مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
تجربه دینى
حوزههای تخصصی:
یکى از اقسام مهم تجربه دینى، تجربه تفسیرى است. این مقاله با روش توصیفى ـ تحلیلى، این قسم از تجارب دینى را با نگرش اسلامى بررسى، و محورهاى اساسى بینش قرآنى درباره این قسم از تجارب را تحلیل و تبیین مىکند. ابتدا تجربه تفسیرى را تبیین مفهومى کرده، سپس ارتباط آن را با تبیین دینى بازگفته و آنگاه با تقسیم تبیین، به عقلانى و غیرعقلانى، عقلانیّت تفسیرهاى دینى را نشان داده است.در این مقاله تأثیر و تأثر دو جانبه تجربه تفسیرى و احوال و عواطف آدمى، ارتباط تجربه تفسیرى با برخى از آموزههاى اصلى اسلام، از جمله توحید افعالى و اسماى الهى و نیز، عوامل دخیل و منشأ خطا و عینیّت تجربه تفسیرى مورد بررسى قرار گرفته است.
آیا تجربه دینى مىتواند باور دینى را موجّه کند؟
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر دیدگاه یکى از فیلسوفان دین، ویلیام آلستون، را در دفاع از منزلت معرفتى تجربه دینى بررسى مىکند. توجیه و توجیه معرفتى در معرفتشناسى آلستون از جمله مباحث مقدمى در این مقاله است. نویسنده براى بررسى رویّهاى که به تکوین باورهاى دینى منجر مىگردد، رشته استدلالهایى را پى مىگیرد که در آن آلستون به مقایسه رویه ادراک حسى و رویه ادراک دینى از منظر توجیه معرفتى مىپردازد. وى پس از طرح دو تلقى از توجیه معرفتى (تلقى سنجشگرانه و تلقى دستورى) نشان مىدهد که رویه ادراک حسّى تنها براساس تلقى حداقلى از توجیه دستورى مىتواند موجه باشد؛ سپس رویه ادراک دینى (مسیحى) را به محکِ این تلقى از توجیه معرفتى زده و نتیجه مىگیرد که این رویه معرفتى نیز، مانند دیگرى، واجد چنین توجیهى است و تجربه دینى مىتواند تحت شرایطى، پارهاى از باورهاى دینى را موجه کند؛ با این قید که چنین توجیهى در بادى نظر ممکن است با دلایل معارض قوىتر، ملغى یا تضعیف گردد.
وحى و تجربه دینى
حوزههای تخصصی:
تجربه دینى» یکى از مباحث مهم فلسفه دین معاصر است که رویکردهاى متعددى نسبت به آن وجود دارد. تحویل و فروکاستن وحى به تجربه دینى یکى از این رویکردهاست. بر اساس این دیدگاه، وحى نه از سنخ گزاره، بلکه مواجهه و تجربهاى دینى است که براى شخص پیامبر رخ مىدهد. نوشتار حاضر که به نقد و بررسى این دیدگاه اختصاص یافته است، پس از اشارهاى اجمالى به تجربه دینى، تعریف و ماهیت آن، به توصیف و تحلیل وحى تجربى در سنت الهیات لیبرال مسیحى و همچنین در میان روشنفکران مسلمان پرداخته، سپس این دیدگاه را مورد نقد و بررسى قرار مىدهد و در پایان، پس از ذکر تفاوتهاى وحى و تجربه دینى، به تأثیر این دیدگاه بر ایمان دینى مىپردازد.
تبیین فلسفى وقوع تجربه دینى از نظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است که با گزارش توصیفى ـ تحلیلى سخنان ابن سینا، دیدگاه وى را درباره تجربه دینى از منظر فلسفى تبیین کند و از این طریق، پاره اى از پرسش هاى مهم در بحث معرفت شناسى تجربه دینى و واقع نمایى این تجربه ها را براساس آراى ابن سینا پاسخ گوید. متن اصلى مورد استناد در این پژوهش کتاب الاشارات و التنبیهات ابن سیناست که وى برخى از آراى خاصّ خود را تنها در آن بیان کرده است.
مهم ترین نکاتى که در این پژوهش از منظر ابن سینا مطرح شده، عبارت اند از: تبیین منشأ توهّمات خودساخته و بى پایه و نیز مشاهدات اصیل و واقع نما؛ بیان چرایى اصل و نحوه نیازمندى پاره اى از مشاهدات اصیل به تأویل و تعبیر؛ تشریح فرایند وقوع این رویدادها در حالت بیدارى و حالت خواب؛ توضیح نقش بیمارى، ترفندهاى ساختگى، تزکیه و تهذیب نفس و نیز قوّت و ضعف آن در حصول این تجربه ها؛ بیان مراتب و انواع تشکیکى آنها و نشان دادن منشأ زمینه مند بودن برخى (و نه همه) تجربه هاى شبه حسّى.
القراءه الدینیه للمجتهد شبستری وعلاقتها بآرائه السیاسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
إن محمد مجتهد الشبستری (1315ﻫ.ش) هو من جمله المجددین الدینیین المعاصرین الإیرانیین، حیث استفاد من علم تفسیر المتون المسمی بالهرمونیتیک لیعمل تأملاته فی الدین ویطالع النصوص الدینیه. وإن مرکز الثقل فی فکر الشبستری وعنایته إنما هو ما یسمی بالتجربه الدینیه، التی هی فی حقیقتها حصیله قراءته الدینیه ومطالعاته. من وجهه نظر شبستری، فإن هذه المقوله لها اعتبارها فی دائره الفرد (الدائره الخاصه). ومن جهه، فإن له نظراته الخاصه فی الدائره السیاسیه، حیث کشف عنها وأوضحها بجلاء. وهی نظرات متفاوته ومختلفه عما علیه تلک الآراء السیاسیه الرائجه فی الفکر الشیعی، وثمه سؤال مطروح ههنا من شقین ألا وهما: أولا- ما هی العلاقه فیما بین القراءه الدینییه للشبستری، والتی ظهرت فی قالب مقوله التجربه الدینیه وبین آرائه السیاسیه؟ وثانیا- هذه العلاقه لأی درجه والى أی حد منسجمه ومبنیه علی أساس منطقی؟ وللإجابه علی هذا السؤال: فإن هذه الفرضیه التالیه مطروحه ومقترحه للإفصاح عن هذا الاستفهام، وهی: إن القراءه الدینیه للشبستری وآراءه السیاسیه متوافقه ومؤتلفه ومنسجمه مع بعضها وفیما بینها، لکن هذا الانسجام لا یتفق مع الأسس المنطقیه ولا یستند إلیها، ذلک أن آراءه السیاسیه مبتنیه علی مطالعاته وتأمله لمسأله محوریه الإنسان فی المدنیه الحدیثه أی أنه مرکز الثقل فیها، حیث إن مضامین هذه المطالعات والقراءات متعارضه وغیر متفقه مع مبانی علم تفسیر المتون (هرمونیتیک) وخاصه المباحث الفلسفیه منها والتی کانت محل اهتمامه ومصدره فی دراسته.