در تاریخنگارى قرن بیستم، مکتب فرانسوى آنال استثناى پر فروغى است. توجه به ساختارها، نگرش به درون تحولات تاریخى و اعتقاد استوار به پیوند پایدار طبیعت و تاریخ، از جمله ابداعات مورخان آنال مىباشد. مکتب آنال با بهرهگیرى از دانشها و رشتههاى مختلف، از قبیل جامعهشناسى، جغرافیا، روانشناسى، باستانشناسى و حتى علوم طبیعى، تاریخ رابه گونهاى قابل توجه، از محدوده تفکر مبتنى بر روایتنگارى صرف رهانید. در مکتب آنال، بهویژه در آثار فرناند برودل، مفهوم تاریخ تام یا کامل، جایگاه ویژهاى دارد. همینطور مارک بلوخ که خود یکى از بنیانگذاران این مکتب است، مطالعه و بررسى تطبیقى در تاریخ را به شیوهاى استوار در تاریخنگارى تبدیل کرد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی توان پیش بینی تعامل هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تیزهوش انجام گرفته است. فرض اساسی این پژوهش مبتنی بر تاثیرگذاری تعامل مولفه های هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی (رتبه تولد، حجم خانواده، تحصیلات والدین و پایگاه اقتصادی - اجتماعی) بر چگونگی پیشرفت تحصیلی است. نمونه پژوهش عبارتند از 60 دانش آموز تیزهوش دختر شهر مشهد که به شیوه تصادفی انتخاب گردیدند. پرسشنامه هوش هیجانی بار - ان (1997) و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی، ابزار مورد استفاده در این پژوهش را تشکیل می دادند. روش پژوهش از نوع همبستگی است. نتایج بدست آمده حاکی از عدم رابطه بین هوش هیجانی کل و پیشرفت تحصیلی، و وجود رابطه معنی دار مثبت طبقه سازگاری (از بین پنج طبقه هوش هیجانی)، مولفه های حل مساله، و واقعیت آزمایی (از بین پانزده مولفه هوش هیجانی)، با پیشرفت تحصیلی (p<0.05) است. همچنین تحلیل رگرسیون پسرونده (Backward) تعامل 15 مولفه هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی، نشان دهنده توان پیش بینی (r=0.735، r2=0.541، P<0.05) در پیشرفت تحصیلی است. تحلیل نهایی رگرسیون، توان پیش بینی کنندگی متغیرهای رتبه تولد، حل مساله، واقعیت آزمایی و تحمل فشار را معنی دار (r=0.591، r2=0.35، P<0.01) می داند. بررسی رابطه رتبه تولد (p<0.01) و حجم خانواده (p<0.05) با پیشرفت تحصیلی نیز رابطه معنی دار مستقیم را نشان می دهد. نتایج در ارتباط با یافته های پیشین به بحث گذاشته شده است.
در این مقاله ده الگوی طراحی آموزشی مشهور، از میان 25 الگوی طراحی آموزشی سازنده گرای موجود در متون تخصصی انتخاب و رویکردهای یاددهی-یادگیری مستتر در آنها با استفاده از روش تحلیل محتوی مورد ارزیابی قرار گرفت. در این تحلیل با مراجعه به متون اصلی بنیان گذاران هر یک از الگوها، هر یک از الگوها از نظر فردی، جمعی، یا دوگانه بودن رویکردهای یادگیری و تدریس مفروض در طراحی شان طبقه بندی شدند. حاصل این تحلیل و ارزیابی یک طبقه بندی شش گانه از الگوهای طراحی آموزشی بر اساس رویکردهای یادگیری و تدریس مستتر در آن ها می باشد. یافته ها حاکی از آن است که هیچ یک از الگوهای طراحی آموزشی به صورت توامان دارای رویکردهای دوگانه یادگیری و تدریس نیستند؛ و اغلب الگوهای طراحی سازنده گرا از نظر رویکردهای تدریس در ناحیه فردی قرار دارند؛ و تنها برخی از الگوها در هر دو رویکرد تدریس و یادگیری در ناحیه جمعی قرار می گیرند