مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه سال سوم بهار 1398 شماره 7

مقالات

۱.

تحلیل دوران نوسنگی شرق دریاچه ارومیه برمبنای مطالعات باستانشناختی شهرستان هوراند

تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۸۴
دوره نوسنگی را میتوان رویداد مهم و نقطه عطف در تاریخ و زندگی بشر دانست. مطالعات باستانشناختی نشان میدهد که چندینناحیه در خاورنزدیک، نوسنگیشدن را تجربه کردهاند و آذربایجان جزء نواحی حاشیهای بوده و نوسنگی اینناحیه بازتاب کانونهای نوسنگی بوده است، بدینگونهکه در مرحله واپسین نوسنگی، گروههای غیربومی نخستینبار دشتهای پیرامون دریاچه ارومیه را بهعنوان مرکز ناحیه مورد استقرار قرار دادند و سپس همین مرکز درگذر زمان، کانون اشاعه به حومه گردید. باوجود پژوهشهای گستردهای که در بخشهای مختلف شمالغرب ایران انجام گرفته، شواهدی اندک و پراکنده از دوره نوسنگی در نیمه شرقی آذربایجان بهدست آمده و سکونتگاههای دوره نوسنگی جدید در بخش شرقی آذربایجان بهمراتب ناشناخته باقی مانده است. پرسشهای اساسی در ارتباط با وضعیت باستانشناسی، گاهنگاری، ماهیت فرهنگ و تعاملات منطقهای و فرامنطقهای در بخشهای شرقی دریاچه ارومیه در اینبازه زمانی وجود دارد. از آنجاییکه این ناحیه بهعنوان پل ارتباطی منتهیالیه شرقی و منتهیالیه غربی در شمالغرب ایران محسوب میشود، میتواند نقش مهمی را در تعریف فرهنگهای هزاره ششم ق.م. ایفا کند. امروزه شواهد باستانشناختی جدیدی دال بر وجود سکونتگاههای دوره نوسنگی جدید در آذربایجان مشاهده میشود که همافق با حاجیفیروز هستند. در مقاله حاضر تلاش بر این است که با روش توصیفی- تحلیلی برمبنای یافتههای باستانشناختی بهدستآمده از شهرستان هوراند درمقایسه با آثار حاجیفیروز و همچنین با بازنگری مطالعات پیشین، تفسیری جدید از دوره نوسنگی جدید در ناحیه آذربایجان ارائه شود..
۲.

مقایسه و مطالعه کانیشناسی گونه سفال نارنجی-قرمز با مغز تیرهرنگ از دوره ایلام در استانهای خوزستان، چهارمحال و بختیاری و اصفهان

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۶
گونهای از سفال دوره ایلام بهرنگ نارنجی و مغز خاکستری با مواد پُرکننده گیاهی در بسیاری از استقرارهای ایلامی یافت شده؛ اما تاکنون کمتر برروی این گونه سفالی مطالعه شده است. شاید یکی از دلایل آن درصد کمتر اینگونه سفالی نسبت به سایر گونههای شناختهشده در مراکز ایلامی فارس و خوزستان است. با اینوجود، اینگونه سفالی درحدود شمال مراکز ایلامی (مناطق شمالی استانهای فارس و خوزستان) فراوانی قابلتوجهی دارد، ازجمله در استانهای امروزی چهارمحال و بختیاری و اصفهان این موضوع کاملاً مشهود است. در این پژوهش سعی بر آن است تا با مطالعه کانیشناسی انجامشده برروی سفالهای فوق، مشخص گردد که سفالهای یافتشده از استقرارهای همزمان با ادوار ایلام قدیم و میانه در استانهای چهارمحال و بختیاری و اصفهان با سفالهای مشابه در خوزستان (بهعنوان یکی از مراکز ایلامی) تنها ازنظر ظاهری و فرم شباهت دارند یا این شباهت در بافت، کانیهای تشکیلدهنده، منشاء و میزان پخت نیز قابلبررسی است؟ بدینمنظور برروی 12 نمونه سفال از مناطق موردمطالعه، آزمایشهای XRD, FT-IR و مطالعه پتروگرافی انجام شد و درنهایت مشخص گردید که سفالهای فوق ازنظر کانیشناسی نیز به یکدیگر شبیه هستند و احتمالاً منشاء آنها درحدود شمال مراکز ایلامی و در کوههای زاگرس قابلشناسایی است که این موضوع خود نشان از ارتباط وسیع بین مناطق پیرامون مراکز ایلامی با شوش و انشان بهعنوان مراکز ایلامی است. این مطالعه میتواند سرآغاز مطالعات بعدی برروی دوره ایلام بهخصوص بهمنظور شناسایی محدوده گسترش حکومت ایلام بهوسیله سایر یافتههای باستانشناختی و کتیبههای بینالنهرینی باشد.
۳.

ساغر ضیافت؛ تفسیر یک نقش مایه باستانی با کمک ساغرهای ملامچه، کانیکوتر و حسنلو

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۰
در بین نقوش برجای مانده مربوط به دوران تاریخی میانرودان و ایران، از هزاره سوم قبلازمیلاد تا اواسط هزاره نخست قبلازمیلاد، نقشی از یک شئ خاص در دست خدایان، شاهان و اشرافزادگان دیده میشود که گاهی نمای ظاهری آن بسیار شبیه به یک ساغر و گاهی نیز شبیه گل لوتوس است. تاکنون درباره ماهیت و کاربری دقیق شئ مذکور اظهارنظر روشنی از سوی پژوهشگران ارائه نشده است. اخیراً در کاوش گورستان ماناییِ ملامچه و نیز در گور عصر آهنی کانیکوتر در محدوده زیویه مجموعاً هفت عدد ساغر سفالی یافت شده که دارای بدنه باریک و دهانهایی گشاد هستند که در برخی موارد ساده و در برخی موارد منقوشاند و ظاهری شبیه به گل لوتوس دارند. در کاوشهای تپه حسنلو نیز یک ساغر لعابدار با ویژگیهای مشابه نمونههای ملامچه و کانیکوتر بهدست آمده است. با توجه به مفهوم نمادین گل لوتوس در فرهنگهای باستانی و نیز فرم و تزیین آنها، بهنظر میرسد که ساغرهای مورد بحث کاربری ویژهای داشتهاند. علاوهبر این بهنظر میرسد که نمونههای ملامچه و کانیکوتر از لحاظ شکل و کاربری احتمالی، با برخی از نمونههای نقوش مورد بحث در این نوشتار قابل مقایسه است. احتمالاً این نوع ساغر چه در نقوش روی اشیاء باستانیِ مختلف و چه در این مکانها یا نقاط دیگر، جزو ظروف معمولی با کاربری عمومی نبوده؛ بلکه به نظر میرسد که توسط اشخاص بلندمرتبه در مراسمها و ضیافتهای ویژه و شاید هم برای نوشیدن مایعات خاص استفاده میشده است. گور کانیکوتر غنی است و بافت گورهای حاوی ساغرهای ملامچه بهلحاظ گورآوندها غنیتر از سایر گورها بوده و بهنظر میرسد که استفادهکنندگان از این ساغرها از موقعیت برتری نسبت به سایرین برخوردار بودهاند. ساغر حسنلو نیز به همراه ظروف لعابدار محلی و مشابه نمونههای شاخص محلی و بینالنهرینی و در اتاقی ویژه بهدست آمد. در نقوش برجای مانده نیز استفادهکنندگان از ساغرها، دارای موقعیت برتر اجتماعی نسبت به دیگران هستند. در این مقاله علاوهبر مقایسه شکل ظاهری ساغرهای بهدست آمده از ملامچه با نقوش برجای مانده از دورههای پیشین، آزمایش کروماتوگرافی نیز بر روی ساغرها انجام شد که متأسفانه، هیچگونه داده آزمایشگاهی مبنیبر کاربرد آن بهدست نیامد.
۴.

بررسی تطبیقی فرآیند ساخت در هنر سنگتراشی پیشازتاریخ جنوبشرق ایران و سنگ هرکاره مشهد در دوران معاصر

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۳۱۳
اشیاء سنگی در میان انواع آثار ساخته شده از گونههای مختلف سنگ، از اهمیت ویژهای برخوردار است که در ساخت اشیاء سنگی نوع شئ و کاربرد آن در انتخاب گونه سنگ تأثیر زیادی دارد. بهعلاوه بومآوردی مصالح برای هنرمند و صنعتگر باعث رشد هنری و فنی ساخت اشیاء سنگی در مناطق مختلف گردیده است. ازجمله سنگهای شاخصی که از دوران پیشازتاریخ تا به امروز بهسبب ماهیت کاربردی و تزئینیاش مقبولیت بسیاری یافته و چندین هزار سال مورد استفاده قرارگرفته، سنگهای نرم تزئینی با رنگهای سیاه، سبز، خاکستری معروف به کلریت هستند. در این مقاله با رویکرد تحلیلی و فنیِ مبتنیبر مطالعات تطبیقی به بررسی گونهها، گستردگی و روشهای ساخت و تزئین سنگ کلریت در دوران باستان (محوطههای باستانشناختی حوزه جنوبشرق ایران) و معاصر (کارگاههای سنگتراشی مشهد) پرداخته میشود؛ براساس هدف یاد شده مهمترین پرسشهایی که اساس پژوهش حاضر را تشکیل میدهند؛ 1- فنشناسی و روشهای ساخت آثار ظروف کلریتی پیشازتاریخی بهدست آمده از محوطههای جنوبشرق ایران، چگونه است؟ جهت پاسخ به پرسش یاد شده به بررسی آثار سنگی کلریتی در محوطههایی همچون تپه یحیی، شهداد، جیرفت و شهرسوخته پرداخته شده است. 2- چگونگی ساخت و روشهای تولید آثار سنگی هرکاره در شهر مشهد و مقایسه آن با نمونههای پیشازتاریخ در پژوهش حاضر است؟ با انجام بررسیهای میدانی و تطبیقی موجود مابین روشهای تولید و آثار پیشازتاریخی مطرح شده با دوران معاصر به این پرسش پاسخ داده شود. روش بهکار رفته در پژوهش حاضر استفاده از منابع مکتوب پژوهشگرانی است که در این زمینه پژوهشهایی انجام دادهاند. در کنار روش کتابخانهای از دادههای میدانی، از قبیل مطالعه سنگهای کلریتی محوطههای پیشازتاریخ یاد شده و تطبیق آن با هرکاره مشهد، استفاده شده است. نتیجه بررسی حاضر نشاندهندهی وجود قابلیتهای کاربردی در هنر سنگتراشی معاصر باتوجه به پیشینه چند هزار ساله و خواص تزئینی سنگ کلریت، در احیاء دوباره این صنعتِ هنری است.
۵.

تأثیر محیط جغرافیایی و فرهنگ بر شکلگیری قلاع اسماعیلی مطالعه موردی: قلعه کوهزردان - شهرستان زیرکوه

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۳
تلاش انسان برای ایجاد تعادل بین نیازها و خواستههای وی و امکانات بالفعل و بالقوه در محیط از گذشتههای دور موردتوجه بوده است. آب، خاک، زمین، راه و... همه بهنوعی در شکلگیری و پیدایش یک مکان زیستی نقش مؤثری داشته و بسته به موقعیت و شرایط بعضی مواقع نقش یک و یا دو عامل پررنگتر نیز میشود. تعامل انسانها فرهنگ را در محیط پدید میآورد که بهطور مداوم تکامل مییابد و فعالیتهای انسان را تحتتأثیر خود قرار میدهد و با نادیدهگرفتن محیط، نمیتوان شرایط رفتاری و عوامل فرهنگی را موردبحث قرار داد. فرهنگ عامل ایجاد آثار و چشمانداز در مکان و فضاست. یکی از چشماندازهای مهم فرهنگ در محیط، معماری است. ویژگیهای طبیعی در منطقه قهستان موجب این شده است که در قرون میانی اسلامی فرقه اسماعیلی باتوجه به شرایط محیطی و گسترش مذهب خود در این منطقه دست به ساخت استحکامات دفاعی بزنند، تا خود را با شرایط طبیعی و سیاسی آنزمان هماهنگ کنند و نوعی سازگاری با محیط پیرامون بهوجود بیاورند، بهنوعی که باوجود محدودیت محیطی، از شرایط و امکانات موجود، نیازهای خود را از محیط تأمین کردهاند و نوعی سازگاری محیطی و فرهنگی در این منطقه بهوجود آوردهاند. هدف از نگارش این مقاله، معرفی معماری قلعه کوهزردان واقع در شهرستان زیرکوه استان خراسان جنوبی و تأثیر محیط و فرهنگ در معماری قلعه و چگونگی سازگاری انسان با محیط و رفع مشکلات عدیده طبیعی با بهرهگیری از تفکر است، که در اینراستا از محیط در رفع مشکلات بهره جسته و درنهایت منجر به خلق آثار و دستساختهها شده است. مقاله حاضر براساس روش توصیفی و تحلیلی بوده و دادههای آن ازطریق مطالعه منابع کتابخانهای و برداشت میدانی بهروش پیمایشی در محل با رویکرد تاریخی فرهنگی صورت گرفته است.
۶.

شکل گیری، توسعه و فروپاشی شهر دوران اسلامی اوجان براساس مطالعه تطبیقی متون و کاوش باستان شناسی

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۴
اوجان، یکی از شهرهای معرف دوره اسلامی در منطقه آذربایجان با مساحت حدود 90 هکتار در فاصله پنج کیلومتری شهر کنونی بستانآباد واقع است. ساختار اولیه این شهر متعلق به سدههای4 تا 6 ه.ق. و مصادف با دوره حکومت سلجوقیان در ایران بوده و گسترش اولیه این شهر در سدههای7 و 8 ه.ق. و اوج شکوفایی آن متعلق به اواسط دوره ایلخانی به بعد تا دوره صفوی بوده است. نابودی و انحطاط کامل این شهر در دوره قاجار روی داده است. در این مقاله با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش تحقیق تاریخی و با تکیه برمنظر باستان-زیستبومشناسی به مطالعه مؤلفههای مؤثر در شکلگیری شهر اسلامی اوجان و بهدنبال آن پیبردن به عملکرد شهر و علت تشکیل آن و در نهایت به علل فروپاشی این شهر پرداخته شده است. پژوهش مورد نظرکه برپایه مطالعات کتابخانهای و میدانی انجام شده است، مشخص میسازد، ساختمان شهر بهواسطه موقعیت بین راهی آن به وجود آمده است و از این گذر عملکرد شهر نیز مشخص میشود. این شهر درمسیر شبکههای اصلی ارتباطی با سایر شهرهای عمده از جمله تبریز و زنجان ساخته شده و با توجه به موقعیت جغرافیایی از منابع طبیعی خوبی برخوردار بوده است و تا اواخر دوره صفوی پر رونق بود، اما با شروع دوره قاجار از اهمیت این شهر کاسته و درنهایت متروک شد. این مطالعه تاریخ سیاسی و اجتماعی شهر اوجان، آثار برجای مانده از شهر، شامل آثار: معماری، شهر سازی، آثار فرهنگی بهجامانده بخشهای مختلف شهر شامل قبرستان، کهندژ آشکار میسازد.
۷.

مطالعه تطبیقی استحکامات دفاعی و امنیتی ارگ راین و بم در استان کرمان

تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۲۰۷
ارگهای راین و بم، با قدمت و تمدنی کهن از زمان ساسانیان، بهواسطه قرارگرفتن در تقاطع مسیر شمال به جنوب خراسان و گواشیر کرمان تا بندرعباس و بزرگراه غرب به شرق فارس به بلوچستان، موقعیت تجاری مناسبی داشته و بهلحاظ موقعیت جغرافیایی و قرارگرفتن در مسیر شاهراه ارتباطی مذکور، همواره مورد تهدید و هجوم اقوام و دولتهای مختلف قرار میگرفتند؛ استان کرمان درطول دوره اسلامی، از پایگاههای درگیری راهزنان با قوای حکومتی بوده و ساخت بسیاری از ارگها و قلاع کرمان کارکرد امنیتی و دفاعی داشته است. دو ارگ راین و بم، از دوره ساسانی تا قاجار نقش مهمی در حیات جوامع و حفظ امنیت در ناحیه کرمان داشتهاند. پرسش اصلی این است که وجوه اشتراک و افتراق ساختارهای دفاعی این دو ارگ از منظر امنیتی چگونه بوده است؟ پژوهش حاضر در پی شناخت عناصر دفاعی امنیتی دو ارگ راین و بم در استان کرمان و دستیابی به الگوهای ساختاری دفاعی و نحوه ارتباط، اشتراک و افتراق آنها با یکدیگر است. اطلاعات این مقاله با روشهای کتابخانهای (اسنادی)، مشاهده بصری و مقایسه یافتههای حاصله، گردآوری شده و پژوهش با روش تطبیقی-تحلیلی صورت گرفته است. داشتن حصار، حاکمنشین، برج دیدهبانی و همچنین روزنههای صلیبیشکل دیدهبانی و تیرکشها نشانگر کارکرد نظامی و امنیتی این دو ارگ است. میتوان این فرضیه را طرح کرد که ساختار استحکامات دفاعی ارگ راین متأثر از ارگ بم است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که بهدلیل قرارگیری این دو ارگ در مسیرهای ارتباطی خراسان، سیستان، مرکز ایران، موجب شکلگیری این دو ارگ و استحکامات دفاعی در این دو منطقه شده است.
۸.

کتیبه کاشی های زرین فام، نسخه قابل استفاده در تصحیح متون ادبی

تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
کاشی زرینفام جدای از جنبه زیبایی و چشمنوازی بهعلت دیگری درخور توجه است و آن، تزئین حاشیه این کاشیها با اشعاری از شاعران بلندآوازه است که جنبه زیبایی این کاشیها را دوچندان کرده است. توجه به این کتیبهها میتواند در برخی موارد راهگشای مصححان متون ادبی و رباعیپژوهان باشد، چراکه بعضاً صورت ضبطشده در کاشیها با نسخ ادبی متفاوت است؛ تفاوتی که در اکثر موارد در چندین کاشی که احتمالاً هرکدام در کارگاهی متفاوت تولید شدهاند، به یکصورت واحد دیده شده است و میتواند گویای رواج آن صورت ضبط در دوران تولید کاشیها باشد. ازطرفی در مواردی بهعلت درج تاریخ ساخت روی کاشی میتوان انتساب بعضی از اشعار به شاعری خاص را بهواسطه تقدم زمانی این کاشیها بر سال تولد شاعر یادشده رد کرد. لازم به ذکر است که در برخی موارد نیز تفاوتهایی دیده میشود که ناشی از اشتباه کاتب بوده که ایجاب میکند با رعایت احتیاط به استفاده از این کاشیها اقدام شود، چراکه نویسندگان این کاشیها نیز عاری از خطا نبودهاند. اصلیترین پرسش این پژوهش اینگونه است: آیا میتوان کتیبه کاشیهای زرینفام را بهعنوان یک نسخه درنظر گرفت؟ و اگر اینچنین است تا چهمیزان میتوان این کتیبهها را مهم تلقی نمود؟ روش پژوهش مبتنیبر خواندن کتیبه کاشیها بوده و سپس به مقایسه رباعیات و ابیات درجشده روی کاشیها با صورت ضبطشده در نسخ ادبی اقدام شده است.
۹.

تحلیل محتوایی کتیبه های قرآنیِ مساجد جامع گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان

تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
در ادوار اسلامی، مسجد بهعنوان شاخص معماری شناخته شده و دارای جایگاه ویژهای است. معماری مساجد با تزییناتی همراه بود، و به مرور مملو از مفاهیمی شد که سرشار از عناصر معنایی و تزیینی در معماری اسلامی است. این تزیینات کتیبهای با مضامین گوناگون قرآنی، دعایی، تاریخی و اسماءالهی و اسماء ائمه با تکنیکهایی نظیر کاشیکاری، آجرکاری و گچبری اجرا شدهاند. تحلیل مضامین و همچنین بررسی تفاوتها و شباهتهای مضمونی کتیبههای دو مسجد از اهداف این مقاله است. پرسشهای پژوهش عبارتنداز: چه مفاهیمی در کتیبههای قرآنی مساجد گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان به لحاظ بسترهای سیاسی و مذهبی دو دوره مطرح میباشد؟ افتراق و اشتراکات کتیبهها در چه زمینههایی است؟ نتایج پژوهش نشان میدهد بهدلیل اختلاف مذهب در این دو دوره (تیموریان و صفویان) بیشتر کتیبههایی که در گوهرشاد مشهد (تیموریان) نگارش یافته به مسائلی کلی و اصولی دین اسلام از جمله مسئله توحید و یگانگی خداوند، معاد یا مسائل کلی از ایندست پرداخته شده است؛ ولی در کتیبههای مسجد حکیم ضمن پرداختن به آیاتی در اینخصوص، آیات، سوّر و احادیثی درمورد اهل بیت؟عها؟ نیز دیده میشود. در کتیبههای مسجد گوهرشاد، خط ثلث بیشترین کاربرد را از میان خطوط دیگر داشته و نقوش ختایی، اسلیمی همزمان در تزیینات این بنا، نقش مهمی ایفا کردهاند. در مسجد حکیم اصفهان، خط شاخص در کتیبهنگاری، کوفی (بنایی، معقلی) است و اکثر کتیبهها بههمین خط نگارش شدهاند. سورههای توبه، اسراء، جمعه، دهر، اخلاص و آیهالکرسی، از جمله سورههای مشترک میان این دو مجموعه است. با اینکه دو مسجد گوهرشاد مشهد و حکیم اصفهان در ساختار ساختمانی و محتوای کتیبهها، دارای اشتراکاتی هستند، اما غنای تزیینی و کتیبههای قرآنی مسجد گوهرشاد بیشتر از مسجد حکیم میباشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی محتوا بوده و گردآوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانهای، مشاهدهی آثار جمعآوری و میدانی میباشد.
۱۰.

نیایشگاه صخرهای روستای قِشلاق مراغه؛ معبدی بودایی-مسیحی یا مسجدی اسلامی؟

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
پس از کشف نیایشگاههای صخرهای ایران در چنددهه اخیر، ماهیت این آثار همواره موردبحث بوده است. ردپای بسیار کمرنگ و مبهمی از عصر پدیدآمدن این آثار بهجای مانده که امکان گاهنگاری و کاربری دقیق و مطلق را برای پژوهشگران و علاقهمندان آثار صخرهای دشوار کرده است. ازسویی دیگر، ماهیت صخرهای و غار بودن این محلها بیشتر پژوهشگران را بر آن داشته که آن را به آیین مهرپرستی نسبت دهند؛ و این درحالی است که هیچ شواهدی از آیین مهرپرستی در این فضاهای قُدسی کشف و شناسایی نشده است. نیایشگاههای صخرهای ازجمله آثار ارزشمند معماری ایرانی هستند که در یکبازه زمانی طولانی شکل گرفتهاند و بهدلیل تداوم سنتها یا کندبودن روند تحول، تاریخگذاری دقیق آنها کاری دشوار است. ازجمله آنها، نیایشگاه صخرهای «کؤهولومَچید» در شهرستان مراغه (آذربایجانشرقی) است که تاکنون مطالعات منسجم و خاصی پیرامون آن انجام نشده است. با این تفاسیر، انجام این پژوهش درصدد پاسخگویی به دو پرسش بنیادی در رابطه با فضای دستکند صخرهای کؤهولومَچید است: 1). گاهنگاری نسبی و زمان شکلگیری فضای دستکند چه بوده است؟ ۲). ماهیت نیایشگاه دستکند متعلق به کدام گروههای مذهبی است؟ فرضیههای مطرحشده درراستای پرسشهای فوق عبارتاند از: کاربری بهعنوان یکی از فضاهای آیینی-مذهبی پیروان ادیان غیراسلامی ساکن مراغه دوره ایلخانی بهخصوص بوداییها و زمان ایجاد آن براساس مبانی گاهنگاری نسبی که بهصورت تطبیقی انجام میگیرد، مربوط به دوره ایلخانی است. شواهد این ادعا در نیایشگاه دستکند صخرهای کؤهولومَچید وجود دارد که درراستای انجام پژوهش بررسی شده است. این پژوهش در پی آن است که ضمن بررسی این نیایشگاه، ازطریق مطالعه تطبیقی و بررسی برخی جزئیات، تاریخ و کارکرد قابلقبولتری برای این نیایشگاه ارائه دهد. هرچند که پژوهشهای ژرف و دقیق به گمانهزنیهای باستانشناختی و علمی نیاز دارد، با اینحال باتوجه به مدارک موجود و براساس پژوهش حاضر، این ساختار صَخرهای در دوره ایلخانی ایجاد شده و ماهیت کاربری آن، نیایشگاه مذهبی برای ادیان غیراسلامی ازجمله بودایی و مسیحیت پیشنهاد میشود؛ که با اصلاحات مذهبی ایجادشده در دورههای بعدی، نام مسجد به خود گرفته است.