مریم کوشکی جهرمی

مریم کوشکی جهرمی

مدرک تحصیلی: دانشیار فیزیولوژی ورزشی، دانشگاه شیراز

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

تأثیر حاد و بلندمدت تمرین استقامتی بر بیان ژن CGRP در مغز، مایع مغزی نخاعی و سرم رت های نر نژاد ویستار

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین تأثیر حاد و بلندمدت تمرین استقامتی بر بیان ژن پپتید مرتبط با ژن کلسی تونین در مغز، مایع مغزی نخاعی و سرم موش های صحرایی نر نژاد ویستار بود. تعداد 40 حیوان به چهار گروه کنترل، حاد، تمرینی مزمن و تمرین کرده حاد تقسیم شدند. گروه حاد یک جلسه تمرین استقامتی و گروه تمرین کرده حاد یک جلسه تمرین استقامتی را بعد از 12 هفته تمرین و گروه تمرینی مزمن 12 هفته تمرین استقامتی را انجام دادند. مایع مغزی نخاعی جمع آوری شد و قسمت های مختلف مغز استخراج شدند. غلظت پپتید کلسی تونین در مایع مغزی نخاعی و سرم با تکنیک الایزا و بیان ژن آن با تکنیک ریل تایم پی.سی.آر. اندازه گیری گردید. از آزمون آماری آنالیز واریانس یک راهه برای مقایسه ها استفاده شد. در مقایسه با گروه کنترل، پپتید کلسی تونین م ایع مغزی نخ اعی در گ روه ه ای ح اد ( P = 0.006 ) و تمرین کرده حاد ( P = 0.008 ) و پپتید کلسی تونین سرم در گروه های حاد ( P = 0.009 ) و ت مرین کرده ح اد ( P = 0.007 )، به طور معن اداری ب الاتر ب ود. پ پتید کلسی تونین ت نها در قشر گ روه ه ای ح اد ( P = 0.007 ) و تمرین کرده حاد ( P = 0.006 ) نسبت به گروه کنترل و همچنین، گروه تمرین کرده حاد نسبت به گ روه ح اد ( P = 0.018 ) به طور معناداری بالاتر بود. در هیچ یک از متغیرهای پژوهش، اثر بلندمدت تمرین معنادار نبود. به طورکلی، افزایش بیان ژن پپتید کلسی تونین در قشر، به احتمال زیاد مسئول افزایش آن در مایع مغزی نخاعی و سرم درحین تمرین است. همچنین، سطوح استراحتی پپتید کلسی تونین سرم و مایع مغزی نخاعی و بیان آن، تحت تأثیر بلندمدت تمرین قرار نمی گیرند؛ اما مشمول پاسخ پس از سازگاری می شوند.
۲.

مقایسه فاکتور های آمادگی جسمانی در بین دانش آموختگان آجا

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
تشخیص آمادگی جسمانی و ظرفیت عملکردی افراد نظامی از دغدغه های مهم نیروهای مسلح کشور است. هدف از انجام تحقیق حاضر، مقایسه فاکتورهای آمادگی جسمانی شامل انعطاف پذیری، چابکی، سرعت، توان هوازی، توان بی هوازی و قدرت انفجاری در بین دانش آموختگان آجا بود. بدین منظور 100 نفر از دانشجویان منتخب ورزشکار دانشگاه های افسری امام علی (ع) و نیرو هوایی شهید ستاری به صورت داوطلبانه و در دسترس در تحقیق شرکت کردند. سپس از همه آزمودنی ها در سه جلسه در سه روز بافاصله یک هفته بین هر جلسه، آزمون های رست، نشستن و رسیدن اصلاح شده هوگو، دوی سرعت 36 متر، آزمون پرش سارجنت، آزمون ایلی نویز و آزمون کوپر گرفته شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها ابتدا از آزمون کولموگرف – اسمیرنوف برای تعیین نرمال بودن داده ها و آزمون t مستقل برای بررسی تفاوت های بین دو گروه و از نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. نتایج نشان داد در متغیرهای سرعت (0001/0p=)، چابکی (0001/0p=)، قدرت انفجاری (0001/0p=)، توان هوازی (0001/0p=) و توان بی هوازی (0001/0p=) بین دانشگاه شهید ستاری و دانشگاه نیروزمینی امام علی ( ع) تفاوت معنادار وجود دارد. با توجه به نتایج می توان اظهار داشت که فاکتور های آمادگی جسمانی در بین دانش آموختگان دانشگاه های نیرو زمینی امام علی ( ع) و نیرو هوایی شهید ستاری با یکدیگر متفاوت است.
۳.

تأثیر تمرین استقامتی و عصاره متانولی گلدر بر سطوح سرمی بتاتروفین و تغییرات هیستوپاتولوژیک پانکراس در موش های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
از هورمون بتاتروفین به عنوان یک هدف درمانی جدید در بهبود عملکرد بافت پانکراس بیماران دیابتی نام برده می شود. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی همراه با عصاره متانولی گیاه گلدر بر سطوح سرمی بتاتروفین و و تغییرات هیستوپاتولوژیکی بافت پانکراس در موش های صحرایی دیابتی بود. تعداد 40 سر موش نژاد ویستار به طور تصادفی در پنج گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی تمرین، دیابتی عصاره و دیابتی تمرین همراه با عصاره تقسیم شدند. پس از القای دیابت با استرپتوزوتوسین، گروه های تمرین چهار هفته روی تردمیل جوندگان به تمرین استقامتی پرداختند و گروه های عصاره، عصاره متانولی گلدر را به صورت گاواژ دریافت کردند. غلظت سرمی بتاتروفین با استفاده از روش الایزا و تغییرات بافت پانکراس با روش رنگ آمیزی ائوزین- هماتوکسیلین ارزیابی شد. نتایج نشان داد که در گروه دیابتی عصاره ( P = 0.002 ) و گروه دیابتی تمرین همراه با عصاره، سطوح بتاتروفین به طور معناداری افزایش می یابد ( P = 0.01 ). در گروه تمرین همراه با عصاره، مقاومت به انسولین به طور معناداری پایین تر از گروه کنترل دیابتی است ( P = 0.007 ). شاخص عملکرد سلول های بتا تغییر معناداری را در هیچ گروهی نشان نمی دهد ( P = 0.65 ). میانگین تعداد سلول های بتا و اندازه جزایر لانگرهانس در گروه تمرین همراه با عصاره بیشتر از سایر گروه های تحت درمان است ( P ≤ 0.05 ). درمجموع، نتایج نشان داد که عصاره گلدر بیشترین تأثیر را بر سطوح بتاتروفین و ترکیب تمرین و عصاره گلدر بیشترین تأثیر را بر تغییرات هیستوپاتولوژیکی بافت پانکراس دارد.
۴.

تأثیر تمرینات ثبات مرکزی و ویتامین D بر شاخص های آمادگی جسمانی زنان جوان مبتلا به ام .اس

کلید واژه ها: آمادگی جسمانیتمرینات ثبات مرکزیویتامین Dبیماری ام .اس

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی تغدیه ورزشی و مکملها و مواد نیروزا
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی ورزش معلولین
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۲۴۴
هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر تمرینات ثبات مرکزی و ویتامین D بر شاخص های آمادگی جسمانی زنان جوان مبتلا به ام .اس بود. بدین منظور، 36 زن مبتلا به ام .اس از نوع عود کننده فروکش کننده با سطح وضعیت ناتوانی گسترش یافته( EDSS ) کمتر یا مساوی سه (با میانگین سنی 57/6±72/32 سال؛ قد 23/4±164 سانتی متر؛ وزن 4/11±1/65 کیلوگرم؛ سابقه بیماری 20/1±4 سال) به طور داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند و به شکل تصادفی به چهار گروه (شامل: سه گروه مکمل، تمرین و ترکیب تمرین + مکمل و گروه کنترل) تقسیم شدند. قبل و بعد از دوره آزمایش، تمامی آزمودنی ها در آزمون قدرت عضلات اکستنسور بالاتنه با دینامومتر، استقامت عضلات فلکسور تنه با آزمون نگه داری تنه در زاویه 60 درجه، انعطاف پذیری با آزمون ولز، هماهنگی با آزمون پرتاب پی در پی توپ تنیس و تعادل با آزمون ایستادن تک پا شرکت کردند. تمرینات ثبات مرکزی به مدت هشت هفته و به صورت سه بار در هفته به طور فزاینده (جلسه اول، پنج ثانیه حفظ حرکت با شش تکرار تا جلسه آخر، هشت ثانیه حفظ حرکت با 10 تکرار) اجرا گشت. گروه های مکمل هر دو هفته، یک بارکپسول IU 1500 ویتامین D را مصرف می کردند. از آزمون آماری تحلیل کوواریانس برای ارزیابی اطلاعات استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که تمرین ورزشی همراه با مصرف ویتامین D درمقایسه با گروه کنترل موجب بهبود قدرت (P=0.002) و استقامت (0.001=P) ) عضلانی، انعطاف پذیری (P=0.001) ، هماهنگی (P=0.001) و تعادل (P=0.001) شده و درمقایسه با مصرف ویتامین D، منجر به بهبود استقامت عضلانی (P=0.001)، انعطاف پذیری (0.001=P) ، هماهنگی (P=0.001) و تعادل (P=0.001) می گردد. همچنین، تمرین ورزشی بدون مصرف ویتامین D درمقایسه با گروه مصرف ویتامین D موجب بهبود استقامت عضلانی (P=0.015) شده و درمقایسه با گروه کنترل موجب بهبود استقامت (P=0.002)، هماهنگی (P=0.031) و تعادل(P=0.001) گشته است؛ اما مصرف ویتامین D به تنهایی، تأثیر مثبت و معناداری بر متغیرهای پژوهش نداشت (P>0.05). با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که به ترتیب اولویت، تمرین ورزشی همراه با مصرف ویتامین D و سپس تمرین ورزشی، تأثیر مطلوبی بر بهبود شاخص های آمادگی جسمانی دارد.
۵.

تأثیر هشت هفته تمرین هوازی سبک و سنگین بر ابستاتین وکوله سیستوکینین سرم موش های صحرایی نر چاق

کلید واژه ها: ابستاتینکوله سیستوکینینتمرین هوازی سبکتمرین هوازی سنگینموش نر چاق

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۱۲۲۷ تعداد دانلود : ۶۳۶
در دهه های اخیر به هورمون های رودی معدی توجه خاصی شده است. ابستاتین، هورمونی رودی معدی است که ضداشتها است. کوله سیستوکینین نیز دیگر هورمون تنظیم کننده در فرایند گوارش و ضداشتها است.هدف از انجام این پژوهش مطالعه تغییرات احتمالی هورمون های ابستاتین وکوله سیستوکینین به دنبال هشت هفته فعالیت ورزشی با شدت های متفاوت در موش های نر چاق نژاد اسپراگوداولی بود. بدین منظور 75 سر موش صحرایی نر بالغ دو ماهه با وزن 255-225 گرم به طور تصادفی انتخاب شدند. موش ها از طریق تغذیه مخصوص از دامنه وزنی 255-225 گرم به 340-300 گرم رسیدند و به طور تصادفی در گروه های کنترل و تمرین هوازی سبک و هوازی سنگین جایگزین شدند. برنامه تمرینی شامل هشت هفته دویدن روی نوارگردان جوندگان بود. در پایان پژوهش جهت اندازه گیری ابستاتین و کوله سیستوکینین سرمی با استفاده از کیت، از قلب موش ها نمونه خونی گرفته شد.داده های حاصله به صورت میانگین و انحراف استاندارد با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0 بررسی شدند. نتایج نشان داد بین میانگین ابستاتین و کوله سیستوکینین در گروه های کنترل، تمرین هوازی سبک و سنگین تفاوت معناداری وجود داشت و این تفاوت بین گروه کنترل با گروه های تمرین هوازی سبک و سنگین بود. همچنین بین تغییرات ابستاتین و کوله سیستوکینین در گروه تمرین سبک رابطه معناداری مشاهده شد، اما در گروه تمرین سنگین، رابطه معناداری مشاهده نگردید. در نهایت این پژوهش نشان داد انجام تمرین باعث گردید میزان این دو هورمون کاهش یابد.
۶.

رابطة حداکثر اکسیژن مصرفی و نبض اکسیژن با برخی عوامل خطرزای قلبی در دختران جوان

کلید واژه ها: شاخص توده بدنحداکثر نبض اکسیژننسبت دور کمر به لگنحداکثر اکسیژن مصرفیفیبرینوژنپروتئین واکنشی C

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۷ تعداد دانلود : ۶۹۲
عوامل مختلفی در بروز بیماری های قلبی - عروقی نقش دارند و با تشخیص این عوامل می توان از پیشرفت بیماری پیشگیری کرد. برای بررسی ارتباط برخی شاخص های التهابی شامل: پروتئین واکنشی C hs-CRP))، فیبرینوژن و برخی شاخص های چاقی مانند شاخص تودة بدن ((BMI و نسبت دور کمر به لگن ( WHR) با حداکثر نبض اکسیژن و حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) در دختران جوان غیرورزشکار، 42 نفر از دختران دانشجوی دانشگاه شیراز (سن: 27/1±21/20 سال، وزن: 032/8± 035/58کیلوگرم، قد: 22/5 ±64/158سانتی متر) که کاملاً سالم بودند و از لحاظ سلامتی هیچ منعی برای شرکت در آزمون ورزشی نداشتند، به روش هدفمند از میان داوطلبان انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری حداکثر نبض اکسیژن و VO2max از آزمون بیشینة بروس روی نوار گردان استفاده شد. 5 میلی لیتر خون سیاهرگی بازویی در وضعیت ناشتا از هر یک از آزمودنی ها گرفته شد. برای ارزیابی نتایج از آزمون آماری همبستگی پیرسون و نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد بین شاخص التهابیhs-CRP با VO2max ارتباط معکوس و معنی دار وجود دارد (26/0r=- ، .05/0≥ p )، اما بینhs-CRP و حداکثر نبض اکسیژن و نیز بین فیبرینوژن و شاخص های چاقی با حداکثر نبض اکسیژن و VO2max ارتباط معنی دار وجود ندارد (05/0 < P). در مجموع، می توان نتیجه گیری کرد که افزایش میزان حداکثر اکسیژن مصرفی می تواند با کاهش شاخص خطر قلبی hs-CRP همراه باشد.
۸.

تاثیر فعالیت بدنی هوازی در سه ماهه سوم بارداری بر برخی از شاخص های زایمان

تعداد بازدید : ۹۸۰ تعداد دانلود : ۴۵۲
هدف از انجام این تحقیق, بررسی تأثیر فعالیت بدنی هوازی در سه ماهه سوم بارداری بر برخی از شاخص های مربوط به زایمان شامل, مدت زمان مرحله فعال و دوم زایمان, نوع زایمان و استفاده از وسیله در زایمان واژینال می باشد. آزمودنی های تحقیق شامل 26 مادر باردار نخست زا و سالم بودند که به طور تصادفی انتخاب شده و به طور تصادفی و به دو گروه تجربی (12 نفر) و کنترل (14 نفر) تقسیم گردیدند. از مودنی های گروه تجربی به مدت ده هفته در تمرینات منتخب هوازی شرکت کردند. نتایج تحقیق نشان داد که مدت زمان مرحله فعال زایمان و استفاده از وسیله در زایمان واژینال در گروه تجربی به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل بود (P<0.05) . مدت زمان مرحله دوم زایمان و فراوانی عمل سزارین جهت زایمان دو گروه تفاوت معنی داری نداشت (P>0.05). بطور کلی نتایج تحقیق نشان داد که انجام فعالیت بدنی هوازی منتخب در سه ماهه سوم بارداری موجب کوتاه شدن مدت زمان فعال زایمان و در نتیجه, کاهش برخی از مشکلات مربوط به زایمان می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان