مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
فرسودگی زناشویی
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
63 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر خشونت خانگی بر خشونت خانگی، نشانگان برانگیخگتی جنسی و فرسودگی زناشویی زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز در نیمه اول سال 1401 بود. از این جامعه در نهایت 3 زوج (6 نفر) با توجه به ملاک های ورود و اقرار به خشونت زناشویی به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری به شیوه هدفمند و از طریق طرح آزمایشی تک موردی از نوع طرح های خط پایه چندگانه ناهمزمان استفاده شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خشونت علیه زوجین (حاج یحیی، 2009)، پرسشنامه فرسودگی زناشویی (پاینز، 2003) و پرسشنامه تمایل جنسی (هالبرت، 1992) استفاده شد. پکیج درمان (زوج درمانی مبتنی بر خشونت خانگی) در 12 جلسه مداخله و 4 مرحله خط پایه در مورد تمام شرکت کننده ها اعمال شد. شرکت کنندگان قبل از شروع درمان و در جلسات 4، 8، 12 و پیگیری 45 روزه و 3 ماهه توسط پرسشنامه های مذکور مورد تحلیل قرار گرفتند. پاسخ ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. نتایج نشان داد درصد بهبودی کلی زوج ها پس از مداخله زوج درمانی مبتنی بر خشونت خانگی در پایان درمان و نیز در مراحل پیگیری 45 روزه و 3 ماهه در سطح معنی داری بود (0/05>P). بنابراین رویکرد زوج درمانی باعث کاهش خشونت خانگی و فرسودگی زناشویی و افزایش نشانگان برانگیختگی جنسی زوج ها خواهد شد و نتایج پیگیری نیز حاکی از تداوم اثر این درمان در طول زمان بوده است.
اثربخشی زوج درمانی عقلانی-هیجانی-رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی و کاهش فرسودگی زناشویی زنان و مردان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۹۵)
69 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی زوج درمانی عقلانی-هیجانی-رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی و کاهش فرسودگی زناشویی زنان و مردان متأهل بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه ی زنان و مردان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره رازی شهر کرج در سال 1399 بود که از بین آنها 100 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و داوطلب انتخاب شدند. سپس از میان این زنان و مردان متاهل، 24 نفر که دارای کیفیت زندگی پایین و فرسودگی زناشویی بالایی بودند، به صورت تصادفی در دو گروه (12 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه فرسودگی زناشویی پاینز (1996،CBM ) و فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996، WHOQOL-BREF) بود. گروه آزمایش طی هفت جلسه ی دو ساعته و هفته ای دو بار تحت مداخله ی مبتنی بر درمان زوج درمانی عقلانی-هیجانی-رفتاری الیس (2010) قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون کیفیت زندگی و فرسودگی زناشویی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0p< وجود دارد. درنتیجه زوج درمانی عقلانی-هیجانی-رفتاری می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود کیفیت زناشویی و کاهش فرسودگی زناشویی زنان و مردان متأهل مورد استفاده قرار گیرد.
نقش واسطه ای خشونت زناشویی در رابطه بین صفات تاریک شخصیت با فرسودگی زناشویی در زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ خرداد ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۶)
205 - 214
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای خشونت زناشویی در رابطه بین صفات تاریک شخصیت با فرسودگی زناشویی در زنان متاهل انجام شد. این پژوهش توصیفی - همبستگی به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش، تمامی زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز بهزیستی و مشاوره شهر تنکابن در سال 1401 بودند. نمونه پژوهش 278 نفر از زنان متاهل بودند که به روش در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از سنجش فرسودگی زناشویی (CBM) پاینز (1996)، پرسش نامه های تاکتیک های حل تعارض (CTS-2) استراس و همکاران (1996) و سه گانه تاریک شخصیت (SD3) جونز و پالهوس (2014) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بوده است. همچنین نتایج نشان داد که اثر مستقیم صفات تاریک شخصیت بر خشونت زناشویی و فرسودگی زناشویی و خشونت زناشویی بر فرسودگی زناشویی معنادار بود (05/0>P). در نهایت نتایج نشان داد که نقش میانجی خشونت زناشویی بین صفات تاریک شخصیت و فرسودگی زناشویی معنادار بود (05/0>P). می توان نتیجه گرفت که صفات تاریک شخصیت به صورت مستقیم و به واسطه خشونت زناشویی می توانند بر فرسودگی زناشویی تاثیر داشته باشند.
اثر بخشی درمان هیجان مدار بر تعهد زناشویی و فرسودگی زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
91 - 105
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار بر مدار بر تعهد زناشویی و فرسودگی زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی است . طرح پژوهشی این مطالعه شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گزوه کنترل می باشد.ن بدین منظور تعداد (30 ) نفر از زوجین دارای تعارض زناشویی ، شناخته شدند و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . از این تعداد 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل بطور تصادفی قرار گرفتند . جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعهد زناشویی آدامر و جونز و پرسشنامه فرسودگی زناشویی پاینز استفاده شد . همچنین پکیج آموزشی زوج درمانی هیجان مدار ، طی جلسات درمانی به مدت 8 جلسه دو ساعته ، برای گرو ه آزمایش اعمال شد .نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین زوجین گروه آزمایش و گروه تفاوت معنا داری وجود دارد. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخلات زوج درمانی هیجان مدار باعث افزایش تعهد زناشویی و کاهش فرسودگی زناشویی زوجین شده است. در واقع ارتباط صحیح و مبتنی بر عشق و علاقه بین زوجین سبب افزایش تعهد زناشویی شده و زوجین واکنش متفاوتی نسبت به تعارضات زناشویی از خود نشان دادند.
پیش بینی فرسودگی زناشویی کارکنان زن فرماندهی انتظامی بر اساس ابرازگری هیجانی و مهار ت های ارتباطی با تأکید بر فرهنگ خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود تعارض از مسائل جدانشدنی در روابط زناشویی است و عدم حل آن موجب پدیدآمدن آثار مخرب در خانواده می شود که یکی از آن ها فرسودگی زناشویی است. این پژوهش، با هدف پیش بینی فرسودگی زناشویی براساس ابرازگری هیجانی و مهارت های ارتباطی با تأکید بر فرهنگ خانواده انجام گرفته شده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را زنان متأهل شاغل در فرماندهی انتظامی شهر تبریز تشکیل دادند. به علت محرمانه بودن داده ها، به جامعه آماری پژوهش دسترسی نداشتیم و حدود 100 نفر به شیوه نمونه گیری از نوع غیر تصادفی دردسترس انتخاب شدند. ابزار های این پژوهش، پرسشنامه های دل زدگی زناشویی پاینز (1996)، ابرازگری هیجانی کینگ آمونز (1990) و مهارت های ارتباطی مرادی (2000) بودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. بین ابرازگری هیجانی و مهارت های ارتباطی با فرسودگی زناشویی رابطه معنی دار وجود دارد (05/0≥P). همچنین، نتایج رگرسیون نشان داد که ابرازگری هیجانی و مهارت های ارتباطی قادر به پیش بینی فرسودگی زناشویی هستند. بنابراین، با توجه به اهمیت دل زدگی زناشویی و نقش تعیین کننده ابرازگری هیجانی و مهارت های ارتباطی در پیش بینی آن، لزوم توجه به آگاه کردن افراد در رابطه با ابرازگری هیجانی و مهارت های ارتباطی ضرورت می یابد.
نقش علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در پیش بینی فرسودگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ شماره ۱۱ (پیاپی ۱۱۶)
۱۷۰-۱۶۱
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در پیش بینی فرسودگی زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی شیراز در سال 1404 بود. 250 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های فرسودگی زناشویی پاینز (CBM، 1996)، شخصیت مرزی لیشنرنیگ (BPI، 1999)، روابط ابژه بل (BORI، 1995) و ناگویی هیجانی تورنتو (TAS، 1994) پاسخ دادند. داده ها با آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته ها نشان داد که علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی پیش بینی کننده مثبت و معنادار فرسودگی زناشویی هستند (001/0p<). همچنین نتایج نشان داد که علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در مجموع 62 درصد از نمرات فرسودگی زناشویی را تبیین می کنند. این یافته ها نشان می دهد که تعامل میان سازه های شخصیتی و عاطفی، از جمله علائم اختلال شخصیت مرزی، الگوهای روابط ابژه و ناگویی هیجانی، نقش تعیین کننده ای در تبیین فرایند فرسودگی زناشویی دارد.