مریم ایثاری

مریم ایثاری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

سیاست های شهری و زیست غیررسمی زباله گردی در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زباله گردی زیست غیررسمی سیاست های شهری کردارهای فضایی مقاومت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 328 تعداد دانلود : 497
پژوهش حاضر با هدف واکاوی مناسبات میان سیاست های شهری و زیست غیررسمی زباله گردی در شهر تهران انجام شده است. روش این پژوهش مطالعه موردی است و از مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته در کنار تحلیل اسناد استفاده شده است. نتایج نشان می دهد سیاست های شهری در بخش بازنمایی فضای شهری بر محوریت گفتمان های توسعه، مدرنیستی، زیباسازی و بهبود انتظام بصری قرار دارد. همچنین بازنمایی زیست زباله گردی براساس دو الگوی جرم انگارانه و آسیب شناختی صورت می گیرد. در زمینه کردارهای فضایی، سیاست های سازماندهی در قالب سیاست های انضباط بخشی و حذفی عمل می کند. سیاست های انضباط بخشی شامل سیاست زمان مندی، مکان مندی، گزینش- نظارت و بهنجارسازی است. این سیاست ها از خلال حاکمیت مرزی و حرکت مداوم حکمروایی شهری میان عرصه رسمی و غیررسمی عمل می کند و در صورت تخطی زباله گردها به سیاست های تنبیهی تغییر جهت می دهد. سیاست های حذفی نیز در هنگام ائتلاف میان سازمان های درگیر در حکمروایی شهری و نیز در مواقع شکست ائتلاف میان بخش عمومی و خصوصی رخ می دهد. کردارهای فضایی با هدف کسب سود، تامین اقتدار و بازسازی مشروعیت سازمانیِ از دست رفته برای حکمروایی شهری عمل می کند. در مقابل این سیاست ها، کارگران زباله گرد الگوهایی از مقاومت های نهان و آشکار را در فضاهای زیست خود با هدف مشروعیت زدایی از منابع اعمال قدرت و به رسمیت شناسی خود به کار می گیرند.
۲.

سنخ شناسی الگوهای بازسازی زندگی پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بازسازی طلاق عینیت ذهنیت ناسازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 771 تعداد دانلود : 573
طلاق روندی رو به رشد در سال های اخیر داشته است که نتیجه آن، افزایش شمار زنان و مردان درگیر با پیامدهای پس از طلاق است. در این میان، بررسی نحوه مواجه سوژه های طلاق گرفته با پیامدهای طلاق و چگونگی بازسازی زندگی پس از طلاق، از حوزه های عموماً مغفول مانده در جامعه شناسی ایرانی است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف سنخ شناسی الگوهای بازسازی زندگی پس از طلاق انجام شده است و با اتخاذ رویکرد کیفی و تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به مطالعه نحوه بازسازی زندگی پس از طلاق سوژه های طلاق گرفته پرداخته است. نتایج حاصل از مصاحبه های عمیق با 36 زن و مرد طلاق گرفته در تهران، چهار الگوی بازسازی پس از طلاق را براساس مختصات ذهنی و عینی پاسخ گویان شناسایی کرد. این الگوها شامل بازسازی پیش روانه، دو الگوی بازسازی دوگانه یا انتقالی و بازسازی واپس گرایانه است. بر این مبنا، سوژه های حاضر در دسته نخست از شرایط ذهنی و عینی مساعدی پس از طلاق برخوردار بوده و طلاق را واقعه ای در جهت بهبود کیفیت زندگی خود می دانند و با اتخاذ رویکردی فعالانه و پیش روانه به بازسازی موفقیت آمیز زندگی خود می پردازند. اما افرادی که در الگوهای بازسازی دوگانه قرار دارند عموماً از ناسازی میان ذهنیت و عینیت بیرونی رنج می برند و در صورت رفع این ناسازگاری، در آینده امکان حرکت به سوی هر یک از الگوهای بازسازی اول و چهارم را خواهند داشت و در نهایت برای سوژه های حاضر در دسته بازسازی واپس گرایانه، به دلیل ذهنیت و عینیت نامساعد آنان در مواجه با زندگی پس از طلاق، واقعه طلاق منجر به حرکتی رو به عقب و پس روانه گردیده است. این پژوهش لزوم توانمندسازی سوژه های درگیر با الگوی بازسازی واپس گرایانه را در برنامه های مداخلاتی متذکر می شود.
۴.

نقش فرهنگ جنسیتی درتعاملات اجتماعی زنان پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پی یر بوردیو سرمایه دانشگاهی سرمایه فرهنگی سلیقه زیباشناختی سلیقه مشروع هنر مشروع

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 69 تعداد دانلود : 653
زنان مطلقه، یکی از آسیب پذیرترین اقشار جامعه محسوب می شوند. آنچه که آنان را به افرادی آسیب پذیر تبدیل می کند، نه تنها تأثیرپذیری از ابعاد منفی طلاق بلکه نگاه تبعیض آمیز جنسیتی در قبال وضعیت آنان پس از طلاق است. از این رو پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای و با کاربست تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 18 زن مطلقه تهرانی که بیش از یک سال از طلاق شان سپری شده است به بررسی موانع فرهنگ جنسیتی در تعاملات اجتماعی زنان پس از طلاق و نیز استراتژی های آنان برای مقابله با این موانع و در نهایت پیامدهای این مسئله در زندگی زنان مطلقه پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، فرهنگ جنسیتی تبعیض آمیز به شیوه های گوناگونی منجر به تشدید موانع و فشارها بر زنان مطلقه و تعاملات اجتماعی آنان می گردد. موانعی که سازگاری آنان با زندگی پس از طلاق را با چالش هایی جدی مواجه می نماید. این موانع شامل مواردی چون مقصرانگاری زنان، تحدید فرصت های ازدواجی آنان، نگاه شیء واره به زنان مطلقه و محدودیت در اشتغال و مکان یابی جدید آنان است. از سویی زنان برای مقابله با این موانع از استراتژی های گوناگونی چون پنهان سازی طلاق، تلاش برای ارتقاء اجتماعی در سایر زمینه ها، ازدواج مجدد و ورود به روابط جدید، گزینش شبکه های تعاملی همگرا و دوری جستن از شبکه های غیرهمگرا استفاده می کنند. این در حالی است که اعمال چنین نگرش های تبعیض آمیزی می تواند منجر به ایجاد پیامدهایی چون کاهش مشارکت اجتماعی و تنزل سرمایه اجتماعی زنان، کاهش کیفیت زندگی آنها، افزایش احساس ناامنی اجتماعی، افزایش احساس محرومیت نسبی، داغ ننگ، طرد اجتماعی و نیز افزایش احتمال درگیری با انحرافات اخلاقی و سایر آسیب های اجتماعی برای زنان مطلقه باشد. تأثیرات منفی و مخربی که نه تنها زنان مطلقه را درگیر خود می سازد بلکه فرزندان، خانواده، اطرافیان و در نهایت کل جامعه و نهاد خانواده را درگیر و تضعیف خواهد نمود.
۵.

بازتعریف «خود» و ساخت هویت در میان زنان پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: طلاق هویت عادت واره روش کیفی بازتعریف خود مفاهیم حساس نظری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی اجتماعی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن، تفریحات و سلامت روانشناسی زنان
  3. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن، اجتماع و خانواده زن در خانواده
تعداد بازدید : 965 تعداد دانلود : 336
با وجود تلاش برای مدیریت و کاهش طلاق، امروزه این پدیده در جامعة ایرانی روندی افزایشی به خود گرفته است؛ به طوری که، شاخص ها نشان می دهند روز به روز بر تعداد خانواده های طلاق در ایران افزوده می شود. در این میان «زندگی پس از طلاق» ـ که تا چندی پیش چندان مورد توجه نبود ـ به مسئله ای جدی برای جامعه شناسان خانواده بدل شده است. از سویی، بر اساس نتایج تحقیقات، طلاق پیامدهای بیشتری را برای زنان به همراه می آورد. یکی از این پیامدها چالش های هویتی پس از طلاق است. به این ترتیب، پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و تکنیک مصاحبة عمیق نیمه ساختار یافته با هجده زن مطلقه به دنبال فهم چالش های هویتی زنان پس از طلاق و نحوة بازتعریف «خود» و ساخت «هویت» جدید در میان آنان است. «خود» مفهومی کلیدی در تئوریزه کردن ماهیت شخص است و به او توانایی تجسم بخشیدن به هویت خویش را می دهد. بر این اساس، نتایج این تحقیق نشان می دهد که با رخداد طلاق تغییرات متعددی در فهم و تصور کنش گران از «خود» درونی و بیرونی شان پدید می آید که لزوم بازتعریف و خلق هویتی جدید پس از طلاق را برای آن ها آشکار می کند. همچنین، یافته های این پژوهش نشان می دهد که بیشتر ابعادی که زنان در آن مبادرت به بازتعریف «خود» می کنند شامل نقش های جدید، سبک زندگی جدید، ارتباطات جدید، و امنیت هستی شناختی و روانی است؛ ابعادی که هر یک با رخداد طلاق دست خوش تغییر و چالش می شود و ارتباط تنگاتنگی با ساختار هویتی زنان دارد. از سویی، متغیرهای زمینه ای و مداخله گری چون سن فعلی، سن در هنگام طلاق، طبقة اجتماعی، وضعیت اشتغال، مدت دورة ازدواج، فرزندداشتن یا نداشتن، و عادت وارة سنتی یا مدرنِ کنش گران در نحوة مواجهة آنان با تغییرات هویتی پس از طلاق و چگونگی بازتعریف «خود» اثرگذار است.
۶.

تحلیل جنسیتی از زندگی پس از طلاق: مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جنسیت روش کیفی طلاق عادت واره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 839 تعداد دانلود : 617
روند رو به رشد طلاق در دهه اخیر و متعاقب آن افزایش تعداد زنان و مردانی که تجربه طلاق داشته اند، لزوم توجه به زندگی پس از طلاق را بیش از پیش آشکار می نماید. در این میان، مطالعه نحوه مواجهه سوژه های مطلقه با زندگی پس از طلاق و نیز درک و تصور آنها به ویژه با اتخاذ رویکردی جنسیتی، حوزه ای عموماً مغفول مانده در جامعه شناسی ایرانی است. از این رو پژوهش حاضر درصدد است تا با اتخاذ روش شناسی کیفی و با کاربست تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 36 مرد و زن مطلقه ساکن در شهر تهران، به کشف درک سوژه ها از ابعاد گوناگون زندگی پس از طلاق و تفاوت های جنسیتی موجود در نحوه مواجهه افراد در این ابعاد بپردازد. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که با وقوع طلاق تغییرات متعددی در ابعاد گوناگون زندگی کنشگران ایجاد می گردد؛ از این رو کنشگران بایستی در حیطه های عاطفی، جنسی، اقتصادی، روانشناختی، ارتباطی، اجتماعی و مدیریت فرزند به تعاملات جدیدی در زندگی خود بپردازند. از سویی فرهنگ جنسیتی، نابرابری جنسیتی در دسترسی به انواع سرمایه ها، تمایزات حقوقی، تفاوت در عادت واره ها و نقش های جنسیتی و نیز نحوه جامعه پذیری متمایز زنان و مردان منجر به تعاملات گوناگون و نحوه مواجهه متفاوت آنان پس از طلاق خواهد شد. یافته ها حاکی از آن است که زنان در مقایسه با مردان پیامدهای متفاوتی را پس از طلاق تجربه می کنند و در مجموع با چالش های مضاعفی در زندگی خود پس از طلاق روبرو هستند.
۷.

هم خانگی؛ پیدایش شکل های جدید خانواده در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تغییرات اجتماعی بازاندیشی نظریه زمینه ای روابط جنسی پیش از ازدواج هم خانگی تغییرات اقتصادی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 214 تعداد دانلود : 367
در چند دهة اخیر، الگوی روابط جنسی در جهان تغییرات فراوانی داشته و اکنون نیز جامعة ایران با تحولات چشم گیری در حوزة ارزش ها و باورهای جوانان روبه روست. تحقیقات نشان می دهند که رابطة جنسی پیش از ازدواج در ایران در حال افزایش است. یکی از گونه های جدید روابط پیش از ازدواج بین دختر و پسر، روابط مبتنی بر «هم خانگی» است که در کلان شهرهایی چون تهران رو به افزایش است. این الگو، به زندگی مشترک دو شریک جنسی بدون ازدواج با یک دیگر اشاره دارد. هدف این تحقیق کیفی، پاسخ به این سؤال بوده است که سوژه های فعال در این روابط، چه معنایی برای کنش خود قائل اند و همچنین چه شرایط بسترساز اجتماعی، در بروز و ظهور این روابط در ایران نقش داشته است. در این تحقیق، با 21 نفر از پسران و دخترانی که روابط هم خانگی را تجربه کرده اند مصاحبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هم خانگی محصول فرایند تجدد ایرانی و گسترش جهانی شدن و ورود آن به ایران است؛ فرایندهایی که ابتدا با تغییر اوضاع اقتصادی و فرهنگی (نظام ارزشی) جامعه، به تدریج، تغییرات اجتماعی متفاوتی را در داخل کشور پدید می آورند. نتیجة این تغییرات اجتماعی، که خود برآمده از تحولات اقتصادی و فرهنگی سال های اخیر است، پیدایش الگوهای هم خانگی در میان برخی از جوانان کشور بوده است.
۸.

سنخ شناسی الگوهای روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روابط جنسی پیش از ازدواج روابط عاشقانه روابط ضد عاشقانه عشق سیال هم خانگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 947 تعداد دانلود : 814
تحولات اجتماعی سال های اخیر در ایران، به تدریج، ابعاد متفاوتی به خود گرفته اند و نه تنها ارزش ها که رفتارهای افراد را مشمول تغییر قرار داده اند. یکی از این تغییرات در حوزة روابط جنسی پیش از ازدواج و در مناسبات با جنس مخالف روی داده است. نتایج تحقیقات متعدد نشان می دهد که روابط جنسی پیش از ازدواج، در سال های اخیر، میان جوانان افزایش یافته است. اما بیان «رشد» این روابط همة ماجرا نیست؛ چرا که افزایش حجم این رفتارهای جدید به تدریج پیچیده تر شدن آن ها را نیز در پی داشته است تا آن جا که امروزه با «گونه های متفاوتی» از روابط جنسی پیش از ازدواج مواجه ایم که خاستگاه های متفاوتی دارند. هدف این تحقیق کیفی سنخ شناسی الگوهای متفاوت روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران بوده است. در این تحقیق، با 54 نفر از پسران و دخترانی که این روابط را تجربه کرده اند مصاحبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران به حداقل «شش دسته» تفکیک و تکثیر شده است. این الگوها عبارت اند از 1. روابط آزاد (الگوهای روسپی گری)؛ 2. روابط صیغه ای؛ 3. روابط دوست دختر ـ دوست پسر؛ 4. روابط هم خانگی؛ 5. روابط ضد عاشقانه (الگوهای فریب)؛ و 6. روابط مبتنی بر عشق سیال. این الگوهای گوناگون را می توان در زیر چتر سه گفتمان متفاوت از یک دیگر مجزا کرد: «گفتمان پیشامدرن» (روابط دسته های اول و دوم)، «گفتمان مدرن» (روابط دسته های سوم، چهارم، و پنجم)، و «گفتمان پسامدرن» (روابط دستة ششم). هریک از این گفتمان ها سوژه ها را در جهت خاصی فرا می خوانند و افراد در این گفتمان ها نه صرفاً رفتارها که ارزش های متفاوتی نیز پیدا کرده اند. در این میان، گفتمان پیشامدرن قدمتی به درازای تاریخ دارد که تاکنون به بقای خود ادامه داده است؛ اما، در کنار آن ، امروزه، در لایه های پنهان جامعة شهری، دو گفتمان مدرن و پسامدرن نیز سر برآورده اند که، به رغم تفاوت هایشان، هر دو محصول فرایند مدرنیته در جامعة ایرانی اند ؛ الگوهایی از رابطه که به مدد تحولات ساختار اجتماعی و اقتصادی و تغییرات ارزشی ناشی از آن، در سال های اخیر، با گسترش زیادی مواجه شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان