تأملی در مبانی تصوف زهدمآبانه در شعر مجیر بیلقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور سنایی غزنوی (۴۷۳ 545ق.)، تصوف به گونه ای رسمی وارد شعر فارسی شد. پس از او، شاعران بسیاری تحت تأثیر و به تقلید از سنایی مضامین عرفانی را در آثار خود جای دادند. شاعران سبک آذربایجانی از نخستین گروه هایی بودند که به تأثیر از سنایی و به تقلید از او به سرودن شعر صوفیانه روی آوردند. نظامی مخزن الاسرار را در پیروی از سنایی سرود و خاقانی خود را خَلفِ صادق سنایی می دانست. دیگر شاعر سبک آذربایجانی، مجیر بیلقانی نیز در همان مسیر گام نهاد؛ راهی که به ویژه استادش خاقانی شروانی پیش تر پیموده بود. در شعر مجیر، مبانی فکری صوفیه بازتابی گسترده دارد و گرایش به عالم معنا، زهد و دنیاگریزی، ریاضت، عزلت، پرورش دل، فقر، قناعت و ترک هوا و حرص از مهم ترین مضامین شعری او به شمار می رود. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی جلوه های فرهنگ صوفیانه را در شعر مجیر بیلقانی بررسی و تحلیل انتقادی کرده است. همچنین، نوع تصوف مجیر تبیین شده و تأثیر آموزه های عرفانی بر زندگی عملی او نیز با استناد به شواهد شعری واکاوی شده است. نتایج پژوهش نشان از حضور پُررنگ مبانی فکری صوفیه در شعر مجیر دارد. در میان این مضامین، زهد و دنیاگریزی برجستگی بیشتری یافته و گرایش به ریاضت، سختی کشی و عزلت گزینی از دیگر ویژگی های مهم تصوف اوست. هم چنان که از اشعار مجیر برمی آید، او مبانی عرفانی را صرفاً برای مضمون سازی در شعرش به کار نبرده است؛ بلکه از روی اعتقاد و علاقه، آن ها را در شعرش گنجانده است.