ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹۲٬۷۸۱ تا ۱۹۲٬۸۰۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۱۹۲۷۸۱.

بررسی آموزه های تعلیمی اخلاقی در شعر دوره قاجار با تکیه بر دیوان محمدتقی سپهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۳ تعداد دانلود : ۵۱۱
دوره قاجار دوره ای سرشار از رخدادهای اجتماعی و سیاسی است. شاهان قاجار، شاعران مدیحه سرا و شعر مدحی را پروپاگاندای دربارهای خود قرار دادند. شاعران نیز برای پسند خاطر شاهان، به پیروی از شاعران سبک خراسانی، به مدیحه سرایی روی آوردند. آموزه های تعلیمی در شعر عصر قاجار را می توان به دو موضوع کلی تقسیم کرد: یکی شعر آیینی که بیشتر در ذکر مناقب پیامبر اسلام (ص) و ایمه شیعه (ع) است، و دیگری آموزه های اخلاقی تعلیمی که به شکل پند و اندرز و تحت تأثیر آموزه های ادب تعلیمی پیشینیان (سنایی، عنصری، خاقانی، انوری و ناصر خسرو) سروده شده اند. دیوان اشعار پنج نفر از شاعران این عصر، سپهر لسان الملک، سروش، قاآنی شیرازی، وصال و صبای کاشانی از نظر توجه به ادب تعلیمی قابل بررسی است. پرکاربردترین مضامین در دیوان شاعران دوره قاجار به ترتیب عبارت اند از: دعوت به توحید و خداشناسی، اهمیت فضل و دانش، دعوت به صداقت و راستی، دعوت به شادی و امیدواری، دعوت به وفاداری، بیزاری از ناکسان و دون همتان، نفی دلبستگی به دنیا، یادآوری مرگ، برتری عشق بر عقل، دعوت به انسانیت و تحمل سختی ها، تعمیر ضریح و بقعه های امامان و امامزادگان، شکایت از روزگار، گلایه از بی توجهی به فضل و دانش، و خودشناسی. یکی از شاعران و نویسندگان این عصر، محمدتقی سپهر لسان الملک (صاحب تاریخ ناسخ التواریخ ) است که مضامین تعلیمی و اخلاقی دیوانش شایان توجه است. در این پژوهش، سعی شده با روش توصیفی تحلیلی، به آموزه های تعلیمی اخلاقی دیوان سپهر پرداخته شود تا مشخص گردد این آموزه ها در شعر دوره بازگشت چگونه بازتاب یافته است.
۱۹۲۷۸۲.

تحلیل و بررسی ویژگی های اخلاقی شمس به استناد مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۳ تعداد دانلود : ۶۴۸
اخلاق شاخه ای از فلسفه عملی است. این مقاله با تکیه بر منابع کتابخانه ای و به روش فیش برداری، با رویکرد توصیفی تحلیلی، شخصیت شمس را با تکیه بر چند صفت غیراخلاقی بارز از جمله کبر، طمع، بی مایگی در سخنوری، تندخویی و تندگویی و بی ادبی به استناد مقالات شمس بررسی کرده است. دلیل انتخاب این صفات ازآن رو بود که با توجه به صحبت های خود شمس در مقالات، این صفات جزء صفاتی بود که شمس از سوی مردم عوام به آن ها متصف بود و این موضوع شمس را آزرده خاطر می کرد. لذا این مقاله با تشریح هریک از این صفات غیراخلاقی و آوردن نمونه هایی از سخنان شمس و آوردن دلایل کافی از خود مقالات، ضمن رد چنین رذایل اخلاقی از وی، اخلاق مداری وی را به اثبات رسانده و معلوم نموده که همه این ویژگی ها اتهامی بیش نبوده است. شمس معلم اخلاق ماهری بوده که عدول او از دایره ادب، دلیل موجهی داشته است. وی فردی به غایت متواضع، بی طمع، بی نفاق، مهربان و سخنور بوده که دنیا با همه زرق وبرقش، نمی توانست دل صادق او را بلرزاند. پژوهش حاضر فضایل اخلاقی مقابل آن رذایل را در وجود شمس اثبات کرده و نشان داده که وی از نظر اخلاقی، فرد معتدلی بوده و از این لحاظ مثل اکثر عرفا و حکما بر اخلاق ارسطویی تکیه زده است.
۱۹۲۷۸۳.

پیوند ادبیات و نگارگری؛ خوانش تطبیقی لیلی و مجنون جامی و نگاره ای از مظفرعلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۴ تعداد دانلود : ۷۸۴
ادبیات تطبیقی در فرایند تکامل خود، روش شناسی های متنوعی را عرضه کرده است. رهیافت نقدبنیاد ادبیات تطبیقی ضمن گسستن قیدوبندهای رهیافت تاریخ گرا، بر ضرورت کشف پیوند ادبیات با دیگر هنرها و دانش ها برای استخراج و طبقه بندی قوانین عام حاکم بر ادبیات و در نتیجه، درک بهتر و جامع تر آن تأکید ورزیده است. پژوهش حاضر با تکیه بر این دیدگاه، بخشی از روایت لیلی و مجنون نورالدین عبدالرحمن جامی در مثنوی هفت اورنگ را با نگاره ای منسوب به مظفرعلی از پیروان مکتب نگارگری تبریز واکاوی کرده است. براساس پژوهش پیش رو، عناصر زمان، پیرامتنیت، توصیف و دلالتمندی جزو اصول کلی ادبیات اند؛ این مسیله از رهگذر مقایسه ادبیات با نگارگری بر ما مبرهن می شود و می توان آن را به نگارگری نیز تعمیم داد. در بخش دیگری از این پژوهش، دلالت های ضمنی نهفته در نگاره نیز استخراج شده است؛ کشف پیوند ادبیات با نگارگری می تواند میزان التذاذ هنری مخاطب حرفه ای را دوچندان سازد و نگرنده در عین قرار گرفتن در برابر یک نگاره، از هر دو لذت هنری حاصل نماید. در عین حال، دریافت مخاطب از متن نوشتاری نسبت به دریافت وی از متن دیداری متمایز است. چه، دریافت یک متن روایی به گونه ای استدلالی و در نتیجه غیرمستقیم و تدریجی رخ می دهد اما درباره یک نگاره با نوعی فهم حسی و مستقیم روبه رو هستیم. همچنین پژوهش حاضر نشان می دهد متن ادبی پس از انتقال به یک میدان دلالتگرانه دیگر، به ناگزیر بخشی از عناصر شکل دهنده خود را از دست می دهد یا این عناصر با شکل و شمایل متفاوتی ظاهر می شوند.
۱۹۲۷۸۴.

طرح واره کنش مقدس در سور سروده های عروسی (بر اساس سور سروده های لارستان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۰ تعداد دانلود : ۶۵۵
ازدواج و آداب و رسوم مادی و شفاهی وابسته به آن، همچون تولد و مرگ در اندیشه و فرهنگ اقوام و ملل مختلف، بسیار اهمیت داشته است. این آیین در مقوله آیین های وابسته به تشرف جای دارد و دگرگونی از یک مرحله در زندگی مقدس را به مرحله دیگر نشان می دهند. نشانه ها و نقش مایه های موجود در این گونه آداب و رسوم، چه از جنبه فرهنگ مادی و چه از نظر فرهنگ شفاهی با بینش فلسفی و دینی قوم در پیوند است. محتوای این گونه اشعار عام، علاوه بر نشان دادن ماهیت برگزیدگی هر یک از زوجین، بیانگر جریانات حسی و عاطفی آن ها در نوع زندگی نوین است. از آنجا که هر نوع تغییر همواره ذهن بشر را به مخاطره می انداخته است، در این جریان، با ابزار سورسروده ها، فرد را نیایش گونه نظرکرده ای می خواندند که از میان جمع جدا شود و از جهان دخترانگی و پسرانگی به دنیای زنانگی و مردانگی و سپس مادرانگی و پدرانگی رهنمون شود. پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی به گردآوری و بررسی ساختار سورسروده های منطقه لارستان می پردازد و پس از دسته بندی انواع آن، از جنبه ساختار، کارکرد و پیوند این گونه های بومی را با آداب و رسوم واکاوی می کند. حاصل کار نشان می دهد که سورسروده های عامه همچون ادب روایی عام دربردارنده نیایش ها و ستایش های ایزدان و ایزدبانوان با دو جهت حماسی و غنایی است و فارغ از هر نوع دلهره از تغییر آیین و اندیشه و نگرش رسمی جامعه، با مقاومت ذهن جمع را بازتاب داده است.
۱۹۲۷۸۵.

نقش خواهر داماد در باسنک های آیین ازدواج هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۵۰
آیین ازدواج در استان هرمزگان خلاف مشابهت هایی که با مراسم عروسی دیگر اقوام ایران دارد به لحاظ مراسم جشن و چگونگی انجام آن تفاوت هایی دارد. یکی از این تفاوت ها خوانش مرتب باسنک (واسنک) در مراحل مختلف ازدواج توسط زنان و در بعضی از موارد توسط مردان است که البته بسامد خوانش زنان بسیار بالاتر از خوانش مردان است. این مقاله به شیوه تحلیل محتوا و با ابزار مشاهدات عینی و مصاحبه به بررسی باسنک ها و نقش خواهر داماد در هرمزگان می پردازد. باسنک های هرمزگان بیشتر جنبه مذهبی دارد و توسط اطرافیان عروس و داماد خوانده می شود. دو نفر از خوانندگان باسنک ها خواهر و مادر دامادند. نتایج حاصل این پژوهش نشان می دهد خواهر داماد حضور پررنگ تری در باسنک (واسنک)ها دارد؛ اما مادر داماد نیز هرگاه مهمانان با کمی و کسری در مراسم ازدواج به خصوص در مراحل پذیرایی مواجه شوند در باسنک ها حضور دارد که به صورت اعتراض و طنز مخاطب قرار می گیرد. این مقاله به بررسی هفتاد باسنک در هرمزگان می پردازد که در 16 مورد خواهر داماد نقش مستقیم دارد. اشعار باسنک در هرمزگان بیشتر در وزن های فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن و مستفعلن فعولن و یا مفاعلین مفاعیلن فعولن و چند وزن دیگر سروده شده است، البته به دلیل شفاهی و عامیانه بودن اشعار مشکل وزن و قافیه در تعدادی از آن ها دیده می شود.
۱۹۲۷۸۶.

همزاد و جلوه های آن در باور قوم لک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۶۱
همزاد با تمام ابعاد و جلوه های متنوعش یکی از کهن ترین باورها در میان ملل مختلف جهان است. این عنصر که در اساطیر ریشه دارد، به شیوه های گوناگون در باور و اعتقادات مردم جهان به حیات خود ادامه داده و در برخی موارد، متناسب با دانش بشری، تغییر شکل و ماهیت داده است. از یک منظر، باور به وجود همزاد، نشیت گرفته از ترس از مرگ و میل به زنده ماندن است. همزاد به صورت هایی همچون سایه، دوقلویی، جفت جنین و تصویر در آب یا آینه، از منظر روان شناسی، اسطوره، پزشکی، قصه و... قابل بررسی است. در این مقاله ابتدا مباحثی درباره همزاد در ایران و جهان ارایه خواهد شد، سپس به بازتاب آن باورها در فرهنگ قوم لک پرداخته می شود که یقیناً ادامه و بعضاً همان اعتقادات موجود در بین دیگر اقوام ایران و جهان است. بنا به دلایل فراوان، می توان گفت که باور به همزاد هنوز در برخی از مناطق لک نشین و در بین سال خوردگان اعتبار ویژه ای دارد و از اعتقادات خدشه ناپذیر آنان محسوب می شود؛ اگرچه در بین نسل جوان و تحصیل کرده دیگر خرافه ای بیش نیست. این پژوهش، بر پایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش توصیفی تحلیلی و در برخی موارد با تکیه بر اظهارات شفاهی، انجام شده است.
۱۹۲۷۸۷.

بررسی ساختاری قصه «فایز و پری» و اسطوره هندی «ازدواج گنگا و شاه شانتن»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۹ تعداد دانلود : ۱۸۷۶
میان دو سرزمین ایران و هند، شباهت های فرهنگی، اعتقادی و ادبی بسیاری دیده می شود. یکی از موارد مشابهت در ادبیات این دو سرزمین، همانندی میان قصه مشهور ایرانی «فایز و پری» و اسطوره هندی «ازدواج گنگا و شاه شانتن» است که تاکنون کسی بدان نپرداخته است. در این مقاله، به کمک نظریه «اسطوره شناسی ساختارگرا»ی لوی استروس به بررسی ساختاری این قصه و اسطوره می پردازیم. بررسی ساختاری این روایات، توجه به نمادها و نشانه های موجود در آن ها و کارکردهای شخصیت ها، شباهت ساختاری بسیاری از این روایات به یکدیگر را آشکار می کند. چنین می نماید که اسطوره هندی یادشده، صورت کهن تر قصه «فایز و پری» است. همچنین نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد این روایت ها در ژرف ساخت خود بیانگر تقابل های دوگانه «باروری/ بارخواهی(ناباروری)» و «آسمان/ زمین» هستند.
۱۹۲۷۸۸.

تجربه کوچ و انعکاس آن در شعرهای عامیانه بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۹۴
این مقاله در صدد پاسخ دادن به این پرسش هاست که تجربه کوچ چه تأثیری بر شعر بختیاری داشته است و اینکه این اشعار چگونه دنیای درون و بیرون یک ایلیاتی کوچنده را تعبیر و تفسیر می کند. در این جستار تلاش شده است تا آن بخش از وجوه صوری و محتوایی شعر بختیاری که از تجربه بزرگ و محوری کوچ شکل گرفته است تحلیل و بررسی شود و وجوه فلسفی و زیبایی شناختی این تجربه از خلال ابیات و سروده های عامیانه بازنمایی و تبیین گردد. مبنای نظری این پژوهش بر اساس کتاب هنر به مثابه تجربه نوشته جان دیویی شکل گرفته است که در آن از دو گونه تجربه نام می برد: «تجربه منقطع» و «تجربه کامل». در این نوشتار، به این مسیله پرداخته شده است که تجربه کوچ تجربه ای است که هر سال در فرمی نظام مند و آیینی تکرار می شود و تجربه ای کامل را شکل می دهد. حاصل آنکه این تحقیق نشان می دهد که تجربه کوچ به عنوان یک تجربه محوری و بزرگ، چگونه ذهن و عین انسان کوچنده را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد؛ به طوری که شعر عامیانه بختیاری، هم از حیث فرم و هم از نظر محتوا، تحت تأثیر تجربه کوچ شکل گرفته و بدین ترتیب دنیای ذهنی و نظام معرفتی و زیبایی شناختی انسان کوچنده را در فرمی کلی تر به شیوه زندگی او پیوند داده است.
۱۹۲۷۸۹.

شالوده شکنی رویارویی در قصه های عامیانه یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۸۵۴
قصه ها میراث معنوی عامه مردم در حوزه های ادبی، فکری و فرهنگی اند که کارکردی توانمند و خلاق دارند. قصه ها را می توان نخستین و ارزشمندترین آفرینش های ذهنی و زبانی شمرد که در ژرفای خود، آموزه هایی برجسته اند. قصه پردازن با روایت حوادث، دغدغه ها و آرزوهای بشری قصه هایی خلق کرده اند که ساختار هنری و معنای چند بعدی آن ها کارکردی همه زمانی دارد. اقلیم یزد از این حیث جایگاه ویژه ای دارد. از سوی دیگر، اغلب پژوهش ها با رویکرد نظریه ساختارشناسی و معناشناسی قصه ها مبتنی بر تقابل های دوگانه است و چنین رویکردهایی به فروکاهی معنا از قصه ها منجر شده است. هدف از این پژوهش، نگرش شالوده شکنانه سازه رویارویی در قصه های عامیانه یزدی است که با شیوه توصیفی و اسنادی و البته مبتنی بر تجزیه و تحلیل صورت می گیرد. در چنین بازخوانی است که مشخص می شود تقابل های دوگانه در قصه های عامیانه، امکان وارونه سازی معنایی دارند و علاوه بر آن، از طریق واسازی، تکثیر معناهای دیگری متناسب با ذهن مخاطب و زمان خوانش میسر می شود.
۱۹۲۷۹۰.

شغل شناسی براساس شعر سیدای نسفی، شاعر فارسی زبان ماوراءالنهر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۵۷۲
در گذشته نه چندان دور در ایران بزرگ مشاغلی وجود داشته که در حال حاضر آن مشاغل یا از بین رفته اند و یا به نوعی تغییر شکل داده اند. از آن جا که معرفی مشاغل از یاد رفته می تواند ما را در شناخت بهتر فرهنگ آن روزگار ایران کمک کند، در مقاله حاضر به معرفی اجمالی تعدادی از اصناف قدیمی پرداخته ایم که از شعر شهری سیدای نسفی، شاعر فارسی زبان تاجیکستان در قرن یازدهم هجری، به دست آمده است. گفتنی است این مشاغل از میان بیش از دویست شغل معرفی شده در شعر «سیدای نسفی» انتخاب شده که در روزگار صفویه رواج داشته است. نتایج حاصل نشان می دهد این شاعر فارسی زبان با معرفی مشاغلی که در شعر شهری خود نامشان را برده است در صدد حمایت از عامه مردم و محرومان جامعه روزگار خود برآمده و رفتارش نوعی انتقاد از حکومت و مسایل اجتماعی بوده است.
۱۹۲۷۹۱.

ویژگی های سبکی ترانه های تخت حوضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۹۲
ترانه های تخت حوضی بخشی از ادبیات عامیانه است که معمولاً همراه با موسیقی سنتی و هنگام اجرای نمایش های شاد خوانده می شود. این دل سروده ها با هویت اجتماعی و فرهنگی ما درآمیخته است و سادگی و بی پیرایگی آن ها با زبان طبقه عامه جامعه تناسب دارد. در این پژوهش ویژگی های سبکی ترانه های تخت حوضی در لایه های آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی با شیوه توصیفی تحلیلی بررسی می شود. هدف از پژوهش، شناساندن بهتر این ترانه ها و ارزش نهادن به اصالت زبان، بی پیرایگی و مردمی بودن آن هاست؛ زیرا نوگرایی های جدید، موجود یت شان را به خطر انداخته است. بر اساس نتایج این پژوهش، وجه غالب در اشعار تخت حوضی، عاطفی است که نشان می دهد اساساً ترانه ها بسیار احساسی و هیجانی سروده شده ا ند و نخستین هدف گویندگان آن ها شادی آفرینی بوده است. کاربرد واژه های حسی، عامیانه و گاه، زننده و فراهنجاری های زبانی، مشخصه بارز سروده های تخت حوضی است که با هدف طنزآفرینی، نشاط آوری و تسریع در ارتباط با مخاطب به آن توجه شده است. همچنین در این سروده ها از عناصر بلاغی اندکی که بیشتر خاستگاه اجتماعی دارند، بهره گرفته شده است و به دلیل پیوند با لایه های بیرونی زبان، طبیعی و شفاف اند.
۱۹۲۷۹۲.

هویت دینی در ضرب المثل های بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۶ تعداد دانلود : ۱۳۹۵
ضرب المثل ها گنجینه ا ی هستند که هم در بازنمایی هویت دینی و هم در نهادینه کردن هویت آن، نقش مهمی بر عهده دارند. بنابراین، برای شناخت رویکردهای دینی در فرهنگ مردم، واکاوی آن ها امری ضروری است. در جستار حاضر، مؤلفه های شناختی هویت دینی در ضرب المثل های بختیاری با روش تحلیل محتوا بررسی شده است تا نشان داده شود که چه شناختی و دریافتی از این مؤلفه ها در ضرب المثل ها بازتاب یافته است و کارکرد این نوع شناخت چیست. مسایل مربوط به خداشناسی، معاداندیشی، نبوت و امامت، احکام عملی دین، قرآن ، مکان های مذهبی و شخصیت های قرآنی به عنوان مؤلفه های شناختی هویت دینی در ضرب المثل های بختیاری بازتاب یافته اند که در این بین، بیشترین فراوانی مربوط به خداشناسی است. هویت دینی در این ضرب المثل ها، هم کارکردی روان شناختی دارد و هم کارکردی جامعه شناختی. افراد با توکل و امید به خداوند و توسل به پیامبر (ص) و امامان (ع) در زندگی خود روحیه امید دمیده و با یادآوری جهان آخرت و صفات جلالی خداوند، کژروی های اخلاقی و اجتماعی را اصلاح کرده اند.
۱۹۲۷۹۳.

جستاری در تعامل فرهنگ عامه و معماری : بازتاب معماری بومی در فضاسازی ادبیات شفاهی آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۰ تعداد دانلود : ۸۶۹
فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی بازتاب جلوه های متأثر از باورها، آداب و رسوم و زندگی عموم مردم در تعامل با جامعه و محیط طبیعی است. از سویی دیگر معماری بومی توسط مردم با انطباق بر روش ها و سنت های محلی پدید آمده و دارای ریشه-های مشترک با فرهنگ عامه است. هدف از این مقاله مطالعه ادبیات شفاهی و فولکلور آذری و تحلیل پیوندهای آن با معماری بومی است. با این هدف، بیش از 2500 نمونه از سروده های آذری به شکل دو بیتی ها، چیستانها و ضرب المثلها مورد مطالعه قرارگرفته اند و نمونه هایی که به وصف معماری بومی پرداخته اند بررسی شده اند. سپس بر پایه برداشتهای میدانی چند روستای منتخب، بازتاب خصوصیات معماری بومی روستایی از جنبه منظر، بافت پلکانی و فضاهای جمعی، خانه ها، و ساختار و جزییات در فضاسازی سروده ها تحلیل شده است. در جمع بندی یافته ها، فضای خانه به عنوان قلب زندگی دارای بیشترین فراوانی در میان سروده ها را داشته و تمامی اجزای آن در فضاسازی ادبیات شفاهی منعکس شده است. این مقاله در انتها با نقد کالبد بی هویت جدید روستا و کمرنگ شدن حافظه عامه نسبت به سروده های شفاهی، چنین نتیجه میگیرد که نگرش یکپارچه نسبت به فرهنگ عامه، مظاهر مختلف آنرا به هم پیوند میزند تا تعلق خاطر متقابل مردم که سبب پایداری فرهنگ اقوام ایرانی از جمله منطقه آذربایجان شده است همچنان ادامه یابد. این تحقیق به روش کیفی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و برداشت میدانی زمینه ای صورت گرفته است.
۱۹۲۷۹۴.

بررسی وزن و تکیه وزنی اشعار کودکانه ترکی آذربایجانی بر اساس رده شناسی وزنی آروای (2009)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۸۰۳
آروای1 (2009) در کتاب به سوی رده شناسی صورت های شعری2 از دو گروه از متخصصان نام می برد که به مطالعات وزن شناسی3 می پردازند. گروه نخست آن هایی هستند که صورت های عامیانه4 را به صورت میدانی مطالعه می کنند و دیگری متخصصانی اند که صورت های فاضلانه یا آموخته شده5 را به صورت کتابخانه ای بررسی می کنند. از دیدگاه رده شناسی این تقسیم بندی به این دلیل است که صورت های عامیانه از ساختار وزنی استفاده می کنند که بر پایه تساوی زمانی6 است؛ یعنی ضربه های7 سنگین دارند که معمولاٌ در صورت های شعری فاضلانه وجود ندارد. درعوض، در صورت های شعری فاضلانه، این تساوی ها بر پایه ماده زبانی مانند هجا، تکیه، مورا و ... است. در شعر عامیانه، ماده زبانی وقتی اهمیت می یابد که با تساوی های زمانی ارتباط داشته باشد. رده شناسی که آروای (2009) ارایه می دهد، شامل چهار گروه وزن شناسی زمانمند8، وزن شناسی نوایی9، وزن شناسی شبه وزنی 10 و وزن شناسی بزرگ ساختار11 است. در این نوشته، وزن 100 مصراع شعر کودکانه ترکی آذربایجانی رایج در کشور ایران را بررسی می کنیم و نشان می دهیم که شعرهای کودکانه ترکی آذربایجانی دارای وزن زمانمند هستند. این اشعار در قالب وزن های ارایه شده توسط طبیب زاده (1382) از وزن های عامیانه فارسی قرار می گیرند. در قسمت دوم مقاله به بررسی تکیه وزنی این اشعار می پردازیم. در بررسی های مربوط به تکیه وزنی این اشعار بر اساس دیدگاه لازار (1985، 2007) و طبیب زاده (1392)، ابتدا همه مصراع ها را به شطرها، پایه های و هجاهای تشکیل دهنده شان تقسیم کردیم. سپس، کمیت هجاهایی را که تکیه وزنی می گیرند بررسی کردیم. در انتها به این نتیجه رسیدیم که 91% هجاهایی که در محل تکیه وزنی قرار می گیرند، هجای سنگین هستند و 9% هجای سبک پایان واژه هستند که تکیه واژگانی می گیرند.
۱۹۲۷۹۵.

بی دستار شدن، اشکال و دلایل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۴ تعداد دانلود : ۷۲۳
کارکردهایی نظیر حفظ تن از آسیب های محیطی، الزامات عرفی و ظرفیت های نمادین، سبب شده است که لباس در زندگی آدمی، اهمیتی چشمگیر و اجتناب ناپذیر داشته باشد. براساس چنین اهمیتی، تهیه پوشاک متناسب با هریک از اعضای بدن و ظهور ملبس در انظار عمومی، بسیار مورد توجه بوده است. در این راستا، «سر» نیز که بالاترین و یکی از مهم ترین اعضای بدن است، همواره با سرپوش هایی همچون «دستار» و کلاه پوشانده می شد. در پوشیدن چنین پوشاکی نیز، الزامات عرفی نافذ بوده و هر نوع سربرهنگی در حالات عادی ناهنجاری فاحش محسوب می شده است. با وجود چنین اهمیتی، توجه به منابع نشان می دهد که گاه دستار از سر برداشته می شده است. این نوشتار مشخصاً در پی آن است که با توجه به منابع گوناگون، اشکال و علل بی دستار شدن را ذکر و بررسی کند. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که درمجموع، بی دستارشدن یا به دست شخص دستاربند و به خواست وی روی می داده یا عاملی بیرونی، علی رغم میل دستاردار، به این کار دست می زده است. عللی چون بروز هیجانات، فروش (در تنگدستی)، بخشش، استغفار و انتقال قدرت به شکل گیری نوع اول دستاربرداری منجر شده و سرقت دستار و مجازات دستاربند نیز، علل برداشتن دستار در شکل دوم آن است.
۱۹۲۷۹۶.

سدره و کستی در کیش زرتشتی و انعکاس آن در کشتی کرمانجی و شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۹۴
در مقاله حاضر آیین سدره پوشی و کستی بستن در کیش زرتشتی تحلیل و بررسی شده، سپس انعکاس آن در کشتی کرمانجی و شاهنامه فردوسی نشان داده شده است. در مرحله اول، به تعریف لغوی و ساختاری سدره و کستی پرداخته شده و پس از آن، مراسم مربوط به این دو لباس شرح داده شده است. در مرحله دوم، انعکاس و پیوند سدره و کستی زرتشتی با چوخه و کشن کرمانجی و پشمینه، کمند و ازار مذکور در شاهنامه بیان شده است. دستاورد مقاله مبتنی بر این است که چوخه کرمانجی و مراسم پوشاندن آن شباهت بسیاری به سدره زرتشتی دارد، همچنان که پشمینه هوم در شاهنامه هم بیانگر آیین سدره پوشی در ایران باستان است. کشن کرمانجی از یک جهت، از نظر لغوی و کاربردی شبیه به کستی زرتشتی است، همچنان که کمند هوم و ازار برهمن و فرستاده او در شاهنامه چنین شباهتی دارند؛ از جهتی دیگر، کشن برگرفته از مصدر کشان به معنای کوبیدن است، همان طور که کستی هم در شاهنامه برگرفته از مصدر کستن به همان معناست. کلمه کستی در شاهنامه بیشتر همراه با دو فعل «بستن» و «گرفتن» به کار رفته، به طوری که وقتی به صورت «کستی بستن» درآمده، منظور از آن آیین کستی بستن زرتشتی است و وقتی به صورت «کستی گرفتن» درآمده است، معنای کشتی گرفتن دارد.
۱۹۲۷۹۷.

معرکه گیران در فرهنگ عامه به روایت شهرآشوب سیدای نسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۶۶۵
معرکه گیری از دیرباز در ایران رواج و رونق داشته است. برخی افراد با زبان آوری به جلب مخاطب می پرداختند یا با زور بازو در معابر عمومی کشتی می گرفتند و پنجه درمی افکندند. البته کسانی نیز بوده اند که با هنر خود و اسبابی که به فراخور آن مهیا می کردند به نمایش و سرگرمی عامه می پرداختند و هرکدام به طریقی امرار معاش می کردند. در مقاله حاضر معرکه گیران را در شعر سیدای نسفی، شاعر فارسی گوی ماوراءالنهر در قرن 17 میلادی، بررسی کرده ایم. نتیجه ای که از مطالعه شعر و زندگی این شاعر و روزگار سخت و پر از مناقشه او می گیریم آن است که نگاه او به طبقات عامه و مشاغلی نظیر معرکه گیری، نه نگاه یک روایتگر، بلکه نگاه منتقدی اجتماعی است و نسفی از شعرش برای برجسته کردن طبقات مظلوم و ستمدیده استفاده کرده است. مشاغلی که عمدتاً به ابزار گران و مکان ویژه ای نیاز نداشته و در آن روزگار تنها جلب نظر مخاطب و سرگرم کردن او، پناه و امیدشان بوده است. بنابراین، شعر شهری او نمونه بسیار خوبی است برای انتقال و معرفی فرهنگ عامه از روزگاری کهن.
۱۹۲۷۹۸.

مقایسه داستان «چهار مرد هندو» از دفتر دوم مثنوی با روایتی شفاهی از داستان «دختران لکنت دار و خواستگار» در استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۰ تعداد دانلود : ۷۳۱
داستان «دختران لکنت دار و خواستگار» ازجمله داستان های فولکلوری است که در فهرست دسته بندی آرنه تامپسون با شماره 1457به ثبت جهانی رسیده است. این داستان در کتاب کوچه احمد شاملو در مدخل «تیس، تیس، مدسینا» و نیز در کتاب قصه های مردم فارس و فرهنگ افسانه های مردم ایران ثبت شده است. از این داستان روایتی شفاهی در استان ایلام زبانزد است که از نظر ساختار داستانی به ویژه شخصیت پردازی و پیام داستانی با اصل مکتوب آن تفاوت دارد و آن را به داستان «چهار مرد هندوی» مثنوی بسیار نزدیک کرده است. جالب توجه آنکه داستان «چهار مرد هندو» نیز با اصل مکتوب آن در مقالات شمس تبریزی از نظر ساختار داستانی و به ویژه شخصیت پردازی و پیام داستانی تفاوت دارد. این مقاله بر آن است تا با مقایسه ساختار و محتوای این دو داستان، تطابق نعل به نعل آن ها را نشان دهد و از این طریق نمونه ای از تأثیر مولوی بر ادب عامه را بیان کند.
۱۹۲۷۹۹.

بازنمایی داستان فولکلوریک «به یتی کل و شیر» در نقوش یک کمربند مفرغی مانایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۰۹
تصاویر نقش بسته بر روی اشیای باستانی در باورها، اسطوره ها و اعتقادات فولکلوریک ملت ها ریشه دارند. بر این اساس می توان با بهره گیری از مطالعات فولکلور، مردم شناسی، پژوهش در ادبیات شفاهی و ادبیات عامیانه و اسطوره های محلی به دنیای پر رمز و راز این نقوش پا گذاشت. به دنبال کشف یک کمربند مفرغی متعلق به هزاره اول ق.م. در پیرانشهر (جنوب دریاچه اورمیه)، که منتسب به هنر مانایی است و بررسی نقوش آن، ردپایی از یک داستان کهنه فولکلوریک کردی با نام «به یتی کل و شیر» که اکنون نیز در محافل و مجالس سنتی کردستان روایت می شود ظاهر شد. احتمال می رود این نقش و نگارها پیشینه تاریخی این داستان فولکلوریک را به هزاره های اول و دوم ق.م. بازگردانند. در این مقاله سعی بر آن است تا با رویکرد مقایسه ای و مطالعات میان رشته ای ارتباط میان تصاویر نقش بسته بر روی این اثر تاریخی و «داستان فولکلوریک شیر و گاو نر» مشخص شود.
۱۹۲۸۰۰.

التبر المسبوک فی نصیحه الملوک غزالی مأخذ چند حکایت از هزارویک شب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۷ تعداد دانلود : ۸۱۶
ریشه یابی حکایت ها، اندیشه ها و دست مایه های ادبی و زبانی شاعران و نویسندگان، یکی از شاخه های مهم در بررسی های زبانی و ادبی است. این مسیله، زمانی اهمیت بیشتری می یابد که آموزه های یک اثر، به زبانی دیگر ترجمه شود و از طریق ترجمه ای خوب، نه تنها اثر جای خود را در میان فرهنگ و زبان ملتی دیگر باز می کند، بلکه تأثیرات بینامتنی خود را نیز ماندگار می نماید. پژوهش حاضر می کوشد تا ضمن یک مقابله و تطبیق دقیق متنی میان متن عربی هزارویک شب و ترجمه عربی نصیحه الملوک غزالی که به نام التبر المسبوک فی نصیحه الملوک معروف است، ثابت کند که کتاب التبر المسبوک ، مأخذ پنج حکایت از حکایت های هزارویک شب است و با وجود متون گوناگون عربی که به نوعی برخی از آن ها، روایت های دیگری از این پنج حکایت را در خود دارند، گردآورندگان و راویان هزارویک شب ، در گزارش این پنج داستان، اساس خود را بر این کتاب نهاده اند. اقتباس راویان هزارویک شب در یکی از حکایت های بررسی شده، اقتباس محتوایی و در چهار حکایت دیگر، اقتباس های صرفی و نحوی و منطبق بر متن عربی التبر المسبوک است، به گونه ای که میان حجم این حکایت ها در متن هر دو کتاب، تفاوت های زیادی وجود ندارد و نشان می دهد، راویان هزارویک شب ، با وجود برخی از این حکایت ها در متون عربی، متن التبر المسبوک را برای اقتباس خود برگزیده اند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان