احسان مزدخواه

احسان مزدخواه

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

اقتصاد سیاسی تعاملی/ پراکنشی؛ الگوی نوین قطر در قدرت سازی ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اقتصاد سیاسی تعاملی – پراکنشی ژئوپلتیک سازی قدرت الگو های تعامل اقتصادی خود گسترشی قطر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 533 تعداد دانلود : 34
الگوی همگرایی اقتصادی در چارچوب اقتصاد سیاسی تعاملی پراکنشی در جهان امروز الگویی نظم ساز در سیاست جهانی است که پیگیری آن به قدرت سازی و کسب اعتبار و وزن بین المللی کشورها کمک می کند. اقتصاد سیاسی تعامل محور و پراکنشی، از دهه ۲۰۰۰ میلادی در ساختار سیاسی قطر، به عنوان یک ضرورت گریزناپذیر در راستای تولید قدرت منطقه ای بین المللی مطرح شد. گزینش این رهیافت از سوی نظام حکمرانی قطر، به این معناست که این کشور می بایست با خوشه سازی ارتباطی و شبکه سازی در سطح منطقه و فرامنطقه، به اصل ارتباط پایدار اقتصادی و سیاسی برای تأمین منافع و کسب وجهه بین المللی به عنوان یک کنشگر فعال و متوازن، عمل کند. اکنون پرسش این است که «الگوی اقتصاد سیاسی قطر، به عنوان مؤلفه تولید قدرت در نظام بین الملل، چگونه عمل کرده است؟» و «این الگو دارای چه ویژگی هایی است؟» پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و بررسی اطلاعات اقتصادی قطر در پی تبیین ژئواکونومی تعاملی قطر از منظر اقتصاد سیاسی، به عنوان پایه قدرت ساز این کشور در نظام بین الملل است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که ابعاد تعاملی اقتصاد سیاسی قطر در پی انطباق گرایی و خودگسترشی در نظام بین الملل است.
۲.

خوانشی دلوزی از سیستم استبداد پارانوئیک در شمال آفریقا و ظهور زایش میل در تحولات بهار عربی (مطالعه موردی: مصر، تونس، لیبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: استبداد پارانوئیک بهار عربی ژیل دلوز سیاست میل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 731 تعداد دانلود : 408
خیزش جهان عرب در قالب بهار عربی فصل جدیدی در تحولات خاورمیانه ایجاد کرد. از این زمان به بعد، تغییرات مهمی در ساختار سیاسی و اجتماعی برخی از کشورهای عربی ایجاد شد. در فرایند بهار عربی، استبداد جهان عرب به چالش کشیده شد و انرژی توده های ناراضی در قالب اعتراض های پیوسته خیابانی و انقلابی نمایان شد. تحلیل این خیزش ها از جهت روانی تأمل برانگیز است. به شکلی که توده های ناراضی جهان عرب با ایجاد نشانگان همراه با تغییر، نظام نشانگانی استبداد دیرپای عربی را به چالش کشیدند و توانستند مطلوب های نشانگانی خود را بروز دهند و آن را از ساحت قدرت مطالبه کنند. از آنجا که این اعتراض ها جنبه بنیادین نداشت، بیشتر در قالب ائتلاف سیاسی بی نتیجه نمایان شد و توانست به صورت ایجابی ماهیت انقلاب سیاسی و همه جانبه را از خود نشان دهد. در این مقاله به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که فرایند تنوع و تحول در کشور های شمال آفریقا به واسطه بهار عربی چگونه بوده و سیاست میل به قدرت چه مسیری را طی کرده است؟ فرضیه این مقاله ریشه داربودن ساختار پارانوئیک نظام استبدادی در جهان عرب را مانع اصلی استقرارنیافتن نظم دموکراتیک در این جوامع می داند. در این مقاله می خواهیم روند تحولات بهار عربی را با بهره گیری از نظریه ژیل دلوز بررسی و تحلیل کنیم.  
۳.

آنتاگونیسم امرتوسعه در دولت های پسا انقلابی ایران؛ در میانه نایافتگی توسعه و خروج از مسیر توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: توسعه یافتگی فقدان توسعه دولت چرخش های گفتمانی خروج از مسیر توسعه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 719 تعداد دانلود : 302
فرآیند توسعه در ایران با گذشت بیش از چهاردهه از عمر انقلاب همواره با دشوارگی روبه رو بوده است که این مسئله اساساً به دلیل عدم اجماع گفتمانی، تعارض میان نیرو های اجتماعی، حاکمیت نگرش های سیاسی در تدوین و اجرایی شدن توسعه ساخت یابی شده است. چالش های اقتصادی جامعه ایران مانند تورم افسارگسیخته، نرخ بالای بیکاری، کاهش ارزش پول ملی، شلختگی اقتصاد مالی – بانکی، وجود تحریم های گسترده اقتصادی، پیوند اقتصاد با متغییر های سیاسی و گسست میان نظام دانایی با حوزه توانایی دولت ها و ساخت قفس توسعه برای خود، بر عدم توفیق توسعه در ایران پساانقلاب اثرگذار بوده است. به همین منظور پرسش اصلی مقاله حاضر از این قرار است که چرخش های گفتمانی توسعه به چه صورت مانع توسعه ایران شده اند؟ بر این اساس فرض بنیادین این پژوهش علت این نایافتگی را ساخت قفس های توسعه، عدم اجماع و تبدیل شدن امر توسعه به امری آنتاگونیستی در دولت های پس از انقلاب از سال 1368 تا 1400 می داند. در همین چارچوب روش پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی با تاکید بر تلفیق نظریه ی چالمرز جانسون و اعجم اوغلو – رابینسون می باشد.
۴.

قطر و اقتصاد دانش بنیان: الگویی نوین برای توسعه یافتگی دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 911 تعداد دانلود : 436
تنوع سازی الگو های اقتصادی ضرورت اجتناب ناپذیر برای کشور های دارای اقتصاد سیاسی تک وجهی است. اساساً تنوع اقتصادی به دولت ها این امکان را می دهد تا تهدیدات را به فرصت تبدیل نمایند و متغیر اقتصاد را در پرتو تولید قدرت به کارگیرند. به همین منظور، یکی از کشور هایی که تنوع بخشی در اقتصاد را در چارچوب الگوی اقتصاد دانش بنیان به کاربرده، قطر است. این کشور با تأکید بر همگرایی میان دولت، صنعت و نهاد دانشگاهی در یک چرخه سیستمی درصدد است تا ضمن تغییر رویکرد در اقتصاد سیاسی هیدروکربنی بر قدرت سیاسی خود نیز بیفزاید و به عنوان یک کنشگر انطباقی گزینه های متعددی برای قدرت سازی در اختیار داشته باشد و بستر ساز ایجاد یک دولت توسعه گرای مدرن شود. وجه همت این نوشتار پاسخ به این پرسش است که الگوی نوین قطر به منظور ساخت یک دولت توسعه گرای انطباق محور در نظام بین الملل چگونه است؟ فرضیه پژوهش بر این مبناست که قطر با تأکید بر الگوی اقتصاد دانش بنیان، رویکرد تنوع سازی اقتصادی و الگوی دیپلماسی نیچه ای را برای ساخت دولت توسعه گرا در پیش گرفته است. برای آزمون این فرضیه، موضوع در بستر مفهومی تئوری اقتصاد دانش محور قرارگرفته است. روش گرد آوری داده ها کتابخانه ای و روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که قطر با رویکرد اقتصاد دانش بنیان اکوسیستم توسعه گرایی جدیدی را برای تولید قدرت و ثروت به طور هم زمان در پیش گرفته است.
۵.

گذار از بلوغ تقابل به الگوی تعامل نئولیبرال؛ تأملی مقایسه ای به سیاست خارجی ترامپ و بایدن

کلید واژه ها: بلوغ تقابل دونالد ترامپ جو بایدن رئالیسم تعاملی مشروط به همکاری امنیت سازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 368 تعداد دانلود : 750
یکی از موضوعات اصلی در مورد رفتار سیاست خارجی کشور ها در عرصه نظام بین الملل نوع جهت گیری سیاست خارجی آنان نسبت به موضوعات و تهدیدات بین المللی-منطقه ای می باشد. در سال ۲۰۱۶ با روی کار آمدن دونالد ترامپ به نوعی سیاست خارجی آمریکا دچار چرخش پارادایمی در جهت گیری سیاست خارجی شد. سیاست خارجی آمریکا در دوران دونالد ترامپ به نوعی بر مبنای ظهور نشانگان تقابل با ساختار نظام بین الملل و ساخت یابی روایت بازدارندگی شده بود، رهیافتی که اساساً به دنبال امتیازگیری از رقبا در حوزه های مختلف بود؛ اما با انتخابات سال ۲۰۲۰ و روی کار آمدن جو بایدن، نشانگان تعامل و همکاری مشروط با ساختار جهانی در گفتمان سیاست خارجی آمریکا مفصل بندی شد. بر همین اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که سیاست خارجی آمریکا در فاصله سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ دارای چه نشانگانی با نظام بین الملل است؟ سیاست خارجی آمریکا در این سال ها دچار نوعی شیفت پارادایمی گشته و نوع تعامل و کنشگری در عرصه روابط بین الملل دارای نشانگان تقابلی و تعاملی با ساختار و سیستم جهانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست خارجی آمریکا از دوران ترامپ تا بایدن در الگو های رفتاری از بلوغ تقابل به مدل رفتاری تعاملی در محور رئالیسم مشروط به همکاری گذار پیدا کرده است. این نوشتار با روشی توصیفی–تحلیلی مطابق چارچوب نظری گام بر خواهد داشت
۶.

ترکیه و هیدروهژمون گرایی در خاورمیانه؛ راهبردی برای نظم سازی منطقه ای در ژئوپلیتیک بین النهرین

کلید واژه ها: ترکیه بلوغ تقابل هیدروهژمون گرایی خاورمیانه نظم سازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 193 تعداد دانلود : 948
اهمیت پژوهش : موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه در منطقه خاورمیانه به عنوان کشور بالادستی و برخوردار از منابع آبی دجله و فرات باعث شده است تا ترکیه به منزله یک دولت - کنش گر فعّال از این منابع آبی به مثابه ابزاری سیاسی - امنیتی درراستای گذار به یک قدرت مرکزی در منطقه استفاده کند. سیاست آبی ترکیه که به نوعی نشانه تقابلی با ساختار و نظم فعلی خاورمیانه است و درصدد است تا با شناسایی بحران آینده منطقه یعنی آب، بر قدرت منطقه ای خود بیفزاید و به طور کلّی به دنبال نظم سازی منطقه ای و مدیریت آن است تا خود را به هاب منطقه ای و بازیگر شماره یک در خاورمیانه تبدیل کند. نوشتار پیش رو درصدد است با روشی توصیفی - تحلیلی و بهره گیری از مدل بلوغ تقابل، به این پرسش پاسخ دهد که ترکیه با چه ابزار و مؤلّفه ای درصدد نظم سازی مخاطره آمیز در خاورمیانه است؟ فرضیه اصلی این است که ترکیه با عطف و تأکید بر مسئله هیدروپلیتیک و در قالب راهبرد هیدروهژمون گرایی به دنبال نظم سازی در خاورمیانه و تبدیل شدن به قدرت مرکزی در این بستر ژئوپلیتیکی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که کنش آبی ترکیه ابزاری برای نظم سازی منطقه ای، کسب جایگاه برتر، گذار از یک قدرت منطقه ای به قدرت مرکزی است.
۷.

تربیت سیاسی درسیره امام رضا(ع)؛ الگویی برای بصیرت افزایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: امام رضا (ع) تربیت سیاست تربیت سیاسی اندیشه سیاسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 564 تعداد دانلود : 708
تربیت سیاسی ازجمله مفاهیمی است که در شکل دهی چهارچوب های حکومت اسلامی و مشخص سازی نوع کنش جامعه و بصیرت افزایی اسلامی نقش اساسی دارد. تربیت سیاسی فرایندی است که از امور غیرسیاسی آغاز می شود و بعد از آن به حوزه های بسیط تری سوق پیدا می کند. در اندیشه اسلامی و الگوی های رفتاری ائمه اطهار(ع) تربیت سیاسی اجتماعی انسان و جامعه همواره از اهمیت والایی برخوردار بوده است. امامان معصوم از طریق تربیت اجتماعی و سیاسی همواره به تبیین معارف دینی در حوزه های فردی و حکومتی پرداخته و به تربیت انسان های تراز فرهنگ و هویت اسلامی اقدام کرده اند. در اندیشه سیاسی امام رضا(ع) اساساً مفهوم تربیت سیاسی در ارتباط با توانمند سازی جامعه مسلمین به منظور آگاه سازی و ارتقای سطح بینش آنان برای فهم روند های موجود است. سوال اصلی پژوهش این است که تربیت سیاسی در اندیشه و الگوی رفتاری امام رضا(ع) چگونه است؟ بر اساس یافته های پژوهش در الگوی رفتاری امام رضا(ع) تربیت سیاسی اساساً به معنای خود آگاهی اجتماعی و برقراری انسجام سیاسی اجتماعی و دارای مولفه ها و ویژگی های خاص خود است، به طوری که حق مداری، عدالت، آزادی بیان، تکریم و احترام، مخاطب شناسی و آگاهی به زمانه از مهم ترین ویژگی های تربیت سیاسی در اندیشه و الگوی رفتاری ایشان است. بر این مبنا روش پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی است که با بهره گیری از روایات و سیره رضوی به تبیین تربیت سیاسی در اندیشه و الگوی رفتاری امام رضا(ع) می پردازد.
۸.

پارادایم واکنشی و فهم ظهور بنیاد گرایی در سوریه، مطالعه موردی: جبهه النصره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پارادایم واکنشی بحران سوریه جبهه النصره محرومیت نسبی بیداری اسلامی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 252 تعداد دانلود : 871
شروع حرکت های بیداری اسلامی با تاکید بر پارادایم واکنشی باعث بروز بحران های سیستمی در نظم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در خاورمیانه گردید. اساساً یکی از کشور هایی که به واسطه ی تحولات اخیر در شمال آفریقا و خاورمیانه منبعث از بیداری اسلامی دچار تغییرات و ظهور بحران گردید سوریه می باشد. در این کشور به-دلیل وجود یکسری از چالش ها و مطالبات انباشته شده که در غالب محرومیت نسبی تجلی می کند وارد بریک معضله امنیتی فراگیر شد که سیستم تصمیم گیری این کشور را با بحران روبه رو ساخت. حال، این سوال مطرح است که در بازخوانی پدیده بیداری اسلامی در یک روایت واکنشی با محوریت مسئله محرومیت نسبی این مسئله چگونه به عنوان یک کاتالیزور در ظهور گروه های بنیاد گرا مانند جبهه النصره موثر بود؟(مسئله). با روش توصیفی – تحلیلی و بهره گیری از تئوری محرومیت نسبی به عنوان زیر مجموعه پارادایم های واکنشی(روش)، این فرضیه به بحث گذارده شده که ناتوانی سیستم حکمران به عنوان متغییر تصمیم گیر در سوریه به دلیل ناتوانی در پاسخ گویی به مطالبات اجتماعی باعث بستر سازی گروه های بنیاد گرا با مشی خشونت طلبی شد(فرضیه). سرانجام، با ظهور جبهه النصره ساخت سیاسی – اجتماعی سوریه وارد یک بحران امنیتی فراگیر شد که اساساً منجر به امنیت زدایی گردید و نظم مسلط این کشور را با چالش روبه رو ساخت(یافته).
۹.

فرایند دولت ملت سازی و نقش آن در شکل گیری بحران لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بحران هویت خاورمیانه دولتملت لبنان مداخله خارجی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 299 تعداد دانلود : 580
فرایند دولتملتسازی، فرایندی غربی است که کشورهای مدرن اروپایی بهگونهای مطلوب آن را بهکار گرفتهاند. این فرایند مبتنی بر ایجاد نهاد قدرتمند دولت، شکلدادن به بروکراسی منظم و کارآمد و نیز تعریف هویت ملی برای شهروندان حاضر در مرزهای مشخص، با عنوان ملت است. نظریههای متعددی در باب تبیین فرایند دولتملتسازی و نیز بررسی الگوهای مختلف آن وجود دارد. تقریباً در خاورمیانه بهسادگی اجراشدنی نیست. مرزهای تحمیلی در خاورمیانه، نبود زمینههای دولتملتسازی همچون دموکراسی در کشورهای خاورمیانه، پیوستن دیرهنگام کشورهای منطقه به این فرایند و نیز پراکندگی قومی و نژادی مردم در این منطقه، سبب بروز تنشهایی در داخل و در میان کشورها میشود. در لبنان، بهعنوان یکی از نمونههای ناموفق در عرصه دولتملتسازی، تعدد گروههای قومی و مذهبی و وجود مداوم تنشهای امنیتی، چرخه بیپایانی از بحران را در بدنه قدرت و در سطح جامعه رقمزده است. در این مقاله، میخواهیم با مروری بر نظریههای دولتملتسازی، چارچوبهای آنها را در خاورمیانه بهکار بسته و دلایل موفقشدن یا موفقنشدن آنها را بررسی کنیم. این پرسش مطرح است که موانع اصلی موفقشدن دولتملتسازی در خاورمیانه و بهویژه در لبنان چه بوده است؟ فرض ما مبتنی بر این است که الگوی بهکار گرفتهشده برای دولت ملتسازی در خاورمیانه، بهجای آنکه به حل مسئله بپردازد، تشدیدکننده بحرانهای جدیدی بوده است. در رابطه با لبنان بهعنوان نمونه مطالعاتی این مقاله، میکوشیم با بررسی مؤلفههایی چون ساختار حکومتی، دموکراسی محدود و تشتت قومی و فرقهای شکست روند دولتملتسازی در این کشور را با روش توصیفیتحلیلی تبیین کنیم.
۱۰.

الگوی کارآمد سازی سیستمی؛ گذار از محیط تقابلی به سیاست خارجی فرکتال تعامل محورانه منطقه ای (نمونه مطالعاتی: جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کارآمدسازی کار آمد سازی سیستمی ژنوم تقابلی منطقه ای سیاست خارجی فرکتال جمهوری اسلامی ایران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 46 تعداد دانلود : 656
کار آمدسازی از جمله مؤلفه های راهبردی برای توانمند سازی نظام و سیستم سیاسی است که در بُعد کلان و غایت نهایی خود موجب ایجاد یک نظم واحد و سازمان یافته سیستمی در یک محیط بی نظم و آشوب محور می شود. در حوزه سیاست خارجی، کشور ها همواره در تلاش هستند تا با کارآمد سازی کنشگری منطقه ای و بین المللی بر ضریب نفوذ و قدرت اثر گذاری خود در مناطق پیرامونی و غیر پیرامونی بیفزایند و یک مدل و الگوی کارآمد به حساب آیند. به طور کلی در محیط های پر آشوب که تنش های مختلف به یک سیستم تصمیم گیر وارد می شود؛ پیگیری یک سیاست خارجی داهیانه که بتواند به خنثی سازی این ورودی ها اقدام نماید و به مدیریت دگرگونی های سیستمی بپردازد از اهمیت راهبردی برخوردار است. در منطقه خاورمیانه به دلیل ژنگان (کدهای ژئوپلیتیکی) تعارضی و ورودی های آشوب طلب به سیستم موجود و در اصل یک محیط پردازش شده همراه با تعارض و تقابل، پیگیری سیاست خارجی هوشمندانه از الزامات و بایسته های دولت ها به حساب می آید. بر این اساس پرسش اصلی پژوهش حاضر این بوده است که «جمهوری اسلامی ایران در محیط منطقه ای خود برای گذار از یک نظم تقابلی به یک بستر تعاملی و فرکتال (نظم ساز) باید چه مسیری را طی کند؟» در پاسخ به این پرسش، با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، این فرضیه مطرح شده است که ضرورت دارد جمهوری اسلامی ایران در جهت پارادایم تغییر، نوعی کنشگری کارآمد را در قرن جدید در چنین منطقه ای اجرا کند. یافته های پژوهش نشان داده است که الگوی سیاست خارجی منطقه ای ایران به منظور کارآمد سازی سیستمی - منطقه ای باید مدل سیاست خارجی (نظم ساز) تعاملی باشد.
۱۱.

آینده پژوهی (الگوی امتداد حال) و کاربست آن در سیاست خاورمیانه ای دولت جو بایدن؛ از سناریوهای محتمل تا آینده های ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: آینده پژوهی (الگوی امتداد حال) سناریونویسی سیاست خارجی آمریکا جو بایدن خاورمیانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 332 تعداد دانلود : 283
مطالعه و شناخت روند های گذشته، فرایند های زمان حال و تبیین رویداد ها و مسیر های آینده، مبنا و اساس تصمیم گیری در سیاست بین الملل و عرصه روابط خارجی در جهت اتخاذ استراتژی های مناسب است. منطقه خاورمیانه از گذشته های دور برای قدرت های بزرگ مانند ایالات متحده آمریکا به عنوان یک منطقه ژئو استراتژیک به حساب آمده است. از منظر تئوری ژئو پلیتیک تصور های جغرافیایی ابرقدرت ها از مناطق حساس جهانی می تواند بر کنشگری آنان در عرصه نظام بین الملل تأثیر گذار باشد. ایالات متحده در سیاست خارجی خود همواره منطقه خاورمیانه را به عنوان یک حوزه استراتژیکی که دارای ظرفیت های لازم برای تأمین منافع فرامنطقه ای خود است در نظر گرفته و در دوره های مختلف و با سیاست گذاری های متنوع به اعمال نفوذ در این منطقه پرداخته است. سؤال اصلی این مقاله این است که بررسی سیاست خارجی خاورمیانه ای آمریکا در دوران جو بایدن بر مبنای سناریو های مختلف و مدل آینده پژوهی چگونه قابل پیش بینی خواهد بود؟ این پژوهش با استفاده از آینده پژوهی بر مبنای الگوی امتداد حال و با روش سناریونویسی تلاش می کند تا آینده های چهار گانه در ارتباط با سیاست خارجی خاورمیانه ای آمریکا در دوران بایدن را تبیین و ترسیم نماید. این پژوهش فرضیه آزما نمی باشد و درصدد است تا با رویکرد آینده پژوهانه تجویزی به بررسی سیاست خارجی خاورمیانه ای جو بایدن در این منطقه بپردازد.
۱۲.

نوپدیدگی در قدرت؛ بازتولید قدرت نرم در سیاست خارجی آمریکا با تاکید بر سینمای هالیوود در پسا پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: صراط تعدد وحدت علامه طباطبایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 397 تعداد دانلود : 720
مفهوم سازی از قدرت نرم در الگو های رفتاری سیاست خارجی آمریکا به عنوان ابزاری کارآمد در اجرای سیاست خارجی این کشور می باشد. اساساً قدرت نرم مفهومی انتزاعی است که دارای تنوع ابزاری در رویکرد های اشاعه ای می باشد. ایالات متحده آمریکا ازجمله کشور هایی است که متنوع ترین ابزار های قدرت نرم را در عملیاتی شدن الگو های رفتاری سیاست خارجی بکار می برد. در این بستر سینمای هالیوود به عنوان یک صنعت فرهنگی نقش مهمی در دستیابی دستگاه حکمرانی ایالات متحده در تأمین منافع بین المللی کمک کرده است. بر همین مبنا، سینمای هالیوود در پسابحران(همه گیری کرونا ویروس) با تاکید بر کنش مندی اسلکتیویستی ضمن روایت سازی، الگویی نوپدید از قدرت نرم در دوران پساکوید را اعمال خواهد کرد. پرسش پژوهش حاضر این است که الگوی اسلکتیویستی در نوپدیدگی قدرت نرم در سیاست خارجی آمریکا با عطف به نهاد هالیوود در پساپاندمی چگونه خواهد بود؟ هدف پژوهش حاضر فهم سنجی الگوی احیا قدرت نرم آمریکا در پسا پاندمی با تاکید بر سینمای هالیوود است. نتیجه کلی مقاله نشان می دهد که سینمای هالیوود به عنوان ابزار رسانه ای در اشاعه قدرت نرم ایالات متحده بر محور کنش مندی اسلکتیویستی ضمن روایت سازی الگویی نوپدید از قدرت نرم در دوران پساکوید اعمال خواهد نمود. این نوشتار با روش توصیفی – تحلیلی درصدد پاسخ به سؤال اصلی گام بر خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان