مطالب مرتبط با کلید واژه " مطالعات پسااستعماری "


۱.

بازنمایی ایران در مطبوعات غرب : تحلیل انتقادی گفتمان « نیویورک تایمز » ، « گاردین » ، « لوموند » و « دی ولت »

کلید واژه ها: گفتمانبازنماییایدئولوژیتروریسمسیاست بازنماییشرق شناسیپسامدرنیسممطالعات پسااستعماریتحلیل انتقادی گفتمانبنیادگراییرسانه ای کردن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۲ تعداد دانلود : ۷۲۸
"مقاله ى حاضر، گزیده اى از یک تحقیق دانشگاهى است که به منظور فهم و نقد گفتمان و ایدئولوژى پنهان و ژرفِ تاثیرگذار بر «عمل رسانه»هاى غرب، به بررسى و تحلیلِ انتقادىِ گفتمان چهار روزنامه نیویورک تایمز، گاردین، لوموند و دى ولت مى پردازد. رویکرد نظرى اتخاذ شده در تحقیق، ایدئولوژى و گفتمان شرق شناسى به عنوان نظام بازنمایىِ شرق در غرب است. نتایج به دست آمده حاکى از آن است که «تروریسم» و «بنیادگرایى اسلامى»، کلیشه هاى شمایل انگارانه اصلى هستند که توسط مطبوعات غرب مورد استفاده قرار مى گیرند. این دو کلیشه در واقع اسلام و ایران را در رسانه هاى غربى، به عنوان تهدید علیه صلح، دموکراسى و مدرنیزاسیون بازنمایى مى کنند. تحویل یا تقلیلِ مستمر ایران به نوعى تهدیدِ مضاعف تحت عنوان بنیادگرایى اسلامى و تروریسم بین المللى، این کشور را بیش تر از «دیگرانِ» دیگر براى غرب و سایر نقاط جهان، خطرناک جلوه مى دهد. "
۲.

بازنمایی ایران در سینمای هالیوود

کلید واژه ها: بازنمایینشانه شناسیتحلیل گفتمان انتقادیمطالعات پسااستعماریطبیعی سازینظریه فیلمنژادپرستی نوینکلیشه سازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۱۷
"وجود شکاف میان واقعیت و آنچه در رسانه ها ارائه می شود، سبب شده تلاش های بسیاری برای توصیف و تبیینِ چگونگی و چرایی شکل گیری بازنمایی های رسانه ای از جهان خارج صورت گیرد. در سایه این تلاش ها، امروزه بازنمایی رسانه ای به مفهومی بنیادین در مطالعات فرهنگی و رسانه ای تبدیل شده است. بر اساس فرض های اولیه مطالعات فرهنگی، در بررسی متون رسانه ای، مؤلفه های ایدئولوژیک و اجتماعی موجود در ورای این متون و تاثیر آن در شکل گیری نگاه مخاطبان، امری است که باید به شکل جدی مدنظر قرار گیرد. در میان محصولات رسانه ای موجود، سینمای هالیوود در ارائه بازنمایی های رسانه ای از جهان خارج، موقعیت منحصربه فرد و بی بدیلی دارد. این تحقیق به بررسی «گفتمانی در درون گفتمانی دیگر» می پردازد. به این صورت که تصویر ایران در چهارچوبی از صورت بندی کلی شرق (و در اندازه کوچک تر اسلام) در جهان غرب و به ویژه امریکا مورد بررسی قرار می گیرد‍. برای رسیدن به این هدف، فراورده های سینمایی هالیوود به عنوان یک رسانه، و بخشی از رسانه های امریکایی در نظر گرفته می شود. به این ترتیب، تحقیق حاضر به تحلیل «رسانه ای در میان رسانه های جمعی» امریکا می پردازد. بررسی فیلم های سینمایی ساخته شده در هالیوود که به نحوی با ایران مرتبط بوده اند نشان می دهد در این فیلم ها ایران به مثابه «دیگری فرودست» غرب نشان داده شده و کلیت عمل رسانه ایِ هالیوود را می توان بخشی از «نژادپرستی نوین» دانست. برای نیل به این هدف، از تلفیق دیدگاه های سه سنت نظریِ مطالعات فرهنگی، مطالعات پسااستعماری و نظریه فیلم استفاده شده است. در این منظومه نظری، مفهوم بازنمایی در مرکز مباحث نظری قرار دارد و رویکردی مرکب از نظریات استوارت هال و میشل فوکو در مورد مفهوم بازنمایی ارائه می شود. سپس دیدگاه ادوارد سعید در مطالعات پسااستعماری به عنوان مصداقی از کاربرد نظریه بازنمایی ارائه می شود. در نهایت سومین سنت نظری با عنوان نظریه فیلم، سعی در به کارگیری مضامین بازنمایی و مطالعات پسااستعماری در حوزه مطالعات سینمایی خواهد داشت. "
۳.

مطالعات پسا استعماری، نقد و ارزیابی دیدگاه های فرانتس فانون، ادواردسعید، و هومی بابا

نویسنده:

کلید واژه ها: مطالعات پسااستعماریامپریالیسماستعماراستعمارزدهاستعمارشده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱۵ تعداد دانلود : ۲۲۵۴
مطالعات پسااستعماری یکی از جدی ترین حوزه های مطالعاتی جدید در زمینه فرهنگ کشورهای در حال توسعه و متمرکز بر رابطه فرهنگ و امپریالیسم در این کشورها در دوره پس از پایان حاکمیت استعماری عمدتا غربی است. امپریالیسم فرهنگی تاثیر قاطعی بر تشکیل هویت، شیوه زندگی و زیست فرهنگی مردم در سراسر جهان داشته است. فرانتس فانون، ادوارد سعید و هومی بابا سه چهره اصلی و شاخص مطالعات پسااستعماری و نیز رویکرد فرهنگی - روانشناختی امپریالیسم به ویژه از منظر شرقی می باشند. این حوزه از مطالعات بیش از عوامل اقتصادی، بر نقش عوامل شناختی و فرهنگی تکیه می کند و با تاکید بر عامل دانش در مقابل جوامع غربی، غیریت سازی می نماید و نه تنها بر عوامل مادی ایجاد سلطه استعماری، بلکه بر نقش گفتمان و ایدئولوژی تاکید می کند. نوشتار حاضر ضمن بحث پیرامون مطالعات پسااستعماری، به بررسی اندیشه های فانون، سعید و هومی بابا و نیز تاثیر و تاثر آن ها می پردازد.
۴.

تصویر زن مسلمان در کاریکاتورهای غیرمسلمانان؛ نشانه شناسی کاریکاتورهای پایگاه الکترونیکی «تونپول» ذیل موضوع زن مسلمان

کلید واژه ها: حجابنشانه شناسیمطالعات پسااستعماریزن مسلمانکاریکاتورزمان و مکان در نشانه شناسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۸۰
از نگاه پسااستعماری ذهنیت غرب در مورد آنچه که شرق می داند، تصویری دارای اعوجاج و دور از حقیقت است؛ شناختی که به تبع آن، غرب را در کنش هایش نیز به همان خطاها آلوده می کند. هنر نیز فارغ از این تمایزگذاری های میان خود و دیگری مستتر در گفتمان پسااستعماری نیست. نقش آن روی سکه خود در هر هنری دیگری است که انکار و طرد می شود. در این میان، مضامین هنرهای تصویری از آن رو که تصویر صدق و کذب ندارد و گویا عین حقیقت است، کمتر مورد واکاوی مخاطبان قرار می گیرد. در این تحقیق، کاریکاتورهایی که غیرمسلمانان از زن مسلمان کشیده بودند، با نشانه شناسی به عنوان روشی با قابلیت ترجمه تصویر به یک جمله خبری که پس از این تبدیل، تصویر قابلیت صدق و کذب می یابد، رمزگشایی شد و کاریکاتور به عنوان انتزاعی ترین و طنزآمیزترین هنر تصویری از منظر نظریة پسااستعماری قرائت شد. مطالعة نمونة تحقیق و تحلیل داده ها نشان داد این تصاویر به بازتولید یک «دیگری» منفعل و ناآگاه و عقب افتاده و همواره در نقش یک ابژه جنسی منتهی شده است و نگاه آن منطبق با مؤلفه های مطالعات پسااستعماری بوده است.
۵.

از شرق شناسی تا مطالعات پسااستعماری: رویکردی میان رشته ای

نویسنده:

کلید واژه ها: شرق شناسیمطالعات پسااستعماریمطالعات میان فرهنگیچند رشتگیمیان رشتگیغیریت سازیمطالعات چند فرهنگی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ مطالعات فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم انسانی روش شناسی علوم انسانی و طبیعی روش شناسی های حوزه علوم انسانی در مقایسه با دیگر منابع تولید داده
تعداد بازدید : ۹۰۳ تعداد دانلود : ۶۵۷
این مقاله ضمن تبیین سیر تحول از رویکرد چند رشته­ای در مطالعات شرق شناسی قرن نوزده و نیمه نخست قرن بیستم به رویکرد میان رشته­ای در مطالعات پسااستعماری در نیمه دوم قرن بیستم، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به تشریح مراحل گذار از مطالعات چند فرهنگی به مطالعات میان فرهنگی می­پردازد و تحولات روش شناختی از چند رشتگی به سوی میان رشتگی و پیامدهای این تحول در تحلیل­های شرق شناسانة محققان و متخصصان دانشگاهی غربی و تعامل رشته­های مختلف علمی در دوران مطالعات پسا استعماری را مورد تجزیه و تحلیل قرار می­دهد. در پاسخ به این پرسش که چرا شرق شناسی اساساً بر رویکرد چند رشته­ای و مطالعات پسا استعماری بر رهیافت میان رشته­ای استوار بوده است، این مقاله به بررسی عوامل درونزا ناشی از ماهیت تلفیقی و چند گونة شرق شناسی علمی و عوامل برونزا ناشی از تأثیرگذاری قدرت­های استعماری بر مستشرقین غربی برای پژوهش دربارة کلیه جنبه­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و ادبی جوامع مشرق زمین می­پردازد و با رویکردی تبیینی، دلایل اهتمام به رویکرد بینا فرهنگی در مطالعات پسا استعماری را با توجه به تأکید بر انجام تحقیقات میدانی و پیمایشی از رهگذر پیوند معرفتی و روشی بین علوم زیباشناختی و واژه شناختی، مردم شناسی و جامعه شناسی، جغرافیا و علوم سیاسی و همکاری میان رشته­ای بین شرق شناسان بومی مورد بررسی قرار می­دهد.
۶.

نگرشی انتقادی بر مطالعات پسااستعماری و رویکردهای آن

کلید واژه ها: مطالعات فرودستانشرق شناسیمطالعات پسااستعماریدیگریگفتمان استعماریغرب و شرقنگرش انتقادی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۴۶۷
مطالعات پسا استعماری از حوزه های مطالعاتی جدید دربارة مسائل کشورهای غیرغربی و فرهنگ آنهاست و در چارچوب مطالعات فرهنگی جای می گیرد. این نگرش انتقادی در تعریفی اجمالی به مجموعه ای از رهیافت های نظری اشاره دارد که با تاکید بر پیامدهای استعمارگرایی به تحلیل گفتمان استعماری می پردازد. این مطالعات بر استعمار به مثابه امری غیرفیزیکی و فرهنگی که کماکان ادامه دارد، تأکید می ورزد. حوزه و دامنة مطالعات پسااستعماری، به دلیل طرح مباحث جدید دارای وسعت گسترده ای است. این آشفتگی به ویژه به دلیل دامنة وسیع موضوعات مورد علاقة مطالعات پسااستعماری است که از نظریه و نقد ادبی تا مطالعات اقتصاد سیاسی، پژوهش دربارة حکومت های استعماری، مسئلة هویت و مطالعات فرهنگی و.... ؛ را دربرمی گیرد. این امر باعث ابهامات و مناقشاتی در برخوردهای نخستتین مخاطبان و پژوهشگران با این حوزه از مطالعات می گردد وباعث شده است برخی از نویسندگان این مطالعات را به طور یکپارچه و دارای وحدت مفهومی استنباط کنند. به نظر می رسد تدقیق در رویکردهای و شاخه های این مطالعات ضروری می نماید. براین اساس در این مقاله سعی برآنست تا از رهگذر بررسی دقیق موضوعات و مسائل و رویکردهای مطالعات پسااستعماری، به شناخت هر چه صحیح و دقیق تر از این حوزة مطالعاتی رسیده و با نگرشی انتقادی، به ابعاد مغفول در این مطالعات بپردازد.
۷.

نقد و بررسی کتاب: ترجمه و هویّت در قاره آمریکا

کلید واژه ها: ساختارشکنیمطالعات پسااستعماریفرهنگ و زبانترجمه و هویتقاره آمریکا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی علوم مرتبط ترجمه شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی نقد و بررسی کتاب
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۳۷۶
کتاب ترجمه و هویت در قاره آمریکا (2008)، اثر پروفسور ادوین گنتزلر، نظریه پرداز آمریکایی است. نویسنده در این کتاب به بررسی نقش ترجمه در شکل گیری هویّت قاره آمریکا می پردازد و بیان می کند که ترجمه یکی از ابزار اولیه شکل گیری فرهنگ هاست. سبک نگارش این کتاب بسیار شباهت به مقاله ای پژوهشی دارد و در عین حال از ساختارهای دستوری پیچیده ای استفاده شده است که فهم آن را با دشواری مواجه می کند. نویسنده در تدوین آن از منابع بسیاری بهره گرفته و به سفرهای تحقیقاتی زیادی رفته است. این اثر در حوزه مطالعات پسااستعماریِ ترجمه جای دارد و موضوعات نسبتاً جدیدی حول مسائل فرهنگی و زبانی ترجمه در آن بررسی می شود. اگرچه عواملی چون چند زبانگی، بدیع بودن موضوعات مطرح شده و ساختارهای نامأنوس دستوری کتاب مذکور بر پیچیدگی خواندن و درک آن افزوده است، ولی مطالعه آن برای دانش پژوهان ترجمه سودمند است. کتاب حاضر منبع تحقیقاتی مهمی برای دانشجویان و پژوهشگران مطالعات ترجمه، ادبیات مقابله ای و مطالعات فرهنگی است.
۸.

نقد پسااستعماری بازنمایی شخصیت های سریال قهوه تلخ در مواجهه با مدرنیته ایرانی

کلید واژه ها: مدرنیتهبازنماییمطالعات پسااستعماریتحلیل روایتتحلیل شخصیت های گریماسقهوه تلخ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۳۹۷
مسئله این پژوهش، بازنمایی جامعه ایران در مواجهه با مدرنیته در سریال قهوه تلخ مهران مدیری است؛ یعنی، پرسش اصلی ما این است که آیا در این سریال، جامعه ایران پدیده ای نامعقول و ناسازگار با مدرنیته بازنمایی می شود؟ برای پاسخ به این پرسش، از روش تحلیل روایت (الگوی تحلیل شخصیت های گریماس) استفاده کرده ایم. سپس، با استفاده از مطالعات پسااستعماری به نقد بازنمایی شخصیت های سنتی و مدرن و موانع شکل گیری مدرنیته در ایران پرداخته ایم. یافته های پژوهش بعد از تطبیق الگوی گریماس بر چهار اپیزود سریال، نشان می دهد که همه شخصیت های سنتی سریال، به عنوان دیگری «مستشارالملک» (نماد مدرنیته) بازنمایی شده اند؛ به عبارتی، با استفاده از کلیشه هایی مانند کندذهن، تنبل، منفعت طلب و بی منطق شخصیت پردازی شده اند. در مقابل، قهرمان داستان (نماد مدرنیته) شخصیتی خلاق، فعال و منطقی بازنمایی شده است. در کلّ سریال، مستشارالملک نقش فاعل را برعهده دارد؛ از این مسئله می توان چنین نتیجه گرفت که فرهنگ و جامعه ایران افراد را به گونه ای بازنمایی می کند که هیچ انگیزه ای برای تغییر و پیشرفت ندارند. بنابراین، جامعه ایران فاقد هرگونه توان برای تغییر و تلاش به سمت مدرن شدن است. در روایت سریال، موانع اصلی شکل گیری مدرنیته که عبارت اند از: ساختار نظام آموزشی، ساختار عمودی قدرت، استبداد ایرانی، کندذهنی و تنبل بودن ایرانیان، مانع رسیدن قهرمان داستان به اهدافش می شود. بر اساس نقد پسااستعماری، می توان گفت اگرچه سریال بر نقاط ضعف جامعه ایران به درستی دست می گذارد، در نهایت روایت غالب سریال به گفتمان های شرق شناسانه نزدیک می شود که مورد نقد مطالعات پسااستعماری است.
۹.

تحلیل بینارشته ای شعر و سینما: بررسیِ تصویر قهرمان/ سربازِ انگلیسی در شرق با رویکرد پسااستعماری

کلید واژه ها: مطالعات پسااستعماریمطالعات بینارشته ایشعر و سینمالارنس عربستاندیوید لین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۴۱۹
قهرمانان با تصاویری که از آنان ارائه می شود به قهرمان بدل می شوند. در این پژوهش، با رویکردی بینارشته ای و با توجه به نظریه های پسااستعماری، تصاویری را که در رسانه های واژگانی و تصویریِ قرن بیستم از قهرمان/ سرباز انگلیسی در شرق ارائه شده است، بررسی می کنیم. تامس ادوارد لارِنس در فیلم لارنس عربستان به کارگردانی دیوید لین به یک شوالیه قهرمان تبدیل می شود؛ اما شوالیه ای از جنس دن کیشوت. این قهرمان با قهرمان های روزگار ملکه ویکتوریا متفاوت است. اگر در تصاویر ارائه شده از قهرمان/ سربازهای انگلیسی در ادبیات و رسانه های روزگار ملکه ویکتوریا هرگونه اشتراک و شباهت بین خود و دیگری انکار می شود، در تصاویری که در قرن بیستم از لارنس ارائه می شود، تعاملی دوسویه و پیچیده بین فرودست و بالادست به چشم می خورد: لارنس، در عین حفظ تفاوت ها، از نیرو و سرزندگی اعراب الهام می گیرد و تا حدودی با آنان درمی آمیزد. روند رشد شخصیت قهرمان/ سرباز در این پژوهش بررسی خواهد شد.
۱۰.

مطالعات پسااستعماری، تلاش متن محور در جهت وارونه سازی چشم اندازها (با تأکید بر بازشناسی رویکردهای متفاوت)

کلید واژه ها: گفتمانغرببازنماییمطالعات پسااستعماریشرقدیگریفرودستدانش/ قدرت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در غرب
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی نظریه های روابط بین الملل نظریه های انتقادی
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۱۲
مطالعات پسا استعماری مجموعه ای از ره یافت های نظری است که، با تأکید بر پیامدهای استعمارگرایی، به تحلیل گفتمان استعماری می پردازد. از جهتی، نقد پسااستعماری در پی فهم موقعیت کنونی از طریق بازاندیشی و واکاوی و تحلیل انتقادی تاریخ استعماری گذشته است که بیش از آن که درباره هند، افریقا، امریکای لاتین، خاورمیانه، و اروپا باشد، دربرگیرنده خیال پروری ها و سرهم بندی ها و دریافت های یک جانبه غربی دربارة «غرب» و «شرق» است. به طور کلی، مطالعات پسااستعماری تلاشی متن محورانه در جهت وارونه سازی چشم انداز غربی به دیگریِ غیرغربی است. دامنه وسیع موضوعات مورد علاقه مطالعات پسااستعماری را از نظریه و نقد ادبی تا مطالعات اقتصاد سیاسی و پژوهش درباره حکومت های استعماری و مسئله هویت و مطالعات فرهنگی در بر می گیرد. این امر باعث ابهامات و مناقشاتی در برخوردهای نخستین مخاطبان و پژوهشگران با این حوزه از مطالعات شده است و تدقیق در رویکردهای این مطالعات ضروری می نماید. مقاله حاضر بر آن است تا به این سؤال پاسخ دهد که ماهیت و ادعای مطالعات پسااستعماری چیست و چه رویکردهای درون مطالعاتی دارد. در پاسخ به این سؤال، سعی می شود از ره گذر بررسی مطالعات پسااستعماری و رویکردهای متضاد آن به شناخت هر چه صحیح و دقیق تر این حوزه مطالعاتی دست یابیم.
۱۱.

نظریه پسا استعمارگرایی و روابط بین الملل انتقادی؛ از واسازی تا رهایی بخشی

تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۶۵
رویکرد پسااستعماری در رشته روابط بین الملل از رویکردهای متاخر و نوپای محسوب می شود. این رویکرد با قرادادن کشورهای غیرغربی و به نوعی فرودستان در کانون تحلیل ها و تحقیقات خود، علاقمند به برملاساختن و تغییر دادن مناسبات پیچیده ی قدرت/دانش است که نظم جهانی معاصر را بازتولید می کند. تعریف متفاوت پسا استعمارگرایی از گذشته، حال و آینده روابط بین الملل چشم انداز نظری متفاوتی را در تفسیر رویدادهای بین المللی نشان می دهد و ابعاد ناآشکاری را دانش روابط بین الملل برجسته می کند. بر این اساس به لحاظ نظری نقش پسا استعمارگرایی در دانش روابط بین الملل روشن کردن ابعادی در روابط بین الملل است که رهیافت های دیگر آن را نادیده می گیرند که به دو صورت بررسی می شود. رابطه تباین با جریان اصلی روابط بین الملل و رابطه تکمیل کننده با روابط بین الملل انتقادی. مقاله حاضر رابطه تکمیل کننده نظریه پسااستعماری و روابط بین الملل انتقادی و امکانات پژوهشی آن را بررسی می کند.