فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۰۲ مورد.
۲.

فرهنگ اصطلاحات عکاسی و فنی تصویربرداری واریختگی بازتابشی

کلید واژه ها: عکاسیمستندنگاریفرهنگ اصطلاحاتتصویربرداری واریختگی بازتابشی (RTI)اشیا تاریخی - فرهنگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
تصویربرداری واریختگی بازتابشی با شکل جدیدی از نمود داده ی تصویری به کمک داده های ریاضی و گرافیک رایانه ای منجر به بازنمایی بافت و رنگ تمام پیکسل ها می شود و داده ی دوبعدی را تولید می کند که حاوی داده های سه بعدی است. کارکرد این روش بدین گونه است که دوربین با وضعیت ثابت و عمود بر سوژه قرار گرفته و تصاویری با نورهای مایل و زوایای مشخص، گرفته می شود. داده های به دست آمده در نرم افزار آر تی آی بیلدر (RTIBuilder) با اعمال الگوریتم های تعریف شده خروجی را حاصل می شود که با نرم افزار آر تی آی ویوئر (RTIViewer) قابل مشاهده بوده و به شکل پویا می توان حالت های پرداختی را برای آن تعریف کرد تا بهترین نتیجه در بازنمود داده حاصل گردد. نسخه ی اولیه روش تصویربرداری واریختگی بازتابشی (RTI) با نام نقشه برداری چندفرازی بافت (PTM) توسط مالزبندر (Malzbender)، گلب (Gelb) و ولترز (Wolters) در آزمایشگاه هیولت-پاکارد (Hewlett-Packard) ابداع شد و در کنفرانس سیگراف (Siggraph) سال 2001 ارائه شد. نخستین بار برای خوانش کتیبه های نئو سومری 4000 ساله و تندیس آیینی 3000 ساله مصری از این روش کمک گرفته شد. در سال های اخیر بهبود عملکرد و ترکیب این روش خود به تنهایی و یا ترکیب با دیگر روش های تصویربرداری در شناسایی آسیب ها، فن شناسی و شناخت آثار هنری مؤثر بوده است. این روش با توجه به امکانات سخت افزاری محدود و در دسترس مورد نیاز و همچنین امکانات نرم افزاری رایگان و با دسترسی آزاد در تکمیل فرآیند مستندنگاری آثار تاریخی-فرهنگی ضمن آشکارسازی قسمت هایی که در زیر بررسی تجربی قابل مشاهده نیست درک از بافت سطح شی را نیز بالاتر می برد. مقاله حاضر حاصل تلاش موسسه خصوصی تصویربرداری میراث فرهنگی (CHI) در جمع آوری واژگان تخصصی این روش برای درک مفاهیم کاربردی در استفاده از آن است. به واسطه شناخت محدود این روش در جهت درک بهتر واژگان، تصاویری در متن و توضیحاتی در پی نوشت اضافه شده است.
۱۴.

ارجاع به زمان از دست رفته، به مثابه امر حاضر در عکس های خصوصی

کلید واژه ها: رولان بارتارجاعزمان گذشتهعکس های خصوصیآنجا بودگی مصداق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۰۰
عکس همواره چیزی را از گذشته، ردّ و جعل می کند. تأکید حضور-آن-جای مصداق در عکس بی گمان نشأت از فهمی در برابرِ آن دارد که فحوای چنین ردّی را بر تنِ عکس مورد پرسش قرار می دهد. ارتباطِ با گذشته ای که عکس به مثابهِ هستی درذاتِ خود سودای آشکارگی اش را دارد، در زمانِ حال که رؤیتِ آن را مهیا می سازد، به سانِ کنشی است متأخر که از جانبِ مخاطبِ خاصِ عکس، ادراک می شود. چه که او همزمان با رؤیت، به خوانش گذشته ای مشغول است که به جز در عکس، ""حضور""ش را چنین مستند نمی توان مطالعه کرد. وجودِ زمانِ گذشته در بطنِ عکس با عناصری گره می خورد که برای مخاطب خود حاملِ فهمِ پیشینی هستند از هر آنچه در زندگیِ ازدست رفتة او تداعی گر معنا بوده، و توأمان اصرار می ورزند بر موقتی بودنِ تمامی انگاره های ذهنی و عینی که میانِ وی و سطحِ عکس در جریان است. بنابراین، چگونه است که آن-جا-بودگیِ همارة مصداق و پیوندِ همیشگیِ ""واقعیت و گذشته"" که ""ارجاعِ"" عکس از بطن آن برمی خیزد، یکی شدن حقیقتِ عکس را (مصداقی که حضورش دیگر تنها منوط به قاب عکسی است که در برابرِ دیدگان است)، با واقعیتِ آن (""آنچه بوده"" از مصداقی که در برابرِ دوربینِ عکاسی، حضوری واقعی و آنی، داشته است) پایه گذاری می کند؟ رولان بارت1، در آخرین کتاب خود، اتاق روشن2، ""ارجاع"" را گوهر عکس می نامد؛ ارجاع به ""آنچه بوده""، که اکنون به سان امری حاضر و کنش گر در عکس حضور دارد. در مقالة حاضر به بررسی چگونگیِ هستومندیِ زمانِ گذشته در بستر عکس، و تبیینِ ویژگی های متمایز ""ارجاع به گذشته"" در عکس های خصوصی پرداخته و تأثیراتی را که چنین ""ارجاعاتی"" به مثابه هستیِ عکس در خوانش و تأویلِ اثر بر مخاطبِ خود خواهند داشت، مورد تحلیل قرار خواهیم داد.
۱۶.

چیدمان عکس: روایت در هنرهای تصویری معاصر با نگاهی به عکس های صحنه پردازی شده گریگوری کرودسون

کلید واژه ها: روایتروایت شناسیعکاسی صحنه پردازی شدهفیلمنامه های پایان بازگریگوری کرودسون

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۶۷
روایت های جهان بیشمار اند و قدمتی برابر با آفرینش بشر دارند. منطق روایت شناسی مبتنی براین فرض است که زنجیره ای از رویدادها می تواند به تبیین رویدادی منفرد بینجامد. پس می توان اضافه کرد که روایت ذاتا نه با فرایندها، بلکه با شکست فرایندها یعنی با گسستن از روند متعارفِ رویداد، سروکار دارد و جذابیت ناشی از هنجار شکنی و روایت پذیری ناشی از این جذابیت از وقوع حادثه در شرایط خاص برمی آید و نه از مسیر منطقی امور. روایت در ذات خود منشی کلامی دارد، پس برای بررسی مسائل روایت در هنرهای تصویری به ویژه هنر عکاسی باید از این پرسش بنیادین آغاز نمود که روایت چیست؟ در پژوهش پیش رو، روایت در هنر عکاسی که یکی از خصیصه های آن روایی بودن است، پیگیری میشود. به ویژه در یکی از سبک های معاصر عکاسی به نام عکاسی صحنه پردازی شده. بررسی روایت در این سبک و تحلیل آثار گریگوری کرودسون هنرمند شاخص آن، این نتیجه را بدست می هد که هنرمند در مقام کارگردان به بیان روایت شخصی خود می پردازد اما پایان روایت را به مثابه فیلمنامه های پایان باز به مخاطب واگذار می کند، به نوعی هنرمند و مخاطب در راه آفرینش معنا ارتباطی تعاملی دارند. در روند پژوهش از مطالعه کتابخانه ای و بررسی آرشیوهای تصویری متفاوت از هنرمند نام برده، استفاده شده است.
۱۸.

تداوم مبانی سنت بصری ایرانی با تأکید بر ترکیب بندی عکس های یادگاری دورة ناصری

کلید واژه ها: عکاسی قاجارتشریفاتنقش برجستهترکیب بندی عکس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۴۸
در قالب های مختلف هنر درباری ایران، نوعی تداوم در به کار بردن برخی مفاهیم و اصول از جمله رعایت تشریفات مشاهده می شود. این تداوم به گونه ای موجب تبدیل ترتیب ها و تشریفات به قواعد اساسی در فرهنگ سنت بصری مقامی ایرانی شده است. عکاسی در دورة قاجار که تعارفات و تشریفات جزء لاینفک زندگی مردم به شمار می رفت، وارد ایران (1842م/1258ه .ق) شد. تقارن ورود عکاسی به ایران و حکومت ناصرالدین شاه که سخت شیفتة پدیدة عکاسی شده بود، موجبات رشد و ترقی این هنر را فراهم کرد. عکاسی در بدو ورود به ایران به علت هزینه هنگفت در خدمت دربار قرار گرفته و در آن محیط رشد کرد و به نوعی هنر درباری به شمار می رود، این قضیه انگیزه بخش انجام تحقیق پیش روست. پرسش طرح شده این است : تداوم سنت بصری مقامی ایرانی در نوع چیدمان پیکره ها در عکس های دورة ناصری به چه شکلی رخ نمایانده و از سوی دیگر ویژگی های فنی عکاسی چه تغییری در نحوه نمایش آن ایجاد کرده است؟ فرضیه حاکی از آن است که سیر تکامل عکاسی در محیط درباری سبب تأثر این پدیده در نوع چیدمان افراد، از تشریفات درباری شده که با بررسی مقوله ترکیب بندی پیکره ها در نقش برجسته های ایران و پیگیری این امر در بازنمایی های مشابه در عکس های دوره ناصری به اثبات می رسد. نقش برجسته یکی از هنرهای درباری است که همواره مورد توجه پادشاهان و تحت نظارت مستقیم دربار بوده و از این جهت شباهت بسیاری با محیطی که عکاسی در آن رشد کرده دارد. روش تحقیق به شیوه تحلیلی و مقایسه ترکیب بندی پیکره های موجود در نقش برجسته ها و عکس های دسته جمعی دورة ناصرالدین شاه قاجار است. نمونه های مورد مطالعه از عکس های عکاسان درباری دورة ناصرالدین شاه قاجار انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در ترکیب بندی افراد در عکس های دورة مذکور نیز سنت پرسپکتیو مقامی موجود در آثار هنری ادوار پیشین تداوم یافته، اما محدودیت های فنی رسانة عکاسی موجب دگردیسی در نحوه بازنمایی آن شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان