پژوهش های عقلی نوین

پژوهش های عقلی نوین

پژوهش های عقلی نوین سال سوم بهار و تابستان 1397 شماره 5

مقالات

۱.

مقایسه فرونسیس در اندیشه های هایدگر و ملاصدرا

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
فرونسیس از دو حیث هستی و ماهیت آن در اندیشه های هایدگر و ملاصدرا قابل مقایسه است. هایدگر از حیث هستی -شناختی قائل به برتری فرونسیس بر تمامی انحاء کشف و گشودگی دازاین همچون اپیستمه، تخنه و سوفیاست؛ اما ملاصدرا به تأسی از دیدگاه ارسطو، سوفیا را به عنوان امکان اصیل انسان معرفی و قائل به برتری سوفیا بر تمامی علوم و حتی فرونسیس شده است. از سویی دیگر ملاصدرا با اینکه صراحتاً از برتری سوفیا سخن می گوید اما در متن مباحث خویش به وحدت سوفیا و فرونسیس جهت وصول به سعادت قائل می شود. علاوه بر این، آراء دو فیلسوف در حوزه موضوع، فاعل، غایت و ماهیت فرونسیس قابل مقایسه است. ملاصدرا به تأسی از ارسطو موضوع فرونسیس را نفس انسانی و کمال آن دانسته است. در حالی که هایدگر موضوع آن را وجود دازاین می داند. این نحوه تفکر درباره موضوع؛ فاعل، غایت و ماهیت فرونسیس را تحت الشعاع قرار می دهد؛ بطوری که هایدگر فرونسیس را نحوه ای از وجود دازاین و ملاصدرا نحوه ای از معرفت می داند. با وجود این هر دو فیلسوف غایت فرونسیس را رسیدن انسان به وجود اصیل معرفی می کنند؛ این در حالی است که تعریف دو فیلسوف از وجود اصیل با توجه به مبانی متفاوتی که اتخاد کرده اند کاملاً متفاوت است. وجود اصیل در ملاصدرا با توجه به مبدأ و معاد، معنا و مفهوم می یابد حال آنکه در وجود اصیل هایدگری به هیج وجه به مبدأ و معاد توجه نشده و به جای آن اموری همچون خویشتن یابی، تیمارداشت و توجه به مرگ مورد توجه قرار گرفته است.
۲.

تفکر سیستمی حکمت متعالیه در شناخت محیط زیست (مطالعه ی موردی: زمین)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
از قرن بیستم تفکر سیستمی به عنوان یک تفکر کل نگر و کارآمد در مطالعه ی سیستم های پیچیده با تأکید بر درک اصول مهمی چون «همبستگی و تعامل بین اجزا»، «هدفمندی» و «تکامل پذیری» در سیستم مورد توجه اندیشمندان قرار گرفت. در این میان آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته است تبیین فلسفی این نوع از تفکر می باشد. مقاله ی حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی تفکر سیستمی در حکمت متعالیه به عنوان یک نظام جامع فلسفی توحیدمحور و بازتاب آن در شناخت محیط زیست به ویژه زمین خاستگاه تکون و تکامل موجودات صورت گرفته است. بررسی اصول هستی شناسی حکمت متعالیه چون اصالت وجود، تشکیک وجود، وحدت وجود، وجود ربطی و حرکت جوهری نشان از آن دارد که نگاه ملاصدرا به پدیده های طبیعی چون زمین بر اساس تفکر سیستمی است و اصول اساسی این تفکر و مزایای آن در آن وجود دارد. در چنین رویکردی هستی یک کل با اجزای به هم پیوسته است و زمین به عنوان جزئی مهم از این سیستم جامع به صورت یک سیستم یکپارچه و هدفمند، در سیری استکمالی به سوی منبعی قدسی در حرکت است. بی شک این نوع از تفکر، طبیعت شناسی نوینی را فراروی دست اندرکاران محیط زیست قرار می دهد.
۳.

تأثیر عوامل غیرمعرفتی بر معرفت در فلسفه فارابی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
بحث از عوامل غیرمعرفتی مؤثر بر معرفت، از مباحث جدید معرفت شناسی است. این عوامل، اموری هستند که با وجود اینکه نظری، شناختی و معرفتی به شمار نمی آیند، اما در شکل گیری و گسترش یا در فروپاشی و فروکاهش برخی از معارف انسانی مؤثراند. در مشائیان مسلمان، التزام به عقل گرایی باعث شده است توجه به این عوامل قدری کم رنگ شود، اما در این میان، فارابی دارای وضعیتی خاص است. او در آثار و رساله های خویش تا حدی به این عوامل توجه داشته، لیکن اگر فصوص الحکم را نیز بدانها بیافزاییم و آن را جزء آثار فارابی بدانیم، این مبحث در کانون توجه او قرار خواهد گرفت، چه او در این رساله طرحی از معرفت شهودی پایه ریزی می کند که مستقیماً تحت تأثیر عوامل غیرمعرفتی و به ویژه اعمال فردی انسان است. مدعای نوشتار حاضر این است که در فلسفه فارابی، اجتماع انسانی و نیز افعال و کنش های فردی به مثابه عوامل غیرمعرفتی بر معرفت انسان مؤثراند و با توجه به نسبت وثیق عمل و نظر، این تأثیرگذاری طی فرآیندی انجام می گیرد که دارای پنج ویژگی اساسی است.
۴.

تأمّلاتی در زوج مفاهیم «اصیل» و «اعتباری» در راستای مباحث وجود و ماهیت

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۱
مسأله اصالت وجود یا ماهیت، همانند سایر مسائل فلسفی، بر مبادی تصوّری ویژه ای ابتنا دارد. در نگاه اوّل، مبادی تصوّری این مسأله عبارتند از: «وجود»، «ماهیت»، «اصیل» و «اعتباری». مقاله پیش رو عهده دار بحث در باب دو مفهوم اخیر است. در ابتدا به روش توصیفی و تاریخ فلسفه ای، تتبّع فراوانی در آثار پیشینیان انجام گرفت، امّا به جز سهروردی، صرفاً در آثار برخی متفکّران متأخّر، اشارات آگاهانه ای در باب ویژگی های مفاهیم اصیل و اعتباری یافت شد. بنابر منطوق سخنان فیلسوفان، «اصیل» به معانی محقّق در خارج، قابل اشاره حسّی، منشأ آثار، اثر پذیر، مجعول بالذّات، موجود بالذّات و ... است. از آنجا که مفاهیم «اصیل» و «اعتباری» هماره متمّم یکدیگر به کار رفته اند، با لحاظ اطلاقات «اصیل»، معانی گوناگون مفهوم «اعتباری» نیز قابل فهم خواهند بود. از مجموع سخنان صدراپژوهان و منتقدان ایشان چنین استنباط می شود که هر یک از مفاهیم «اصیل» و «اعتباری»، حائز سه معنای عام، خاص و أخص است. برای دست یابی به این معانی، تمرکز بر سه شرط «تحقّق خارجی»، «منشئیت آثار» و «مجعولیت بالذّات» اهمّیت فراوان دارد؛ علاوه بر آن، بایستی تمایز مفاهیم «بالتّبع» با «بالعرض» و تقابل آنها با «بالذّات» را نیز لحاظ نمود.
۵.

نقش زبان در بازنمود واقعیت از دیدگاه ملاصدرا

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
از جمله پرسش های اساسی در موضوع رابطه زبان و واقعیت، پرسش از نقش زبان و میزان تاثیرگذاری آن در توصیف عالم واقع بر اساس رابطه شناخت و واقعیت است. در تبیین نقش مداخله گرانه زبان در توصیف واقعیت، دو رویکرد کلی وجود دارد. در رویکردهای سنتی بر اساس رئالیسم خام، زبان هیچ گونه دخالتی در بازنمایی واقعیت ندارد و تنها ابزار بیان واقعیت است در حالی که در رویکردهای جدید با توجه به تفاعل ذهن و عین، بر نقش مداخله گرانه زبان در توصیف واقعیت تاکید می شود. در این مقاله ضمن مرور اجمالی بر رویکردهای رایج تلاش خواهد شد تا دیدگاه ملاصدرا در خصوص پرسش یاد شده، مورد بررسی قرار گیرد. دستاورد این پژوهش نشان خواهد داد که نظریه ملاصدرا در خصوص نقش خلاق نفس در ظهور صورت های حسی و خیالی می تواند مبنای قابل توجهی در تبیین نقش زبان در بازنمایی واقعیت ایفا کند. علاوه بر این تبیین حکایت های مختلف زبان از واقعیت واحد، ذاتی بودن معنا و نیز ذاتی بودن صدق برای زبان از مهم ترین برآیندهای نظریه ملاصدرا است.
۶.

بازخوانی اخلاقیِ مسئله گوشت خواری در عرفان اسلامی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
گیاه خواری یک سنت شرقی است. اعتقاد بر این است که شکل گیری این سنت در غرب، چه در میان فیلسوفان اخلاق و چه در میان مردم عادی تحت تاثیر آموزه های آیین بودا و دین هندو شکل گرفته است. بر اساس این نگاه، خوردن گوشت مستلزم نقض یک قاعده اخلاقی و از این رو اخلاقا نارواست. گوشت خواری به منظور رعایت حقوق حیوانات و اجتناب از انجام رفتاری غیر اخلاقی نسبت به حیوانات ترک می شود. استدلال های مخالف گوشت خواری در این سیاق صبغه ای دیگر محور دارند، با این توضیح که حیوانات را نیز مصادیق مفهوم "دیگری" می دانند. از سویی دیگر ترگ گوشت خواری در میان برخی صوفیان نیز رایج بوده است. عده ای بر این عقیده اند که ترک گوشت خواری در تصوف نیز تحت تاثیر مکاتب هندی بوده است و صوفیان گوشت خواری را اخلاقا ناروا می دانند. مولفین این مقاله بر این باورند که عمل به این سنت در میان عارفان مسلمان تحت تاثیر سایر مکاتب نبوده و مبانی ترک گوشت خواری در میان آنان با پیروان مکاتب هندی و فیلسوفان اخلاق معاصر متفاوت است. ترک گوشت خواری در تصوف بیشتر مبنایی انسان محورانه - و نه دیگر محورانه- داشته و بیشتر کارکردی سلوکی دارد. از این رو گوشت خواری در تصوف، علی الظاهر، یک مسئله اخلاقی نیست. با این حال، گمان می شود که با مد نظر قرار دادن اخلاق فضیلت گرا می توان تبیینی اخلاقی از ترک گوشت خواری در میان صوفیه به دست داد.