ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
۱.

تبیین و دسته بندی جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۴
در مطالعات میان رشته ای با محوریت موضوع معاصرسازی یک مدل جامع که معرف تمام ابعاد وجودی آن باشد، وجود ندارد. از این جهت مقاله قصد دارد جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان رشته ای را تبیین و دسته بندی کند؛ ظرفیت رشته های علمی (توانمندی یا ضعف) در میزان درکِ فرایند معاصرسازی و تطبیق با آن را بسنجد؛ و تأثیر یکپارچه سازی دانش های مختلف (با رویکرد میان رشته ای) بر میزان فهم معاصرسازی را مورد واکاوی قرار دهد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیل محتوا (روش استدلال استقرایی) با رویکرد مرور نظام مند است که تحلیل محتوای کمی-کیفی منابع فارسی حوزه معاصرسازی را انجام داده است. مطالعات به ترتیب فراوانی در چهار حوزه معماری و شهرسازی، هنر، دین و ادبیات تقسیم بندی شده اند. هر حوزه دارای زیرمجموعه ای است، که به لحاظ محتوایی همگرا با موضوع اصلی پژوهش می باشد. حوزه مطالعاتی معماری و شهرسازی با بیشترین موضوعات محوری، در این زمینه نیز پیشرو می باشد. ارائه مدل جریان معاصرسازی دستاورد دیگر پژوهش می باشد. یافته ها نشان داد که معاصرسازی، فرایندی نامتوازن است. نامتوازن از این جهت که سرعت تطبیق حوزه های دانشی مختلف با تحولات معاصر، متفاوت می باشد؛ و این ناهم زمانی به «ناسازگاری» منجر می شود. اگرچه رشته های دانشی به صورت منفرد، در فهم جامع فرایند معاصرسازی، ضعیف عمل می کنند؛ اما تعامل میان رشته ای در سه سطح بنیادین، روشی و کاربردی، توانمندی سیستم را افزایش می دهد. حوزه های علمی چهارگانه، به دو شکل اساسی می توانند در فرایند معاصرسازی مشارکت داشته باشند: نخست، از طریق بازتعریف رابطه دیالکتیکی سنت-مدرنیته در حوزه تخصصی خود؛ دوم، با ایفای نقش مترجم فرهنگی که مفاهیم انتزاعی مدرنیته را به زبان قابل درک برای جامعه تبدیل می کنند.
۲.

الزامات و اقتضائاتِ نظریه پردازیِ میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۶۸
نظریه پردازی در حوزه های میان رشته ای علوم انسانی و اجتماعی دشوارتر از نظریه پردازیِ رشته ای در این حوزه است. علاوه بر چارچوب نظری و روش که لازمه هرگونه نظریه پردازی است، نظریه پردازیِ میان رشته ای به برخی زمینه ها، شرایط و ویژگی های دیگری نیز نیاز دارد. مسئله این مقاله تبیین این ویژگی ها و شرایط به عنوان الزامات و اقتضائات نظریه پردازیِ میان رشته ای است. پرسش اصلی این است که نظریه پردازیِ میان رشته ای در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، به غیر از چارچوب نظری و روش که بحث این مقاله نیست، به چه الزامات و اقتضائاتی نیاز دارد؟ مقاله این الزامات و اقتضائات را در چهار بخش دسته بندی و ارائه کرده است که عبارت اند از: علمی، فرهنگی، ذهنی و شخصیتی. مقصود از الزامات و اقتضائات علمی رعایت برخی قواعدِ مربوط به دانش و پژوهش است. منظور از الزامات و اقتضائات فرهنگی برخی روش ها و منش های نهادینه شده در رفتار و نگرش افراد است. الزامات و اقتضائات ذهنی به قابلیت ها و مهارت های ذهنی، زبانی، و اندیشه ورزی اشاره دارد. در الزامات و اقتضائات شخصیتی، برخی روحیات و ویژگی های شخصیتی و روان شناختیِ نظریه پرداز مدنظر بوده است. مقصود از «الزامات و اقتضائات»، قابلیت ها، توانایی ها و ویژگی های لازم برای نظریه پردازیِ میان رشته ای است. در این تحقیق از دو روش پدیدارشناسی و روش مدل سازی استفاده شده است.
۳.

آمالگام، هیبرید و مناسک: مفاهیم مغفول در تحلیل الگوهای تلفیق رشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش های دانشگاهی معاصر به طور فزاینده ای با مسائل پیچیده ای مواجه اند که از ظرفیت یک رشته علمی منفرد فراتر می روند و مستلزم اشکال متنوعی از تعامل رشتگی هستند. در این میان، مفاهیم چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی به طور گسترده بررسی شده اند، اما تحلیل مفهومی دقیق کیفیت و منطق ادغام دانش در این الگوها همچنان با ابهام هایی همراه است. به ویژه، مفاهیمی مانند آمالگام، هیبرید و مناسک میان رشتگی، با وجود اهمیت نظری و تحلیلی، کمتر به صورت نظام مند و مقایسه ای مورد توجه قرار گرفته اند. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین نقش این سه مفهوم در فهم فرایندهای تلفیق رشتگی و تمایزگذاری میان سطوح و اشکال مختلف ادغام معرفتی است. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی تحلیلی برای روشن سازی تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های این مفاهیم در بستر الگوهای گوناگون تعامل رشتگی است. این مطالعه با رویکردی کیفی و با استفاده از تحلیل مفهومی و تحلیل نظام مند ادبیات نظری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل آثار نظری و تحلیلی مرتبط با حوزه های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی است که به صورت هدفمند و بر اساس میزان ارتباط مفهومی با موضوع پژوهش انتخاب شده اند. داده ها از طریق مرور و تحلیل متون علمی گردآوری و با استفاده از مقایسه تحلیلی و تفسیر مفهومی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که هیبرید بیانگر تعامل های بینابینی، پویا و غالباً ناپایدار میان رشته هاست که امکان گفت وگو و هم نشینی معرفتی را بدون ادغام کامل فراهم می کند، در حالی که آمالگام به اشکال عمیق تر و پایدارتر ادغام معرفتی با ویژگی های نوظهور اشاره دارد. مناسک میان رشتگی نقش مهمی در تثبیت زبان مشترک، کاهش اصطکاک شناختی و شکل گیری هویت جمعی پژوهشی ایفا می کند. کاربرد مفاهیم هیبرید و آمالگام اساساً به چارچوب های چندرشتگی، میان رشتگی و فرارشتگی محدود است و تعمیم آن ها به سایر رویکردهای رشتگی از دقت مفهومی برخوردار نیست. نتایج پژوهش نشان می دهد که تمایزگذاری دقیق میان هیبرید و آمالگام می تواند به ارتقای تحلیل نظری و ارزیابی کیفی پژوهش های تلفیقی کمک کند. این چارچوب تحلیلی، پیامدهای مهمی برای طراحی، مدیریت و ارزیابی پروژه های میان رشتگی در آموزش عالی و نظام پژوهش دارد. در عین حال، وابستگی این مفاهیم به زمینه های نهادی و معرفتی، از محدودیت های پژوهش حاضر محسوب می شود و ضرورت مطالعات تکمیلی تجربی را برجسته می سازد.
۴.

رهیافت میان رشته ای در خوانش حس مکان از منظر هنر های معماری و سینما(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۹
حس مکان، به عنوان مفهومی میان رشته ای و چندلایه، نقشی محوری در درک تجربه زیسته انسان ایفا می کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و بهره گیری از روش تحلیل تطبیقی، به بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری حس مکان در دو حوزه معماری و سینما می پردازد و با تکیه بر ظرفیت های تحلیلی مطالعات میان رشته ای، چارچوبی برای خوانش این پدیده ارائه می دهد. هدف اصلی پژوهش، تبیین بنیان های مشترک حس مکان در قالب رویکرد میان رشته ای است. این مطالعه به عنوان نمونه ای از به کارگیری رویکرد میان رشته ای در علوم انسانی، هم به توسعه روش شناسی تحقیق میان رشته ای و هم به درک عمیق تر مفهوم حس مکان کمک می کند. در این راستا، سه بعد فیزیکی، فعالیتی و معنایی به عنوان ابعاد اصلی تحلیل انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد سازوکارهای شکل گیری حس مکان در هر دو حوزه، از الگویی مشابه پیروی می کنند و از طریق تعامل عناصر کالبدی، رفتاری و معنایی، موجب تجربه ای یکپارچه و معنامند می شوند. پژوهش حاضر بر ظرفیت هم افزای معماری و سینما در خلق فضاهای معنادار و روایت محور تأکید دارد و رهیافت میان رشته ای را ابزاری کارآمد برای فهم پیچیدگی های تجربه مکان در بسترهای فرهنگی و اجتماعی معاصر معرفی می کند.
۵.

بررسی روش شناسی تحلیل محتوای کیفی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
این مقاله به ابداع و صورت بندی یک روش تحقیق نوین در حوزه تحلیل کیفی با عنوان «تحلیل محتوای کیفی تطبیقی» می پردازد؛ روشی کاملاً کیفی و میان پارادایمی که با اتکا بر منطق «ابداکتی»، امکان تلفیق نظام مند فرایندهای استقرایی (کشف مضامین نوظهور) و قیاسی (سازمان دهی چارچوب محور) را در قالب یک پروتکل تحلیلی فراهم می سازد، بدون اینکه داده ها به شاخص های کمی تقلیل یابند یا ادعای علیت قطعی مطرح گردد. طراحی این روش در قالب یک پژوهش توسعه ای–کیفی؛ مبتنی بر مرور نظام مند ادبیات روش شناختی در سال های2000تا 2025 و متاسنتز کیفی ۳۰ منبع منتخب انجام و در نتیجه، تحلیل محتوای کیفی تطبیقی به صورت یک چارچوب عملیاتی پنج مرحله ای شامل: گردآوری و آماده سازی داده ها، کدگذاری ترکیبی (باز و هدایت شده)، نرمال سازی فازی و تحلیل تطبیقی چندلایه، تفسیر نتایج و بازنمایی یافته ها صورت بندی شده است. برای نمایش ظرفیت تحلیلی و اعتبار روش، تحلیل محتوای کیفی تطبیقی در یک مطالعه موردی با موضوع «امنیت» به کار گرفته شد و نتایج نشان داد که این چارچوب قادر است الگوهای شرطی، هم پوشانی ها و تنش های مفهومی را در خوانش های پارادایمی متفاوتِ مدرن (امیل دورکیم) و پست مدرن (ژاک دریدا) از امنیت آشکار سازد و امکان تحلیل تطبیقی معنای امنیت را در درون پارادایم کیفی فراهم آورد. یافته ها نشان می دهد که تحلیل محتوای کیفی تطبیقی با ایجاد پیوندی درونی میان کشف معنای داده محور و انسجام نظری، الگویی روشمند، بازتولیدپذیر و میان رشته ای برای تحلیل پدیده های پیچیده اجتماعی و فرهنگی ارائه می دهد؛ هرچند شفاف سازی سطوح فازی و توسعه شاخص های روایی و پایایی از الزام های توسعه آتی این روش به شمار می آید.
۶.

آسیب شناسی مطالعات خاورشناسان درباره اکولوژی و محیط زیست جهان اسلام؛ رویکردی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۷
مطالعات بین رشته ای پیرامون اکولوژی و محیط زیست در جهان اسلام به دلیل تنوع فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی این منطقه نیازمند رویکردی جامع و چندگانه است. این مقاله به بررسی آسیب شناسی مطالعات خاورشناسان در این زمینه می پردازد و چالش ها و فرصت های موجود را شناسایی می کند. با تکیه بر نظریه های بوم شناختی، انسان شناسی، تاریخ نگاری و جامعه شناسی، تلاش می شود تا به درک عمیق تری از تعاملات میان جوامع اسلامی و محیط زیست در طول تاریخ پرداخته شود. یافته های مقاله حاضر نشان می دهد که بسیاری از مطالعات موجود به محدودیت های جغرافیایی و فرهنگی خاصی وابسته اند و از یک چارچوب تحلیلی سنتی پیروی می کنند که نتوانسته به پیچیدگی های واقعی مسائل زیست محیطی در جوامع اسلامی پاسخ دهد. این مقاله همچنین به ضرورت ارائه نظم جدیدی از نگاه به اکولوژی درباره محیط زیست و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی آن پرداخته و تأکید می کند که همکاری میان رشته ای می تواند به شناخت عمیق تری از چالش های جدی زیست محیطی و راهکارهای بهبود شرایط موجود منجر شود. در نهایت، تحقیق به ضرورت ایجاد رویکردهای نوآورانه و بین رشته ای برای تجزیه و تحلیل مسائل محیط زیست در جهان اسلام و ترویج توسعه پایدار در این منطقه می پردازد. این مقاله به عنوان یک نقطه شروع برای بحث های آینده در محیط زیست، می تواند به شناسایی و حل مشکلات زیست محیطی کمک کند.
۷.

نقد و بررسی ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356 در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۹ تعداد دانلود : ۱۹۸
هدف: هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل مهم‌ترین موانع و اشکالات موجود در ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ است که منجر به تطویل زمان اجرای احکام و اطاله دادرسی می‌شوند. این مقاله در پی آن است که با واکاوی دقیق این ماده و رویه‌های اجرایی مرتبط، راهکارهای عملی و پیشنهادهای اصلاحی برای کاهش تأخیر در اجرای احکام، جلوگیری از سوءاستفاده محکوم‌علیه و تحقق هرچه سریع‌تر حقوق محکوم‌له ارائه دهد. روش پژوهش: این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای شامل قوانین، مقررات، کتب تخصصی، مقالات علمی و آرای وحدت رویه و نظریات مشورتی انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی ماده ۳۴ و سایر مواد مرتبط قانون اجرای احکام مدنی و همچنین بررسی مصادیق عملی و مشکلات اجرایی در مراجع قضایی است. از مطالعات تطبیقی با سیستم حقوقی فرانسه نیز برای ارائه راهکارها استفاده شده است. یافته‌ها: ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی با ابهامات و خلأهای تقنینی مواجه است که به محکوم‌علیه امکان می‌دهد با معرفی عمدی اموال فاقد خریدار، ادعای اعسار ناروا یا معرفی اموال دارای مشکلات ثبتی و حقوقی، روند اجرای حکم را به تأخیر اندازد. فقدان سامانه یکپارچه و شفاف شناسایی اموال محکوم‌علیه از موانع اصلی اجرای سریع احکام است. تسلسل در معرفی اموال توسط محکوم‌علیه و طولانی شدن فرآیند مزایده از جمله عوامل اصلی اطاله دادرسی هستند. ضمانت‌های اجرایی موجود مانند حبس، به دلیل سخت‌گیری در اثبات تقلب محکوم‌علیه، ناکارآمد هستند. اجرای اختیاری حکم در این ماده، به‌جای الزامی بودن، به محکوم‌علیه فرصت سوءاستفاده می‌دهد. نتیجه‌گیری: نتیجه کلی پژوهش حاکی از آن است که اصلاح ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی و الحاق تبصره‌های شفاف‌ساز ضروری است. همچنین، ایجاد سامانه ملی ثبت شفاف اموال، تشدید مجازات‌های کیفری برای پنهان‌سازی اموال، اجرای موقت احکام و محدود کردن حقوق اجتماعی محکوم‌علیه متخلف می‌تواند به کاهش اطاله دادرسی و تسریع در اجرای احکام بینجامد. در پایان، پیشنهاد می‌شود با الگوبرداری از نظام‌های حقوقی پیشرفته مانند فرانسه، راهکارهای اجرایی نوین در قالب لایحه اصلاحی به مجلس شورای اسلامی ارائه گردد.
۸.

ترسیم الگوی ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی در بانک ها با استفاده از روش تحلیل محتوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف پژوهش: هدف این پژوهش، استخراج و شناسایی ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی در صنعت بانک داری با تأکید بر نقش آن در بهبود عملکرد مالی و بهره وری است. با توجه به تغییر نگرش مدیران بانکی از منشور سنتی (تمرکز صرف بر سودآوری) به منشور نوین (توجه به مسائل اجتماعی و زیست محیطی)، این تحقیق درصدد است تا چارچوبی جامع برای مسئولیت اجتماعی بانک ها ارائه دهد.   روش پژوهش :   این پژوهش از روش تحلیل محتوا برای استخراج ابعاد و شاخص های مسئولیت اجتماعی استفاده کرده است. با بررسی متون و منابع مرتبط، مؤلفه های کلیدی مسئولیت اجتماعی در بانک داری شناسایی و دسته بندی شده اند.   یافته ها نتایج تحقیق نشان می دهد که مسئولیت اجتماعی در بانک داری شامل 35 مقوله (پیشران) است که در چهار بعد اصلی دسته بندی می شوند:  1- بعد اقتصادی (مانند شفافیت مالی، سودآوری پایدار 2- بعد اجتماعی (مانند حمایت از جامعه، رعایت حقوق مشتریان)3-. بعد کارکنان (مانند رفاه نیروی انسانی، توسعه مهارت ها)4- بعد محیط زیست (مانند کاهش آلایندگی، مصرف بهینه منابع) نتیجه گیری : یافته های این پژوهش حاکی از آن است که مسئولیت اجتماعی در بانک داری یک الزام استراتژیک است و مدیران باید آن را در تمامی تصمیمات و اقدامات خود مدنظر قرار دهند. توجه هم زمان به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کارکنان و محیط زیست نه تنها به بهبود تصویر برند و اعتماد عمومی منجر می شود، بلکه می تواند بهره وری و عملکرد مالی بانک ها را نیز ارتقا دهد. این تحقیق چارچوبی کاربردی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی مسئولیت اجتماعی در صنعت بانک داری ارائه می کند.  
۹.

تحلیل عاملیت و ساختار در بستر مجازی؛ پاییدن آزارگون مجازی از منظر تئوری کنش موقعیت مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
پاییدن آزارگون مجازی که با استفاده نادرست از فناوری های ارتباطی برای مزاحمت، تهدید یا نظارت آزاردهنده بر سایر کاربران بازنمایی می شود، یکی از اشکال نوپدید رفتارهای مخرب در شبکه های اجتماعی است. هدف اصلی این مقاله شناسایی تأثیر ارزش های اخلاقی، خودکنترلی، بازدارندگی ادراکی و بستر اخلاقی بر وقوع پاییدن آزارگون مجازی در دوگانه عاملیت و ساختار است. روش مقاله از نوع توصیفی-همبستگی است و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تهران می باشند. با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 304 نفر از دانشجویان دانشکده های دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزارهای این مقاله عبارت اند از: مقیاس های پاییدن آزارگون مجازی، ارزش های اخلاقی، خودکنترلی، بستر اخلاقی و بازدارندگی ادراکی. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS نسخه 4 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که هر دو سازه تمایلات کجروانه (ضریب بتا: 41/0) و بستر جرم زا (ضریب بتا: 37/0) تأثیر معناداری بر مبادرت به پاییدن آزارگون مجازی دارند. به طور مشابه، مسیر تعدیل گر تمایلات کجروانه × بستر جرم زا بر مبادرت به پاییدن آزارگون مجازی (ضریب بتا: 17/0) نیز معنادار است. یافته ها نشان دهنده اهمیت هم زمان عاملیت، ارزش های اخلاقی و خودکنترلی، ساختار، بستر اخلاقی و بازدارندگی ادراکی در بروز پاییدن آزارگون مجازی است. بر این اساس، طراحی مداخلات آموزشی و فرهنگی با هدف ارتقای ارزش های اخلاقی و تقویت خودکنترلی در میان دانشجویان ضروری به نظر می رسد. همچنین، بازنگری در سیاست های نظارتی و آموزشی برای ایجاد بستری سالم تر در فضای مجازی توصیه می شود.
۱۰.

بررسی گرایش های رفتاری دانشجویان دختر به پوشش اسلامی در مراکز دانشگاهی ایرانشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۸۸
هدف: شناخت نگرش جامعه دانشجویی به شعائر دینی، به ویژه پوشش اسلامی، از عناصر مهم شکل گیری رفتار انسانی شمرده می شود که در سلامت معنوی و صیانت از ارزشهای اسلامی نقش مؤثری دارد. هدف این پژوهش، بررسی گرایشهای رفتاری دانشجویان دختر پیرامون حجاب اسلامی بود. روش: مطالعه حاضر یک پیمایش توصیفی- مقطعی و جامعه آماری آن، دانشجویان دختر مراکز دانشگاهی شهرستان ایرانشهر است. سؤالات پرسشنامه در خصوص عوامل مؤثر در حفظ حجاب دانشجویان دختر است. طیف لیکرت پرسشنامه به امتیاز درصدی تبدیل و با روشهای آماری توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بیشترین نظرات موافق دانشجویان در زمینه حجاب و ترویج رعایت پوشش دینی از طریق فعالیتهای فرهنگی و کمترین موافقت، روش توبیخ و تذکر بود. پوشش دانشجویان با معیارهای شرعی، بیشترین نظرات موافق را به همراه داشت؛ که این امر موجب ایجاد امنیت روانی و مصونیت در جامعه است. از طرف دیگر، روشهای بی تفاوتی نسبت به حجاب و تفکیک جنسیتی در اماکن، کمترین نظرات موافق را داشت. نتیجه گیری: نظرات، دیدگاهها و گرایشهای متفاوتی در زمینه حجاب بین دانشجویان وجود دارد و مسئولان فرهنگی دانشگاه با ارائه راهکارهای مناسب، باید شیوه برخورد علمی و منطقی با این آسیب فرهنگی به منظور ارتقای ارزشهای اسلامی بهره برداری کنند.
۱۱.

مارگارت آرچر: مورفوژنز فرهنگی و عاملیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۴
مقدمه و اهداف: مارگارت آرچر با تمرکز بر عاملیت، فرهنگ و ساختار و با تأکید بر تعاملات پیچیده این سه حوزه، چشم اندازی متمایز برای تحلیل مسائل اجتماعی و فرهنگی ارائه می کند. او با اتخاذ رویکردی تلفیقی، میان مقوله های ساختار، فرهنگ و عاملیت تمایز قائل می شود و براساس اصل «دوگانه انگاری تحلیلی» توضیح می دهد که این سه ساحت، ماهیت های مستقل اما از نظر علّی وابسته به یکدیگرند. چهارچوب اصلی آرچر، یعنی «مورفوژنز فرهنگی» یا تکوین شکل فرهنگی، فرآیند تغییر و ثبات در فرهنگ، ساختار و عاملیت را در بستر زمان توضیح می دهد و نشان می دهد چگونه تعامل طولی میان ساختارهای پیشین و کنش های انسانی می تواند به تحول یا بازتولید پدیده های اجتماعی منجر شود. در اندیشه او، ساختار متشکل از موقعیت ها، نقش ها، قدرت، منافع و روابط مادی است؛ فرهنگ شامل باورها، معانی و قضایای معرفتی می شود؛ و عاملیت قلمرو تصمیم، کنش و بازاندیشی انسانی را تشکیل می دهد. او با بهره گیری از رویکرد شناختی، فرهنگ را به دو سطح افکار سازگار و ناسازگار تقسیم می کند و نشان می دهد که کنشگران چگونه در تعاملات فرهنگی−اجتماعی خود بر یکدیگر اثر می گذارند و می توانند مورفوژنز را رقم بزنند. هدف پژوهش حاضر تحلیل چندسویه نظریه آرچر و بررسی قابلیت آن در مطالعه پدیده های اجتماعی و فرهنگی انقلاب مشروطه ایران است. انقلاب مشروطه، به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران، صحنه بروز گفتمان ها، منازعات فرهنگی و تلاش های جمعی برای اصلاحات سیاسی و اجتماعی بود. نوآوری این پژوهش در کاربرد نظریه ای غربی بر یک تجربه تاریخی−اجتماعی ایرانی است تا از این رهگذر، ابعاد تازه ای از پویایی های فرهنگی و ساختاری مشروطه آشکار و محدودیت های این نظریه نیز مشخص شود. روش تحقیق: تحقیق حاضر با روش توصیفی−تحلیلی تدوین شده است. در این روش به توصیف دقیق یک پدیده یا موضوع پرداخته می شود و سپس به تحلیل و تبیین دلایل و روابط بین عناصر آن پدیده می پردازند. درواقع، روش تحقیق حاضر، روشی ترکیبی شامل دو رویکرد توصیفی و تحلیلی است. از این رو، در تحقیق حاضر، ابتدا چهارچوب نظری آرچر از زوایای متعدد تدوین شد. سپس منابع تاریخی مرتبط با انقلاب مشروطه، از جمله کتاب ها، مقالات بررسی و اطلاعات دقیق درباره رویدادها، افراد، گروه ها و ایده های مرتبط با مشروطه جمع آوری شد و با گزاره های کلی نظری آرچر انطباق داده شد تا نشان داده شود چگونه مفاهیم نظریه آرچر می توانند به فهم بهتر پویایی های انقلاب مشروطه کمک کنند. در این روش، تلاش شد تا با استفاده از شواهد تاریخی و مفاهیم نظری، یک استدلال منسجم و قانع کننده ارائه شود. در این راستا، تحلیل ها بر تعامل میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و سیاسی انقلاب متمرکز شد تا فرآیندهای مورفوژنز و مورفوستازیس فرهنگی−ساختاری به وضوح تبیین شوند. همچنین، تلاش شد روابط میان گروه های مختلف اجتماعی و ائتلاف های موقت آنها با عناصر ساختاری و فرهنگی بررسی شود تا نشان داده شود چگونه همگرایی ها و تضادها در شکل گیری نتایج انقلاب نقش داشتند. به این ترتیب، تحقیق حاضر نه تنها به توصیف رویدادها، بلکه به فهم سازوکارهای عمیق تغییرات فرهنگی و ساختاری در چهارچوب نظریه آرچر می پردازد و یک استدلال منسجم و قانع کننده ارائه می کند. نتایج: انقلاب مشروطه ایران را می توان در چهار مرحله از منظر مورفوژنز فرهنگی آرچر تحلیل کرد. این انقلاب نمونه ای از تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بود. مرحله اول، شامل شکل گیری نارضایتی های فرهنگی و اجتماعی است. ناکارآمدی ساختار سلطنت و تضاد میان ایده های نوگرایانه و فرهنگ سنتی، زمینه را برای ورود عاملیت انسانی به عرصه تغییر فراهم کرد. در واقع، این انقلاب با اتحاد موقت گروه های سنتی (روحانیون، ایلات) و مدرن (روشنفکران، تجار) در پاسخ به ناسازگاری های ساختاری (استبداد، نفوذ خارجی) و فرهنگی (سنت در برابر تجدد) آغاز شد؛ مرحله دوم، سازماندهی عاملیت ها و شکل گیری گروه های ذی نفع فرهنگی و سیاسی بود؛ روشنفکران ایده های نو را از طریق شوراها، انجمن ها و مطبوعات ترویج دادند و با روحانیون مشروطه خواه همصدا شدند و تلاش کردند حمایت گروه های اجتماعی و اقتصادی را جلب کنند. در این مرحله، کنشگران با بازتفسیر و بازترکیب عناصر فرهنگی موجود، آگاهی تأملی متفاوت این گروه ها، از فراتأمل تا تأمل خودمختار و تأمل ارتباطی، موجب کنش های جمعی همچون تحصن ها و فتح تهران شد؛ مرحله سوم با اوج گیری بحران و منازعات ساختاری مشخص می شود؛ تضاد میان سلطنت و گروه های متحد باعث شد ائتلاف ها و کشمکش های قدرت فرهنگی−سیاسی شدت گیرد و محدودیت های عاملیت انسانی برای ایجاد تغییر عمیق آشکار شود؛ مرحله چهارم، شکل گیری نتایج و پیامدهای نهایی بود؛ قانون اساسی تصویب شد و ساختارهای نوظهور فرهنگی و سیاسی تثبیت نسبی یافتند؛ اما بسیاری از عناصر فرهنگ سنتی حفظ شدند. به همین دلیل، به جای تحقق مورفوژنز عمیق، صرفاً مورفوستاز فرهنگی رخ داد و تغییر بنیادین در نظم فرهنگی−سیاسی حاصل نشد. در مجموع، انقلاب مشروطه نشان می دهد که حتی با کنش جمعی و اتحاد موقت گروه های سنتی و مدرن، تثبیت تغییرات ساختاری و فرهنگی مستلزم همگرایی پایدار، نهادسازی قوی و درونی سازی ایده های مدرن در سطح اجتماعی است. بحث و نتیجه گیری: انقلاب مشروطه ایران نمونه ای روشن از تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است. اگرچه گروه های مشروطه خواه توانستند اتحاد موقت شکل دهند و مجلس و قانون اساسی را برقرار کنند، این دستاوردها عمدتاً در سطح نهادی و نمایشی باقی ماند. ائتلاف ها تنها در مرحله کنش جمعی اولیه موفق بودند و هرگز به عاملیت جمعی پایدار تبدیل نشدند. اختلافات ایدئولوژیک میان روحانیون، روشنفکران و تجار، فقدان طبقه متوسط مستقل، نهادهای مدنی قوی و ذهنیت شهروندی باعث شد که تغییرات ساختاری نتواند در سطح واقعی قدرت تثبیت شود و سلطنت استبدادی، با وجود ظاهر مشروطه بازتولید شود. در سطح فرهنگی نیز، ایده های نوین مشروطه همچون حاکمیت قانون، تفکیک قوا و حقوق شهروندی وارد گفتمان رسمی شدند؛ اما جامعه نتوانست آنها را درونی کند. روابط شخصی گرا، وفاداری قبیله ای و ذهنیت رعیتی همچنان غالب ماند و تنها پوششی مدرن بر ساختارهای سنتی ایجاد شد. براساس نظریه آرچر، این وضعیت نمونه ای از مورفوستاز فرهنگی−ساختاری است. تغییرات اولیه و ظاهر نهادی تحقق یافت؛ اما تحول عمیق و پایدار در نظم اجتماعی و فرهنگی رخ نداد. تحلیل مشروطه از منظر آرچر نشان می دهد که مورفوژنز واقعی مستلزم وجود عاملیت جمعی پایدار، همگرایی فرهنگی−ساختاری و پشتیبانی گسترده اجتماعی است. بدون این عوامل، انقلاب ها ممکن است صرفاً دستاوردهای سطحی و موقت داشته باشند؛ درحالی که ساختارها و فرهنگ سنتی با پوششی نوین بازتولید می شوند؛ همان گونه که تجربه مشروطه به روشنی نشان می دهد. تقدیر و تشکر: نویسنده از تمامی استادان، پژوهشگران و منابع علمی مورد استفاده در تحقیق حاضر، و همچنین، از هیئت تحریریه مجله صمیمانه سپاسگزاری می کند. تعارض منافع: نویسنده تأیید می کند که هیچ گونه تعارض در تهیه و نگارش این مقاله وجود ندارد.
۱۲.

توسعه چارچوب و تحلیل ابزارهای تامین مالی عمومی پژوهش در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
ابزارهای تأمین مالی پژوهش برای پیشرفت دانش، تقویت نوآوری و رسیدگی به چالش های اجتماعی ضروری هستند. بدون آنها، پیشرفت در بسیاری از زمینه ها به شدت محدود می شود. بسیاری از دولت ها با برنامه ریزی و طراحی مناسب این ابزارها توانسته اند پژوهش های دانشگاهی را جهت دهی کرده و از آنها برای حل چالش های کلان و همچنین بالا بردن اثرگذاری آنها در اجتماع و بهبود اقتصاد بهره بگیرند. در سال های اخیر به خصوص با توجه محدودیت های مالی که دولت ها و به ویژه ایران با آن مواجه هستند، طراحی ابزارهای تأمین مالی پژوهش که اثر بخشی پژوهش ها را بیشتر کند، اهمیت بسیاری یافته است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل و شناسایی خلأها و ظرفیت های ابزارهای تأمین مالی پژوهش در وزرات علوم، تحقیقات و فناوری است. ابزارهای تامین مالی دارای ویژگی های مختلفی هستند که به آنها امکان تاثیرگذاری بیشتر را می دهد. در مرحله اول این پژوهش با استفاده از روش پژوهش مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد ابزارهای تامین مالی سازمانهای اصلی تامین کننده مالی پژوهش در کشورهای سوئد، ترکیه، کره جنوبی و هلند ابعاد مختلف ابزارهای تأمین مالی پژوهش را استخراج و یک چارچوب برای تحلیل ابزارهای تأمین مالی پژوهش توسعه داده است. در مرحله دوم، با مصاحبه با خبرگان ابزارهای تأمین مالی در وزارت عتف شناسایی شد و با بهره گیری از چارچوب تحلیل توسعه داده شده ابعاد مختلف ابزارهای تأمین مالی پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و خلاءها و ظرفیت های این ابزارها شناسایی شد. در نهایت 15 ابزار از ابزارهای تأمین مالی پژوهش در ایران شناسایی و بررسی شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که از میان انواع ابزارهای پژوهش نوع ابزار تأمین مالی برنامه ای با ماهیت بلند مدت کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفته است. تک مرحله ای بودن و رقابتی نبودن ابزارها از مشکلات اساسی ابزارهای تأمین مالی موجود در کشور است.
۱۳.

اثربخشی آموزش ابراز وجود و مدیریت استرس بر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۰
در سال های اخیر، زنان سرپرست خانوار به عنوان یکی از گروه های آسیب پذیر اجتماعی با چالش های روانی و اجتماعی متعددی روبرو هستند که مدیریت استرس و توانایی ابراز وجود، نقش مهمی در ارتقای سلامت روان و بهبود فرایند خانواده آنان ایفا می کند. با توجه به پیامدهای منفی ناشی از فشارهای متعدد، فقدان حمایت های کافی و تأثیر مستقیم این عوامل بر کیفیت زندگی این گروه، پژوهش های مداخله ای در زمینه آموزش مهارت های روان شناختی از ضرورت بالایی برخوردار هستند. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی آموزش هم زمان ابراز وجود و مدیریت استرس بر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار است. این پژوهش به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری را زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان کاشان در سال ۱۴۰۰ تشکیل دادند. از این میان ۳۰ زن به صورت در دسترس انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزارهای جمع آوری داده شامل مقیاس فرایند خانواده، مقیاس رضایت از زندگی و مقیاس عاطفه مثبت و منفی بود. گروه آزمایش طی ۸ جلسه آموزشی ۹۰ دقیقه ای آموزش ترکیبی مهارت ابراز وجود و مدیریت استرس را دریافت کرد. داده ها نهایتاً با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان داد آموزش ترکیبی ابراز وجود و مدیریت استرس موجب بهبود معنادار فرایند خانواده و افزایش بهزیستی ذهنی زنان سرپرست خانوار شد؛ به طوری که تفاوت معناداری میان گروه آزمایش و کنترل از نظر فرایند خانواده و بهزیستی ذهنی مشاهده گردید (F=5.87)، (p<0.01). یافته های پژوهش بیانگر اثربخشی برنامه آموزشی در ارتقاء سلامت روان و بهبود عملکرد خانواده زنان سرپرست خانوار است. به نظر می رسد آموزش هم زمان این مهارت ها می تواند راهکاری مناسب برای کاهش آسیب های روانی و افزایش کیفیت زندگی این گروه آسیب پذیر باشد. از محدودیت های پژوهش می توان به حجم نمونه محدود، دسترسی دشوار به گروه هدف و تأثیر شرایط اجتماعی بر پاسخ دهی اشاره کرد. توصیه می شود مداخلات مشابه در سطح گسترده تر و با روش های مقایسه ای بیشتری اجرا شود تا زمینه حمایت روانی و اجتماعی مطلوب تر زنان سرپرست خانوار فراهم گردد.
۱۴.

قنات نمادی از علم جهان باستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
قدیمی ترین آثار برجای مانده از قنات ها با پیدایش اولین تمدن های بشری هم زمان است. آثاری از قنات های باستانی ایران از حدود هزاره سوم و دوم قبل از میلاد در نقاط مختلفی از ایران هنوز باقی است. از دوره هخامنشیان و ساسانیان نیز بقایای رشته قنات های متعدد دیده می شود. قنات ها به عنوان نمادی از علم و مهندسی جهان باستان شناخته می شوند. قنات ها نشان دهنده درک عمیق گذشتگان از علم آب شناسی، زمین شناسی و مهندسی است. شناخت و استخراج آبهای پنهایی در اعماق پنهان زمین و توانایی حفر تونل های عمیق و طولانی و هدایت آب در طول شیب زمین نیازمند دانش و مهارت بالایی بوده است. بشر از قرنها پیش توانسته زمین و محدودیت های آن را بشناسد و با حفر قنات در پیچیده ترین ساختارهای زمین شناسی در چندین هزار سال پیش با علم زمین شناسی مهندسی آشنا بوده است، در صورتی که در قرون 17 و 18 زمین شناسی از قلمرو حدس و نظر خارج شد و به رشته علم پیوست. قنات های کهن حفر شده در دل خاک با قوانین حاکم بر رفتار خاک حفر شده اند. رفتار مکانیکی خاکها امروزه تحت دانش مکانیک خاک بررسی می شود.
۱۵.

بررسی تحلیلی نظام مند از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۵۰۹
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی تحلیلی نظام مند از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش عالی از سال 2016 تا 2022 بود.روش پژوهش: در این پژوهش از روش پریزما که روش فراتحلیل نظام مند مبتنی بر شواهد و مدارک است، بهره گرفته شد. بدین منظور 138 مقاله نگاشته شده در خصوص کاربرد هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی مورد بررسی قرار گرفت و داده های حاصل با استفاده از کدگذاری قبلی و زمینه ای استخراج و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته های این مطالعه نشان می دهند که در سال های 2021 و 2022 تعداد نشریات در رابطه با این موضوع نزدیک به 3 برابر سال های قبل افزایش یافته است و با افزایش سریع تعداد نشریات آموزشی هوش مصنوعی در آموزش عالی، رویه های تازه ای ظهور نموده اند.نتیجه گیری: پژوهش ها در شش قاره از 7 قاره جهان انجام گرفته است و این روند از ایالات متحده به چین انتقال یافته که اکنون پیشرو در تعداد نشریات در این حوزه است. همچنین نبود پژوهشگر از گروه های مختلف آموزشی، خلأهای موجود در ادبیات این حوزه و تبیین چگونگی مورد استفاده قرار گرفتن هوش مصنوعی در آموزش عالی نیز از دیگر نتایج این پژوهش است.
۱۶.

چالش های نهادی پارک های علم و فناوری در ایران: طراحی مداخلات نهادی سه سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۱
پارک های علم و فناوری به عنوان یکی از مهم ترین سازمان های واسطه ای در بوم سازگان نوآوری ایران، نقشی کلیدی در تجاری سازی فناوری، ارتقای همکاری های دانشگاه و صنعت و توسعه اقتصاد دانش بنیان ایفا می کنند. بااین حال، توسعه و کارکرد این نهادها با چالش های متعددی مواجه است که کارایی و اثرگذاری آن ها را محدود می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و ماهیت کاربردی و نیز با بهره گیری از چارچوب تحلیل نهادی و توسعه (IAD)، به شناسایی و واکاوی چالش های اصلی پارک ها در ایران می پردازد؛ سپس با صورت بندی این چالش ها در قالب چهار دسته، برای هر دسته مجموعه ای از مداخلات نهادی و اهرم های سیاستی متناظر در سه سطح عملیاتی، انتخاب جمعی و تأسیسی پیشنهاد می دهد. داده های پژوهش از طریق منابع ثانویه و اولیه (مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 22 نفر از خبرگان) گردآوری شده و با تحلیل محتوای کیفی و فرآیند کدگذاری با استفاده از نرم افزار MAXQDA، تصویری جامع از وضعیت موجود ارائه می شود. همچنین، این پژوهش به لحاظ زمانی در نیمه اول سال 1404 انجام شده و قلمرو مکانی آن تمامی پارک های علم و فناوری کشور بوده است. نتایج نشان می دهد مسئله اصلی پارک ها «کسری نهادی» ناشی از ناهم راستایی قواعد با بافتار است که در چهار بعد درهم تنیده بروز می کند: ابهام مأموریت و چندمتولی گری در حکمرانی، فقدان قواعد عملیاتی و خدمات استاندارد در اجرا و زیرساخت، ناتوانی یادگیری نهادی و کمبود شایستگی های تسهیل گری در سرمایه انسانی، و ضعف هم ترازی منافع/تقاضای فناورانه در شبکه. راه حل، بسته ای از مداخلات هم زمان در سه سطح IAD است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مرجع سیاستی برای نهادهای تصمیم گیر، مدیران پارک ها و بازیگران بخش خصوصی در بهبود حکمرانی و عملکرد پارک های علم و فناوری مورد استفاده قرار گیرد. .
۱۷.

چیستی نقد در علوم اجتماعی؛ مطالعه ای نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۴
نقد اجتماعی به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم در علوم اجتماعی مدرن به شمار می رود که از دوران روشنگری تاکنون نقشی محوری در تحلیل ساختارهای قدرت، ایدئولوژی های مسلط و بازنمایی های اجتماعی ایفا کرده است. مقاله حاضر، با تکیه بر روش اسنادی و رویکردی کیفی، به واکاوی و مقایسه چهار نحله فکری برجسته مکتب فرانکفورت، فمینیسم، مطالعات پسااستعماری و پسا مدرنیسم که بیشتر از سایر نحله های فکری به جریان انتقاد اجتماعی وفادار بوده اند، در نسبت با نقد اجتماعی می پردازد. داده ها از طریق بررسی نظام مند متون نظری و مطالعات پیشین گردآوری و با رویکرد تحلیلی بررسی شده اند. نتایج این تحلیل نشان می دهد که هرچنداین نحله ها از لحاظ مبانی معرفت شناختی، روش شناسی و خاستگاه تاریخی تفاوت دارند، اما همگی نقد را کنشی سیاسی، افشاگر و رهایی بخش می دانند که با هدف شالوده زدایی از گفتمان های مسلط و به چالش کشیدن وضعیت موجود به کار می رود. با اتکای بر این تحلیل ها، پژوهش حاضر پنج مولفه کلیدی نقد اجتماعی را سیاسی بودن، برملاسازی، رهایی بخشی، تمرکز بر فرودستان و ساخت اجتماعی واقعیت که در هر چهار نحله فکری مورد توجه قرار دارند، استخراج و چارچوبی نظری برای تحلیل و ارزیابی گفتمان های انتقادی فراهم می آورد. مطالعه حاضر کوشیده است تا با عبور از تحلیل های موردی، تصویری ساختارمند از چیستی و کارکرد نقد اجتماعی در بستر نظری مکاتب فکری معاصر ارائه دهد.  
۱۸.

زیستن در تعلیق؛ ترمیم هویت جنسیتی در تقاطع بدن، خانواده و حقوق با مطالعه ای بر تراجنسیتی های اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۵
این مقاله به تحلیل تجربه های تراجنسیتی های ساکن اصفهان می پردازد و نشان می دهد که بازتطبیق جنسیت نه یک فرایند خطی و کامل، بلکه وضعیتی ناتمام و تعلیقی است که در تقاطع نهادهای خانواده، دین، نظم حقوقی و پزشکی هرآینه در حال ساخته شدن است. یافته ها مبتنی بر بیش از هشتاد ساعت مصاحبهٔ عمیق با پانزده فرد تراجنسیتی و اتنوگرافی مشارکتی در گروه درمانی ها، اردوهای جمعی و موقعیت های روزمره است که در تعامل با دیدگاه های متخصصان حقوقی روان شناختی تحلیل شده تا زمینهٔ نهادی این تجارب روشن شود. روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل مضمون و تحلیل روایت است؛ به گونه ای که مضامین پایه از دل روایت ها استخراج و در لایهٔ مفهومی در پیوند با جامعه شناسی حقوق، روان شناسی اجتماعی و مطالعات جنسیت بازخوانی و در رویکردی بازاندیشانه در تعامل چندین ماهه با میدان تحقیق تدقیق شده است مطالعه نشان می دهد که «تعلیق» بیش از آن که به معنای نداشتن هویت باشد، به وضعیت نهادی اجتماعی اشاره دارد که در آن فرد برای بازشناسی هویت تثبیت شدهٔ خود ناگزیر از عبور از فرایندهای پرتناقض است. لذا به نظر می رسد که تجربهٔ بازتطبیق در اصفهان، هم تحت تأثیر زمینهٔ فرهنگی اجتماعی خاص این شهر بوده و هم بخشی از گفتمان ملی پزشکی–قضایی آن محسوب می شود. این مقاله، با ایجاد پیوندی میان رشته ای میان تحلیل های فوکویی از قدرت دانش و رویکرد تفسیری مید از «خود» در تعامل، پروژهٔ نظری پژوهشگرانی چون افسانه نجم آبادی را توسعه داده و نشان می دهد که چگونه سوژه های تراجنسیتی از طریق «سیاست های کوچک بقا» و تدبیرهای روزمره، عاملیت خود را در تقاطع این ساختارهای کنترل گر بازمی یابند و هویت خود را به صورت مداوم بازسازی می کنند .
۱۹.

بررسی اخلاقی عملکرد دو سامانه هوش مصنوعی تشخیص چهره و تصمیم گیری خودکار با تکیه بر حکمت عملی صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۲
این مقاله با هدف بررسی چالش های اخلاقی دو سامانه هوش مصنوعی «تشخیص چهره» و «تصمیم گیری خودکار» نگاشته شده است. روش تحقیق به کاررفته، تحلیل محتوا است که از طریق آن، نحوه عملکرد این سامانه ها و نقض اصول اخلاقی توسط آن ها مورد بررسی قرار می گیرد. اصول اخلاقی نقض شده شامل «انصاف»، «آزادی و اختیار»، «حریم خصوصی و حفظ اسرار»، «مسئولیت پذیری و پاسخ گویی» و «عمل به ظن معتبر» است. در ادامه، این اصول در چارچوب حکمت عملی صدرایی مورد تحلیل قرار می گیرند. نتایج نشان می دهد که در حکمت صدرایی، «انصاف» از صفات ضروری حاکم است و رعایت بی طرفی الزامی است؛ «آزادی و اختیار» برای تکامل و سعادت انسان اساسی است؛ «حریم خصوصی» اهمیت ویژه ای دارد و تجسس در آن ناپسند است؛ «مسئولیت پذیری و پاسخ گویی» از ویژگی های لازم رهبران است؛ و «عمل به ظن غیرمعتبر» قبیح شمرده می شود. بنابراین، براساس حکمت عملی صدرایی، به کارگیری این دو سامانه در شکل کنونی خود اخلاقاً قابل قبول نیست، مگر آنکه در طراحی یا اجرای آن ها تغییراتی صورت گیرد تا چالش های اخلاقی مذکور برطرف شود.
۲۰.

تحلیل پدیدارشناختی تفسیری: زیربنای فلسفی و کاربرد اصول تحقیق برای مطالعه در حوزه مدیریت و سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه و اهداف: پژوهش های کیفی در علوم اجتماعی به ویژه در حوزه مدیریت و سازمان، به دلیل توانایی در کشف معنای تجربیات پیچیده انسانی، اهمیت فزاینده ای یافته اند. پدیدارشناسی تفسیری به عنوان یکی از روش های کیفی، با تمرکز بر تفسیر تجربیات زیسته افراد و تعامل دوسویه محقق و مشارکت کننده، امکان درک عمیق تری از پدیده های سازمانی را فراهم می کند. مقاله حاضر در تلاش است با واکاوی زمینه ای برای انجام این روش از جمله منطق قرار دادن روش در سنت کیفی، توصیف پیشینه فلسفی، ویژگی های کلیدی و اسلوب اجرایی آن چهارچوبی روشمند برای انجام پژوهش های پدیدارشناسی تفسیری ارائه نماید. براین اساس، مقاله با بررسی مبانی فلسفی، هستی شناسی و شناخت شناسی روش آغاز می شود و سپس به تشریح گام های اجرایی و نقد و بررسی استفاده از روش می پردازد و در انتها چگونگی استفاده از این روش توسط محققان حوزه سازمان به ویژه رفتار سازمانی تشریح می شود. روش: این پژوهش با رویکرد مروری - تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، اسنادی، و آرای نظریه پردازان کلیدی پدیدارشناسی تفسیری (مانند هوسرل، هایدگر، و اسمیت) انجام شده است. روش شناسی مقاله مبتنی بر تحلیل تطبیقی مبانی فلسفی این روش و مقایسه آن با دیگر رویکردهای کیفی است. برای تضمین اعتبار یافته ها، چهارچوب پیشنهادی و تحلیل های انجام شده در مراحل مختلف تدوین مقاله، به صاحب نظران دانشگاهی آشنا با پدیدارشناسی تفسیری و روش شناسی کیفی ارائه شد و پس از بازخوردهای انتقادی، بازنگری نهایی صورت گرفت. مراحل تحقیق شامل غور در متون پایه، استخراج مفاهیم کلیدی، و دسته بندی مبانی نظری با تأکید بر کاربردپذیری در مطالعات سازمانی بوده است. نتایج: یافته ها نشان می دهد پدیدارشناسی تفسیری با ترکیب رویکردهای پدیدارشناختی و هرمنوتیکی، امکان کشف لایه های پنهان معنا در تجربیات سازمانی را فراهم می کند. این روش با تأکید بر تعامل محقق و مشارکت کننده، به «صدا دادن» به تجربیات فردی و حفظ اصالت روایت ها کمک می کند. همچنین، تفاوت های کلیدی این روش با نظریه داده بنیاد (تمرکز بر عمق به جای تعمیم) و تحلیل روایت (تفسیر معنا به جای ساختار داستان) شناسایی شد. محدودیت هایی نظیر سوگیری محقق، زمان بر بودن تحلیل و چالش های تعمیم پذیری نیز مورد بحث قرار گرفت. بحث و نتیجه گیری: پدیدارشناسی تفسیری به عنوان روشی قدرتمند در مطالعات سازمانی، امکان درک پیچیدگی های فرهنگ سازمانی، رهبری و تغییر را از دیدگاه ذی نفعان فراهم می کند. این روش با غنابخشی به داده های کیفی، زمینه ساز توسعه نظری و راهکارهای عملی در مدیریت است. باوجوداین، نیاز به مهارت های تفسیری بالا و توجه هم زمان به زمینه های اجتماعی از چالش های پیش روی محققان است. در پژوهش های آتی، پیشنهاد می شود مراحل اجرایی این روش با جزئیات بیشتری بیان شود. همچنین، به مهارت های لازم یک محقق پدیدارشناسی برای افزایش دقت در این نوع پژوهش پرداخته شود تا این روش با کمترین خطا به تفسیر تجربیات سازمانی بپردازد. تقدیر و تشکر: نویسنده سپاسگزاری عمیق خود را به استادان گرانقدر گروه مدیریت دانشگاه تربیت مدرس، به ویژه جناب آقای دکتر حسن دانایی فرد و جناب آقای دکتر حسین کاظمی تقدیم می نماید. راهنمایی های علمی، تسلط ایشان بر روش شناسی کیفی، و نقش کلیدی آنان در آشنایی نویسنده با مبانی فلسفی و عملی پدیدارشناسی تفسیری، سنگ بنای شکل گیری این پژوهش بوده است. تعارض منافع: مؤلف هیچ گونه تعارض منافعی در ارتباط با این مقاله ندارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان