مطالب مرتبط با کلید واژه " XRD "


۱.

کاربرد تحلیل های بلورشناسی در مطالعات فنی آثار تاریخی گچی (مطالعه ی موردی گچ بری کوه خواجه ی سیستان، ملات گچ شادیاخ نیشابور و ملات گچ قلعه الموت قزوین)

کلید واژه ها: آسیب شناسی فن شناسی SEM مواد تاریخی بر پایه ی گچ بلورشناسی XRD

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن یاستان شناسی آثار هنری و بومی ملل
  3. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی هنرهای صناعی تزئینی وغیره ایران و اسلام سفال، کاشی و ...
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۶۲۴
پژوهش و شناخت آثار تاریخی گچی در ایران دو مشکل فنی و واژه شناسی دارد. مشکل فنی موضوع این مقاله، عموماً ناشی از شناخت خصوصیات بلور گچ، هم چون تغییرات حلالیت یا شکل بلوری در اثر حضور مواد افزودنی یا تغییرات محیطی است. در این مقاله 3 نمونه ی تاریخی جمع آوری شده از کوه خواجه ی سیستان، قلعه الموت قزوین و شادیاخ نیشابور، و 3 نمونه ی مدلسازی شده ی جدید با توجه به ریزساختار بلوری آن ها بررسی می شود. آزمایش XRD حضور فاز غالب انیدریت (CaSO4) را برای هر دو لایه ی گچ بری کوه خواجه نشان می دهد؛ در حالی که ملات مربوط به شادیاخ دارای فاز غالب ژیپس (CaSO4.2H2O) است. پس از تشخیص عدم حضور ماده ی افزودنی آلی در نمونه های تاریخی با روش سوختن تر، از هر نمونه تصاویر SEM تهیه شد. این تصاویر در تشخیص کیفی شکل بلورهای گچ، کنارهم نشینی آ ن ها در ریزساختار نمونه های مختلف و سنجش فشردگی ریزساختار بلوری آن ها به کمک نرم افزار پردازش تصویر به صورت کمّی کمک می کنند. در تصاویر SEM تهیه شده از دو لایه ی گچ بری کوه خواجه، بلورهای منوکلنیک ژیپس دیده نمی شوند و ملات های گچ شادیاخ و قلعه الموت نیز فقط ساختاری فشرده را نشان می دهند؛ در حالی که در نمونه های مدلسازی شده، بلورهای گچ به وضوح قابل شناسایی هستند. نتیجه ی این مشاهدات بیان می کند که هرچند استفاده از تصاویر SEM و تحلیل بصری یا پردازش تصویری آن ها، نتایج ارزشمندی در بررسی و شناسایی ریزساختار مواد تاریخی گچی دارند، اما نتایج آن ها باید در کنار آزمایش XRD و پس از تشخیص حضور یا عدم حضور ماده ی افزودنی آلی، تفسیر و بررسی شوند.
۲.

شناسایی ساختار و فرآیندهای فرسایش ملات قیر به کاررفته در آجرهای یادمان هخامنشی تل آجری در پارسه

کلید واژه ها: هخامنشی XRF XRD FT-IR ملات قیر تل آجری پارسه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن یاستان شناسی آثار هنری و بومی ملل
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر تاریخ هنر تاریخ هنر ایران پیش از اسلام هنر هخامنشی
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۴۲۱
در این مقاله ملات قیر به کار رفته به عنوان ملات ضد آب در آجرهای یادمان تل آجری در شهر پارسه به منظور شناسایی و تحلیل ساختار شیمیایی ماده، اجزاء سازنده و بررسی فرآیندهای فرسایش مورد مطالعه قرار گرفته است. روش های مختلف شیمی تجزیه ی همچنین روشهای جداسازی کلاسیک و مشاهدات میکروسکوپی مقطع ملات قیر در این FT-IR, XRD, XRF دستگاهی از قبیل مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس آزمایش های جداسازی کلاسیک، این ماده به لحاظ حالت فیزیکی مخلوطی دوجزئی مورد تجزیه و شناسایی انواع FT-IR است و از قسمتهای آلی و معدنی تشکیل یافته است. جزء آلی این مخلوط طبیعی به روش گروههای عاملی و هیدروکربنهای سازندهی آن از قبیل آلکانها و ترکیبات آروماتیک قرار گرفت؛ هم چنین نتیجه ی تجزیه ی وجود فازهای معدنی کلسیت، انیدریت، فلدسپار (کلسیم)، کوارتز و دولومیت را در این مخلوط قیری XRD دستگاهی به کمک روش درصد وزنی ترکیبات تشکیلدهنده ی ملات قیر را نشان میدهد. فرآیندهای تخریب در طی سالیان XRF شناسایی کرده است و روش قیر؛ با کاهش دادن بخشهای اشباع روغنی و رزینها در ساختار آن (Age hardening) دفن به سبب پیشرفت واکنشهای پیر –سختی و در نتیجه افزایش شکنندگی و خشکی در ترکیب این ماده همراه است، که لزوم توجه به پایش و کنترل شرایط محیطی در حفظ و نگهداری بهینهی آثار این ملات هخامنشی در تل آجری را ضروری مینماید.
۳.

باستان کانی شناسی سفالینه های عصر مفرغ کؤل تپه عجب شیر، شرق دریاچه ارومیه

تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
در تبیین باستان شناسی عصر مفرغ شمال غرب فلات ایران ظهور سفال های دست ساز خاکستری-سیاه در گونه های مختلف آن نماینده ی حضور فرهنگ تازه وارد موسوم به کورا-ارس است. از طرف دیگر، سنت سفالی ارومیه متعلق به مفرغ پایانی، بعد از افول سنّت فرهنگی مفرغ قدیم یا کورا-ارس، بازگشت سنّت های سفالگری به نوع سفال های نخودی منقوش است. در پژوهش حاضر، نمونه سفال های خاکستری-سیاه دوره مفرغ قدیم سنت کورا-ارس و سفال های نخودی-منقوش دوره مفرغ پایانی سنّت ارومیه، مورد مطالعه قرار گرفت؛ این نمونه ها در بررسی سطح الارضی محوطه ی کؤل تپه ی شهرستان عجب شیر جمع آوری شده بودند. با مطالعه ی ماتریکس این تعداد نمونه، به بررسی وجوه مشترک موجود در ساختار سفال سبک کورا-ارس و سفال سبک ارومیه، با بهره گیری از روش پتروگرافی و مشاهده ی مقاطع نازک با میکروسکوپ پلاریزان و نیز استفاده از روش های XRD و FT-IR، پرداخته شده است. در این راستا، تلاش شد از طریق شناسایی فناوری ساخت سفال و ترکیب مواد تشکیل دهنده و سپس مراجعه به اطلاعات منابع زمین شناسی منطقه مورد استفاده، مشخص گردد که این سنّت های سفالی بومی هستند یا غیربومی. با توجه به این که در توالی لایه های کؤل تپه ی عجب شیر، هم آثار مفرغ قدیم و هم آثار مفرغ جدید وجود دارد، به نظر می رسد این محوطه محل مناسبی برای کنکاش در مسئله ی گسستگی سنّت های فناورانه سفالگری و نیز بررسی موضوع بومی یا مهاجر بودن سبک سفال ارومیه، به روش باستان سنجی است. نتایج مشاهدات میکروسکوپی مقاطع نازک و آنالیز XRD و FT-IR نمونه ها و تطبیق این نتایج با مقیاس های کانی نگاری موجود از منطقه نشان داد که هر دو مجموعه سفال کورا-ارس و سفال سبک ارومیه به دست آمده از کؤل تپه ی عجب شیر، منشأ یکسانی دارند و لذا مربوط به خود منطقه و تولید محلی هستند.
۴.

شناسایی مواد و رنگدانه های به کار رفته در نقاشی های دیواری مجموعه باغ و عمارت تاریخی رحیم آباد بیرجند

تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۲۰۸
در این مقاله نتایج مربوط به شناسایی لایه تدارکاتی و رنگدانه های به کاررفته در نقاشی های دیواری باغ و عمارت تاریخی رحیم آباد بیرجند ارائه شده است. بیرجند از مهم ترین شهرهای راهبردی حکومتی در دوره ی قاجار و یکی از لنگرگاه های مهم شعبه ای از جاده تاریخی ابریشم است که هند را به اروپا ارتباط می داده است، به همین دلیل آثار زیادی از این دوره به خصوص باغ های تاریخی در بیرجند به جای مانده است که یکی از آن ها باغ و عمارت تاریخی رحیم آباد است. تزیینات معماری کوشک باغ رحیم آباد آینه کاری، گچ بری و نقاشی دیواری است. با توجه به تنوع تزئینات معماری و تعدد دوره های ساخت وساز در عمارت رحیم آباد شناخت رنگدانه های به کاررفته در دیوارنگاره های این اثر تاریخی تأثیر مهمی در شناخت و دوره بندی (کرونولوژی) آن دارد. در این مقاله از روش های دستگاهی مثل SEM-EDX، FTIR، PLM، XRD و XRF پرتابل برای شناسایی عنصری و ترکیبی مواد تشکیل دهنده رنگ ها و بستر نقاشی ها استفاده شده است. درواقع، تجزیه و تحلیل فیزیکی و شیمیایی، اطلاعات مفیدی از طیف رنگدانه های موجود در یک منطقه و شناخت تکنیک های آماده سازی رنگ و کاربرد آن ارائه می دهد. طبق نتایج به دست آمده، برای لایه بستر از مخلوط کلسیم سولفات (گچ) و کلسیم کربنات (گل سفید)، برای رنگ قرمز از قرمز سرب یا سرنج، برای رنگ سبز از مخلوط مالاکیت و آبی پروس، برای رنگ آبی از لاجورد به همراه ترکیبات آهن و مس و برای رنگ طلایی از مخلوط دو فلز مس و روی استفاده شده است. روغن به عنوان لایه ی بوم کننده در زیر لایه رنگ استفاده شده است. وجود روغن علاوه بر لایه تدارکاتی در نقاشی ها نیز وجود دارد که نشان دهنده استفاده از آن به عنوان بست رنگ یا ورنی در این نقاشی است. مواد مورد استفاده در این نقاشی از مواد متداول در دوره قاجار هستند و مواد شناسایی شده هیچ مغایرتی با دوره تاریخی اثر ندارند. یکی از نکات قابل توجه در مواد بکار رفته در این نقاشی کاربرد مخلوط رنگدانه ها برای ایجاد رنگ هایی با تونالیته های متفاوت است. نکته دیگر استفاده از رنگدانه های وارداتی چون آبی پروس در کنار سایر رنگدانه های سنتی آن دوران است. همچنین بررسی میکروسکوپی رنگ طلایی نشان دهنده ی وجود کالکوپیریت در آن است. وجود این ترکیب به دلیل خوردگی فلز مس در رنگ طلایی است و معمولاً در رنگ های طلایی حاصل از آلیاژ دو فلز مس و روی با ایجاد رنگ سبز در سطح رنگ طلایی نمایان می شود.
۵.

شناسایی ساختار رنگ سفالینه های دوره مفرغ متأخر شرق دریاچه ارومیه؛ بر مبنای نمونه های کؤل تپه عجب شیر

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۶۸
یکی از جنبه های مطالعاتی بر روی سفال و سفالگری دوره باستان، مطالعه و شناسایی مواد و ترکیبات رنگی به کاررفته در تزئینات سفالینه ها است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر شناسایی پایه و ترکیب شیمیایی رنگ های مورد استفاده در تزئین پنج نمونه از سفالینه های منقوش دوره مفرغ متأخر شرق دریاچه ارومیه (نمونه های موردی کؤل تپه عجب شیر) از طریق مطالعات آزمایشگاهی است. جهت تعیین ساختار رنگ ها و نیز شناسایی آنیون ها و کاتیون های موجود در آن ها، از طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FR- IR) استفاده شد و مشخص گردید که منشأ رنگ ها معدنی و ترکیبی از اکسید های آهن است. به منظور آنالیز عنصری نمونه رنگ ها و بررسی ساختار و ترکیب شیمیایی آن ها از میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنجی پراش انرژی پرتوایکس (SEM-EDX) استفاده گردید که حضور عنصر آهن را در کنار دیگر عناصر تشکیل دهنده بدنه سفال نشان داد. درحالی که نتایج حاصل با نتایج طیف های FT-IR همخوانی داشتند درنهایت به منظور تأیید و تکمیل داده ها، نمونه ها با روش پراش پرتوایکس (XRD) مورد مطالعه قرار گرفتند که نتایج به دست آمده حاکی از آن است که رنگدانه های به کاررفته در تزئین سفالینه ها، معدنی و ترکیبی از آهن (اوژیت) بوده و ازآنجاکه در اطراف دریاچه ارومیه کانه های آهن وجود دارند بنابراین می توان گفت که برای ساخت رنگ از محیط اطراف خود استفاده می نموده اند.
۶.

ساختارشناسی ملاط های تاریخی در آرایه های معماری و اندود داخلی معبد صخره ای ورجووی مراغه، ایران

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۷۶
هدف این پژوهش ارائه شواهدی جدید مبنی بر استفاده از ملاط در آرایه های معماری و اندودهای بدنه داخلی معبد صخره ای ورجووی در دوره اسلامی است. معبد ورجووی ازجمله بناهای با تاریخ نه چندان دقیق در پیش از اسلام و با الحاقاتی منسوب به دوره ایلخانی است که در نزدیکی قبرستان تاریخی روستای ورجووی در فاصله 6 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان مراغه در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. این معبد جزء مجموعه سازه های زیرزمینی است که در بستر سنگی کنده شده و دارای بخش های مختلفی ازلحاظ معماری در زیر روستای کنونی ورجووی است. تنها بخش معبد اصلی به واسطه تداوم استفاده در دوره اسلامی هیچ گاه مدفون و پوشیده نشده است. مابقی این مجموعه بزرگ، هم اکنون در زیر لایه های خاک پوشیده شده است. تداوم استفاده از معبد، با تغییراتی در پلان ها و همچنین آرایه های معماری در دوره های مختلف همراه بوده که از مظاهر آن حجاری های روی بدنه و استفاده از نقوش و خطوط اسلامی، با آیات قرآنی و همچنین استفاده از آرایه های معماری در قالب ملاط بسیار سخت و مقاوم ساروج و دیگر ملاط های آهکی به همراه رنگدانه بوده است. با توجه به عدم شناسایی ترکیب و روش ساخت آرایه های معماری این بنا در گذشته، در این مقاله ساختارشناسی و معرفی آرایه های ساخته شده از ملاط های بسیار سخت و فناوارنه معبد ورجووی انجام شده است. از جمله سؤالات این تحقیق عبارت اند از اینکه: در کدام بخش های معبد ورجووی از ملاط استفاده شده است؟ ملاط های استفاده شده از چه نوعی هستند و از چه ساختار و ساختمانی برخوردارند؟ در همین راستا بر اساس مطالعات میدانی اقدام به نمونه برداری از نواحی شناسایی شده و مشکوک به ملاط و بدنه سنگی گردید که با استفاده از آنالیزهای ساختارشناسی (پتروگرافی مقطع نازک-در شناسایی سنگ-XRD, XRF) اقدام به ارزیابی و مقایسه میان ملاط های بدنه و آرایه ها و بستر سنگی آن گرفته شد. نتایج حاصل از پژوهش گویای این مهم است که در اندود بدنه ها از ملاط گچ و آهک به همراه پرکننده پودر سنگ توف و خاکستر و همچنین الیاف گیاهی استفاده شده است و برای پوشش سطحی آرایه قطاربندی در فضای V6، از ملاط ساروج مهره خورده استفاده شده است.
۷.

مطالعه ساختارشناسی ظروف سنگ استاتیتی محوطه شادیاخ به روشXRF ، XRD و SEM

تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۹۲
تولید ظروف سنگی از دوران نوسنگی آغاز شد، تولید و استفاده از سنگ های کلریت و استاتیت نیز از دوران مفرغ آغاز گردید. ایران از مهم ترین مراکز دارای معادن سنگ نرم جهت تولید این نوع ظروف است و محوطه هایی همچون تپه یحیی و کنار صندل شمالی و جنوبی در استان کرمان از معروف ترین محوطه هایی هستند که در صنعت ساخت ظروف و اشیاء از سنگ های نرم فعالیت داشته اند. پژوهش های محدودی در مورد منابع خام این سنگ ها صورت گرفته است که بر روی نمونه های عصر مفرغ متمرکز شده بود و باوجودآنکه استفاده از این سنگ ها در دوره های تاریخی یا اسلامی نیز رواج داشته است، تنها پژوهش در این زمینه منحصر به تأثیر پخت وپز بر ساختار ظروف کلریتی بود. طی کاوش های باستان شناسی در محوطه شادیاخ که به قرون ابتدایی و میانی اسلامی متعلق است، قطعات مختلفی از این ظروف در لایه های باستانی به دست آمده است. سؤالات این پژوهش: ظروف سنگی محوطه شادیاخ از چه جنسی هستند؟ و چه کانی هایی در بافت آن وجود دارد و میزان همخوانی ترکیب شیمیایی آن ها چه میزان است. هدف از این پژوهش ساختارشناسی ظروف سنگی شادیاخ است. در این پژوهش تعداد 16 نمونه مورد آنالیز قرار گرفت. هر 16 نمونه به روش XRD آزمایش شدند. به منظور تکمیل اطلاعات از این مجموعه 4 قطعه نیز به روش XRF و 2 نمونه هم با روش SEM آزمایش شد. در این پژوهش نتایج این مطالعه نشان داد که نمونه ظروف شادیاخ با توجه به نتایج جنس استاتیت است مطالعه عناصر و کانی ها و تهیه نمودار برهم اندازی عناصر، نشان داد که نمونه های محوطه شادیاخ از یک منبع یا ساختار زمین شناسی ساخته شدند.
۸.

مقایسه و مطالعه کانیشناسی گونه سفال نارنجی-قرمز با مغز تیرهرنگ از دوره ایلام در استانهای خوزستان، چهارمحال و بختیاری و اصفهان

تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۹
گونهای از سفال دوره ایلام بهرنگ نارنجی و مغز خاکستری با مواد پُرکننده گیاهی در بسیاری از استقرارهای ایلامی یافت شده؛ اما تاکنون کمتر برروی این گونه سفالی مطالعه شده است. شاید یکی از دلایل آن درصد کمتر اینگونه سفالی نسبت به سایر گونههای شناختهشده در مراکز ایلامی فارس و خوزستان است. با اینوجود، اینگونه سفالی درحدود شمال مراکز ایلامی (مناطق شمالی استانهای فارس و خوزستان) فراوانی قابلتوجهی دارد، ازجمله در استانهای امروزی چهارمحال و بختیاری و اصفهان این موضوع کاملاً مشهود است. در این پژوهش سعی بر آن است تا با مطالعه کانیشناسی انجامشده برروی سفالهای فوق، مشخص گردد که سفالهای یافتشده از استقرارهای همزمان با ادوار ایلام قدیم و میانه در استانهای چهارمحال و بختیاری و اصفهان با سفالهای مشابه در خوزستان (بهعنوان یکی از مراکز ایلامی) تنها ازنظر ظاهری و فرم شباهت دارند یا این شباهت در بافت، کانیهای تشکیلدهنده، منشاء و میزان پخت نیز قابلبررسی است؟ بدینمنظور برروی 12 نمونه سفال از مناطق موردمطالعه، آزمایشهای XRD, FT-IR و مطالعه پتروگرافی انجام شد و درنهایت مشخص گردید که سفالهای فوق ازنظر کانیشناسی نیز به یکدیگر شبیه هستند و احتمالاً منشاء آنها درحدود شمال مراکز ایلامی و در کوههای زاگرس قابلشناسایی است که این موضوع خود نشان از ارتباط وسیع بین مناطق پیرامون مراکز ایلامی با شوش و انشان بهعنوان مراکز ایلامی است. این مطالعه میتواند سرآغاز مطالعات بعدی برروی دوره ایلام بهخصوص بهمنظور شناسایی محدوده گسترش حکومت ایلام بهوسیله سایر یافتههای باستانشناختی و کتیبههای بینالنهرینی باشد.
۹.

مطالعه ساختاری سفال های منطقه هورامان استان کردستان (محوطه های سرچم، برده مار و کناچه)

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۴۷
در کاوش های نجات بخشی سد داریان منطقه هورامان در استان کردستان چندین مکان کاوش شدند که محوطه های سرچم، برده مار و کناچه ازجمله آن ها هستند. در این سه محوطه آثار دوره اسلامی، دوران تاریخی، عصر آهن I، مفرغ متأخر، و دوره مس سنگی شناسایی شد که شناخت منابع خاک سفال های آن به دلیل شیوه معیشت این ناحیه که جمعیتی متحرک دارد، حائز اهمیت است. کوهستانی بودن منطقه هورامان و قرارگیری آن در مجاورت منطقه زاگرس مرکزی و بین النهرین باعث شده تا شیوه معیشت مردمان باستانی آن مورد سؤال باشد و شناخت منابع خاک سفال ها می تواند اطلاعات مفیدی در مورد منشأ جغرافیایی سفال های ناحیه و استفاده کنندگان آن در اختیار قرار دهد. برای این هدف تعداد 42 عدد سفال از سه مکان شامل غار کناچه و دو محوطه برده مار و سرچم برای آزمایش XRD و XRF انتخاب شد. علاوه بر نمونه های سفال، 3 نمونه خاک از اطراف این محوطه ها نیز مورد آزمایش XRD و XRF قرار گرفت. محوطه برده مار و کناچه متعلق به دوره اسلامی و محوطه سرچم چهار دوره زمانی از دوران تاریخی تا دوره مس سنگی را دربر می گیرد. تنوع محوطه ها، تنوع کاربری مکان ها و نیز گوناگونی سبک های سفالی بر جامع بودن شناخت ما از منابع خاک سفال های باستانی منجر شده است. بر اساس نمونه های موجود، احتمالاً سفال های هر سه محوطه در دوره های شناسایی شده تولید محلی است و تشابه زیادی باهم دارند. این تشابه در طول زمان و نیز در مقایسه با ترکیب خاکه ای منطقه دیده می شود و تمامی گونه های سفال حتی نمونه هایی که دارای نسبت کمی در مجموعه سفال ها بودند از خاک های محلی ساخته شده اند. این نتایج برای غار کناچه که احتمالاً توسط رمه گردانان مورد استفاده بوده اند نیز صادق است.
۱۰.

مطالعه و بررسی ذخایر رسی دراطراف منطقه چغازنبیل در راستای تهیه خشت مرمتی بهینه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۲
برای ساخت مجموعه بناهای محوطه تاریخی چغازنبیل، بزرگترین اثر معماری شناخته شده از تمدن ایلام میانه در جنوب غربی ایران (استان خوزستان) مربوط به قرن 13 ق. م، امتیازات مساعد محیطی کاملاً به خدمت گرفته شده اند، در سواحل رودی که مقدار آب آن نا محدود نشان می دهد چوب برای سوزاندن جهت مصارف مختلف ( بویژه کوره های آجر پزی) و خاک مناسبی برای تولید خشت و آجر و ملات در اختیار بوده است بگونه ای که امروزه نیز کم و بیش چنین می باشد. مشخصاً در محوطه تاریخی چغازنبیل بیشترین حجم مصرف مصالح را خشت تشکیل داده است که عنصر اصلی در برپایی سازه های معماری به استثنای مخزن آب و مقابر زیر زمینی می باشد. با آنکه سطح عمده خشت های تاریخی چغازنبیل با اندودکاهگل و یا دیواره های خشتی مرمتی، درمرمت های گذشته پوشیده شده است اما بر اثر گذشت زمان وشسته شدن توسط آب باران آسیب دیده اند.در نتیجه این آسیب دیدگی قسمت های زیادی از بنا تخریب گردیده و بخش های وسیع تری در شرف نابودی قرار دارند که باید مرمت و حفاظت شوند. این کار مستلزم ساخت خشت های جدیدی است که حتی المقدور علاوه بر دارا بودن کیفیت لازم و ویژگی های کلی خشت های تاریخی، برخی از خواص آنها نیز با اجرای بهترین شرایط ساخت و عمل آوری، اصلاح گردیده باشد. این تحقیق با رویکرد کاربردی به دنبال شناخت ذخایر رسی مناسب برای تهیه خشت مرمتی بهینه در اطراف محوطه چغازنبیل است و می کوشد بر پایه روش های کمی و کیفی (فیزیکی، شیمیایی) پاسخگوی سوال اصلی یعنی چیستی عوامل مؤثر در انتخاب خاک مناسب برای تهیه خشت مرمتی بهینه باشد.در این راستا ذخایر سازندی اطراف محوطه جغازنبیل که درگذشته بررسی شده بودند مورد مطالعه و بررسی و ذخایر آبرفتی مورد آزمایش ( XRD ، XRF ، دانه بندی، هیدرومتری و حدود آتربرگ) قرارگرفتند و مطلوب ترین ذخایر ( G3 و R2 ) برای تهیه خشت مرمتی انتخاب شدند.
۱۱.

برابرسازی واژه فارسی خماهن با کانی های آهن دار شناخته شده امروزی، بر اساس رنگزا بودن این ماده و یافته هایی از متون ادبی- تاریخیِ فارسی و تهیه نمونه ای از خماهنِ ماده

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
در مطالعات باستان سنجی، یکی از زوایای پنهان که می تواند کمک شایانی به حوزه شناخت دقیق مواد باستانی نماید، مطالعه متون کهن و برابرسازی مفاهیم مربوط به متون کهن با مفاهیم امروزی است. قبل از آغاز مطالعه علمیِ نمونه تاریخی، بهتر است داده های مربوط به آن در متون کهن، موردبررسی قرار گیرد تا مشخص شود در آن متون، در خصوص نمونه موردنظر چه اطلاعاتی وجود دارد . اولین قدم در راه شناخت و دستیابی به این اطلاعات، شناخت واژگان مربوط بدان علم است، اما گاهی واژه هایی از زبان فارسی منسوخ و امروزه جایگزین هایی از سایر زبان ها برای آن واژه تعیین شده اند که در جوامع علمی همین صورت واردشده واژه ها، شناخته شده و مورداستفاده قرار می گیرد و معادل فارسی آن ها ناشناخته است. بنابراین مشخص نبودن معادل امروزی واژه های منسوخ شده، باعث می شود تا پاره ای از اطلاعات مربوط بدان ها، در تفسیر متون کهن همچنان در ابهام و ناشناخته بماند. با یافتن نام کهن این واژه های واردشده و برابرسازیشان با واژه های شناخته شده امروزی، می توان در یک گستره مطالعاتی وسیع، اطلاعات ارزشمندی را به دست آورد. خماهن یکی از این واژه های کهن فارسی باستان و منسوخ شده ای است که تنها در کتاب های تاریخی پزشکی کهن و کانی ها، فرهنگ های لغت و حاشیه دیوان شاعران (تا قرن ششم هجری) در مورد این واژه تعاریف مختلفی ارائه شده است و این تعاریف تنها بر کانی آهن دار و رنگزا بودن آن ماده تأکید و آن را به سه دسته ماده، نر و مغناطیسی یا زنگی تقسیم بندی می کنند، اما به طور دقیق مشخص نشده است که این واژه معادل کدام کانی یا کانی های رنگزای شناخته شده امروزی است. در ابتدا بر اساس آنچه درباره خماهن ماده، نر و مغناطیسی در متون کهن آمده و آنچه از ویژگی های کانی های آهن دار مهم، امروزه شناخته شده است، برابرهای امروزی انواع خماهن مشخص شد. سپس نمونه ای از خماهن مورد استفاده در پزشکی قدیم از عطاری تهیه و جهت شناسایی اولیه نمونه، از دوربین عکاسی، سابیدن در آب، تهیه تصویر با لوپ دیجیتال و بررسی با میکروسکوپ نوری استفاده گردید. همچنین با تست شیمی کلاسیک انجام شده، وجود عنصر آهن در آن مشخص گردید و در نهایت آنالیز XRD از نمونه خماهن ماده تهیه شده، انجام شد. نتیجه این آزمایش ها نشان دهنده این موضوع است که خماهن ماده معادل با کانی شناخته شده امروزی هماتیت است. بر اساس معادل سازی ها می توان گفت که احتمالاً خماهن نر معادل گوتیت و خماهن زنگی یا کهربایی نیز معادل مگنتیت است.