مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
طهارت نفس
نقش تهذیب نفس در کسب معرفت از نگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط علم و اخلا ق از مسائل مهمی است که همواره در مباحث معرفت شناسی مطرح است. در همین راستا تأثیر طهارت و تزکیه نفس بر کیفیت حصول معرفت از موضوعات جالب و بنیادین این مسئله است. در این نوشتار ابتدا پس از بررسی کلی دیدگاه فیلسوفان مسلمان درباره علم و چگونگی حصول ادراک، مشخص میگردد که حقیقت علم، امری وجودی و افاضهیی از عالم بالا بر قلب (نفس) انسان است. جستجو در آثار ملاصدرا نشان میدهد که حصول ادراک در سه مرحله» حسی، خیالی و عقلی در اثر اتحاد با صور مثالی و عقل مجرد صورت میگیرد و در این راستا موانعی چون تعلق خاطر به امور مادی و خواهشهای نفسانی باعث عدم دریافت قابلیت لا ز م جهت کسب معرفت حقیقی میشود و در نهایت وجود طهارت و تزکیه نفس مهمترین عامل کسب یقین معرفی میگردد.
بررسی «تطهیر و تهذیب نفس» در دستگاه عرفانی یوحنای صلیبی (خوان دلا کروز)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«تطهیر» یا «تهذیب نفس» بن مایه اندیشه عرفانی خوان دلاکروز، معروف به «یوحنای صلیبی» است، بلکه دقیق تر این است که بگوییم: تهذیب تاروپود اندیشه او را شکل داده است، به گونه ای که تقریباً هیچ آموزه ای بدون عنصر «طهارت» در دستگاه عرفانی او دیده نمی شود. بنابراین فهم کامل و جامع دستگاه عرفانی یوحنا مبتنی بر فهم دستگاه تهذیبی اوست. یوحنا طهارت را به دو مرحله «فعال» و «منفعل» تقسیم می کند. «طهارت فعال» عملی این سویی و از طرف سالک است و «طهارت منفعل» عملی آن سویی و از طرف حق است. یوحنا «شب تیره حس» و «شب تیره روح» را به عنوان مراتب طهارت مطرح می کند و آن دو را راه رسیدن به اشراق، عشق منور و «نکاح روحانی» می داند. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی نظریه تهذیبی و جایگاه طهارت در دستگاه عرفانی یوحنا را تبیین و بررسی می کند.
بررسی تطبیقی رویکردهای هرمنوتیک فلسفی در تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک فلسفی به بررسی و تحلیل تفسیر متون می پردازد. خاستگاه این دانش که فلسفه غرب است، با نام فیلسوفانی مانند هیدگر و گادامر پیوند خورده است. در بین اندیشمندان مسلمان، بررسی فرایند تفسیر قرآن و تحلیل کم وکیف تأثیر پیش فهم ها و گرایش های مفسر در تفسیر او، سابقه ای دیرینه دارد. در عرصه دین پژوهی اسلامی معاصر نیز برخی نواندیشان با اقتباس از آموزه های هرمنوتیک فلسفی رایج در غرب و با رویکردی حداکثری، تأثیرپذیری معرفت دینی از معارف بشری را تئوریزه کرده اند. تأثیر برخی از پیش فرض ها به عنوان «مبانی تفسیر قرآن» مورد وفاق همگان است؛ اما آنچه در بین صاحب نظران این عرصه محل اختلاف می باشد، عبارت است از: تأثیر پیش فهم های فلسفی، کلامی، عرفانی، روان شناختی، سیاسی و ....، نیز تأثیر انتظارات و علائق مفسر در تفسیر قرآن. در این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی، رویکردهای هرمنوتیک فلسفی در تفسیر قرآن را مورد تحلیل و بررسی تطبیقی قرار داده و با تقسیم این رویکردها به افراطی، تفریطی و اعتدالی به بررسی و نقد دو رویکرد اول پرداخته ایم. سپس، با تبیین و تثبیت رویکرد اعتدالی، عقلانیت و طهارت نفس را به عنوان شرایط لازم جهت استفاده از پیش فهم ها و گرایش ها معرفی کرده ایم.