جعفر بیک زاد

جعفر بیک زاد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۴ مورد از کل ۶۴ مورد.
۶۱.

مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و اهداف: در محیط های پیچیده، متحول و پرریسک امروزی، به ویژه در صنایع زیربنایی و استراتژیک مانند صنعت گاز، سازمان ها بیش از هر زمان دیگری با چالش های متعدد در زمینه جذب، حفظ و توسعه سرمایه انسانی خود روبه رو هستند. صنعت گاز به دلیل نقش حیاتی در تأمین انرژی کشور، حساسیت امنیتی بالا، وابستگی گسترده بخش های صنعتی و خانگی به خدمات آن و نیز ضرورت پاسخگویی به تغییرات فناورانه و الزامات زیست محیطی، نیازمند کارکنانی است که نه تنها از مهارت های فنی و تخصصی کافی برخوردار باشند، بلکه انگیزه، تعهد و سرزندگی شغلی لازم برای مواجهه با شرایط پویا و غیرقابل پیش بینی را نیز دارا باشند. در این میان، شرکت گاز استان آذربایجان شرقی به عنوان یکی از سازمان های کلیدی کشور، مأموریت خطیری در تأمین انرژی پایدار منطقه ای و ملی برعهده دارد. اهمیت این سازمان تنها به ارائه خدمات فنی و عملیاتی محدود نمی شود، بلکه به نقش آن در حفظ رفاه اجتماعی، تداوم فعالیت های اقتصادی و ارتقای امنیت انرژی کشور نیز گره خورده است. تحقق این مأموریت ها بدون برخورداری از کارکنانی توانمند، متعهد و برخوردار از بالندگی حرفه ای میسر نخواهد بود. بنابراین، این شرکت نیازمند رویکردهایی نوین و اثربخش در مدیریت منابع انسانی است که بتواند بین اهداف سازمانی و نیازها و ارزش های کارکنان تعادل برقرار کرده و زمینه ساز افزایش انگیزه و اشتیاق آنان برای مشارکت فعال در فرایندهای سازمانی شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در شرکت گاز استان آذربایجان شرقی می باشد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کارکنان شرکت گاز استان آذربایجان شرقی به تعداد 516 نفر است که از این تعداد 220 نفر به عنوان نمونه آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های مدیریت منابع انسانی اسلامی نیکنام جو (1396)،  بالندگی حرفه ای کارکنان اسپایدرز  (2007) و انگیزه به اشتراک گذاری دانش گیوای و همکاران (2000) می باشد. برای محاسبه روایی ابزار پژوهش، از روایی صوری استفاده شد که مورد تأیید اساتید و کارشناسان قرار گرفت. به منظور تحلیل پایایی ابزار پژوهش، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. به منظور اطمینان یافتن از وجود و یا عدم وجود رابطه علّی میان متغیرهای پژوهش و بررسی تناسب داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) آزمون شدند. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با ضریب مسیر (593/0= β) و ضریب معناداری (474/9=t) تأثیر معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی اسلامی بر انگیزه به اشتراک گذاری دانش با ضریب مسیر (690/0= β) و ضریب معناداری (656/19= t) تأثیر دارد. انگیزه به اشتراک گذاری دانش بر بالندگی حرفه ای کارکنان با ضریب مسیر (291/0= β) و ضریب معناداری (123/4= t) تأثیر دارد. همچنین، برای بررسی نقش میانجی در این پژوهش از آزمون سوبل استفاده شده است. در این آزمون با استفاده از ضریب غیر استاندارد مسیر و خطای استاندارد آن آزمون اجرا می شود و نتایج بیانگر آن است که مقدار z-value حاصل از آزمون سوبل در مورد نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان، مقدار 013/4 به دست آمد که بیش از 96/1 می باشد. بنابراین در سطح اطمینان 99% فرضیه H 0 رد و فرضیه H 1 تأیید می شود و می توان نتیجه گرفت انگیزه به اشتراک گذاری دانش در تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان نقش میانجی ایفا می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی تأثیر معناداری بر بالندگی حرفه ای کارکنان و همچنین بر انگیزه آنان برای اشتراک گذاری دانش دارد. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است که انگیزه به اشتراک گذاری دانش نیز خود به طور مستقیم بر بالندگی حرفه ای کارکنان اثرگذار است. همچنین، نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در رابطه میان مدیریت منابع انسانی اسلامی و بالندگی حرفه ای کارکنان مورد تأیید قرار گرفت. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که مدیریت منابع انسانی اسلامی نه تنها به صورت مستقیم بر بالندگی حرفه ای کارکنان اثر می گذارد، بلکه از طریق تقویت انگیزه آنان برای به اشتراک گذاری دانش نیز نقشی غیرمستقیم در این زمینه ایفا می کند. به عبارت دیگر، اجرای اصول و ارزش های اسلامی در مدیریت منابع انسانی موجب ایجاد محیطی مثبت، حمایت گر و اعتمادآفرین در سازمان می شود؛ محیطی که کارکنان در آن تمایل بیشتری به تبادل تجربیات و دانش خود پیدا می کنند. این فرایند به مثابه یک سازوکار میانجی عمل کرده و زمینه ساز ارتقای یادگیری سازمانی و رشد حرفه ای کارکنان می گردد. بنابراین، می توان گفت تأثیر نهایی مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای زمانی به حداکثر می رسد که انگیزه به اشتراک گذاری دانش نیز در سازمان تقویت شود. در چنین شرایطی، مدیریت منابع انسانی اسلامی و انگیزه اشتراک گذاری دانش همانند دو حلقه مکمل عمل کرده و مسیر توسعه فردی و شغلی کارکنان را هموارتر می سازند. تقدیر و تشکر: بدین وسیله مراتب قدردانی و سپاس صمیمانه خود را از کلیه کارکنان و مدیران محترم شرکت گاز استان آذربایجان شرقی، که با همکاری و همراهی ارزشمند خود زمینه انجام این پژوهش را فراهم نمودند، ابراز می داریم. همچنین از دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب که با حمایت های علمی و پژوهشی خود نقش مهمی در پیشبرد این تحقیق ایفا نمود، نهایت تقدیر و تشکر به عمل می آید. تعارض منافع: در این پژوهش هیچ گونه تعارض منافعی وجود ندارد.
۶۲.

مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی قابلیت محور بر انطباق پذیری مسیر شغلی کارگنان با نقش میانجی سرزندگی شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
پژوهش حاضر با هدف مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی قابلیت محور بر انطباق پذیری مسیر شغلی کارکنان با نقش میانجی سرزندگی شغلی انجام شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کارکنان دانشگاه های شهرستان بناب به تعداد 194 نفر است که از این تعداد 129 نفر به عنوان نمونه آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد مدیریت منابع انسانی قابلیت محور ژانگ و همکاران (2016)، سرزندگی شغلی نیگاین (2022) و انطباق پذیری مسیر شغلی کارکنان ساویکاس و پورفلی (2012) می باشد. به منظور اطمینان یافتن از وجود و یا عدم وجود رابطه علّی میان متغیرهای پژوهش و بررسی تناسب داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) آزمون شدند. یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی قابلیت محور بر انطباق پذیری مسیر شغلی کارکنان و سرزندگی شغلی در دانشگاه های شهرستان بناب تأثیر دارد. و سرزندگی شغلی بر انطباق پذیری مسیر شغلی کارکنان در دانشگاه های شهرستان بناب تأثیر دارد. علاوه بر این، در سطح اطمینان 99 درصد، سرزندگی شغلی در تأثیر مدیریت منابع انسانی قابلیت محور بر انطباق پذیری مسیر شغلی کارکنان در دانشگاه های شهرستان بناب نقش میانجی ایفا می کند.
۶۳.

تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی در مدیریت آموزش و پرورش شهرستان مراغه انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کادر اداری و آموزشی مدیریت آموزش و پرورش مراغه به تعداد 453 نفر است که براساس فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 209 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل 4 پرسشنامه استاندارد می باشد. به منظور بررسی وجود یا عدم وجود رابطه علّی بین متغیرهای پژوهش و سنجش تطابق داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر خودکارآمدی شغلی و آمادگی برای تغییر سازمانی تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، در سطح اطمینان 99 درصد، خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی نقش میانجی ایفا می کند.
۶۴.

آسیب شناسی نظام حقوقی روابط کار با تأکید بر قانون کار جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۷
قانون کار در ایران به عنوان چارچوب اصلی تنظیم کننده روابط میان کارگر و کارفرما، نقش مهمی در حفظ حقوق و تعادل منافع میان این دو گروه ایفا می کند، اما با وجود اهمیت آن، نقدهای گسترده ای درباره میزان کارآمدی و پاسخ گویی این قانون به تحولات اقتصادی و اجتماعی مطرح شده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی نظام حقوقی روابط کار انجام شد و به این سؤال اساسی می پردازد که «آسیب های نظام حقوقی روابط کار با تأکید بر قانون کار جمهوری اسلامی ایران کدام اند؟» این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون سه مرحله ای انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، اساتید و مدیران سازمان هایی را دربر می گیرد که در نظام حقوقی روابط کار نقش کُنش گرانه ایفا می کنند. در این پژوهش برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری هدفمند استفاده شد که براساس قاعده اشباع نظری با انجام 19 مصاحبه این مهم حاصل شد. داده ها با استفاده از رهیافت 3 مرحله ای روش تحلیل مضمون و با نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. طبق تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، در این پژوهش مجموعاً 45 مضمون پایه، 13 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر می باشد. براساس یافته های پژوهش، آسیب های نظام حقوقی روابط کار با تأکید بر قانون کار جمهوری اسلامی ایران در سه دسته آسیب ساختاری، رفتاری و زمینه ای دسته بندی شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که کارآمدسازی نظام حقوقی روابط کار نیازمند بازنگری اساسی در قانون کار، هماهنگی بیشتر میان مقررات، تقویت سازوکارهای اجرایی و نظارتی و گسترش نهادهای گفت وگوی اجتماعی برای ارتقای عدالت، امنیت شغلی و پاسخگویی بهتر به تحولات بازار کار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان