ضرورت دانش فقه و نقش آن در منظومه معارف اسلامی و نسبت فقه و عقل از مضامین این مقاله است. بیشترین حجم این نوشتار به اثبات این نکته اختصاص یافته است که فقه نه در صدد بیان علل عقلی احکام است و نه عقلاً یا منطقا میتوان به چنین احکامی دست یافت.
سازمانهای غیردولتی زنان میبایست برای ایجاد گفتمان جدی و هماهنگ در زمینه مطالبات زنان، تلاش کنند و حرکت منسجمی داشته باشند. ازاینرو هفتاد سازمان غیردولتی با تدوین بیانیهای، محورهای اساسی حرکت هماهنگ در راستای مطالبات زنان را مورد توجه قرار دادند. در این بیانیه مسائلی در رابطه با حقوق اساسی، حقوق مدنی، حقوق کیفری و حقوق فرهنگی زنان مورد توجه قرار گرفته است و تساوی در این حقوق به عنوان هدف اصلی بیانیه مطرح شده است.
امروزه «فحشا» یا «روسپیگری» در جهان به عنوان یکی از سودمندترین تجارتها درآمده است. کشور ایران هم از آفات و آسیبهای این جرم در امان نیست. لذا، اتخاذ سیاستهای پیشگیرانه از اشاعه فساد و فحشا در جامعه و ممانعت از متلاشی شدن خانوادهها ضروری است. کلمه «روسپیگری» نه تنها در قوانین جزایی ایران (از جمله قانون مجازات اسلامی) تعریف نشده است، بلکه حتی مجازات این افراد هم در قانون معین نیست و قضات در اینگونه موارد احکام مربوط به «زنا» و «جرایم بر ضد عفت و اخلاق عمومی» را اجرا مینمایند. البته، با تحقیقات انجام شده در فقه شیعه که دکترین قانون جزای ایران است، میتوان ثابت نمود که کلیه عوامل «روسپیگری»، «تشکیل فاحشه خانه»، «مشتریان روسپیان» و... با تحقق شرایطی از مصادیق، «افساد فیالارض» و «محاربه» است. بنابراین، در ابتدا باید خلأهای قانونی در این مورد جبران گردد. سپس، بدون هیچ مسامحهای برخوردهای حقوقی همراه با اجرای راهکارهای فرهنگی اجرا شود.
انگیزه این نوشتار بازنگری به چالش میان دین و دولت است. از دیدگاه نویسنده روحانیون شیعه از مشروطه تا آغاز جمهوری اسلامی به جدایی دین از دولت تن در دادهاند و حتی در آستانه انقلاب 57 بیشترین مجتهدین شیعه به ولایت فقیه باور نداشتهاند. وی میگوید: بار دیگر باید اندیشه پرداختن روحانیون به امور دینی و کنارهگیری آنان از سیاست باید محقق شود.
به نظر آقای کدیور، فقاهت از تخصصهای لازم در اداره جامعه است؛ اما نیازی به تصدی بالمباشرة فقیه وجود ندارد؛ بلکه دلیلی برخلاف آن وجود دارد. به نظر ایشان، برای اداره جامعه باید به علوم ناظر به موضوعات مانند اقتصاد و سیاست روی آورد، نه علوم ناظر به احکام کلی.
نویسنده گمنام این مقاله بر آن است که تلویزیون میتواند و باید تبدیل به دانشگاهی عمومی شود. برای دستیابی به چنین آرمانی، راه پر پیچ و خمی پیش رو دارد و باید به نقد خود بپردازد. وی با برشمردن هفت ویژگی جامعه امروز ما، به نقد ساختاری، تخصصی، فرهنگی، سواد رسانهای، تفکیک برنامهریزی و نظارت و رابطه مردم و مسئولان میپردازد.
بحث ما در باب جامعه دینی و جامعه اخلاقی و همچنین تبیین نسبت این دو جامعه با یکدیگر است. در باب این تقسیمبندی میتوان پرسید که آیا جامعه دینی، جامعهای اخلاقی است. شاید این معادله برای برخی بدیهی باشد؛ اما به واقع پاسخهای متفاوتی به این سؤال میتوان داد. اساسا اگر دین داران گردهم آیند و تکالیف دینی خود را به جای آورند، اما فاقد فضایل و تکالیف اخلاقی باشند، آن جامعه دینی، فضیلتی ندارد و نمیتوان برای آن ارزشی قائل بود. بنابراین امروزه لازم است که فقه، ادیان و قدرت را نقد اخلاقی کنیم و تاکنون از نقد اخلاقی این امور غفلت کردهایم.