مطالب مرتبط با کلید واژه " متصوفه "


۳.

بررسی شیوه مواجهه علمای شیعه عصر صفوی با انحراف های فکری صوفیان عارف نما

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۲
یکی از رویدادهای شایسته تأمل در دوره صفوی، تنش بین صوفیان عارف نما و عالمان شیعه، اعم از فلاسفه و فقها و محدثان است. این مقاله، با روش وصفی تحلیلی به بررسی نقش ملاصدرا و علامه مجلسی به عنوان نماینده دو جریان فکری متفاوت در مقابله با انحراف های صوفیان عارف نما پرداخته است. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان گفت ملاصدرا به عنوان یک فیلسوف و عارف، با معرفی عرفان ناب از طریق تصحیح مفاهیم عرفانی و ارائه معرفت و شناخت الهی از یک سو، و معرفی رهبری واقعی جهت هدایت مردم جامعه از سویی دیگر، به ایفای نقش پرداخت و علامه مجلسی نیز به عنوان یک فقیه و محدث، ضمن انتقاد از عملکرد شریعت گریزی و لاابالی گری عارف نمایان صوفی، در کنار سایر فقها و علمای این عصر، با نگارش جوامع حدیثی به زبان عربی و فارسی روان و عوام فهم، شرح نویسی بر متون اصیل و کهن و ردیه نویسی، به ترویج شریعت واقعی و انتقال درست مفاهیم دینی برای مقابله با انحراف های فکری صوفیان پرداختند
۴.

جهاد در نگاه متصوفه عصر ایلخانان

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۱
مقاله حاضر پیرامون این پرسش مقوم می شود که جهاد چه جایگاهی در نگاه متصوفة عصر ایلخانان یا قرون هفت و هشت دارد. پاسخ به این سؤال مستلزم ارائه پیشینه ای از اندیشه و کنش صوفیان متقدم، یعنی از آغاز شکل گیری جریان تصوف در گستره جهان اسلام است. از چشم اندازی اسلامی، جهاد رکن ششم دین و از تکالیفی است که بر اهمیت راهبردی آن پیوسته تأکید شده است. در رساله های جهادیه این موضوع به خوبی تشریح شده است. در این پژوهش به اقتضای بحث، موضوع جهاد ذیل دو جریان جهاد در مرزها و ثغور ازیک طرف و جهاد با حکومت جائر از سوی دیگر بررسی می شود. به زعم مقاله حاضر، متصوفه در طول تاریخ پیدایی و گسترش خود، با ارجاع به روایات و البته با تأثیرپذیری از فقه، بیشتر راغب به شرکت در جهاد در مرزها و ثغور بوده اند تا اینکه علیه حکومت جائر قیام کنند.
۵.

صوفیان سعودی: مصالحه میان وهابیان و متصوفه در حجاز (1925 1940)

نویسنده: مترجم:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
دندراویه یکی از طریقت های برآمده از سنت ادریسی بود که پس از مرگ سرسلسله آن، احمد بن ادریس فاسی، در گونه های مختلف در جهان اسلام بسط یافت. نویسنده در مقاله حاضر به دنبال نشان دادن این مسئله است که گرچه دشمنی وهابیان با تصوف قادری امری غیر قابل انکار بوده، اما فِرَقی همچون دندراویه پس از فتح حجاز توسط آل سعود به حیات و اشاعه آموزه های خود ادامه داده اند. وی در پی پاسخ به این سؤال است که چرا تنها دندراویه توانست پس از تسلط دولت سعودی بر حجاز، به فعالیت خود ادامه دهد. یکی از مفاهیم مورد تأکید نویسنده در این مقاله آن است که درک از وهابیت بر مبنای سلسله وقایعی که منجر به فتح حجاز توسط نیروهای سعودی در دهه های 1920 و 1930 شد، با آنچه در ساحت اندیشه رخ داده کمی متفاوت است. وی قبل از نگاه دقیق به ویژگی های خاص فرقه احمدیه، به تبیین وضع تصوف در عربستان سعودی و نوع مواجهه عبدالعزیز با تصوف می پردازد. از این رو، نیم نگاهی به روابط مابین خاندان سعود و ساختار مذهبی وهابی دارد.