هدف از این پژوهش بهرهگیری از رویکرد نظریه داده بنیاد در جهت طراحی مدل توسعه برند شخصی ورزشکاران حرفهای است. پژوهش حاضر بر اساس اهداف پژوهش، از نوع کاربردی، روش انجام آن توصیفی – پیمایشی و روش جمعآوری دادهها در آن بهصورت کتابخانهای – میدانی بود. این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی بود و با بهکارگیری روش نظریه داده بنیاد انجام گرفت. در پژوهش حاضر، از مصاحبههای نیمه ساختاریافته بهعنوان ابزار گردآوری دادهها استفاده شد. بر اساس یافتهها، پس از انجام سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری انتخابی و کدگذاری نظری، درمجموع 77 مفهوم، 15 مقوله و 5 بعد به دست آمد که نشان داد «رفتارهای ورزشکار»، «ویژگیهای شخصیتی ورزشکار»، «سبک زندگی قابلعرضه»، «عملکرد ورزشی» و «عوامل کلان» در ارتباط با توسعه برند شخصی ورزشکاران حرفهای ایران نقش عامل مؤثر را دارند. با مشخص شدن عوامل مؤثر بر برند شخصی ورزشکاران حرفهای، ورزشکاران، مدیران و بازاریابان ورزشی میتوانند با توجه بیشتر به آنها بازاری از مشتریان و هواداران را خلق و حفظ نمایند و به کسب درآمد پایدار و حفظ شهرت و محبوبیت بپردازند
فرهنگ به عنوان شکوه هنجارهای جامعه از جایگاه بالایی در نظام جمهوری اسلامی ایران برخودار می باشد. همچنین معماری به عنوان نمونه بصری قابل رویت، می تواند مهم ترین بستر اصلی فرهنگ یک ملت باشد. بدینوسیله الگویی کارآمد با موضوع فرهنگ اسلامی ایرانی در معماری نیاز مبرم می باشد. در این پژوهش به تبیین مولفه های فرهنگی الگوی معماری اسلامی - ایرانی پرداخته شده است. این مولفه ها سبب ایجاد فضاهای معماری بر اساس الگوی فرهنگ اسلامی – ایرانی و افزایش کیفیت فرهنگی فضا می شوند. ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﻃﯽ ﺷﺪه در پژوهش، ﭘﺲ از ﺑﯿﺎن ﻣﻘﺪﻣﺎت و مفاهیم ﺿﺮوری پیرامون موضوع معماری اسلامی ایرانی و اشتراکات این مباحث با مفاهیم فرهنگی، ﺑﺎ ﻃﺮاﺣﯽ اﻟﮕﻮی ﮐﺎرﺑﺮدی و ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ با رویکرد پیوست فرهنگی ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد، برای تایید علمی این الگو و مولفه ها توسط جامعه متخصص از تکنیک دلفی استفاده شد و طی پرسش نامه ای به روش مقیاس لیکرت با جامعه آماری شامل نخبگان وابسته این مباحث، عناوین و شاخص ها اولویت بندی امتیازی شدند. پس از ﺳ ﻨﺠﺶ رواﯾ ﯽ و ﭘﺎﯾ ﺎﯾﯽ پاسخ ها در نرم افزار spss، که شامل تحلیل توصیفی واریانس، میانگین و آزمون کرونباخ است، مقدار آمار ها نشان می دهد که اولا سوال های پرسش نامه که شامل ارتباط مولفه های معماری و شاخص های فرهنگی هستند، همبستگی بالایی با یکدیگر دارند و دوما پرسشنامه از پایایی بالایی برخوردار است. اهداف پژوهش: 1. تبیین مولفه های فرهنگیالگوی معماری اسلامی- ایرانی (مهندسی فرهنگی در معماری اسلامی ایران) 2.تبیین استانداردی برای طراحان و همچنین معاونت های مدیریتی معماری جهت ﻧﯿﻞ ﺑﻪ اﻫﺪاف و ارزیابی طرح های معماری سوالات پژوهش: 1. خصوصیات مشترک معماری اسلامی ایرانی و فرهنگ ایران اسلامی چیست؟ 2. مولفه های فرهنگی الگوی معماری اسلامی ایرانی بر اساس شاخصه های پیوست فرهنگی چیست؟
کهن الگوها یکی از بخش های مهم دانش اسطوره شناسی است که مطالعه آن ها زمینه واکاویِ اشتراکات ذهن بشر در تمامی اعصار را ممکن می سازد و با بررسی این کهن الگوها می توان بین خودآگاه و ناخودآگاه ذهن بشر که آبشخور اسطوره هاست، ارتباط برقرار کرد. آنیما کهن الگویی بسیار مشهور در ادبیات فارسی است که ابتدا توسط روان شناسانی چون یونگ مطرح شد. کهن الگوی آنیما نیمه زنانه در وجود مردان است. این کهن الگو تحت تأثیر حضور مادر و پدر در وجود هر شخص شکل می گیرد و تحت شرایط اجتماع و زندگی هر شخص می تواند دچار تغییر و تحول شود. این تصویر بارها توسط پژوهشگران در اشعار شاعران مختلف بررسی شده است. هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه) و سیاوش کسرایی از شاعران معاصری به شمار می آیند که کهن الگوها در شعرشان مجال بروز و ظهور فراوان یافته است و یکی از دلایل اقبال عمومی به شعر آن ها استفاده فراوان از موتیف ها، تصاویر و واژگانی است که در حافظه ی قومی مردم وجود دارد. زن از وابسته های جدایی ناپذیر شعر فارسی ست که در ادوار مختلف از آن سخن گفته شده است و گاه در مقاطعی، به تنهایی سنگ بنایِ شعر فارسی گشته است؛ از این رو بررسی کهن الگوی آنیما در اشعار ابتهاج و کسرایی می تواند به نقد و تحلیل افکار این دو شاعر کمک شایانی بکند. در این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی صورت گرفته است، روش تحلیل داده ها کیفی است و برای استدلال نیز از روش استدلال استقرایی (از جزء به کل) استفاده شده است. نتایج پژوهش در بردارنده این مطلب است که در اندیشه شعری ابتهاج و کسرایی، به دلیل ویژگی های خاصِّ زمانی و اجتماعی روزگارشان، این کهن الگو اشکال گوناگونی به خود گرفته است که قوام آن در دو هیئت کلّی آنیمای خیالی/ انتزاعی و عشق به طبیعت، بازنمودی از این تصویرگری های رمزآلوده است. اهداف پژوهش: بررسی نقش ویژه کهن الگوی آنیما (زن و معشوق) برمبنای اندیشه های روان شناختی. پرداختن به اندیشه ورایِ افکار شعری ابتهاج و کسرایی و بررسی کهن الگوی «آنیما» (روان زنانه مردان) و اشکال مختلف بروز و ظهور آن در کلام این دو شاعر. سوالات پژوهش: چگونه می توان بین مبحث کهن الگوی آنیما با مباحث روان شناسی ارتباطی هماهنگ ایجاد کرد؟ کهن الگوی «آنیما» (روان زنانه مردان) به چه شیوه ایی در افکار شعری ابتهاج و کسرایی بروز و ظهور یافته است؟
قهستان منطقه ایی است در جغرافیای تاریخی ایران زمین که پیوندی عظیم و ناگسستنی با خراسان بزرگ دارد. گرچه که، امروزه بخش عمده ایی آن را خراسان جنوبی نامیده اند و برخی نواحی شمالی آن نیز جزء خراسان رضوی است، اما با این وجود، قهستان در سیر تاریخی خود شاهد وقایع مهم تاریخی بوده است. ولایت قهستان با توجه به موقعیت جغرافیایی و بافت فرهنگی اش در زمینه آموزش و تعلیم و تربیت نقش ویژه ایی در فرهنگ و تمدن اسلامی از سلجوقیان تا پایان صفویان داشته است، به گونه ایی که عالمان بزرگی از این ولایت سر برآوردند و عوامل مهمی چون سیاسی- اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی بر وضعیت آموزشی قهستان در این دوره تاثیرگذار بوده است. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق که بر پایه روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته، به شیوه جمع آوری منابع و اسناد کتابخانه ایی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که وضعیت آموزش قهستان تابع وضعیت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی آن است که زمینه ساز تعالی و پیشبرد نهاد آموزشی شده است. به گونه ایی که از نظر سیاسی تاسیس مدارس دولتی و از نظر اقتصادی، شاهراه بودن آن و به لحاظ فرهنگی تکثر فکری و قومی از عمده عوامل ترقی وضعیت آموزشی قهستان و ثبات در این ناحیه محسوب می شود. لذا، جایگاه مدارس در کیفیت آموزش ولایت قهستان در ارتقاء بینش فرهنگی این ولایت از دوره سلجوقی تا صفویه نقش بسیار مهمی ایفاء کرده تا آنجا که بزرگان و علمای دینداری را در خود پرورانده است. اهداف پژوهش: بررسی عوامل سیاسی- اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی بر وضعیت آموزشی قهستان از دوره سلجوقیان تا صفویان. شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت مدارس از دیدگاه متخصصان تعلیم و تربیت و بررسی وضعیت موجود کیفیت مدارس در قهستان و تبیین نقش ولایت قهستان در بالندگی بزرگان و علمای دینی. سوالات پژوهش: چه عواملی بر وضعیت آموزشی قهستان از دوره سلجوقیان تا صفویان تاثیر گذار بوده است؟ ولایت قهستان چه نقشی را در بالندگی بزرگان و علمای دینداری در طول تاریخ ایفاء کرده است؟
هرچند قدیمی ترین نمونه های تزیینات مقرنس از قرن چهار هجری به بعد در ساختمانها بکار می رفته، اما از قرن پنج هجری رواج یافته و بطور خاص طی قرون میانی اسلامی کاربرد آن به اوج رسیده است. دوره ایلخانی باتوجه به ویژگیهای خاص خود ازجمله ورود رسمیِ بسیاری از عناصر هنر خاور دور که تا پیش از آن بدان صورت در هنر اسلامی ایران تجربه نشده بود، در عرصه تزیینات مقرنس نیز حائز اهمیت خاصی است؛ بطوریکه در اثر توسعه فنی و تزیینی از پیشرفتهای بسیار زیادی در زمینه طراحی و اجرای مقرنس برخوردار شد. تحقیق حاضر به بررسی برخی از نوآوریهای فرمی، فنی و بخصوص نقشی تزیینات مقرنسِ دوره ایلخانی در چهار بنای شاخص مقرنسکاری شده این دوره شامل مسجد جامع ورامین، مسجد جامع اُشترجان، مجموعه شیخ عبدالصمد نطنز و مجموعه بایزید بسطامی می پردازد. بنابر یافته های تحقیق؛ نقوش تزیینات مقرنسِ دوره ایلخانی در بناهای مورد مطالعه به احتمال قوی با تاثیر از هنر خاور دور بخصوص در زمینه طبیعت گرایی(نقوش پروانه ای، تار عنکبوتی...) و نیز کاربرد بخشهایی از عناصر یا نقوش چینی(مانند اژدها) متناسب با هنر اسلامی ساخته شده است. به عبارت دیگر تزیین گرانِ مقرنسهای عهد ایلخانی به جای تقلید کامل از نقوش و عناصر هنر چینی که بعضا کاربرد آن در تزیین ابنیه اسلامی کراهت داشت، با روشی مبتکرانه، فقط بخشهایی خاص از الگوهای هنری چین را با در نظر داشتن کامل روح هنر اسلامی و با تکیه بر عناصر ترکیبی گیاهی و هندسی بکار بردند و زمینه را برای خلق نقوش اسلیمی و ختاییِ پیشرفته ادوار بعدی فراهم آوردند.
این پژوهش در پی شناسایی و بررسی شیوه های آموزش و توسعه کارآفرینی در صنایع دستی است. روش این پژوهش بر اساس ماهیت توصیفی-پیمایشی است و در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. در تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 250 نفر از کارشناسان سازمانمیراثفرهنگی، صنایع دستیوگردشگری هستند که از طریق توزیع پرسشنامه، داده های اولیه جمع آوری گردید و در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور آزمون فرضیات، از آزمونt تک نمونه و جهت مشخص کردن نرمال یا غیر نرمال بودن مؤلفه های پژوهش، از آزمون کولموگروف–اسمیرنوف استفاده شد. در پایان نیز به منظور اولویت بندی مؤلفه های پژوهش، از آزمون فریدمن استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد که بین شیوه های مختلف آموزش و توسعه کارآفرینی در صنایع دستی، ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین، آموزش از طریق تمرکز بر سرمایه گذاری در آموزش صنایع دستی در مراکز رشد، پارک های صنعتی و فنّاوری از نظر اهمیت با میانگین رتبه ۳۵/۳ در اولویت اول قرار گرفت و آموزش از طریق تربیت مربی کارآفرینی به منظور آموزش شیوه های نوین با میانگین رتبه ۴۷/۲ و آموزش از طریق تبیین رشته های هنری مرتبط با کارآفرینی صنایع دستی در مقاطع مختلف تحصیلی با میانگین رتبه ۲۵/۲ در اولویت های بعدی قرار گرفتند و آموزش از طریق ایجاد کارگاه های آموزشی مبانی کارآفرینی حوزه صنایع دستی و گردشگری زیر نظر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز با میانگین رتبه ۹۳/۱ از درجه اهمیت پایین تری برخوردار بود. بنابراین، نتایج حاکی از اهمیت تکیه بر شیوه های نوین آموزش کارآفرینی از طریق مراکز رشد، پارک های صنعتی و فنّاوری به منظور توسعه کارآفرینی در صنایع دستی بود.
حکمروایی خوب شهری مفهومی است که هم با مسئولیت حکومت و هم با تعهد شهروندان ارتباط دارد و به عنوان فرآیندی است که از یک طرف، بر اساس کنش متقابل میان سازمان ها و نهادهای رسمی اداره شهر و از طرفی دیگر، میان سازمان های غیر دولتی و تشکل های جامعه مدنی شکل می گیرد. در شرایط کنونی کشور ما که چهارچوب نظری منسجمی برای مدیریت شهرها وجود ندارد، باید به فکر ایجاد ساختارهای نوین تغییر و تحول در روش اداره ی شهرها بود. در این میان، حکمروایی خوب شهری به عنوان کم هزینه ترین و اثر بخش ترین و پایدارترین شیوه اعمال مدیریت، برای دستیابی به توسعه ی پایدار در قلمرو هر سرزمین جزئی از ضروریات می باشد. در این راستا، این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، از طریق مطالعات کتابخانهای و اسنادی مباحث نظری جمع آوری گردید. همچنین، ابزار به کارگرفته شده دیگر در این پژوهش در جهت تکمیل اطلاعات، تهیه ی پرسشنامه و استفاده از نظرات عمومی ساکنین شهر کنگاور می باشد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که مدیریت شهری در محدوده مورد مطالعه با اصول حکمروایی خوب شهری تطابق ندارد و با توجه به شاخص های آن از وضعیت مناسبی برخوردار نیست. ارزیابی این پژوهش حاکی از آن است که شهرداری و دیگر ارگان های دولتی در چارچوب حکمروایی خوب شهری عملکرد مناسبی ندارد. واضح است که هرچه مدیران مسلط تر، با تجربه تر، خلاق تر و با دانش و آگاهی بیشتری در رأس امور قرار بگیرند عملکرد آن ها در زمینه های گوناگون بهتر و مفیدتر واقع می شود.
در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات و تصاویر آن به روش کتابخانه ای و مجازی جمع آوری شده، تعدادی از نگاره های نسخ خطی مکتب قزوین با مضمون شیعی مربوط به دوره ی صفوی معرفی شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که قصه های برگرفته از قرآن، وقایع و آموزه های اسلام و تشیع، که به شکلی صریح یا نمادین بیانگر حقیقت و حقانیت تشیع هستند، شاکله ی اصلی این نگاره ها را می سازند و مضامین و مفاهیم کانونی و مهم تشیع مانند حق جانشینی و امامت حضرت علی (ع) به انتخاب خداوند، عصمت امامان شیعه، باور به کرامات و معجزات امامان، باور به شفاعت امامان و بیان شأن و جایگاه قدسی ائمه، در نگاره های این نسخه ها بازنمایی شده اند.هنرمندان به وجود آورنده، این آثار با اجتناب از روش واقع گرایانه و با به کارگیری نشانه ها، نمادها و تمهیدات تجسمی و تصویری، توانسته اند باورها، روایت ها و مفاهیم رمزی و معنوی را در قالب تصویر به تجسم درآورند و نگاره های شیعی را از نگاره های مذهبی متمایز سازند. همچنین شمایل و چهره ی شخصیت های مقدس شیعه را به شکلی نمادین و با عناصر تزیینی خاص به تصویر کشیده و بر جایگاه بی بدیل و قدسی ایشان تأکید نمایند و مخاطب را به شناخت وجه معنوی و کمال باطنی ایشان هدایت کنند.
صادق هدایت، نویسنده نام دار معاصر، که با ارائه شیوه نوینی در فن داستان نویسی به آوازه ای بلند دست یافت، با تکیه بر مطالعاتش در انسان شناسی زیستی محتوای منحصر به فردی از خود بر جای گذاشت که بخشی از آن ها در قالبی روایی شامل داستان ها و مجموعه نوشتارهایی چون: افسانهٔ آفرینش، س.گ.ل.ل، پدران آدم، نمک ترکی و تاریک خانه می شد. بخشی دیگر شامل کتاب های مستندی چون فواید گیاه خواری و انسان و حیوان که در آن ها به طور مستقیم از انسان شناسی زیستی، مبانی و پدیدآورندگان آن سخن می گفت. انسان شناسی زیستی، از شاخه های مهم دانش انسان شناسی ست که به بررسی ساختار تکاملی انسان می پردازد. تعدادی چند از آثار او دربردارنده برخی نظریات انسان شناسی زیستی ست که با بازخوانی آن ها می توان به میراث ماندگاری از این دانش دست یافت. این مقاله می کوشد در کنار بررسی این آثار از نقطه نظر انسان شناسی زیستی میزان اثرگذاری او را بر تکوین این دانش در ایران بازگوید و به این پرسش اساسی پاسخ گوید که با توجه به انگاره های مطالعاتی هدایت در آثارش، می توان او را در دانش انسان شناسی زیستی ایران نیز پیشگام دانست یا بایستی این مطالعات را در حوزه دیگری دنبال کرد؟ از این رو با تکیه بر مطالعات بین رشته ای، این آثار را در مقایسه تطبیقی با نظریات انسان شناسی زیستی قرار داده تا میزان این مطالعات را در آثار او بازیابد و از آن جا که تاکنون این مطالعات در کانون توجه هیچ یک از پژوهشگران هدایت شناس و انسان شناس نبوده است؛ وجه تمایزی آشکار با سایر تحقیقات پیشین دارد که تنها فعالیت های او را از نقطه نظر انسان شناسی فرهنگی بررسی کرده اند.
در میان مؤلفه های هویتی یک متن تاریخی، عنوان اثر جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. نام هر اثر تاریخی، عامل تمایز و شناسایی آن از دیگر آثار و معیار معرفی مضامین مندرج در آن است. انجام مطالعات در حیطه نام پژوهی منابع تاریخی می تواند افق تازه ای را فراروی پژوهشگران این رشته بگشاید. مقاله حاضر، با خوانش هرمنوتیکی نام گزینی منابع تاریخ ایران اسلامی در نظر دارد که به تحلیل دلایل نام گذاری متون مذکور بپردازد. هدف اصلی در این خوانش نشان دادن عناصر و عواملی است که در فرایند تولید نام متن مؤثرند. دوره مطالعه شده در این نوشتار، متون سده پنجم تا چهاردهم هجری قمری است. دستاوردهای حاصل از این بررسی نشان می دهد که نام گزینی منابع تاریخ ایران بعد از اسلام تحت تأثیر برخی عوامل متنی و فرامتنی است که در میان آنها، بهره گیری از صنایع ادبی، تقلید از شیوه های نام گذاری در آثار پیشین، نقش ایدئولوژی حاکمیت و بینش مورخ بیشترین تأثیر را داشته اند.
نقد کهن¬الگویی که بر پایه نظریّه¬های «کارل گوستاو یونگ» پایه گذاری شده است، کهن الگوها را در متن های ادبی می کاود و نقش ها، کارکردها و دگردیسی آنها را تبیین می کند. از جمله کهن الگوهایی که یونگ در آثارش برمی شمرد، می توان به چهار کهن الگوی زنانه اشاره کرد که به صورت نقش هایی زنانه در زندگی آنان نمود می یابد. این چهار نقش عبارتند از: نقش مادر، همسر، مدونا و نقش آمازون. این نقش ها در ارتباط با سایرین، محیط و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی در رفتارهای زنان ظهور می یابد. با بررسی آثار ادبی زنان می توان چگونگی و میزان حضور این نقش ها را مشاهده کرد. رما ن نویسان زن غربی و ایرانی به فراخور محیط، فرهنگ و هنجارهای اجتماعی به این نقش ها پرداخته اند. در پژوهش حاضر به بررسی میزان نمود این نقش های زنانه و بررسی مقایسه ای آنها در رمان¬های «چراغ¬ها را من خاموش می¬کنم» و «عادت می¬کنیم» از زویا پیرزاد و «خانم دالوی» و «به سوی فانوس دریایی» از ویرجینیا وولف پرداخته شده است. نتیجه اجمالی پژوهش نشان می دهد که نقش های زنانه ای که بر اساس کهن الگوهای یونگ تبیین شده اند، در پیرزاد و وولف یکسان به کار گرفته نشده است. وولف به عنوان رمان نویس غربی به نقش های مادر و همسر به صورتی متعادل تر پرداخته است. در «به سوی فانوس دریایی» نقش مدونا حضور پررنگی دارد و در عوض در «خانم دالوی» آمازون توانسته است با قدرت کافی به نمایش خود بپردازد. در نوع پرداختن به این نقش ها، نگرش فمینیستی وولف بی تأثیر نبوده است. از این¬رو خصلت جنگندگی، کنشگری و استقلال زنان وولف بارزتر است. در آثار پیرزاد، نقش مادر را با رویکردی فداکارانه و نقش همسر را محافظه کارانه مشاهده می کنیم. وی برای نقش مدونا، جایگاه ویژه ای در نظر گرفته است و نقش آمازون را در چارچوب فرهنگ سنتی شرقی و به صورتی گام به گام و کم رنگ وارد آثارش کرده است.
در حل اختلافات راجع به داوری تجاری بین المللی طرفین می توانند به جای انتخاب قانون یک کشور، حقوق بازرگانی فراملی را به عنوان قانون حاکم بر دعوی برگزینند. این انتخاب در صورتی امکان پذیر است که قواعد حل تعارضِ قابل اعمال، چنین اختیاری را برای طرفین شناسایی کرده باشد. اصل حاکمیت اراده در انتخاب حقوق بازرگانی فراملی، در بسیاری از قوانین ملی و مقررات دیوان های داوری به رسمیت شناخته شده است. عدم وابستگی به هیچ دولت و یا حاکمیت مهم ترین ویژگی این نظام جدید است که موجب افزایش مطلوبیت آن در عرصه داوری تجاری بین المللی و انتخاب آن بوسیله طرفین اختلاف شده است.از این رو، باید دید منظور از قواعد بازرگانی فراملی که قواعد آن به عنوان یک حقوق خودجوش ناشی ار عرف های تجاری است چیست و از چه ماهیتی برخوردار است.آیا می توان آنرا یک نظام حقوقی کامل محسوب کرد و ایا حقوق بازرگانی فراملی به عنوان مجموعه ای از اصول و قواعد حقوقی که از هیچ قانون ملی تبعیت نمی کند قابلیت اعمال به عنوان قانون حاکم بر داوری تجاری بین المللی را دارد یا خیر.
پژوهش حاضر دو پسوند اشتقاقی «-ین» و «-ینه» را در زبان فارسی بررسی و سویه های گوناگون معنایی و صوری آنها را واکاوی می نماید و می کوشد با رویکرد ساخت بنیاد و در چارچوب نظریه ساخت واژه ساختی الگوهای واژه سازی را بر پایه مفهوم «طرحواره های ساختی» و رابطه پایگانی این طرحواره ها تبیین نماید. ساخت واژه ساختی نظریه ای واژه بنیاد و نشانه بنیاد در حوزه ساخت واژه است که رویکردی شناختی و کاربردبنیاد به واژه سازی دارد. داده های پژوهش برگرفته از پیکره ساخت واژی نگارندگان، با بیش از 12000 واژه مشتق و مرکب فارسی، و فرهنگ فارسی زانسو (کشانی، 1372) است که 71 واژه مشتق ساخته شده با پسوند «-ین» و 59 واژه ساخته شده با پسوند «-ینه» را در بر می گیرد. براساس یافته های پژوهش این پسوندها تنوع معنایی چشمگیری دارند که در سطح طرحواره های ساختی انتزاعی قابل تبیین است نه در سطح واژه های عینی زبان و از همین رو آن را چندمعنایی ساختی می نامند. پسوند «-ین» می تواند در 7 زیرطرحواره ساختی نمایان شود و واژه هایی از مقوله صفت بسازد، اما «-ینه» دارای 9 زیرطرحواره ساختی است و واژه هایی از مقوله اسم و صفت می سازد.
این کنفرانس با همکاری دپارتمان ایران شناسی دانشگاه دولتی ایروان ارمنستان و انستیتوی شرق شناسی آکادمی علوم این کشور در روزهای جمعه و شنبه، 6 و 7 دسامبر 2019 (15 و 16 آذر ماه 1398) با حضور میهمانانی از ایران، روسیه، ارمنستان و هلند برگزار شد. دکتر واردان ووسکانیان رئیس دپارتمان ایران شناسی دانشگاه دولتی ایروان و دبیر علمی این کنفرانس، هدف از برگزاری آن را تداوم هر چه بیشتر همکاری های علمی و پژوهشی و آکادمیک بین نهادهای علمی کشورهای مختلف به ویژه منطقه قفقاز و حاشیه دریای کاسپین عنوان کرد و افزود: ارائه تازه ترین پژوهش های مربوط به اقوام تالش، لزگی، آوار، تات (پارسی زبانان قفقاز)، مازنی، گیل و دیلم و همچنین اودی ها، زاخورها و گرجی ها از دیگر اهداف مهم این کنفرانس می باشد. از محورهای اصلی این کنفرانس مطالعات زبان شناسی، ادبیات، فرهنگ، تاریخ و ژئوپلوتیک منطقه قفقاز و حاشیه دریای کاسپین بود. زبان های رسمی کنفرانس نیز انگلیسی، روسی، فارسی و ارمنی اعلام شده بودند. یکی از ویژگی های جالب توجه این کنفرانس، تعداد چشمگیری از مقالات ارائه شده از کشورهای مختلف، با موضوع مطالعات قوم تالش بود. دکتر بِسولوف از دانشگاه اوستیای شمالی فدراسیون روسیه یکی از سخنرانان کنفرانس بود که اعلام کرد؛ نقش دپارتمان ایران شناسی دانشگاه دولتی ایروان ارمنستان در زمینه پژوهش های تالش شناسی، نقش مرکزی جهانی و بین المللی است. - روز اول سخنرانی های خوش آمدگویی واردان ووسکانیان - رئیس گروه مطالعات ایران شناسی دانشگاه دولتی ایروان (ارمنستان) روبِن سافراستیان - مدیر مؤسسه مطالعات شرقی آکادمی علوم جمهوری ارمنستان (ارمنستان) روبن ملکونیان - رییس دانشکده مطالعات شرق شناسی دانشگاه دولتی ایروان (ارمنستان) اسماعیل شعبان اف - عضو شورای امور اقوام و ملیت ها تحت نظارت ریاست جمهوری روسیه و رییس انجمن تالش های مسکو (روسیه) ولادیمیر زاخاروف - مدیر موسسه مطالعات سیاسی و اجتماعی منطقه دریای سیاه و خزر (روسیه) علی اکبر علی اکبراف - معاون مدیر موسسه مطالعات شرق شناسی آکادمی علوم فدراسیون روسیه (روسیه) ولادیمیر بسلوف - رییس مرکز علمی دانشگاه قفقاز شمالی آکادمی بین المللی معماری (اوستیای شمالی) موضوع مقالات و سخنرانی های ارائه شده تیمور آیتبروف - آوارهای قفقاز جنوبی: مشکلات و چشم اندازها (روسیه) ولادیمیر زاخاروف - استالین و مشکل مردم ترک قفقاز (روسیه) ظهیرالدین ابراهیم اف - چندقومی قفقاز جنوبی و سیاست جذب جمهوری آذربایجان (روسیه) محمود جعفری دهقی - تحول تاریخی سیستم آوایی زبان تالشی (ایران) الکساندر آکوپیان - طبقه جدیدی از منابع تاریخ پادشاهی هرتی و کاختی (قرن یازدهم): کشف، اهمیت و دانش فعلی مسکوک شناسی محلی (روسیه) اولگ مودرک - چرا آلان ها اووس هستند؟ (روسیه) ولادیمیر بسولوف - سرنوشت گروه قومی تالشی در جنوب شرقی قفقاز: قوم، نژاد، تاریخ قومی و معماری سنتی در بستر حافظه مکان تاریخی و زمان (اوستیای شمالی) یاسر کرم زاده هفتخوانی - بررسی پژوهش های علمی در حوزه شعر تالشی (ارمنستان) سالار سیف الدینی - تحولات اخیر پیرامون جمهوری قره باغ و منافع ملی ایران (ایران) هایک ملیک آدامیان، کریستوفر خاچانف - برخی از خصوصیات انسان شناسی تاتارهای قفقاز در آثار محققان روسی قرن نوزدهم (ارمنستان) الکسان هاکوبیان، وردان گالستیان - ادغام قومی جمعیت مسلمان خاورمیانه براساس شکل گیری فرهنگ نوشتاری ترکی (اواسط قرن 19) و ویژگی های شکل گیری قومیت تات (ارمنستان) آرپینه آروشانیان - تصوف در قلمرو تاریخی شیروان (ارمنستان) علی علی بابایی – چشم اندازی جدید در روابط تاریخی ایران با مردمان قفقاز شمالی (ایران) علی اکبر علی اکبراف - در مورد قومیت خزر (روسیه) مجید کریمی - چشم اندازی در محوطه تاریخی و جغرافیاییِ مغان در تاریخ ایران (ارمنستان) آرتیوم تونویان - گویش لاهیجی از زبان قفقازی- فارسی و وضعیت مدرن اجتماعی و زبانی در روستای لاهیج (ارمنستان) علی کالیراد - برخی یادداشت ها در مورد ادعای اقوام قفقازی در سنت ایرانی اواخر قرن 19 و آغاز قرن 20 (ایران) دیمیتری قوورکیان - به مناسبت گرامیداشت سنت گریگوریس در قفقاز شرقی: تاریخ و مدرنیته (روسیه) آراکس پاشایان - شکل گیری هویت اهل سنت در جمهوری آذربایجان در سال های پس از استقلال (ارمنستان) محرم رضایتی کیشه خاله – تک مادگی در زبان تالشی (ایران) تیمور آیتبروف - ویژگی خاص مبارزات دوم نادرشاه افشار علیه قوم داغستانی ها (سال 1735) (داغستان روسیه) واگیف گریم اف - مردمان لزگی زبانِ جمهوری آذربایجان (روسیه) گاریک میساکیان - لشکرکشی شاه اسماعیل به شیروان طبق منابع ایرانی (ارمنستان) - روز دوم موضوع مقالات و سخنرانی های ارائه شده: هاسمیک گیراگوسیان - ارائه پروژه: منطقه شیروان به عنوان یک منطقه ت
مسلمانان صدر اسلام علی رغم اشتراک نظر در اعتقاد به پیامبر خدا (ص)، در مورد جانشینی آن حضرت اختلاف پیدا کردند؛ به گونه ای که این امر، موجب به وجود آمدن دو مذهب شیعه و اهل سنت گردید. در این میان فیض کاشانی به عنوان یکی از علمای بزرگ شیعه، به بسیاری از شبهات مطرح در این باره، پاسخ گفته و امر امامت را از منظر علم کلام و سیاست مورد بررسی قرار داده است. هدف پژوهش، این است که نتیجه بررسی، بتواند بخشی از دغدغه های فکری و اعتقادی شیعیان را برطرف نماید و پاسخی منطقی به برخی از شبهات مطرح شده برضد مکتب تشیع، ارائه کند. سؤال اصلی پژوهش این است که اندیشه کلامی-سیاسی امامت از منظر فیض کاشانی با تأکید بر آیه 55 سوره مائده در قرآن کریم چیست؟ پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. نتیجه بررسی ها نشان داد که شیعیان از جمله فیض کاشانی با توجه به آیات قرآن، به ویژه آیه ولایت، امامت را یک امر الاهی و انحصاری تلقی نموده و نظریات خویش را با نص پیامبر(ص) تطبیق می دهند. وی برای امام ، منصب الاهی و ویژگی عصمت -در مقام امامت- قائل است و نظام سیاسی و دولت دینی را بر مدار امامی معصوم و حاکمی الاهی در زمین استوار می دانند.
شناخت دیدگاه های خاورپژوهان درباره بازتاب داستان های انبیاء در قرآن، با هدف نقد و بررسی آن ها، ضرورتی انکارناپذیر است. پژوهش حاضر، سعی دارد به نقل و نقد آراء مئیر یاکوپ قستر، خاورشناس لهستانی و یهودی درباره داستان خلقت آدم(ع) بپردازد. در این پژوهش از روش مطالعه کتابخانه ای با رویکرد آن تحلیلی-انتقادی استفاده شده است.اگرچه بررسی دیدگاه های قستر در خصوص داستان آدم(ع) مرکز توجه و تحلیل بوده است اما به منظور تکمیل بحث از نظرات عالمان مسلمان نیز استفاده شده است. نقل گسترده روایات خلقت آدم(ع) از منابع اسلامی، نشان دهنده پژوهش عمیق قستر در منابع روایی-تفسیری است. تقطیع روایات تفسیری، ذکر اسرائیلیات، برداشت سطحی و نادرست از آیات قرآن، استفاده گسترده از روایات ضعیف و نقل روایات متناقض، از جمله نقدهای اساسی در پژوهش های قستر به شمار می آید.
«از خودبیگانگی» یا الیناسیون (alienation) از بحث های مهم انسان شناسی، در طول سده های اخیر بوده است. غالب اندیش مندان اخیر، بر جنبه منفی آن تمرکز داشته اند، لیکن می توان جنبه های مثبتی نیز در آن فهم نمود. در سنت عرفانی و حکمی اسلامی، تبیین هایی برای «از خود بیگانگی مثبت» در مقابل خداوند، در مورد کلید واژه فنا مطرح ده است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که ارتباط میان «از خودبیگانگی مثبت» و «مسئله فنا» در آثار عرفانی-حکمی اسلامی چگونه قابل تبیین است؟ روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی است. عرفا و حکمای اسلامی متقدم و متاخر، با اقتباس از برخی آیات قرآنی (هم چون قصص آیه 88، بقره آیه 156، غافر آیه 16، محمد آیه 19 و ...) نظریاتی را در این زمینه مطرح کرده اند. در این آثار (از دو منظر توصیفی و توصیه ای)، فنای در خدا، با فراموش کردن خود (از خودبیگانگی مثبت) همگام شده است. بررسی ها نشان می دهد که نوعی ارتباط مستقیم و معنادار میان «از خود بیگانگی مثبت»، «فنای در خداوند»، «غیبت از خود و ماسوای خداوند» و میان «مراتب کمال» وجود دارد. مرتبه نهایی فنا که توام با بقاست، مستلزم از خودبیگانگی کامل می باشد؛ بر همین اساس، وجوه توصیه به «فنا و از خودبیگانگی مثبت»، بر محور «سیر مراتب کمال» و «بقای نهایی» قابل فهم است.
اباضیه یکی از شاخه های وسیع و بازمانده خوارج است و نام آن از عبدالله بن اباض گرفته شده است. هرچند به طور سنتی ابن اباض را پایه گذار فرقه اباضیه می دانند، اما ظاهراً ریشه اندیشه خوارج میانه رو به ابوبلال مرداس بن ادیه تمیمی باز می گردد که رهبری گروه معتدل خوارج بصره را که به جواز تقیه و وانهادن جهاد عقیده داشتند و «قعده» نامیده شدند در اختیار داشت. تدوین اندیشه های اباضیه وامدار تلاش ابوشعثاء جابر بن زید است، بدان پایه که برخی انتساب اباضیه به ابن اباض را تنها نسبتی اصطلاحی و به اعتبار مواضع سیاسی برجسته او و از جمله نامه اش به عبدالملک بن مروان دانسته اند، و برخی نیز جابر بن زید را سازمان دهنده واقعی فرقه معرفی کرده اند.به هر روی، پس از آنکه در پی قتل ابوبلال (61 ق. / 680 و 681 م) خوارج بصره برای یاری عبدالله بن زبیر راهی مکه شدند و با بروز اختلاف میان آن ها و ابن زبیر بخشی از مخالفان تحکیم راه یمامه در پیش گرفتند و بخشی نیز به بصره بازگشتند، دسته هایی از خوارج به رهبری ابن ازرق خواهان هجرت و جهاد شدند و به سوی اهواز رفتند و بخش محدودتری از آنان به رهبری عبدالله بن اباض، عبدالله بن صفار و ابوبیهس در بصره ماندند (سال 64 ق. / 683 و 684 م). در منابع تاریخی و کتاب های ملل و نحل آگاهی های اندکی درباره ابن اباض در دست است و سال ولادت و وفات او نیز به درستی روشن نیست. همین اندازه روشن است که وی از تابعین بود و با عبدالملک مروان (65-86 ق. / 685- 705 م) هم مکاتبه هایی داشت. از همین روی است که در برخی از تحقیقات معاصر مرگ او را در حدود سال 80 ق. / 699 م. دانسته اند.اﺑﻮ ﺑﻼل ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﻔﮑﺮات و آرای ﻣﺴﺎﻣﺤﻪ آﻣﯿﺰ ﺧﻮﯾﺶ، ﻏﯿﺮ ﺧﻮارج را ﻧﯿﺰ در زﻣﺮه ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺣ ﻖ ﺑﺮ می شمرد و ﻫﺮﮔﺰ ﮐﺸﺘﺎر، ﻗﺘﻞ و ﺧﻮﻧﺮﯾﺰی را ﺟﺎﯾﺰ نمی شمرد. ﭘﺲ از اﺑﻮ ﺑﻼل و ﺑﻪ رﻏﻢ اندیشه های اﻋﺘﺪاﻟﯽ اﯾﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ، اﺑﺎﺿﯿﺎن راه اﻧﺤﺮاف را ﭘﯿﻤﻮدﻧﺪ و ﺳﺮﻣﻨﺸﺄ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻈﯿﻤﯽ در اﺳ ﻼم ﮔﺮدﯾﺪﻧ ﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻫﺪف از اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ، ﺑﺮرﺳﯽ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی ﺧﻮارج اﺑﺎﺿﯿﻪ می باشد ﮐﻪ ﺑ ﺎ رویکرد ﺗﺤﻠﯿﻠ ﯽ- ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺑﺮ ﭘﺎﯾه ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.در جمع بندی این پژوهش می توان بیان کرد: 1- جرقه اندیشه اباضیه، فرقه ای از خوارج قبل از جنگ نهروان شکل گرفت.2- این فرقه دارای چندین رهبر بودندکه از ابوبلال مرداس به عنوان فردی اعتدالی یاد می شود.3- جایگاه خاصی برای این فرقه نمی توان نام برد و معمولا به تشکیل حکومت اعتقادی نداشتند.4- آنان پیرو روش و راه خود بودند و هرگونه مخالفت با آن را کفر می دانستند.5- از نظر آنان داشتن امام نیازمند شرایط است و هر گاه لازم باشد امام جهت دفاع از حریم و یا جهت کشور گشایی انتخاب می شد.6- معمولا به دلیل داشتن عقاید خاص خود با والیان نواحی مختلف در حال ستیز بودند.
تزئینات معماری اسلامی در میان شاخه های گوناگون هنر، دارای جایگاه خاصی است. آثار بجا مانده از هنرهای تزئینی در ابنیه های اسلامی، مخصوصا اماکن مذهبی، نظیر مساجد و بقاع متبرکه، دارای ویژگی های منحصر به فرد و تجسمی هستند. بقعه امامزاده سلطان ابراهیم(ع) در شهرستان قوچان یکی از نمونه های زیبای هنر اسلامی است که اصل بنای آن مربوط به دوران سلطان محمد خوارزمشاه می باشد. این نوشتار با رویکردی توصیفی – تحلیلی و با طرح این سوال که دلیل اهمیت معماری و جایگاه هنر در این بنا چگونه بوده است. به بررسی ابعاد مختلف آن می پردازد. مقاله ضمن بررسی زیبایی ها و نقش های تزئینی موجود در این بقعه که به انواع خطوط و کتیبه ها آراسته شده است به توضیح در مورد اهمیت معماری به کار رفته در بنا می پردازد و با بررسی معماری اجزای مختلف بنا کوشیده است تا جایگاه هنر و زیبایی این بقعه در معماری اسلامی در این دوره را توضیح داده شود.