مسعود جان بزرگی

مسعود جان بزرگی

مدرک تحصیلی: استاد گروه روان شناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
پست الکترونیکی: janbo@rihu.ac.ir

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۴۹ مورد از کل ۱۴۹ مورد.
۱۴۱.

طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی مقابله با شکست عاطفی با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
پژوهش حاضر، با هدف طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی مقابله با شکست عاطفی با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو صورت پذیرفت. ابتدا سبب شناسی شکست عاطفی در دو مرحله براساس دو منبع مصاحبه کیفی با افراد دچار شکست عاطفی و منابع اسلامی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بنگستون (2016) صورت گرفت و سپس اعتبارسنجی حاصل از نتایج آن انجام شد. پس از تعیین الگوی سبب شناسی، بسته آموزشی باتوجه به نتایج سبب شناسی و با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو در 14 جلسه 60 دقیقه ای طراحی شد. اعتبارسنجی بسته آموزشی با استفاده از نظرات 10 متخصص در دو بخش روایی محتوایی بسته آموزشی و سنجش امکان پذیری مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری در بخش اعتبارسنجی، متخصصان روان شناسی در شهر قم بودند که به روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد در بخش روایی محتوایی بسته آموزشی، میانگین نسبت روایی محتوایی (CVR) کل جلسات در بخش اهداف برابر با 9/0 و در بخش تکنیک ها 89/0 است و میانگین شاخص روایی محتوایی (CVI) کل جلسات نیز در بخش اهداف برابر با 92/0 و در بخش تکنیک ها برابر 93/0 است و بسته آموزشی از روایی محتوایی مناسبی برخوردار است. همچنین، یافته های سنجش امکان پذیری نشان داد که بسته آموزشی با میانگین کل امکان پذیری (برابر با 83/3)، از مقبولیت، تناسب، کاربردپذیری، تقاضا، یکپارچگی، قابلیت انطباق، منابع، قابلیت اجرا و تعمیم پذیری کافی برخوردار است. نتایج حاصل از این مطالعه، بستر مناسبی جهت بررسی اثربخشی بسته آموزشی و استفاده از آن جهت کاهش نشانگان بالینی ناشی از شکست عاطفی به وجود آورده است.
۱۴۲.

بررسی مبنای فقهی حدود مسئولیت بدگمانی اخلاقی در مبتلایان به پارانوئید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۳
اختلالات روانی مفهومی نسبتاً جدید است، اما ادراک و رفتارهایی که این مفهوم را در بر می گیرد، به درازای عمر بشر قدمت دارد. پارانوئیا یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که ادراک و رفتارهای ناشی از آن با ادراک و رفتارهای افراد مبتلا به رذیله اخلاقی سوء ظن همخوانی دارد. یکی از راه های درمان مبتلایان به پارانوئیا، درمان شناختی-رفتاری است. باور به ولایت تشریعی الهی و تقید به باید و نبایدهای دینی، از اساسی ترین روش های نیل به سعادت و سلامت است. از این رو، تبیین حدود فقهی ادراک و رفتارهای برخاسته از رذایل اخلاقی مانند سوء ظن، با تغییر در شناخت، می تواند افراد مبتلا را در کاهش و حذف ادراک و رفتارهای بیمارگونه یاری رساند و زمینه ساز سلامت روانی در دنیا و سعادت اخروی آنان گردد. بدین جهت، پژوهش حاضر که از نظر هدف، بنیادی است، با روش اجتهادی به بررسی ادله قرآنی و حدیثی در باب سوء ظن پرداخته و حدود فقهی ادراک و رفتار افراد سوء ظنی را مورد واکاوی قرار داده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که سوء ظن دارای دو بعد ادراکی (شناختی) و رفتاری است. اگر سوء ظن منشأ بروز رفتارهای غیراخلاقی چون تهمت، غیبت، تجسس و ورود به حریم خصوصی افراد و... قرار گیرد، با همان عناوین حرام است. اما اگر تنها جنبه شناختی و ذهنی را شامل شود، هرچند نمی توان به طور صریح حرمت آن را اثبات کرد، اما حداقل چون زمینه ساز گناه حرام است، کراهت آن اثبات می شود.
۱۴۳.

مدل مفهومی عوامل طلاق مبتنی بر قرآن: تحلیل محتوای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه و اهداف: طلاق به عنوان یکی از مهم ترین تحولات منفی در ساختار خانواده، پیامدهای گسترده ای برای سلامت روان همسران، کارکردهای عاطفی خانواده و ثبات فرهنگی اجتماعی جوامع به همراه دارد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که این پدیده با افزایش آشفتگی های روان شناختی، کاهش کیفیت زندگی و تضعیف پیوندهای عاطفی همراه است و آثار آن صرفاً محدود به زوجین نبوده، بلکه فرزندان و نظام اجتماعی را نیز دربر می گیرد. در دهه های اخیر، هم در جوامع صنعتی و هم در ایران، میزان طلاق روند افزایشی داشته و هم زمان نگرش ها و هنجارهای مرتبط با آن دستخوش تغییر شده است؛ به گونه ای که عادی شدن طلاق، کاهش قبح اجتماعی و تحول ارزش ها و انتظارات زناشویی، تصمیم گیری در این زمینه را تسهیل کرده است. ادبیات پژوهش گویای آن است که طلاق پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که از برهم کنش عوامل فردی، روان شناختی، ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی شکل می گیرد. با وجود گستردگی مطالعات، بخش قابل توجهی از پژوهش های موجود یا مبتنی بر رویکردهای کمّی و اثبات گرایانه بوده اند، یا مجموعه ای پراکنده از متغیرهای مؤثر را گزارش کرده اند، بدون آنکه به ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم و مبتنی بر بافت فرهنگی دینی بپردازند. با توجه به نقش محوری دین در شکل دهی باورها، نگرش ها و الگوهای رفتاری زوجین در جوامع اسلامی و ظرفیت غنی قرآن کریم در تبیین روابط زناشویی، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از عوامل مؤثر بر طلاق براساس تحلیل محتوای کیفی آیات قرآن و روایات تفسیری انجام شده است. این پژوهش می کوشد با استخراج و صورت بندی نظام مند مفاهیم مرتبط با طلاق از متن قرآن، چارچوبی مفهومی ارائه دهد که بتواند ابعاد بنیادین و تأثیرگذار این پدیده را از منظر دینی تبیین کند و زمینه نظری لازم برای پژوهش های آتی و طراحی مداخلات آموزشی و درمانی متناسب با بافت فرهنگی دینی جامعه اسلامی را فراهم سازد. روش: این پژوهش با بهره گیری از راهبرد اکتشافی متوالی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. راهبرد اکتشافی متوالی مشتمل بر دو مرحله گردآوری و تحلیل داده هاست و برای کشف و صورت بندی مفاهیم در حوزه های کمتر مدل سازی شده کاربرد دارد. چارچوب تحلیل محتوای کیفی براساس الگوی چهارمرحله ای بنگستون شامل برنامه ریزی، گردآوری داده ها، تحلیل داده ها و گزارش نتایج اتخاذ شد. در مرحله برنامه ریزی، هدف پژوهش تدوین مدل مفهومی عوامل طلاق براساس قرآن تعیین شد که واحد تحلیل شامل آیات قرآن، روایات تفسیری و فقره هایی از آنها بود. راهبرد تحلیل به صورت استقرائی و با تمرکز همزمان بر معانی آشکار و پنهان انجام گرفت. جامعه متنی پژوهش کلیه گزاره های توصیفی و تبیینی قرآن کریم و روایات مرتبط با آیات طلاق بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و گزینشی و با واحد نمونه گیری «مضمون» انجام شد و فرایند انتخاب داده ها تا دستیابی به اشباع ادامه یافت. استخراج داده ها با جستجوی حوزه واژگانی مرتبط، متضاد و ناظر به زوجیت با استفاده از نرم افزارهای «جامع التفاسیر» و «جامع الاحادیث نور» صورت گرفت که درنهایت پانصد گزاره قرآنی و روایی انتخاب شد. روایات تفسیری به عنوان شواهد مؤید از منابع معتبر حدیثی استخراج و براساس معیار درجه بندی منابع حدیثی غربال شدند. تحلیل داده ها در چهار گام ازمتن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی انجام شد که شامل شناسایی واحدهای معنایی، کدگذاری، تشکیل زیرمقوله ها و مقوله ها و درنهایت دستیابی به مدل مفهومی بود. برای اطمینان از روایی و استحکام یافته ها از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و اتکاپذیری لینکلن و گوبا استفاده شد؛ همچنین توافق کارشناسان متخصص علوم اسلامی و روان شناسی درباره ساختار مقوله ها و درون مایه ها ارزیابی گردید. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد فرایند تحلیل محتوای کیفی قرآن و روایات تفسیری از راه کدگذاری باز به استخراج ۸۵۰ کد باز انجامید. این کدها پس از ادغام واحدهای معنایی مشابه در قالب ۹۵ زیرمقوله و سپس در سطحی انتزاعی تر در ۳۳ مقوله سازمان دهی شدند. در گام بعد، مقوله ها براساس روابط معنایی، تقدم و تأخر مفهومی و نقش تبیینی آنها در منطق درونی متون در قالب سیزده درون مایه یکپارچه شدند. درنهایت مطابق مرحله «یکپارچه سازی» در الگوی بنگستون، درون مایه ها در سطح بالاتری در پنج بعد اصلی سامان یافتند که ساختار مدل مفهومی عوامل طلاق را شکل می دهد. این پنج بعد شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه است. عوامل بنیادین ناظر بر ریشه های زیرین تعارض زناشویی بوده، و بر دو محور «ازدواج نادرست» و «ناپایداری مبدأ ادراک شده» استوار است. بسترهای ادراکی به فرایندهای ناکارآمد پنداره سازی و پردازش تحریف شده مسائل زناشویی اشاره دارد که زمینه ساز کژفهمی و نارضایتی متقابل می شود. کانون بحران، ماهیت درونی فرسایش رابطه را از راه دو مؤلفه «سرخوردگی» و «دلزدگی» تبیین می کند. عوامل تعدیل گر، شامل خودفروروی، بی تفاوتی یا مداخله ناکارآمد اطرافیان و شکل گیری روابط عاطفی جایگزین، مسیر تشدید یا مهار بحران را تحت تأثیر قرار می دهند. درنهایت الگوهای مواجهه بیانگر راهبردهای زوجین در آستانه طلاق است که شامل دوگانگی، سرکشی، متارکه و اقدام به طلاق می شود. روایی مدل مفهومی با استفاده از شاخص های CVI و CVR و نظر نُه کارشناس متخصص تأیید شد و نتایج گویای تناسب و ضرورت مطلوب تمامی ابعاد و درون مایه های مدل است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد مدل مفهومی عوامل طلاق در قرآن از پنج بعد اساسی شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه تشکیل شده است. در سطح تحلیلی پایین تر، این مدل بیانگر نُه عامل اصلی شکل گیری طلاق است که در تعامل با یکدیگر، مسیر فرسایش رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج پژوهش حاضر، همسو با مطالعات داخلی و بین المللی بر چندبعدی بودن و پیچیدگی پدیده طلاق تأکید دارد؛ با این حال، تمایز اساسی این مدل در تعیین نقطه آغاز تعارض زناشویی است. برخلاف بسیاری از الگوهای رایج که شکاف عاطفی را نقطه شروع طلاق می دانند، یافته های این پژوهش نشان می دهد ریشه های اولیه تعارض در عوامل بنیادین، به ویژه ازدواج نادرست و اختلال در نظام ادراک و معناپردازی همسران نهفته است. در این چارچوب، احساس درماندگی و دلزدگی به عنوان کانون بحران، پیامد تداوم ادراک های ناکارآمد و پردازش های تحریف شده در تعامل زوجین برداشت می شود؛ از سوی دیگر نقش عوامل تعدیل گر در تشدید یا مهار مسیر طلاق، نشان دهنده اهمیت زمینه های فردی، بین فردی و اجتماعی در تصمیم گیری نهایی زوجین است. افزون بر این، شناسایی الگوهای متنوع مواجهه با طلاق بیانگر آن است که همسران در آستانه جدایی، راهبردهای یکسانی اتخاذ نمی کنند و این تفاوت ها باید در مداخلات روان شناختی مورد توجه قرار گیرد. درمجموع مدل مفهومی پیشنهادی با تأکید بر نقش باورهای بنیادین، ادراک مسئله و عاملیت اخلاقی، چارچوبی منسجم برای فهم عمیق تر عوامل طلاق فراهم می آورد و می تواند مبنایی نظری برای پیشگیری، مداخله و تصمیم گیری آگاهانه در فرایند طلاق باشد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از رساله دکتری نویسنده در گروه روان شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. نویسنده مراتب سپاس خود را از اساتید راهنما و مشاور، کارشناسان متخصص و اعضای گروه روان شناسی ابراز می دارد که این پژوهش با همکاری و حمایت های ارزشمند آنها به سرانجام رسید. تعارض منافع : نویسنده اعلام می کند در تهیه و انتشار این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی، شخصی یا حرفه ای وجود ندارد.
۱۴۴.

شناسایی و دستهبندی عوامل معنوی در مطالعات مرتبط با سوگ و سوگ آسیبشناختی: یک مرور نظاممند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه و اهداف: سوگ از دست دادن عزیزان یکی از دشوارترین تجارب انسانی است که می تواند پیامدهای جسمانی، روان شناختی و اجتماعی منفی را به همراه داشته باشد (عباسی مکوند و همکاران، ۱۴۰۲)؛ درحالی که بسیاری افراد دوره سوگواری را به طور طبیعی سپری می کنند (کوالسکی و باندماس، [1] ۲۰۰۸)؛ البته برخی داغداران به اختلال سوگ طولانی مدت (PGD) دچار می شوند که در DSM-5-TR به عنوان اختلالی جدید معرفی شده است (انجمن روان پزشکی آمریکا، [2] ۲۰۲۲). این اختلال با نشانه هایی مانند اشتیاق، اجتناب و افکار مرتبط با متوفی همراه است (لنفرینک [3] و همکاران، ۲۰۲۳). شیوع آن بین2/1 تا 5/1 درصد تخمین زده می شود (روزنر [4] و همکاران، ۲۰۲۱). عوامل روان شناختی و اجتماعی همانند شرایط مرگ، حمایت اجتماعی، سبک های مقابله ای و معنای فقدان بر شدت سوگ و مدیریت آن تأثیرگذار هستند (کریستنسن [5] و همکاران، ۲۰۱۲؛ گالاگر [6] و همکاران، ۱۹۸۲؛ ویلسون [7] و همکاران، ۲۰۱۶). معنویت نیز به عنوان عنصری کلیدی در مدیریت سوگ شناخته شده و پژوهش ها نشان داده اند که باورهای معنوی و دینی با کاهش اضطراب، بهبود معناسازی و تصویر مثبت از مرگ به افراد کمک می کنند تا با فقدان کنار بیایند (پنتاریس [8] و همکاران، ۲۰۲۳؛ تستونی [9] و همکاران، ۲۰۲۲). بااین حال، نبود دسته بندی منسجم از عوامل معنوی مرتبط با سوگ در ادبیات پژوهشی قابل مشاهده است. این خلأ اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شناسایی جامع این عوامل می تواند به تدوین مداخلات معنوی مؤثر کمک کرده، و راهکارهای عملی برای مدیریت بهتر سوگ فراهم کند. مطالعه حاضر با هدف پر کردن این شکاف به بررسی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ و نقش آنها در کاهش پیامدهای منفی و بهبود وضعیت روانی افراد سوگوار می پردازد. روش : این پژوهش با هدف شناسایی و دسته بندی عوامل معنوی مؤثر بر سوگ و سوگ آسیب شناختی، با استفاده از مرور نظام مند و براساس دستورالعمل PRISMA انجام شد (موهر [10] و همکاران، 2009)؛ در این فرایند، مقالات مرتبط از پایگاه های اطلاعاتی فارسی مانند SID، نورمگز، ایرانمدکس و پایگاه های بین المللی مانند PubMed، Google Scholar، Springer و  Ericبا استفاده از کلمات کلیدی فارسی مانند سوگ، سوگ طولانی مدت، معنویت، معنویت درمانی، غم و اندوه ناشی از سوگ و واژه های انگلیسی همانند “mourning”، “spirituality therapy”،”bereavement” و “grief spiritual” جستجو شدند. معیارهای ورود شامل دسترسی به متن کامل، ارتباط موضوعی مستقیم با عوامل معنوی مرتبط با سوگ، انتشار در مجلات معتبر و نمایه شده بود. به منظور شمول گسترده تر، محدودیت زمانی یا جغرافیایی در نظر گرفته نشد. معیارهای خروج شامل مقالاتی بود که به دلیل نقص داده ها، ضعف طراحی پژوهش یا کیفیت پایین از بررسی حذف شدند. از میان ۱۵۷ مقاله شناسایی شده، ۸۲ مقاله به دلیل نبود ارتباط کافی حذف شدند. پس از بررسی دقیق ۷۱ مقاله باقی مانده، ۲۹ مقاله به دلیل نامناسب بودن محتوا یا دسترسی نداشتن به متن کامل کنار گذاشته شدند. درنهایت ۲۳ مقاله مرتبط برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای ارزیابی کیفیت مقالات، ابزارهای استاندارد همچون دستورالعمل های مؤسسه جوآنا بریکز به کار رفتند (پایپر، 2019). تمامی مراحل پژوهش تحت نظارت دقیق اساتید راهنما انجام شد تا خطر سوگیری کاهش یابد و شفافیت در نتایج حفظ شود. این روش پژوهش، چارچوبی دقیق و شفاف برای جمع آوری، ارزیابی و تحلیل داده ها ارائه داده و امکان شناسایی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ را فراهم کرده است که در تدوین مداخلات درمانی آینده بسیار مفید خواهد بود. نتایج : یافته های پژوهش نشان داد که عوامل معنوی مختلفی در تسهیل سوگ و رشد فردی پس از آن نقش دارند. عوامل تسهیل کننده شامل پذیرش مرگ به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی (ناظمی و همکاران، 1401؛ ورتمن و پارک، [11] 2008)، اعتقاد به خدا به عنوان پناهگاه معنوی و دلبستگی ایمن به او (موسوی و سلیمی بجستانی، 1397؛ پورغلامی و همکاران، 1401) و اعتقاد به قضا و قدر الهی (نعمتی پور و گلزاری، 1394؛ شریفی و همکاران، 1392) بودند؛ همچنین صبر و توکل در مواجهه با مصائب (جعفری، 1400؛ زارع احمدآبادی و همکاران، 1397) و مکانیسم های مقابله ای معنوی همچون دعا، زیارت و نماز (محمدی احمدآبادی و قلی زاده، 1400؛ دایر و هاگدورن، [12] 2013) به کاهش اضطراب و ایجاد آرامش کمک می کنند. سلامت معنوی نیز در مقابله با استیگما، احساس گناه و خودسرزنشی نقش دارد و تاب آوری را افزایش می دهد (چالاکی نیا و همکاران، 2021؛ ساگبرگ و روئن، [13] 2011). مشارکت در فعالیت های دینی و دریافت حمایت اجتماعی، حس انسجام و تعلق را تقویت و فرایند سوگواری را تسهیل می کند (پورغلامی و همکاران، 1401؛ مهدی پور و همکاران، 2020). عوامل زمینه ساز رشد فردی پس از سوگ نیز شامل دستیابی به معنای جدید از زندگی و مرگ (ناظمی و همکاران، 1401؛ پورغلامی و همکاران، 2021)، بازاندیشی و معنابخشی به فقدان ها (جعفری، 1400؛ محمدی احمدآبادی و قلی زاده، 1400)، تقویت معرفت به حکمت و خیرخواهی خداوند (نعمتی پور و گلزاری، 1394؛ پورغلامی و همکاران، 1401)، جهان بینی دینی درباره دنیا (موسوی و همکاران، 1401؛ دامیاناکیس و مرزیالی، [14] 2012)، مراقبه و تأمل (مهدی پور و همکاران، 2020؛ دامیاناکیس و مرزیالی، 2012) و بازسازی شناختی و تحول روحانی (مارونه، [15] 1999؛ احمدی و دارابی، 1396) بودند. این عوامل معنوی با کاهش پیامدهای منفی سوگ و ایجاد فرصت هایی برای بازسازی معنوی و شناختی به ارتقای سلامت روان و رشد شخصیتی افراد داغدیده کمک می کنند. بحث و نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که معنویت نقش کلیدی در تسهیل سوگواری و ایجاد رشد معنوی و روانی در افراد داغدیده ایفا می کند. این پژوهش با بررسی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ و سوگ آسیب شناختی کوشید تا نقشی روشن تر برای معنویت در فرایند سوگواری ترسیم کند. نتایج نشان داد که معنویت نه تنها در کاهش آثار منفی سوگ مؤثر است، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند برای رشد شخصیتی و معنوی نیز عمل می کند. استفاده از رویکرد درمان چندبعدی معنوی (ر.ک: جان بزرگی، 1398) که بر اصول قرآن، سیره و روایات استوار است، به طور خاص امکان تبیین دقیق تر این عوامل را فراهم می کند. این رویکرد با فعال سازی عقل خداسو و معنادهی به رنج ها به افراد کمک می کند تا سوگ را نه تنها به عنوان تجربه ای دردناک، بلکه فرصتی برای بازسازی معنوی و روانی درک کنند؛ برای مثال پذیرش مرگ به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی و درک حکمت الهی، اضطراب ناشی از سوگ را کاهش داده، به افراد اجازه می دهد تا آرامش بیشتری تجربه کنند؛ افزون بر این، مکانیسم های مقابله ای معنوی همانند دعا، نماز و مراقبه، ابزارهایی برای تقویت ارتباط با خداوند و ایجاد آرامش روانی هستند. همچنین بازاندیشی در معنای زندگی و مرگ و بازسازی شناختی، فرصت هایی برای رشد معنوی و شخصیتی فراهم می کنند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که عوامل معنوی می توانند به مدیریت بهتر سوگ و بهبود وضعیت روانی و معنوی افراد کمک کنند؛ با این حال ضرورت دارد که تأثیر این رویکردها در فرهنگ های مختلف و از زوایای گوناگون بررسی شود تا به یک درک جامع تری از نقش معنویت در فرایند سوگواری دست یابیم. تشکر و قدردانی : در پایان با احترام و سپاس فراوان از دو استاد بزرگوارم، آقایان دکترمسعود جان بزرگی و دکتر حسن میرزاحسینی به جهت راهنمایی های دقیق، حمایت های بی دریغ و اشتراک گذاری دانش و تجربیات ارزشمندشان در طول این پژوهش صمیمانه قدردانی می کنم. حضور و همراهی بی وقفه ایشان، نقشی کلیدی در شکل گیری و پیشبرد این مقاله ایفا کرده است و دستیابی به نتایج مطلوب بدون حمایت های مستمر آنها امکان پذیر نبود. تعارض منافع : نویسندگان این پژوهش اعلام می دارند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، حرفه ای یا شخصی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد. تمامی مراحل انجام پژوهش با رعایت اصول بی طرفی و شفافیت علمی صورت گرفته است.   [1] . Kowalski & Bondmass   [2] . American Psychiatric Association   [3] . Lenferink   [4] . Rosner   [5] . Kristensen   [6] . Gallagher   [7] . Wilson   [8] . Pentaris   [9] . Testoni   [10] . Moher   [11] . Wortman & Park   [12] . Dyer & Hagedorn   [13] . Sagberg & Røen   [14] . Damianakis & Marziali   [15] . Marrone  
۱۴۵.

نقش سلامت معنوی، هوش معنوی و خود مهارگری در پیش بینی خردمندی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهشگران معاصر هوش را برای حل مسائل پیچیده امروزی کافی نمی دانند. تقویت خردمندی در کنار هوشمندی برای پیشرفت نوجوانان ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی نقش سلامت معنوی، هوش معنوی و خودمهارگری در پیش بینی خردمندی نوجوانان انجام شد. مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل همه نوجوانان 11 - 22 ساله ساکن ایران در سال 1403 که به فضای مجازی دسترسی داشتند، می شود. ابزار شامل پرسش نامه های خردمندی، سلامت معنوی، هوش معنوی و خودمهارگری بود. در این پژوهش از نمونه گیری در دسترس استفاده شد و 157 نوجوان 11 - 22 سال، به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. شیوه تحلیل داده ها، تحلیل رگرسیون به شیوه ورود هم زمان و گام به گام به کمک نرم افزار SPSS26 بود. ترکیب خطی متغیرهای پیش بین سلامت معنوی، هوش معنوی و خودمهارگری با خردمندی معنادار است و حدود 45 درصد از واریانس خردمندی توسط این متغیرها تبیین می گردد. در تحلیل رگرسیون گام به گام، دو متغیر هوش معنوی و سلامت معنوی نقش معناداری در پیش بینی خردمندی داشتند، اما سهم خودمهارگری در این پیش بینی معنادار نبود. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در مداخلات و برنامه ریزی های تربیتی مدنظر قرار گیرد؛ هرچند درباره خودمهارگری نیاز به بررسی های بیشتر و استفاده از ابزارهای دقیق تری وجود دارد.
۱۴۶.

اثربخشی مداخلات معنوی در بیماری های مزمن: مرور نظام مند(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۵
سازمان جهانی بهداشت، بیماری های مزمن را به صورت «مشکلات سلامت که نیاز به مدیریت مداوم طی یک دوره چند ساله یا چند دهه دارند» تعریف می کند. شیوع بیماری های مزمن در جهان روبه افزایش است و شیوع بیماری جنبه های مختلف زندگی فرد مبتلا و کیفیت زندگی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد. در سال های اخیر معنویت درمانی و انجام مداخلات معنویت درمانی توجه بسیاری از محققین را در درمان بیماری های مزمن جلب کرده است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مرور بر مطالعات گذشته در بررسی اثربخشی مداخلات معنوی در بیماری های مزمن انجام گرفته است. مقاله یک مرور نظام مند که تعداد 17 مقاله در بازه زمانی 1387 - 1403 را مورد بررسی قرار داده است. برای بررسی متون از مقالاتی که درباره موضوع مشترک مداخله معنوی و بیماران مزمن، به زبان فارسی یا انگلیسی و دارای متن کامل قابل دسترس بودند، استفاده شد. نیاز معنوی بیماران مزمن، تأثیر مداخلات معنوی در کاهش علایم بیماری و مشکلات رسیدن به این هدف مرور و جمع بندی شد. نتایج مطالعات مروری پژوهش مورد نظر حاکی از آن است که مداخلات معنوی به افراد مبتلا به بیماری های مزمن سبب بهبود وضعیت بیماری، کیفیت زندگی، بهزیستی معنوی، کاهش اضطراب و افسردگی می گردد. بنابراین ضروری است در مراقبت های معمول افراد، اثربخشی مداخلات معنوی در بیماری های مزمن بررسی شود.
۱۴۷.

بررسی و تبیین مبانی و اصول والدگری معنوی خداسو(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۱
طرز تلقی یکسانی فرزندپروری غربی برای فرهنگ اسلامی و فقدان بینش وحیانی در کنش هسته ای نظام روان شناختی والدگری در جوامع بشری امروز، از مهم ترین ریشه هایی است که بنیان شخصیتی افراد خانواده را متزلزل کرده و تحول عقلی فرزند و سلامت روانی بشر را به مخاطره انداخته است. بینش از مبانی و اصول والدگری معنوی خداسو از دیدگاه وحیانی، زمینه ساز تصحیح حوزه های ادراکی، رشد تربیت نیکو، بالیدگی شخصیت و ارتقای سلامت روانی والدین و فرزندان خواهد بود. خردمندی (کنش هسته ای نظام روان شناختی والدگری)، نیازهای معنوی وجودی، چند بُعدی بودن انسان و میل فطری به معنویت، غایت نگری و اختیار انسان از جمله این مبانی است که هریک تعدادی اصول تربیتی استخراج و استنباط می گردد. هدف این مقاله تبیین این مبانی و اصول کشف شده از آنهاست که در متون دینی (قرآن و حدیث) به آن پرداخته شده است. روش این پژوهش به منظور تحلیل مبانی و اصول والدگری معنوی خداسو از جملات توصیفی تبیینی متون اسلامی (قرآن و حدیث) از روش های تحلیل محتوا استفاده شد. بدین منظور، به وسیله واژگان جمع آوری شده در حوزه والدگری، جملات توصیفی تبیینی مرتبط با موضوع در متون اسلامی جست وجو و انتخاب گردید. یافته های این تحقیق شامل چهارده اصل تربیتی است که در نظام والدگری معنوی خداسو از دیدگاه اسلام، محور است و لازم است در تربیت فرزندان مورد توجه قرار گیرند و شناخت، باور، عواطف، احساسات و اخلاق والدین و فرزندان بر اساس آنها سامان پذیرد.
۱۴۸.

تبیین رابطه خارج از ازدواج با الگوی ایمنی - توجه جنسی در خانواده درمانگری معنوی خداسو: فراتحلیل(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مرتبط با رابطه خارج از ازدواج در چارچوب خانواده درمانگری معنوی خداسو و شناسایی سهم متغیرهای مختلف از طریق بررسی فراتحلیل مقالات انجام شده است. در خانواده درمانگری معنوی خداسو الگوی «ایمنی - توجه جنسی»، به تبیین این موضوع می پردازد. از میان مقالات منتشرشده در پایگاه های علمی داخلی و خارجی در فاصله سال های 200۵ تا 2019 (1383 تا 1398) که به بررسی عوامل مرتبط با رابطه خارج از ازدواج پرداخته بودند، بر اساس معیارهای ورود، 12 پژوهش انتخاب شدند. در نهایت ده عامل کلی شناسایی شده در این زمینه با استفاده از نسخه دوم نرم افزار CMA مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اندازه اثر متغیرهای تنوع طلبی و بی قیدی، میل جنسی، سبک دلبستگی، کیفیت رابطه، شبکه های اجتماعی و ویژگی های شخصیتی، در ارتباط با رابطه خارج از ازدواج معنادار است. اندازه اثر مربوط به متغیرهای ویژگی های جمعیت شناختی، رضایت زناشویی، کیفیت زندگی، مذهب و اخلاق و سایر متغیرها شامل روان بنه جنسیتی و پوشش نامناسب، در ارتباط با روابط خارج از ازدواج معنادار نبود. ترتیب اهمیت اندازه اثر متغیرها نشان می دهد که هرگاه توجه جنسی به خارج از مرز خانواده گسترش می یابد، ناایمنی جنسی در روابط زوجین نیز ایجاد شده و بالا می رود. این یافته نشان می دهد که رفتارهای غیرمسئولانه که ناشی از توجه جنسی به غیر همسر است، موجب گسترش ناامنی در حوزه مرزهای جنسی خانواده شده و این خود باعث اختلال در تعامل و تشدیدکننده مسنله (روابط خارج از ازدواج) می شود.
۱۴۹.

سبب شناسی شکست عاطفی در متون اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۰
هدف پژوهش حاضر، سبب شناسی شکست عاطفی در متون اسلامی و بررسی میزان اعتبار آن بود. با توجه به هدف، ابتدا با رویکردی کیفی با استفاده از روش حوزه های معنایی به وسیله 142 واژه مرتبط جمع آوری شده، 1053 گزاره دینی با استفاده از نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع جمع آوری و در دو مرحله غربالگری صورت گرفت؛ سپس متون برگزیده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بنگستون در چهار مرحله از متن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی مورد تحلیل قرار گرفت؛ مرحله بعد به منظور حصول قابلیت اطمینان از نتایج منابع اسلامی با استفاده از معیارهای لینکن و گابا، چهار ملاک «اعتمادپذیری»، «تأییدپذیری»، «انتقال پذیری» و «اتکاپذیری» مورد بررسی قرار گرفت. جهت حصول معیار «اتکاپذیری» از 10 متخصص خواسته شد تا یافته های برگرفته از منابع اسلامی را با محاسبه «شاخص روایی محتوایی» مورد ارزیابی قرار دهند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد سبب شناسی شکست عاطفی دارای 21 زیرمقوله، 4 مقوله (خصوصیات عشق انسانی، نادیده انگاری معشوق حقیقی، شیفتگی به زندگی دنیا و شناخت های تداوم بخش) و 2 درون مایه (عوامل علّی و عوامل تداوم بخش) است. نتایج حاصل از سبب شناسی این مطالعه، بستر مناسبی برای طراحی مداخله های درمانی و بسته های آموزشی با رویکرد بومی جهت کاهش نشانگان بالینی ناشی از آن فراهم کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان