یکی از تفاوت های مهمّ و شناخته شدهه زبان های بشری که در چند دههه اخیر در رده شناسی به عنوانِ معیار طبقه بندی زبان ها در یک خانوادهه زبانی به کار گرفته شده است، «ترتیب واژه» یا «آرایش سازه ای» است. «ترتیب واژه» عموماً به ترتیبِ قرارگرفتنِ عناصر موجود در بند یا گروه، مانند گروه های اسمی و فعلی، اطلاق می شود. یکی از زبان شناسانی که با بهره گیری از این ملاک مبادرت به رده بندیِ بسیاری از زبان های جهان کرد، درایر (1992) است. این پژوهش بر مبنای درایر (1992) و مؤلفه های ترتیب واژهه مطرح در آن شکل گرفته است و هدف از آن تعیین آرایش سازه ای بند و ردهه زبانیِ زبان سنگسری، یکی از زبان های ایرانی غربی، نسبت به گروه زبان های اروپا - آسیا و جهان است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که زبان سنگسری در مقایسه با گروه زبان های جهان از 15 مؤلفهه زبان های فعل پایانی قوی و 14 مؤلفهه زبان های فعل میانیِ قوی و در مقایسه با گروه زبان های اروپا – آسیا از 17 مؤلفه از مؤلفه های فعل پایانیِ قوی و 16 مؤلفه از مؤلفه های فعل میانیِ قوی برخوردار است. بنابراین، این زبان در حال حاضر به لحاظِ مؤلفه های رده شناختی به ردهه زبان های فعل پایانیِ قوی تعلق دارد، امّا از آنجایی که این زبان از مجموع 24 مؤلفهه زبان های فعل میانیِ قوی بیش از نیمی از آنها را نیز داراست، انتظار می رود که در آینده ای نه چندان دور شاهد تغییر وضعیت ردهه زبانی آن از ردهه زبان های فعل پایانیِ قوی به ردهه زبان های فعل میانی قوی باشیم
کتاب "ده گفتار در زبان شناسی شناختی-اجتماعی "[1] حاصل سخنرانی های پروفسور گیرارتز[2]درسال 2009 در همایش بین المللی زبان شناسی شناختی است که در کشور چین برگزار شده است. این کتاب در ده فصل تنظیم شده و در سال 2018 انتشار یافته است. نویسنده، استاد رشته زبان شناسی در دانشگاه لوون[3] است. عمده ترین علایق او به واژه شناسی، معنی شناسی، توجه به تنوعات زبانی در این دو حوزه، بهره گیری از تحلیل های پیکره بنیاد و فرهنگ نگاری است. از او تاکنون کتاب ها مقالات فراوانی به چاپ رسیده اند که از مهمترین آن ها می توان به ویرایش کتاب دستنامه آکسفورد در زبان شناسی شناختی [4] (2007) و پژوهش در زبا ن شناسی شناختی[5] (2006) اشاره کرد. همچنین از دیگر آثار این نویسنده می توان به پژوهش های پیشرو در جامعه شناسی زبان از دیدگاه شناختی [6] (2010) نیز اشاره داشت
شواهد محکمی در حمایت از وجود ارتباط بین رشد زبان در کودکان و رشد نظریه ذهن وجود دارد. ولمان و لیو (2004) مقیاسی از پیشرفت رشدی درک حالت های ذهنی در کودکان پیش دبستانی ارائه داده اند. در این مقیاس گذاری، توالی ای از هفت تکلیف ارائه شده که به نظر می رسد با ترتیبی قابل پیش بینی، در فرایند رشد کودکان پدیدار می شوند. مجموعه این تکلیف ها بر ساخت های مفهومی مختلفی تمرکز دارند که در این فرایند شناختی به دنبال هم ظاهر می شوند. در پژوهش حاضر، هفت تکلیف نظریه ذهن روی سی کودک فارسی زبان و سی کودک فارسی – ترکی زبان اجرا شد تا ترتیبی از این هفت تکلیف براساس سطح دشواری آن ها برای هریک از دو گروه زبانی ارائه شود و از سوی دیگر، ترتیب های مشخّص شده با یکدیگر و همچنین با ترتیب پیشنهادی ولمان و لیو (2004) از تکلیف های نظریه ذهن مقایسه شوند. الگوهای ارائه شده از رشد شناخت اجتماعی برای آزمودنی های پژوهش حاضر بیان گر آن است که کودکان فارسی زبان و فارسی – ترکی زبان، مراحل رشد شناخت اجتماعی مشابهی را با تفاوتی اندک نشان می دهند. با توجّه به نتایج به دست آمده، تفاوتی میان عملکرد کودکان تک زبانه و دوزبانه در انجام تکلیف های نظریه ذهن معنادار نیست؛ به عبارتی، نمی توان عملکرد یک گروه زبانی در انجام تکلیف های نظریه ذهن را بر گروه دیگر برتر دانست.
یکی از راه هایی که قرآن کریم در پیام رسانی از آن بهره می گیرد تکرار یک کلمه، یک عبارت یا یک جمله می باشد. زیرا این پدیده سبب تثبیت مطلب در ذهن مخاطب می شود. در این میان عبارات بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم 114 بار در قرآن تکرار شده است که در هر سوره مطابق با محتوای سوره قابل ترجمه و تفسیر است. در واقع می توان گفت که این عبارت در حکم تابلو برای هر سوره است. درحالی که این عبارت از 4 کلمه تشکیل شده است، با پژوهش های به عمل آمده نگارندگان مقاله بدین نتیجه رسیدند که اغلب مترجمان فرانسوی در انتقال معنای درست این عبارت موفق عمل نکرده و تنها به ظاهر کلمات بسنده کرده اند. پژوهشگران ده ترجمة قابل دسترس و معتبر را از قرآن به زبان فرانسه، ترجمه شده توسط مترجمان معروف، انتخاب کرده و به استناد تفاسیر مشهور و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی برگردان این عبارت را به منظورتشخیص معادل مناسب بررسی کرده و در نهایت در صدد پاسخ به این سؤال بر آمده اند که چه عواملی در درست ترجمه کردن این عبارت قرآنی می تواند مؤثر باشد؟
سیمون دوبووار و سیمین دانشور از اولین پیشگامان ادبیات زنانه و مدافع حقوق زنان در فرانسه و ایران به شمار می آیند. این دو نویسنده در اکثر آثارشان به توصیف اوضاع زنان و نقش آن ها در جامعه پرداخته و همواره با قلم خود برای احیای حقوق و برابری جنسیتی در جامعه تلاش کرده اند و بدین ترتیب در عرصة جهانی مورد توجه عموم قرار گرفته اند. علاوه بر این، با نوشتارهای اجتماعی و سیاسی خود همواره جزو نویسندگان متعهد زمان خود محسوب می شوند. گاهی ممکن است شباهت ها و تأثیرپذیری های دو اثر از یکدیگر ما را به مقایسة آن ها وا دارد، در حالی که این امکان نیز وجود دارد که دو نویسنده متون مشابه یا نزدیک به هم را در یک حیطه و در رابطه با یک موضوع نوشته باشند که این تشابه ممکن است براساس ذهنیت مشترک یا شرایط اجتماعی تاریخی مشترکی باشد که در آن می زیسته اند. از همین منظر، در این پژوهش به بررسی مقایسه ای تصویر جنگ جهانی دوم در دو رمان خون دیگران اثر سیمون دوبووار و سووشون اثر سیمین دانشور بر پایة اصول شاخه ای از ادبیات تطبیقی موسوم به تصویرشناسی پرداخته شده است. آنچه که از این تطبیق به دست آمده، وجود تصاویر مشابه و متفاوت از یک جنگ مشترک در هر دو داستان است. با وجود فاصلة جغرافیایی و فرهنگی بین دو نویسنده، تصاویر به دست آمده به یک هدف مشترک یعنی پرداختن به موضوع جنگ از جوانب مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی منتهی می شود. هر دو نویسنده با ارائة تصاویری همچون مبارزه و شرایط اجتماعی، چهرة جنگ را به خوبی برای خواننده ترسیم کرده و با ساختن تصاویر منفی از جنگ به تقبیح آن دست زده اند.
کتاب های درسی انگلیسی برای اهداف ویژه نقشی اساسی در موفقیت برنامه های آموزش زبان دارند. شلدون [1] (1988) بر این باور است که کتاب های درسی موتور محرکه ی برنامه های آموزش زبان انگلیسی هستند. هر کتاب درسی باید قبل از استفاده، با توجه به نیازهای خاص دانشجویان کلاسِ درس، مورد ارزیابی قرار گیرد. مطالعه ی حاضر به ارزیابی کتاب درسی انگلیسی تخصصي برای دانشجویان کامپیوتر [2] انتشارات سمت از دیدگاه دانشجویان و مدرسان می پردازد. هدف از انجام این مطالعه این است که آیا از دیدگاه دانشجویان و مدرسان، کتاب درسی انگلیسی برای اهداف ویژه (زبان تخصصی) که در ایران برای دانشجویان کارشناسی رشته ی کامپیوتر تدریس می شود، اهداف، نیازها و خواسته های دانشجویان این رشته را تامین می کند. شرکت کنندگان در این پژوهش سه مدرس زبان تخصصی و 83 دانشجوی کامپیوتر بودند که یک پرسشنامه در مقیاس لیکرت را تکمیل نموده، در یک مصاحبه نیمه ساختمند شرکت کرده و مورد مشاهده واقع شدند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین نظرات دانشجویان و مدرسان در مورد ملاحظات عملی، موضوع، مهارت ها و راهبردها، تمرینات، طراحی و محتوای کتاب تفاوت معناداری وجود ندارد. دیدگاه کلی آنها این بود که این کتاب درسی، به رغم داشتن شایستگی های خاص، عمدتا بر روی مهارت های خواندن تمرکز کرده و طبق اظهارات آنها، مهارت های دیگر از جمله مکالمه و دستور زبان را نادیده گرفته است.
Paradigm shift in language education has caused many countries including Iran to reshuffle their public EFL educational program. However, such a promising trend in Iran has entailed serious challenges, which necessitated this study aimed at collecting data from 70 teachers and 70 students to investigate the CLT challenges in terms of both teachers' pedagogical and assessment areas. A Partial Least Square Model (PLSM) addressed these two variables. The findings showed that the first three sub-traits of both CLT and testing knowledge have varying contributions to the main latent variables, respectively. Second, Friedman test indicated lack of compatibility between the respective dimensions as to the implementation of the program. Third, the post-hoc comparison tests revealed that teachers perceived CLT significantly lower than the three areas of CLT testing, knowledge of CLT tests and knowledge of developing CLT tests. Also, their knowledge of characteristics of CLT was significantly lower than their perceptions of CLT testing, and knowledge of CLT tests. However, their knowledge of the characteristics of CLT was not significantly different from that of developing CLT tests. Finally, their knowledge of techniques in CLT was significantly lower than their perceptions of CLT testing, knowledge of CLT tests, and knowledge of developing CLT tests. In sum, the Iranian public EFL program still suffers from both implementation and assessment challenges necessitating remedial teacher education program.
Learning styles are considered among the significant factors that aid instructors in deciding how well their students learn a second or foreign language (Oxford, 2003). Although this issue has been accepted broadly in educational psychology,further research is required to examine the relationship between learning styles and language learning skills. Thus, the present study was carried out to investigate the relationship between the perceptual learning style preferences and the participants’ writing achievement after receiving instruction based on computer-assisted language learning within the activity theory framework. For this purpose, 67 students majoring in English translation at a university in Iran were selected as the participants of the study based on their performance on a version of The Oxford Placement Test. A correlational research design was employed using a writing pretest and posttest and a style preference questionnaire. The writing instruction was based on an e-learning platform designed according to the activity theory framework. The results indicated lack of significant relationship between the participants’learning style preferences and theirwriting achievement. It was also found that there was no significant difference in the writing achievement of the participants across different learning style preferences.
Listening is referred to by many scholars as the most important as well as the most complicated skill in the language, which can cause mental fatigue in the learners. This study was an attempt to investigate the relationship between L2 listening comprehension and listening fatigue among Iranian EFL learners. For this purpose, 86 intermediate and upper-intermediate Iranian EFL learners randomly selected after administering a paper-based TOEFL among an initial sample of 120 BA learners majoring in English language translation, took part in the study. A TOEFL listening test and a researcher-made validated listening fatigue questionnaire were utilized in order to gather the necessary data. Afterwards, during the qualitative phase, oral interviews were employed to obtain 30 % of the participant’s’ attitudes about the relationship between listening comprehension and listening fatigue. Applying a Pearson product-moment correlation revealed that there was a significant relationship between L2 listening fatigue and their listening comprehension. These findings were also supported by a small qualitative phase and learners gave their positive support and attitude about the relationship. These findings have some pedagogical implications for teaching and learning an L2, the most important of which is that in order to enhance EFL learners’ L2 listening comprehension, it is better to reduce their debilitative listening fatigue.
Teaching English to Speakers of Other Languages (TESOL) presents teaching techniques and procedures along with the underlying theory and principles and is comprehensible to readers who are new to the field of English Language Teaching (ELT). David Nunan (2015) proposes rich illustrations of theoretical constructs through providing practical examples of how to develop teaching materials and tasks from sound principles; he also presents content through various textual types including classroom vignettes which show language teaching in action, question and answer sessions. The book consists of twelve concise chapters: Language Teaching Methodology, Learner-Centered Language Teaching, Listening, Speaking, Reading, Writing, Pronunciation, Vocabulary, Grammar, Discourse, Learning Styles and Strategies, and Assessment.
متن نگاشته شدۀ فارسی دو مشکل ساده ولی مهم دارد. مشکل اول واژه های چندواحدی هستند که از اتصال یک واژه به واژه های بعدی حاصل می شوند. مشکل دیگر واحدهای چندواژه ای هستند که از جداشدگی واژه هایی که با هم یک واحد واژگانی تشکیل می دهند حاصل می گردند. این مقاله الگوریتمی را معرفی می کند که بتواند به طور خودکار این دو مشکل را در متن نوشتاریِ فارسی بکاهد و یک متن معیار را به دست آورد. الگوریتمِ معرفی شده سه مرحله دارد. در مرحلۀ اول، واژه های چندواحدی از هم جدا می شوند و واحدهای چندواژه ای به یکدیگر متصل می شوند. برای این مرحله، یک الگوریتم پایۀ مبتنی بر مدل زبانی معرفی شده است که کار تفکیک واژه های چندواحدی به واژه های مستقل را انجام می دهد. این الگوریتم باتوجه به چالش های پیش آمده بهبود می یابد تا کارایی آن افزایش یابد. همچنین این مرحله از یک تحلیل گرِ صرفی برای بررسی وندِ تصریفی و اشتقاقی و روش انطباق فهرست واژه برای رفع مشکل واحدهای چندواژه ای استفاده می کند. در مرحلۀ دوم، از روش انطباق برای بررسیِ چندواژگیِ افعال استفاده می شود. مرحلة سوم تکرار مرحلة اول است تا مشکلات جدید ایجادشده در متن بعداز اجرای مرحلة دوم مرتفع شود. الگوریتم معرفی شده برای واحدسازی دادۀ زبانیِ پایگاه داده های زبان فارسی استفاده شده است. با استفاده از این الگوریتم، 04/72 درصد خطای نگارشی واژه های دادة آزمون تصحیح شده است. دقت این تصحیح در دادۀ آزمون 80/97 درصد و خطای نگارشی ایجادشده توسط این الگوریتم در دادۀ آزمون 02/0 درصد است.
تحلیل گفتمانِ چندوجهیت است به توصیف و تحلیل بنرها و بیلبوردهایی پرداخته شده که دغدغۀ اصلی آنها کاهش دو بحران زیست محیطیِ کمبود آب و آلودگی هوای تهران است و در طی سال های 1393- 1394 در سطح کلان شهر تهران نصب شده بود. در مقالۀ حاضر این سؤال مطرح بوده که طراحی متن های سه بعدی در بنرها و بیلبوردهای هشداردهنده محیط زیست، چگونه معنای مدنظر تهیه کنندگان آنها –که حفظ آب و جلوگیری از آلودگی هواست- را می سازد؟ چگونه با استفاده از معانی سه گانه بازنمایی، تعاملی و سازماندهی با مخاطب ارتباط برقرار می کند؟ فرض بر این بود که چنانچه مغایرتی بین مؤلفه های موجود در متن های سه بعدی شهرداری تهران و مؤلفه های متناظر در رویکرد متن های سه بعدی مشاهده نشود، تصویرهای دیداری در بنرها و بیلبوردها شرایط لازم را دارند تا توسط بینندگان/ خوانندگان به طور کامل درک شوند. این پژوهش، توصیفی- تحلیلی بوده و از مجموعِ 31 تصویرِ به دست آمده، 11 مورد متن سه بعدی یافت شد و همۀ موارد تحلیل شدند. به طور کلی، یافته های این مقاله در راستای یافته های راولی (2008) بوده، اما مواردی معدود نیز مشاهده شد که با رویکرد وی مغایرت دارند. با بررسی دقیق تمام متون و آسیب شناسی آنها بر اساس مولفه های مدنظر در رویکرد سه بعدی، از پژوهش حاضر نتیجه گیری شد چنانچه تغییراتی در برخی مؤلفه هایِ مغایر انجام شود، آگهی ها و هشدارها هدفمندتر شده و درک آگهی ها توسط مخاطبان در جهت اهداف آگهی دهندگان صورت خواهد گرفت. در آن صورت، آگهی دهندگان به هدف خود که همانا کاهش بحران های زیست محیطی است دست خواهند یافت.
سردستگی که با طراحی، تشکیل، سازمان دهی یا اداره گروه مجرمانه، موجب تحقق جرم می شود، به سبب تسهیل در ارتکاب جرم از حیث رفتار معاونت در جرم است، ولی از طرف دیگر چون باعث می شود که سردسته بدون اینکه در انجام جرم مباشرت داشته باشد، بر اساس ماده 130 ق.م.ا به حداکثر مجازات شدیدترین جرمی که اعضای آن گروه در راستای اهداف گروه مرتکب شوند، محکوم می گردد، لذا عامل مشدده مجازات است. در مواردی که مجازات شخصی بر اساس قوانین خاص به دلیل رهبری یا تشکیل باند، شبکه یا تشکیلات تشدید می شود نمی توان مجازات وی را مجدداً بر اساس ماده 130 ق.م.ا در نظر گرفت. اشخاص حقوقی علی رغم داشتن مسئولیت کیفری نمی توانند عضو یا سردسته گروه مجرمانه شوند. با لحاظ اینکه حداقل اعضای گروه باید سه نفر باشد، زمان سردستگی گروه، زمان طراحی، تشکیل، سازمان دهی یا اداره گروه مجرمانه است نه زمان وقوع جرم که از این جهت در صورت جرم کاهش اعضای گروه به زیر سه نفر تأثیری در مجازات سردسته ندارد.