۱.
آثار زنانه و مردانه و سبک این آثار در پاره ای موارد به علل تفاوت های روانشناختی، فیزیولوژیک، جامعه شناختی و زبان شناختی، متفاوت از هم اند. نمود این تفاوت ها در زبان،موضوعات، تصاویر شعری و در کلّ جمیع عناصر ژرف ساختی و روساختی دیده می شود. تفاوت های زبانی و محتوایی آثار نویسندگان و شاعران معاصر زن ایرانی تا حدودی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است ولی «تصویر» که یکی از اصلی ترین عناصر بلاغی در شعر شاعران است و نمود زنانگی شاعران زن در قالب این عنصر بلاغی، مورد بررسی نبوده است. هدف پژوهش حاضر واکاوی زنانگی در تصاویر شعری سیمین بهبهانی است. این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی زنانگی و مظاهر زنانگی را در تصاویر شعری سیمین بهبهانی بازکاویده تا ضمن صحّه گذاشتن بر زنانگی و سبک زنانه، تمایز و تفاوت نوشتار زنانه و مردانه را در هیأت این عنصر بلاغی نشان دهد. نتیجه پژوهش حاضر نشان از این دارد که جنسیّت خالق اثر در بسیاری موارد در آیینه تصاویرش نمایان شده است و سیمین با رویکرد زن مدارانه خود تصاویری مرتبط با عالم زنانگی خلق کرده است. اشیاء زنانه، مشاغل زنانه،اندیشه زن مداری و فمنیسم، زیورآلات زنانه ماده اولیّه تصاویر شاعرانه اوست که با زنانگی و عالم زنانه او پیوند خورده اند
۲.
پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و نظریه زمینه ای، درصدد واکاوی و تحلیل کیفی تفاوت های جنسیتیِ بیم ها و امیدهای دانشجویان در بستر شبکه های اجتماعی است. داده ها از طریق مصاحبه عمیق با 14 دانشجوی دختر و 15 دانشجوی پسر در دانشگاه های شهر تهران جمع آوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که پیامدهای تعاملات و استراتژی های دانشجویان در مواجهه با شرایط محیطی، دو جنبه دارد: استفاده آگاهانه از شبکه های اجتماعی و تمرکز بر اهداف فردی، باعث تقویت امید، تاب آوری و رشد فردی می شود؛ اما مواجهه با محتوای منفی و بازنمایی اغراق شده زندگی دیگران، در کنار تجربیاتی مانند احساس تبعیض و نابرابری در توزیع فرصت ها به افزایش اضطراب و کاهش امید اجتماعی می انجامد. مقوله هسته مطالعه حاضر «پویایی امید اجتماعی دانشجویان در تعامل با شبکه های اجتماعی» است که با درنظرگرفتن تفاوت های جنسیتی، مقولات اصلی و فرعی را به یکدیگر پیوند می دهد. برای تقویت امید اجتماعی، راهکارهایی جنسیت محور پیشنهاد شده است: سیاست های حمایتی متناسب با نیازهای جنسیتی، آموزش سواد رسانه ای، حمایت از تولید محتوای مناسب، برنامه های معنویت محور، و تقویت مهارت های مقابله ای. این رویکردهای جنسیت محور می تواند به شکل گیری نسلی امیدوار، توانمند و مقاوم در برابر چالش های اجتماعی کمک کند.
۳.
مطالعات پیشین درباره زنان دوره زند عمدتاً به جنبه های تاریخی محدود مانده و تصویری روشن از حیات اجتماعی زنان غیر اشراف ارائه نمی دهند؛ ازاین رو قراردادهای بصری حاکم بر بازنمایی این گروه اجتماعی در هنر آن دوره، موضوعی تحلیل نشده باقی مانده است. این پژوهش باهدف شناسایی ویژگی های ظاهری زنان غیر اشراف در نقاشی های دوره زند و تحلیل همبستگی این ویژگی ها با طبقه بندی اجتماعی آنان انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که چه قراردادهای تصویری بر بازنمایی زنان غیر اشراف در هنر دوره زند حاکم بوده است و این قراردادها بر چه امری دلالت دارند؟ پژوهش کیفیِ حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از داده های کتابخانه ای، مطابق با چارچوب نظری بازنمایی استوارت هال و رویکرد برساخت گرایانه، به تحلیل محتوای پانزده اثر تصویری منتخب از دوره زند می پردازد. در این روش، ویژگی های ظاهری (جزئیات چهره، پوشش و موقعیت مکانی) به عنوان «دال های بصری» در نظر گرفته شده اند که به طور فعال به تولید معنای اجتماعی می پردازند. یافته ها نشان دهنده حاکمیت یک نظام قراردادی دوگانه است: جوانی، آراستگی و چهره سه رخ به عنوان دال هایی برای بازنمایی طبقه بالای غیر اشراف و در مقابل، کهنسالی، سادگی پوشش و چهره نیم رخ به عنوان نشانه هایی برای برساخت جایگاه فرودست به کار رفته اند . نتایج نشان می دهد که نقاشی های
۴.
از جمله حقوق مشروع مردان، جواز چند همسری می باشد که به موجب نصّ صریح قرآن، مشروط به رعایت عدالت میان همسران، برای مردان به رسمیت شناخته شده است. علیرغم جایز دانستن این امر از سوی شرع، ازدواج مجدد مردان، گاهی در عمل، مستلزم ورود ضرر به زندگی خانوادگی و اجتماع است که آسیب های غیرقابل جبرانی از جمله سست شدن بنیان زندگی خانوادگی اول را به دنبال خواهد داشت. این پژوهش، با هدف تبیین مشروعیت مسأله تعدّد زوجات، به عنوان حکم اولیه و محدود نمودن آثار منفی ازدواج های مجدّد غیر ضروری بر طبق قواعد فقهی لاضرر و لاحرج، به عنوان حکم ثانویه، و با ضرورت آسیب شناسی مسأله از منظر روانشناسی، به رشته تحریر درآمده است. نتایج تحقیق نشان می دهد از آنجایی که سلامت روانی هریک از اعضای خانواده، نقش بسزایی در حفظ سلامت روانی دیگر اعضاء و به تبع آن، سلامت روانی آحاد اجتماع دارد؛ لذا مصلحت اقتضاء دارد مبتنی بر قاعده لاضرر و لاحرج و ادله دیگر فقهی حقوقی، در حکم جواز چنین ازدواجی محدودیت صورت گیرد و حاکم شرع، تحت عنوان احکام حکومتی، جلوی رواج ازدواج مجدد را- اگر ظالمانه و خلاف مصلحت جامعه باشد-، بگیرد.
۵.
این پژوهش با رویکرد پدیدارشناختی به بررسی تجربه زیسته فقر در میان زنان سرپرست خانوار ساکن سکونتگاه غیررسمی التیمور مشهد می پردازد. مطالعه با اتکا به نظریه فرهنگ فقر اسکار لوئیس و چهارچوب فقر چندبعدی، به تحلیل ابعاد پیچیده فقر در زندگی روزمره این زنان پرداخته است. داده ها از طریق ۲۶ مصاحبه نیمه ساختاریافته با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. سؤال اصلی این است که زنان سرپرست خانوار چگونه فقر را در زندگی روزمره خود تجربه و تفسیر می کنند؟ برخی از مهم ترین مفاهیم حساس پژوهش، فقر اقتصادی، طرد اجتماعی، شرم و انگ، مقاومت روزمره و تناقضات فقر بودند که مبنای طراحی سؤالات مصاحبه قرار گرفتند. یافته ها در سه سطح مضمونی سازماندهی شدند: زندگی در استیصال (بعد مادی - معیشتی)، تعاملات اجتماعی ضعیف (بعد ارتباطی - ساختاری)، و روان زخم فردی و خانوادگی (بعد روان شناختی). نتایج نشان می دهد که فقر برای این زنان پدیده ای چندبعدی است که علاوه بر محرومیت مادی، به طرد اجتماعی، آسیب های روانی و بازتولید چرخه فقر منجر می شود. باوجود عاملیت و مقاومت زنان در مدیریت شرایط دشوار، فشارهای چندگانه موجب شکنندگی و انزوای اجتماعی آنان شده است.
۶.
در بررسی سفرنامه های زنان و مردان دوره قاجار از منظر بینامتنی، تفاوت های زبان شناختی و جنسیتی برجسته شده و با تحلیل تفاوت های زبانی، به درک عمیق تری از تحول و تغییرات زبانی در دوره قاجار می پردازد. موارد مطالعاتی این پژوهش، سفرنامه عالیه خانم شیرازی، سکینه سلطان وقارالدوله، میرزا نصرالله طباطبایی دیبا، سلطان محمدمیرزا قاجار خواهد بود؛ این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با تاکید بر رویکرد بینامتنی صورت پذیرفته بدین نتایج دست یافته است که سفرنامه های مردان بیشتر از زبان رسمی، پیچیده و تحلیلی بهره می برد، با استفاده از واژگان دقیق و فنی که به توصیف و تحلیل مفصل رویدادها و موقعیت ها می پردازند. در مقابل، سفرنامه های زنان از زبان ساده تر و روان تری برخوردارند و بیشتر بر روی بیان تجربیات شخصی و احساسات فردی متمرکز هستند. جملات زنان کوتاه تر و مستقیم تر است، در حالی که مردان برای ارائه تحلیل های دقیق تر، از جملات پیچیده تری استفاده می کنند. همچنین، در سفرنامه های زنان، تأملات درونی و بازتاب احساسات شخصی به وضوح دیده می شود و سفر به عنوان فرصتی برای جست وجوی خود و بازاندیشی در مورد نقش های اجتماعی و شخصی تلقی می شود. در مقابل، سفرنامه های مردان بیشتر بر ثبت مشاهدات عینی و گزارش های خارجی متمرکز هستند، با تأکید بر واقع گرایی و تحلیل های بیرونی.