از آنجا که اعتقاد به قضا و قدر الهی از مسلّمات دین مبین اسلام است و فلاسفه و متکلمان اسلامی بر طبق مبانی خود به تبیین آن پرداختهاند، یکی از سوءالاتی که مطرح است، سازگاری قضا و قدر با اختیار انسان است.
این نوشتار با تبیین مسأله قضا و قدر و ردّ دیدگاه اشعری و معتزلی درباره آن، در پی اثبات سازگاری قضا و قدر با اختیار انسان است.
ضرورت دانش فقه و نقش آن در منظومه معارف اسلامی و نسبت فقه و عقل از مضامین این مقاله است. بیشترین حجم این نوشتار به اثبات این نکته اختصاص یافته است که فقه نه در صدد بیان علل عقلی احکام است و نه عقلاً یا منطقا میتوان به چنین احکامی دست یافت.
امروزه «فحشا» یا «روسپیگری» در جهان به عنوان یکی از سودمندترین تجارتها درآمده است. کشور ایران هم از آفات و آسیبهای این جرم در امان نیست. لذا، اتخاذ سیاستهای پیشگیرانه از اشاعه فساد و فحشا در جامعه و ممانعت از متلاشی شدن خانوادهها ضروری است. کلمه «روسپیگری» نه تنها در قوانین جزایی ایران (از جمله قانون مجازات اسلامی) تعریف نشده است، بلکه حتی مجازات این افراد هم در قانون معین نیست و قضات در اینگونه موارد احکام مربوط به «زنا» و «جرایم بر ضد عفت و اخلاق عمومی» را اجرا مینمایند. البته، با تحقیقات انجام شده در فقه شیعه که دکترین قانون جزای ایران است، میتوان ثابت نمود که کلیه عوامل «روسپیگری»، «تشکیل فاحشه خانه»، «مشتریان روسپیان» و... با تحقق شرایطی از مصادیق، «افساد فیالارض» و «محاربه» است. بنابراین، در ابتدا باید خلأهای قانونی در این مورد جبران گردد. سپس، بدون هیچ مسامحهای برخوردهای حقوقی همراه با اجرای راهکارهای فرهنگی اجرا شود.
انگیزه این نوشتار بازنگری به چالش میان دین و دولت است. از دیدگاه نویسنده روحانیون شیعه از مشروطه تا آغاز جمهوری اسلامی به جدایی دین از دولت تن در دادهاند و حتی در آستانه انقلاب 57 بیشترین مجتهدین شیعه به ولایت فقیه باور نداشتهاند. وی میگوید: بار دیگر باید اندیشه پرداختن روحانیون به امور دینی و کنارهگیری آنان از سیاست باید محقق شود.