سپیده بختیاری

سپیده بختیاری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

پژوهشی بر قدرت اقتصادی ایالت طبرستان در عصر ناصری به کمک تجزیۀ عنصری سکه های آن دوره به روش پیکسی

تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۴
ایالت طبرستان (مازندران) به دلیل موقعیت های اقتصادی و تجاری فراوان همیشه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده، علاوه بر آن جایگاه سیاسی بالایی نیز برای حکمرانان قاجاری داشته است؛ به همین دلایل، از دیرباز ضرابخانۀ فعالی تا سال 1288 ه .ق. در این ایالت دایر بود که در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار (1313-1264 ه .ق.) قِران های نقرۀ فراوانی را بین سال های 1266-1264، 1274-1269، 1283-1280، 1288-1287 ه .ق. به ضرب رسانده بود. نظام ضرب سکۀ دورۀ ناصری، هرچند به صورت اسمی پیرو نظام تهران بود، اما در عمل هر شهر، نظامی خودمختار داشت و سکه های بیشتر شهرها با مقادیر متفاوت خلوص نقره به ضرب می رسید. این مسائل دو پرسش را برای ضرابخانۀ طبرستان طرح می سازد: مقدار خلوص نقرۀ سکه های ضرب شده در طبرستان چگونه بوده و سیر تغییرات آن چگونه رقم خورده است؟ سکه های ایالت طبرستان در جایگاه ایالتی مهم، دربرابر شهرها و ایالات مهم دیگر ایران نظیرِ مشهد، تبریز، تهران، اصفهان، و شیراز چگونه بوده است؟ بنابراین برای پاسخ دادن به این پرسش ها، تجزیۀ عنصری سکه های این دوره با استفاده از شیوۀ پیکسی به دلیل غیرمخرب بودن، سرعت و دقت بالای آن، پایۀ اصلی این پژوهش قرار گرفت تا تحلیلی از میزان تعهد ضرابخانۀ طبرستان به نظام مرکزی ضرب سکه در تواریخ مختلف درمقایسه با سایر شهرها و ایالات اصلی ایران عصر قاجار ارائه گردد. در این پژوهش تعداد 17 سکه در 17 تاریخ متفاوت، مورد تجزیۀ عنصری قرار گرفت که در نتیجه روند تغییرات میزان خلوص نقره به طور میانگین در دو بازۀ زمانی بین سال های 1278-1264 ه .ق. 90.13%، 1288-1280 ه .ق. 84.33%، و در کل این دورۀ ضرب 88.08%، تبیین شده و جایگاه آن ازنظر میزان خلوص نقره درمقابل ضرابخانه های مشهد (84%)، تبریز (82%)، تهران (90%)، اصفهان (84%)، و شیراز (90%) مشخص گردید. در آخر نیز اطلاعات ارزشمندی از نوع معادن نقرۀ مورد استفاده، یعنی معادن سروزیت و نحوۀ عیار زدن فلز سکه ها با فلزات مس و آهن به دست آمد.
۲.

The Study of Life and Religious Durability during Islamic Period in Sistan from the 1st to 9th Century AH

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۷
Simultaneous with the arrival of Arabs, Sistan in the southeastern part of Iran although conquered, still preserved some of the pre-Islamic elements that could survive for centuries. The study and analysis of historical texts and resources reflect religious freedom among the people who had settled in Sistan for centuries. In that area, pre-Islamic Iranian beliefs such as Zoroastrianism and other religions and sects such as Christianity and Judaism were prevalent. Islam had also sects in Sistan, such as Kharijites (or the Khavarij), Karamis and Ismailis. In the meantime, the Khavarij, who were formed after the adversarial process and disintegration of the supporters of Imam Ali (PBUH) and later settled in the eastern parts of Iran due to the pressure of the Umayyads and Abbasids with branches such as Ghali Arzagheh, Atvieh, and Ajardeh, played an effective role in the survival of other religions and sects. In this research, the authors try to use the descriptive-analytical method by referring to historical sources. The goal is to give more clarity to the role of the Khawarij in the life and persistence of different religions in Sistan during the Islamic period, proving its accuracy by providing clear evidences and solid documents.
۳.

تحلیل دوران نوسنگی شرق دریاچه ارومیه برمبنای مطالعات باستانشناختی شهرستان هوراند

تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۱
دوره نوسنگی را میتوان رویداد مهم و نقطه عطف در تاریخ و زندگی بشر دانست. مطالعات باستانشناختی نشان میدهد که چندینناحیه در خاورنزدیک، نوسنگیشدن را تجربه کردهاند و آذربایجان جزء نواحی حاشیهای بوده و نوسنگی اینناحیه بازتاب کانونهای نوسنگی بوده است، بدینگونهکه در مرحله واپسین نوسنگی، گروههای غیربومی نخستینبار دشتهای پیرامون دریاچه ارومیه را بهعنوان مرکز ناحیه مورد استقرار قرار دادند و سپس همین مرکز درگذر زمان، کانون اشاعه به حومه گردید. باوجود پژوهشهای گستردهای که در بخشهای مختلف شمالغرب ایران انجام گرفته، شواهدی اندک و پراکنده از دوره نوسنگی در نیمه شرقی آذربایجان بهدست آمده و سکونتگاههای دوره نوسنگی جدید در بخش شرقی آذربایجان بهمراتب ناشناخته باقی مانده است. پرسشهای اساسی در ارتباط با وضعیت باستانشناسی، گاهنگاری، ماهیت فرهنگ و تعاملات منطقهای و فرامنطقهای در بخشهای شرقی دریاچه ارومیه در اینبازه زمانی وجود دارد. از آنجاییکه این ناحیه بهعنوان پل ارتباطی منتهیالیه شرقی و منتهیالیه غربی در شمالغرب ایران محسوب میشود، میتواند نقش مهمی را در تعریف فرهنگهای هزاره ششم ق.م. ایفا کند. امروزه شواهد باستانشناختی جدیدی دال بر وجود سکونتگاههای دوره نوسنگی جدید در آذربایجان مشاهده میشود که همافق با حاجیفیروز هستند. در مقاله حاضر تلاش بر این است که با روش توصیفی- تحلیلی برمبنای یافتههای باستانشناختی بهدستآمده از شهرستان هوراند درمقایسه با آثار حاجیفیروز و همچنین با بازنگری مطالعات پیشین، تفسیری جدید از دوره نوسنگی جدید در ناحیه آذربایجان ارائه شود..

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان