتلا به جامعه شیعی به همسازگری وهمکاری روی آوردند.از این رو، با بهره گیری از متون مختلف، فقیهان به دو دسته معتقدان به «همکاری محدود مشروط»و «همکاری مبسوط مشروط»تقسیم شده اند.
با عنایت به رابطه ساختار و عملکرد، این مقاله بر آن است تا تأثیر ساختار سپاه غزنوی را در عملکرد آن تبیین کند. تبیین مسأله بر این فرضیه مبتنی است که سپاه غزنوی از همان ابتدای تأسیس گرفتار تعارضهای نهفته ساختاری شد. این تعارضها در برهههای مختلف چه در قالب شورشهای داخلی، جنگهای خارجی، جنگ قدرت خاندان حکومتی و رقابت ستیزهجویانه نخبگان حکومتی و بروز دستهبندیهای سیاسی خود را عینیت بخشیده، شالودههای نظم و هماهنگی درونی سپاه را در هم ریخته و تاکتیکها و برنامههای آن را برای برون رفت از بحران، دچار ناکارامدی ساخته است. این تعارض از زمان الپتکین تا خسروملک آخرین فرمانروای این خاندان 351 ـ 582ق گرفتار نهاد سپاه بوده است. بدیهی است در دوره محمود و مسعود به دلیل جایگاه بالای سپاه، تجلی تعارض بیش از دورههای پس و پیش آن بود.
با توجه به نقش کارگزاران در تحولات تاریخی، بازپرداختی نو از رفتار سیاسی آنان برای تبیین تاریخ ایران ضروری است. این الزام زمانی ارزش دوچندان خواهد داشت که شخصیت های تحول خواه، در عرصة سیاست عملی ارزیابی شوند. ابوالقاسم درگزینی ازجملة این گارگزاران است که به دلیل غیبت سنت نقد در تاریخنگاری، گرفتار قضاوت وارونه شده است. درحالیکه دربارة رفتار سیاسی ایشان، اتفاق نظری در منابع دیده نمیشود، سنت تقلید و رونویسی در تاریخنگاری سبب شده است چهرة ایشان به عنوان سیاستمداری فاسد و خونریز مطرح شود. حال آنکه با کنارزدن اتهامات غرض ورزانه، رفتار سیاسی درگزینی درجهت احیای وحدت و قدرت امپراتوری روبه انحطاط سلجوقی خود را نشان خواهد داد. مقالة حاضر، ضمن نقد نوشته های پیشینیان، رفتار سیاسی و اصلاحات درگزینی با رویکردی متفاوت تببین شده است.
حزب ملل اسلامی یکی از پیشگامان مبارزه مسلحانه با ایدئولوژی اسلامی است. این حزب که هدفش ارائه برداشتی روشنفکرانه از اسلام و مبارزه بود ــ علی رغم کوتاه بودن زمان حیاتش ــ تأثیر ماندگاری بر جریانهای سیاسی اسلامی بجا گذاشت. این مقاله درصدد است تا دیدگاهها و اندیشه های حزب را در دو وجه سلبی و ایجابی تحلیل نماید. در وجه سلبی به نقد نظامهای حکومتی موجود (سلطنت و جمهوری)، نقد مکاتب و ایدئولوژیهای سیاسی معاصر (سرمایه داری، سوسیالیسم و ناسیونالیسم) و نقد استعماری غرب پرداخته و در وجه ایجابی نیز حکومت اسلامی را بهترین نظام اجتماعی معرفی می کند و اسلام را یگانه راه ترقی و تعالی، برقراری عدالت اجتماعی و نجات از استعمار و ظلم می داند و مدعی است مسلمانان تا زمانی که به تعالیم اصیل قرآن روی نیاورند، اسیر حکام جور، استعمار و عقب ماندگی خواهند بود.