مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
حضرت مریم (س)
حوزههای تخصصی:
اسوه های قرآنی، از جمله وجود مقدس حضرت مریم(س)، همواره در ادبیات عرفانی بازتاب داشته اند. نزول رزق بهشتی از جانب خدا برای آن حضرت و نیز بارور شدن نخل خشکیده، از جمله کرامات آن حضرت است که عرفا بر همین اساس، مقامات و مراتب والایی چون ولایت و خلافت کبری، صـبر، توکّـل، مـوت ارادی، محبت، صدق و... را برای وی قائل شـده اند. برخـورداری از اصـطفا و اصـطناع حق، صدق و انجام کراماتی در حد معجزه، استجابت دعا، برخورداری از بینش الهی و مشاهده امور غیبی، احراز مقام خلافت کبری و قدرت تصرف در پدیده ها و نیز شهود تجلّی حق از جمله ویژگی های خواص اولیاء الله است که عرفا به حضرت مریم(س) نسبت داده اند. ایشان به ویژه از کرامات آن حضرت، در بحث اثبات کرامات اولیا بهره فراوان برده اند. در این مقاله، نظر به اهمیت ولایت حضرت مریم(س) و مبسوط بودن این بحث در متون عرفانی فارسی، تنها به مقام ولایت و مقام خلافت کبرای آن حضرت از دیدگاه عرفا پرداخته شده است.
بازتاب مقامات حضرت مریم (س) در متون عرفانی از قرن چهارم تا قرن نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیاتی که در قرآن کریم دربارة مقام و منزلت حضرت مریم (س) نازل شده است، در ادبیات عرفانی بازتاب گسترده ای یافته است. از دیدگاه عرفا، شفقّت بر خلق از جمله ویژگی های برجستة اولیا است و آرزوی مرگ کردن حضرت مریم (س) نه به دلیل ترس از ملامت خلق، بلکه به سبب شفقّت او بر آدمیان بود تا به سبب نسبت دادن اتّهامات ناروا به آن حضرت، گرفتار عقوبت نشوند. حضرت مریم (س) به سبب مخالفت با هوای نفس و صبر در برابر سختی ها، قادر به خرق عادت گشت. آن حضرت به سبب مرگ ارادی، در عالم آخرت اقامت داشت و بدون کوشش، از رزق بهشتی برخوردار می شد و طهارت وی از ماسوی الله، سبب اقامت عیسی (ع) در آسمان ها گردید. در این مقاله به بازتاب برخی از مقامات حضرت مریم در متون عرفانی فارسی تا قرن نهم هجری پرداخته شده است.
الگوی خانواده در قصه های قرآنی (مطالعه موردی قصه های یوسف(ع)، موسی(ع)، مریم(س) و پیامبر اکرم(ص))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی
با دقت در قصه های قرآنی می توان گفت: بخشی از سرگذشت زندگی بزرگان دینی را چگونگی روابط آنها با خانواده تشکیل می دهد. بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع در قرآن و ضروری دانستن تنظیم صحیح روابط خانوادگی در خانواده و اجتماع، در این مقاله به بررسی چهار قصه یوسف(ع)، موسی(ع)، مریم(س) و پیامبر اکرم(ص) پرداخته می شود، تا الگوهایی کامل برای داشتن خانواده ای موفق و ایمانی ارائه گردد. در پژوهش حاضر، با توجه به قصه های ذکر شده، روابط اعضای خانواده در دو بخش درون و برون از خانه و خانواده مورد پژوهش قرار گرفته است. از بررسی آیات پی می بریم اصل ازدواج و شرایط همسر شایسته، پیش از هر چیز دیگر، نقش مهمی در شکل دهی فرهنگ خانواده دارند؛ در قرآن، بیش از آنکه به ارتباط زوجین نسبت به همدیگر در درون خانواده اشاره شود، به ارتباط همسران با افراد گوناگون در اجتماع پرداخته می شود؛ در روابط بین والدین و فرزندان، مواردی چون شناخت جایگاه، شخصیت بخشیدن و توجه به آینده فرزند و احسان فرزند به والدین مورد تأکید قرار گرفته است؛ قرآن، در خصوص روابط افراد در برون از خانه و خانواده، به لزوم حیا و عفت برای زنان و مردان، حفظ اسرار خانواده، پاسداری از عزّت و آبروی خانواده خود و دیگران و فعالیت زنان در اجتماع اشاره دارد. بنابراین جامعه ای سالم و با امنیت، نیازمند سالم بودن فضای خانواده و آرامش آن است.
بررسی عناصر داستانی تولد حضرت مسیح (ع) در سوره مریم
حوزههای تخصصی:
از جمله فصاحت ها و بلاغت های لفظی بی پایان قرآن کریم شیوه ی خاص قصه پردازی آن است، نه قصه های خیالی و از جنس قصه های ساخته ذهن بشر، بلکه قصه های واقعی و عبرت آموز از شخصیت-های واقعی تاریخ را بیان داشته است و در این بیان در عین کلی گویی مفاهیم والا را به بهترین شکل ممکن منتقل می کند. به عبارتی خواننده را به فضای داستان می برد تا با در نظر گرفتن تمام رخداد ها و موقعیت ها همگام با داستان پیش رود. صاحب نظران در حیطه ادبیات داستانی به عناصری دست یافته اند که رعایت آن عناصر به داستان جذابیت و گیرایی می بخشد. در این پژوهش نحوه حضور این عناصر در داستان تولد حضرت مسیح (ع) در سوره مبارکه مریم، بررسی شده است. به این ترتیب که ابتدا به تعریف عناصر داستانی پرداخته شده و ضمن معرفی اصطلاحات، شیوه ترکیب و ارتباط این عناصر در آیات 16 إلی 33 سوره مبارکه مریم مورد تحلیل قرار گرفته است. این آیات معجزه تولد حضرت مسیح (ع) را بصورت داستانی فوق العاده جذاب و گیرا بیان می فرماید. روش تحقیق مورد استفاده اسنادی وکتابخانه ای است.
مقایسه و ارزیابی نقش های جنسیتی در فرهنگ قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال سوم زمستان ۱۴۰۱شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
128 - 148
تعریف درست از نقش های جنسیتی در جوامع و متناسب با ویژگی زنانه و مردانه از جمله عوامل موثر در تحکیم خانواده است. از آنجا که نقش های جنسیتی در جوامع مختلف برگرفته از فرهنگ و مذهب آن جامعه اند، در این مقاله با رجوع به آیات قرآن و تفاسیر موجود با روش اسنادی، نقش های جنسیتی در قرآن با توجه به دو الگوی قرآنی حضرت موسی (ع) و حضرت مریم (س) بررسی می شوند. نتایج نشان می دهد الگوهای زن و مرد در قرآن از نظر شئون انسانی و قرب الهی، یکسان هستند اما نبوت و رسالت به معنای رهبری جامعه به دوش مردان است. هر دو الگوی قرآنی از جمله پرهیزگاران و مقربان درگاه الهی بوده و در دوره ای از زندگی خود تحت تربیت پیامبران الهی قرار گرفته اند. هر دو دارای معجزه الهی بوده یکی ید بیضا و عصا و .... و دیگری فرزندی که در گهواره سخن می گوید. هر دو به سمت خداوند متعال دعوت نموده و در جریان سختی ها از خداوند طلب کمک می نمایند. نقش ویژه ای که برای حضرت مریم (س) برشمرده مادری پیامبر الهی است و نقش ویژه حضرت موسی (ع) نبوت و رسالت ایشان است. احساسی که برای مریم (س) بر شمرده شده نگرانی و ترس از خدشه دار شدن عفت وی است. در صورتی که برای حضرت موسی (ع) به احساسات ترس و خشم، ترس از تکذیب فرعون و نیز ترس از فریب مردم توسط ساحران و خشم از مشاهده گمراهی قوم خود، اشاره شده است.
تحلیل تطبیقی نظرات مفسران درباره تبارشناسی حضرت مریم (س) در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضرت مریم(س) تنها زنی است که قرآن کریم ۳۴ بار از وی نام برده و به تجلیل از فضایل شخصی و خانوادگی او پرداخته است. در برخی از آیات قرآنی از مریم(س)، با تعابیر «بنت عمران» و «اُخت هارون» یاد شده است. در همین راستا اهداف اصلی پژوهش، بررسی دلایل ورود قرآن کریم به تبارشناسی حضرت مریم(س) و تحلیل دیدگاه های مفسران صاحبنظر درباره عناوین «آل عمران» و «اُخت هارون» است. این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی انجام شده و بر ضرورت اتخاذ رویکرد ادبی در تفسیر داستان های قرآنی تأکید می کند. نتایج پژوهش پیش رو از این قرار است: قرآن کریم با رویکردی اصلاحی و حکیمانه، تبار مریم(س) را به یکی از خاندان های برگزیده و پیامبرپرور(یعنی خاندان عمران) منتسب می کند تا هم از مریم در برابر اتهامات شنیع یهودیان مغرض دفاع کند و هم به تناقضات موجود در نسب نامه های اناجیل پایان دهد. قرآن همچنین با حذف نام «یوسف نجار» از نسب عیسی(ع)، بر نسب مادری «عیسی بن مریم» تأکید می ورزد. از نظر نگارنده، مراد قرآن از «هارون» در تعبیر قرآنی «یا أُخْتَ هارُونَ»، هارون نبی(ع) بوده و ارتباط مریم با وی به صورت سلالتی است. قرآن کریم همچنین مریم را دختر بلاواسطه «عمران» معرفی می کند. با این وجود هویت تاریخی عمران به دلیل عدم تحلیل مستقل شخصیت وی در قرآن برای مخاطبان مشخص نیست. از دیگر سو با عنایت به عدم ذکر نام «عمرام» پدر موسی و هارون در سرتاسر آیات قرآن و با درنظرگیری قرائن درون متنی، به نظر می رسد که مراد قرآن از «آل عمران» تنها خاندان پدری مریم(س) است.
اسرائیلیات داستان حضرت مریم و عیسی (ع) در تفاسیر فریقین با تاکید بر بحارالانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تفسیر تطبیقی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲
109 - 132
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، تحت عنوان "اسرائیلیات داستان حضرت مریم وعیسی(ع)در تفاسیر فریقین، با تاکید بر بحارالانوار"، با هدف استخراج روایات اسرائیلی بحارالانوار در نقل قصص مربوط به آنان نگارش یافته است. هدف عمده این بوده که با بررسی متن بحار در این بخش ها، و سایر آثار علامه مجلسی و تطبیق آن با تفاسیر فریقین، احادیث اسرائیلی داستان آن دو بزرگوار ونحوه برخورد علامه با این روایات و راویان آن ها استخراج شود.
برخی بزرگان (از جمله علامه طباطبایی و علامه عسکری) معتقدند، علامه در انتخاب روایات معتبر و بازشناسی آنها از احادیث ضعیف، تلاشی نداشته و هر غث و سمینی را در بحارالانوار کنار هم گردآورده و به صحت و سقم محتوایی و درستی یا نادرستی نسبت آنها به معصومین، توجهی نداشته است؛ حال آن که بر اساس تامل صورت گرفته در "بیان"ها و توضیحات علامه، ذیل روایات این بخش های بحار، و تطبیق آن با تفاسیر دیگر می توان به تطابق نداشتن پندار عمومی با واقعیت درباره چگونگی مواجهه مولف بحارالانوار با روایات پی برد.
به عبارت دیگر باید گفت از میان انبوه احادیث این بخش های بحار، تعداد بسیار اندکی روایت اسرائیلی را می توان یافت؛ در این موارد هم علامه یا صریحا رأی به نادرستی آن ها داده، و یا با توجه به دیگر ملاک های ایشان در سایر موارد می توان بی اعتباری آن را در نظر علامه به اثبات رساند، چرا که اظهار نظر صریح و قاطع علامه در بطلان اسرائیلیات و راویان آن ها در سراسر بحار به چشم می خورد.
بنابراین، باید گفت علامه مجلسی، در انتخاب روایات بحار دقت لازم را داشته و آن ها را بر اساس ملاک ها و معیارهای خاص خود گزینش کرده است و بدین ترتیب از نفوذ شمار زیادی روایت اسرائیلی به جامع حدیثی بحارالانوار، جلوگیری نموده اند. پس توجه به اسرائیلیات و راویان آن ها و اظهار نظر صریح و قاطع در بطلان آن ها، از موضع گیری های مهم علامه مجلسی در گزینش روایات بحاراست.
بررسی و تحلیل آراء مفسران قرآن از مفهوم «اصطفاء» و «عالمین» در آیه 42 سوره آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل مفاد آیات قرآن بر اساس اصول و قواعد تفسیری گوناگون اعم از سیاق، ساختار متن، دلالت های لغوی و روایات تفسیری، از بایسته های پژوهش در حوزه تفسیر است. در این پژوهش، با هدف بازخوانی آراء مفسران در تبیین آیه شریفه *وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى نِساءِ الْعالَمینَ* (آل عمران: 42)، سعی گردیده دلیل اختلاف مفسران در تبیین این آیه مشخص شود. از این رو با عنایت به تکرار واژه «اصطفاء» در این آیه، کاربردهای این واژه در قرآن مفهوم شناسی گردیده و دیدگاه های گوناگون مفسران در بیان مفهوم «اصطفاء» و تعیین مصادیق گوناگون آن بررسی شده است. در این زمینه و با توجه به کاربردهای واژه «اصطفاء» در ساخت های متفاوت در قرآن، یادآور شده چنان که برخی از مفسران تصریح نموده اند، واژه «اصطفا»ی اول در این آیه به دلیل مطلق بودن، به برگزیدگی و عصمت حضرت مریم (س) اشاره می کند و واژه «اصطفا»ی دوم، به دلیل مقید بودن به حرف جر «علی»، از برتری ایشان نسبت به دیگران و ویژگی ها و امتیازات خاص آن بانو حکایت دارد.