آمایش سرزمین

آمایش سرزمین

آمایش سرزمین دوره دهم بهار و تابستان 1397 شماره 1 (پیاپی 18)

مقالات

۱.

بررسی تاب آوری منطقه ای با استفاده از تحلیل فضایی و مدل ترکیبی WASPAS ( مطالعه موردی: شهرستان های استان خوزستان)

تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۲۹۲
افزایش مخاطرات طبیعی و انسانی به ویژه در کشورهای درحال توسعه سبب توجه بیشتر به مفاهیمی مانند آسیب پذیری و تاب آوری شده است. بررسی آسیب پذیری و تاب آوری شهرها و مناطق، میزان آمادگی و توان شهرها و مناطق را در کاهش تأثیرات بلایا نشان می دهد. اگر وضعیت شهر و منطقه از نظر تاب آوری خوب باشد، زیرساخت ها و شرایط اقتصادی و اجتماعی ساکنان توان بازیابی و برگشت سریع تر به حالت تعادل را دارند و خدمات رسانی و امدادرسانی به نحو مناسبی صورت می گیرد. در این پژوهش، تاب آوری در مقیاس منطقه ای با هدف ارزیابی ابعاد تاب آوری منطقه ای در شهرستان های استان خوزستان بررسی شده است. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع، توصیفی-تحلیلی است. داده های تحقیق از سازمان برنامه وبودجه استان خوزستان تهیه شده است. داده ها به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی –خدماتی، بهداشتی- درمانی و محیطی و 26 شاخص تقسیم می شوند. برای تحلیل داده ها از تکنیک آنتروپی شانون به منظور وزن دهی شاخص ها و از تکنیک WASPAS برای رتبه بندی شهرستان ها استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که شهرستان اهواز، دزفول، خرمشهر، شادگان، شوش، دشت آزادگان، شوشتر، آبادان، ایذه، رامهرمز، اندیمشک، بهبهان، باغ ملک، ماهشهر، رامشیر، امیدیه، کارون، حمیدیه، مسجدسلیمان، باوی، گتوند، لالی، هندیجان، اندیکا، هفتکل، هویزه و آغاجاری به ترتیب در رتبه های 1تا27 قرار گرفته اند. بدون شک با توجه به موقعیت خاص استان، هم از منظر تنوع قومی و هم ظرفیت های منابع طبیعی در کنار مرزی بودن، بی توجهی به موضوع تاب آوری می تواند کل سیستم حکومتی یا به بیان دیگر ملی را دچار بحران کند. پرواضح است تصویر ارائه شده از سیمای تاب آوری استان خوزستان در این مقاله حاکی از گسست فضایی برخورداری نیز هست.
۲.

ارزیابی آسیب پذیری مکانی زیرساخت های استان یزد با رویکرد پدافند غیرعامل

تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۲۳
امروزه زیرساخت ها نقش تعیین کننده ای در فرایند امن هر جامعه دارند و حفظ امنیت زیرساخت ها در برابر حمله ها و تهدیدها، از اولویت های امنیتی هر کشور است. بر همین اساس، شناخت وضعیت کنونی و میزان آسیب پذیری زیرساخت ها در مقیاس منطقه ای می تواند به عنوان راهکاری کارآمد، به تدوین راهبردهای منطقه ای و در نهایت، ملی بینجامد. در این زمینه، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، پس از جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز، به سنجش آسیب پذیری زیرساخت های استان یزد با رویکرد پدافند غیرعامل اقدام کرده است. فرایند تحلیل به دلیل برهم کنش های زیرساختی با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد حدود 51 درصد از پهنه استان در وضعیت آسیب پذیری زیاد و بسیار زیاد هستند. در این میان، بیشترین آسیب پذیری به بخش مرکزی استان، یعنی شهرستان های یزد و میبد مربوط است که به دلیل رعایت نکردن اصول پدافند غیرعامل، مرکزیت سیاسی- اداری و جغرافیایی و شرایط محیطی مساعدتر زیست، به تراکم و تمرکز زیرساخت های بیشتر در این نواحی و در نتیجه، آسیب پذیری بیشتر منجر شده است.
۳.

تدوین سناریوهای تحقق پذیری آمایش سرزمین (مطالعه موردی: استان خراسان رضوی)

تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۳۷۲
آینده پژوهی در برنامه ریزی آمایش سرزمین ب ر ی افتن عوامل کلیدی، پیشران ها و فقدان قطعیت های توسعه مناطق در فضای برنامه ریزی تأکید دارد تا برنامه ریز آمایشی با دراختیار داشتن آن ها به عنوان اهرم کنترل، به نگاشت و مدیریت آینده مطلوب بپردازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شاخص های تأثیرگذار بر تحقق پذیری آمایش استان خراسان رضوی، شناخت متغیرهای کلیدی آمایش استان و درنهایت تدوین سناریوهای مؤثر بر تحقق پذیری آمایش استان بوده است. فرایند حاکم بر این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و نوع روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. ماهیت داده ها کیفی بوده و روش گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای، اسنادی و پیمایشی است. تجزیه وتحلیل داده ها مبتنی بر تکنیک های آینده پژوهی ازجمله پویش محیطی، تحلیل ساختاری و تحلیل تأثیر متقابل است. نتایج تحقیق نشان می دهد از بین سناریوهای تدوین شده، 22 سناریوی با سازگاری قوی، 2740 سناریوی با سازگاری ضعیف و 1837 سناریوی ناسازگار، پیش روی آینده آمایش استان وجود دارد. از 22 سناریوی محتمل، 8 سناریو وضعیت مطلوب، دو سناریو وضعیت بینابین و 12 سناریو وضعیت نامطلوب دارند. از بین سناریوهای مطلوب، سناریوی شماره یک بهترین سناریوی پیش روی آمایش استان است که تمام وضعیت های احتمالی آن کاملاً مطلوب است.
۴.

ارزیابی اثرات بوم شناختیِ تغییر کاربری سرزمین بر ساختار طبیعی حوضه رودخانه قره سو

تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۴۱۴
برای ارزیابی اثرات تغییر الگوهای سیمای سرزمین بر فرایندهای بوم شناختی می توان از کمی سازی ساختار سیمای سرزمین استفاده کرد؛ زیرا این نمایه ها به سادگی اندازه گیری می شوند و به هزینه و زمان کمی نیاز دارند. در پژوهش حاضر، اثرات بوم شناختی تغییر کاربری سرزمین بر ساختار طبیعی حوضه قره سو بررسی شد تا براساس آنها، مناطق متأثر از تغییر کاربری ها مشخص شود. ابتدا تغییر مساحت کاربری ها بین سال های 1363 و 1392 محاسبه شد. سپس، تغییرات الگوهای مکانی کاربری ها با استفاده از نمایه های سیمای  سرزمین بررسی شد. سرانجام، بر اساس کاربری فعلی یک شاخص، اثرات بوم شناختی برای منطقه تعریف شد. نتایج نشان داد طی سال های بررسی، مساحت جنگل 12 درصد و کشاورزی 5 درصد کاهش و مساحت مناطق مسکونی و صنعتی 292 درصد، مراتع 143 درصد و جاده 176 درصد افزایش یافته   است. تحلیل نمایه های سیمای سرزمین بیانگر کاهش پیوستگی، افزایش تکه تکه شدگی و روند تخریب سیمای   سرزمین است. نقشه شاخص ترکیبی اثرات بوم شناختی مشخص کرد حدود 28 درصد منطقه در معرض اثرات بوم شناختی زیاد و بسیار زیاد است. این مناطق پایه ای برای مطالعات آتی هستند و اقداماتی از قبیل تقویت مدیریت سرزمین و کاهش تکه تکه شدگی سرزمین در آنها ضروری است.
۵.

تحلیل الگوهای فضایی رشد شهری در مناطق کلان شهری ایران (مطالعه موردی: مناطق کلان شهری تهران، مشهد، اصفهان و شیراز)

تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۳۰۷
مناطق کلان شهری ایران، از دیرباز تاکنون، مراکزی قدرتمند برای جذب جمعیت در کشور بوده و به تناسب، الگوهای فضایی مختلفی شکل داده است. هدف اصلی مقاله، تحلیل الگوهای فضایی رشد در مناطق کلان شهری ایران (شامل منطقه کلان شهری تهران، مشهد، اصفهان و شیراز) است که بر مبنای مدل آنتروپی شانون، ضریب جینی مکانی، شاخص تراکم فضایی و برآوردگر کریجینگ انجام شده است. نتایج یافته ها بر روند کاهش تمرکز در مناطق کلان شهری کشور تأکید دارد که در الگوهای مختلف فضایی نمود پیدا کرده است. در منطقه کلان شهری تهران، روند توسعه از الگوی متمرکز به سوی الگوی چندمرکزی و پیرامون پراکنده سوق پیدا کرده است. براساس روند توسعه مراکز سکونتگاهی آن در سال های اخیر، می توان گفت در عین تمرکز بر قطب تهران، سایر سکونتگاه ها نیز در تشکیل ساختار فضایی منطقه نقش مؤثری بازی کرده و مسیرهای ارتباطی قوی به تشکیل چنین الگویی منجر شده است. در منطقه کلان شهری اصفهان نیز الگوی ساختار فضایی از حالت تمرکز و با پراکنش نامتعادل، به سوی شکل گیری الگوی شعاعی سوق یافته است. این در حالی است که منطقه کلان شهری مشهد از الگوی تک مرکزیت خطی و شیراز از الگوی تک مرکزیت و پیرامون پراکنده پیروی می کند و دلیل آن را می توان به واسطه رشد اندک سکونتگاه ها در مقایسه با مراکز اصلی دانست.
۶.

شناسایی و تحلیل پیشران های مؤثر بر توسعه منطقه ای استان البرز با رویکرد برنامه ریزی سناریو مبنا

تعداد بازدید : ۶۵۱ تعداد دانلود : ۴۵۶
تحقیق حاضر با استفاده از روش تحلیل ساختاری به دنبال ارائه سناریوهای محتمل پیش رو برای توسعه استان البرز در افق 1410 است. داده ها و اطلاعات موردنیاز تحقیق با مطالعه سند توسعه آمایش سرزمینی و به روش پیمایشی (پرسش نامه) و مصاحبه با کارشناسان در چارچوب مدل دلفی جمع آوری شده است. نمونه آماری تحقیق، 30 نفر از کارکنان نهادهای مرتبط و پژوهشگران شهری- منطقه ای بوده است.  برای تحلیل داده از روش تحلیل اثر متقابل متغیرهای نرم افزار MICMAC و برای تدوین سناریوها از نرم افزار  Morphol استفاده شده است. نتایج نشان داد «مسئله منابع آبی و خشک سالی»، «نابودی باغات استان به دلیل گسترش بی رویه ساخت وساز» و مسئله مربوط به «تولیدات صنعتی، افزایش آلودگی های محیطی و فرسودگی کارخانه ها در افق 1410» با 3 تکرار سناریوی فاجعه در سناریوهای تدوین شده و 3 تهدید جدی و اساسی برای توسعه استان البرز تا افق 1410 هستند؛ اما قابلیت، هم جواری با استان تهران و استفاده از ظرفیت های جمعیتی، اقتصادی و... آن، در هر ۳ سناریو به عنوان سناریوی مطلوب شناسایی شد. همچنین در همه سناریو، قابلیت های «صنایع بزرگ و استراتژیک» و «گردشگری استان» دارای بیشترین سناریوهای بینابین شناسایی شد و این موضوع نشان دهنده اهمیت این قابلیت ها در توسعه استان در افق طرح است.
۷.

بررسی رابطه گسترش سکونتگاه های انسانی و ناپایداری منابع آب کشاورزی در حوضه آبریز زاینده رود

تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۲۰
حوضه آبریز زاینده رود در منطقه مرکزی ایران از مناطق دارای مسئله ناپایداری منابع آب است. در دهه اخیر، منابع آبی حوضه کاهش یافته است؛ به طوری که بخشی از طول رودخانه در قسمت میانی و پایین دست جریان آب خشک شده یا به صورت موقتی درآمده و تخصیص آب کشاورزی به اراضی زراعی این بخش ها کاهش شدیدی یافته است. در این پژوهش، تغییرات کاربری زمین از طریق تحلیل تصاویر ماهواره ای لندست در دو دوره زمانی سال های 2000 و 2014 که منطبق بر دوره زمانی قبل و بعد از وقوع ناپایداری منابع آب حوضه زاینده رود بود، بررسی شده است. محقق محدوده مورد مطالعه را مشخص و به سه قسمت بالا، میانی و پایین دست تقسیم کرده و در قالب شش کاربری با هم مقایسه کرده است. طبق نتایج پژوش، همراه با وقوع ناپایداری منابع آب، طی این دو دهه کاربری ساخت وساز و مسکونی در کل محدوده افزایش و کاربری مرتع در کل محدوده کاهش یافته است. پوشش کشاورزی در بالادست افزایش، ولی در بخش های میانی و پایین دست کاهش یافته و برعکس، کاربری بایر و خالی از پوشش در بالادست کاهش و در بخش های میانی و پایین دست افزایش یافته است. با توجه به نتایج پژوهش می توان بخشی از ناپایداری منابع آب کشاورزی در حوضه را به گسترش سکونتگاهی، افزایش مصارف آب در کل محدوده و افزایش کشاورزی در بالادست حوضه نسبت داد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵