هدف پژوهش حاضر تبیین انگیزش تحصیلی دانش آموزان بر مبنای جهت گیری انگیزشی ادراک شده والدین و معلمان با میانجی گری نیازهای اساسی روان شناختی است. به این منظور نمونه ای شامل 404 دانش آموز دوره متوسطه با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای از دبیرستان های همدان انتخاب شده، سپس مقیاس های انگیزش تحصیلی، جهت گیری انگیزشی ادراک شده والدین، جهت گیری انگیزشی ادراک شده معلمان و نیازهای اساسی روان شناختی روی آنان اجرا شد. داده ها با استفاده از الگوی معادله ی ساختاری (SEM) تحلیل گردید. مدل نهایی یک الگوی خاص از روابط متغیرهای پژوهش با یکدیگر را نشان داد که 44/0 از تغییرات انگیزش درونی، 37/0 انگیزش بیرونی و 22/0 بی انگیزگی را تبیین می کند. شاخص های برازش مدل، برازش مدل را با داده ها نشان می دهد (81/1= 2χ،61/0=P ، 01/0=RMSEA، 00/1=GFI، 99/0=AGFI، 00/1=CFI، 99/0=NFI). اثر مستقیم جهت گیری انگیزشی والدین بر انگیزش تحصیلی تأیید نشد اما اثر غیر مستقیم آن با میانجی گری نیازهای روان شناختی بر انگیزش درونی، بیرونی و بی انگیزگی مورد تأیید قرار گرفت. اثر مستقیم و غیرمستقیم جهت گیری انگیزشی معلمان نیز بر هر سه بعد انگیزش معنادار بود. جهت گیری انگیزشی معلمان بیش از جهت گیری انگیزشی والدین تبیین کننده ی انگیزش تحصیلی دانش آموزان بود که نشان دهنده اهمیت اساسی نقش جو کلاس و جهت گیری انگیزشی معلمان در انگیزش تحصیلی دانش آموزان است.
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش انسان انگاری و دل بستگی به اشیاء در پیش بینی رفتارهای احتکاری با نقش میانجی شناختارهای احتکاری انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر بیرجند در سال تحصیلی 96-1395 بودند. تعداد 288 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه رفتار احتکاری تجدیدنظر شده، پرسشنامه شناختارهای احتکاری، پرسشنامه دل بستگی دوجانبه و پرسشنامه انسان انگاری بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که دل بستگی به اشیاء به طور مثبت و معنی دار با جنبه های احتکار رابطه دارد، درحالی که انسان انگاری با جنبه های شناختی و رفتاری احتکار رابطه ای نداشت. یافته های مربوط به بررسی نقش میانجی نشان داد که در مدل پیشنهادی فقط متغیر دل بستگی به اشیاء دراین ارتباط نقش میانجی دارد. این یافته ها از مدل های شناختی – رفتاری حمایت می کند و پیشنهاد می دهد که شناختارهای مربوط به متعلقات نقش مهمی را در رشد و حفظ مشکلات مربوط به احتکار بازی می کند.
پژوهش حاضر در راستای بررسی تأثیر راهکارهای معلمی آموزش بخشودگی بر میزان بخشودگی و مدارای اجتماعی دانش آموزان دختر و پسر ناحیه 2 شهرستان زاهدان در سال تحصیلی 95-1394 انجام گرفته است. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. نمونه پژوهش تعداد 80 نفر از 4 کلاس (دو کلاس دختر و پسر به عنوان گروه آزمایش و دو کلاس به عنوان گروه گواه) بودند که بصورت تصادفی ساده انتخاب شدند ( 40 نفر در گروه گواه و 40 نفر در گروه آزمایش). ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه 18 سؤالی بخشودگی هارتلند ( HFS ) با سه خرده مقیاس و پرسشنامه 20 سؤالی محقق مدارای اجتماعی با 3 خرده مقیاس با طیف 5 درجه ای لیکرت بود. جهت اجرای پژوهش، ابتدا برای دو گروه آزمایش و کنترل پیش آزمون برگزار شد سپس گروه آزمایش در 10 جلسه برای مدت 6 هفته و حداقل هفته ای 2 بار درکلاس آموزش دیدند، آنگاه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری کولموگروف- اسمیرنوف، لوین و تحلیل واریانس یک طرفه و دوطرفه انجام گرفت. نتایج نشان داد، آموزش بخشودگی باعث افزایش میزان نمرات بخشودگی (05/0>047/0 = Sig ) و مدارای اجتماعی (05/0>042/0 = Sig ) در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در پس آزمون شده است. همچنین تفاوت معناداری میان نمرات گروه آزمایش دو گروه دختر و پسر در پس آزمون متغیر بخشودگی (05/0>044/0 = Sig ) و مدارای اجتماعی (05/0>038/0 = Sig ) نسبت به پیش آزمون مشاهده گردید.
با توجه به تاثیر فرسودگی شغلی بر سلامت روان، هدف از پژوهش حاضر فراتحلیل تحقیقات انجام شده پیرامون رابطه میان فرسودگی شغلی و سلامت روان بود. این پژوهش با استفاده از تکنیک فراتحلیل،نتایج حاصل از انجام تحقیقات مختلف را یکپارچه کرده و میزان اندازه اثر رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان را مشخص نمود. بدین منظور از بین 26 پژوهش، 17 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود، انتخاب شده و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. پژوهش حاضر مبتنی بر 2800 شرکت کننده و 17 انداز اثر می باشدکه چک لیست فراتحلیل برای آنها مورد استفاده قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد رابطه فرسودگی شغلی و سلامت روان به طور کلی (415/0) می باشد که نشان دهنده رابطه نسبتا قوی میان این دو متغیر است. نتایج این پژوهش بر اهمیت توجه به فرسودگی شغلی و پیامدهای زیانبار آن در زمینه سلامت روان تاکید می ورزد.
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای موفقیت تحصیلی دانشجویان براساس اعتیاد به اینترنت، ویژگی های شخصیت، خودکارآمدی اجتماعی و هوش معنوی انجام گرفت. تعداد 225 نفر دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ی چند مرحله ی انتخاب و پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت، خودکارآمدی اجتماعی، هوش معنوی و شخصیتی نئو را تکمیل کردند؛ موفقیت تحصیلی با معدل کل دانشجویان سنجیده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی پژوهش با روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزارهای SPSS 19 و AMOS 20 صورت گرفت و برای تعیین معنی داری روابط میانجی از روش بوت استراپ ماکرو پریچر و هایز استفاده شده است. نتایج نشان داد که اعتیاد به اینترنت بر برون گرایی، وظیفه شناسی، خودکارآمدی اجتماعی، هوش معنوی و موفقیت تحصیلی اثر مستقیم منفی و معنی دار ولی بر روان رنجورخویی اثر مستقیم مثبت و معنی دار دارد. وظیفه شناسی و خودکارآمدی اجتماعی بر موفقیت تحصیلی اثر مستقیم مثبت و معنی دار و روان رنجورخویی بر موفقیت تحصیلی اثر مستقیم منفی و معنی دار دارد. همچنین اثر غیرمسقیم اعتیاد به اینترنت از طریق وظیفه شناسی، روان رنجورخویی و خودکارآمدی اجتماعی بر موفقیت تحصیلی معنی دار ولی از طریق برون گرایی و هوش معنوی معنی دار نبود. یافته ها نشان دادند که مدل پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. وظیفه شناسی و خودکارآمدی اجتماعی با ایفای یک نقش محافظتی، می توانند اثر مخرب اعتیاد به اینترنت را بر موفقیت تحصیلی دانشجویان خنثی نمایند، درحالی که روان رنجورخویی می تواند این اثر را تشدید کند.
اختلال پراشتهایی روانی یکی از شایع ترین اختلالات خوردوخوراک است که در زنان شیوع بیشتری دارد و تأثیرات مخرب قابل توجهی بر سلامتی و کیفت زندگی این قشر می گذارد. از ابتدای توصیف این اختلال در سال 1979، درمان های دارویی و روان شناختی متعددی جهت بهبود علائم آن شکل گرفته است. رفتاردرمانی شناختی به عنوان درمان انتخابی این اختلال در نظر گرفته می شد؛ بااین حال نتایج مطالعات از نرخ بازگشت زیاد تا 50% و همچنین درصد بالای کناره گیری از درمان تا 28% را در این درمان نشان داده اند. اخیراً به نقش بد تنظیمی هیجانی در این اختلال توجه ویژه ای شده و بر این اساس رفتاردرمانی دیالکتیکی را برای این اختلال تطبیق داده اند. این پژوهش به بررسی رویکردهای اصلی مطرح در تبیین و درمان این اختلال پرداخته و با تبیین نقش بد تنظیمی هیجانی در شکل گیری این اختلال به توضیح منطق اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی و سازوکارهای اثربخشی آن پرداخته است.
پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت گرا بر کاهش کمال گرایی نوروتیک در بین زوج های آشفته شکل گرفت. این پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین آشفته مراجعه کننده به مراکز مشاوره و کلینیک های مددکاری شهر شهرکرد در سال 1394 بودند، که از بین آنها تعداد 40 نفر (20 زوج) به صورت تصادفی انتخاب شدند.. از تمام آزمودنی ها پیش آزمون و پس آزمون کمال گرایی نوروتیک (میتزمان و همکاران، 1994) به عمل آمد و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 5/1 ساعته تحت آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت گرا قرار گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل کوواریانس آنکوا نشان داد آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت گرا تاثیر معناداری بر کمال گرایی نوروتیک گروه آزمایش داشته است (05/0 P < ). براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت گرا بر کاهش کمال گرایی نوروتیک در بین زوج های آشفته اثربخش می باشد..
سالیان متمادی، شغل برای بشر به عنوان وسیله ای برای رفع نیازها، احتیاجات مادی و منبع درآمد تلقی می شد. در این زمان ها مشاغل به راحتی فراگرفته می شدند و افراد تا پایان عمر وظایف شغلی معمول را تکرار می کردند. کار کردن وسیله ای برای گذران زندگی بود و تلاش برای بقا از اهداف اصلی پرداختن به کار بود. با رشد جوامع و افزایش تنوع شغل و پیچیدگی های آن، الگوی موفقیت و پیشرفت از طریق شغل جامعیت بیش تری پیدا کرد. در این نگاه به شغل به مثابه نردبان عمودی پیشرفت نگریسته می شد که افراد در حال بالا رفتن از آن و خواهان پیشرفت، ترقی و موفقیت هستند. افراد بسیاری در تلاش برای رسیدن به موفقیت به بالای نردبان پیشرفت رسیدند و ناگهان به مسیر پیموده شده نظر انداختند. در این چشم انداز سوالات جدیدی مطرح گردید. آیا نردبان بر دیوار درست تکیه داده شده؟ سوالاتی که باعث ورود معناخواهی و رسالت در حوزه شغل و فعالیت های انسان عصر جدید شد. در این مقاله مروری بر مدل سه گانه معناها و جهت گیریهای شغلی همسو با پارادایم های ذکر شده و یافته های پژوهشی مربوطه مورد بررسی قرار می گیرد.
مقدمهاختلال شخصیت مرزی با مشکلات بین فردی، مثل روابط زیاد، ناپایدار و ترس از رها شدن همراه است. فرض بر این است که نقایص شناخت اجتماعی این مشکلات را تبیین می کند. در این راستا پژوهش حاضر باهدف مقایسه نظریه ذهن در دانشجویان با رگه های اختلال شخصیت مرزی و همتایان عادی انجام گرفت. روشتعداد 20 دانشجو با رگه های اختلال شخصیت مرزی و 20 دانشجوی عادی با استفاده از سیاهه اختلال شخصیت مرزی لیشنرنیگ (1999) از بین دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انتخاب شدند، و سپس شرکت کنندگان با استفاده از آزمون ذهن خوانی از طریق تصاویر چشم بارن کوهن و همکاران (2001) در نظریه ذهن مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته هانتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین دانشجویان با رگه های اختلال شخصیت مرزی و دانشجویان عادی در آزمون ذهن خوانی از طریق تصاویر چشم وجود دارد (0001/0 > p ). نتیجه گیرینتایج این مطالعه نشان داد که دانشجویان با رگه های اختلال شخصیت مرزی نقایصی را در نظریه ذهن نشان می دهند.
این نوشتار با موضوع بررسی تطبیقی جامعه پذیری سیاسی در حکومت صفویه و نظام جمهوری اسلامی، به روش مقایسه ای و از طریق مراجعه به منابع و مدارک موجود، الگوها و فرایند جامعه پذیری سیاسی در دو دوره زمانی از تاریخ سیاسی کشور را مورد مطالعه و ارزیابی قرار داده است. جامعه پذیری سیاسی که فرایند کسب شناخت و پذیرش باورها، ارزش ها، نگرش ها و تفکرات نظام سیاسی حاکم تلقی می شود، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای مشروعیت بخشی به قدرت در نظام حاکم است و در هر دو نظام حکومتی صفویه و جمهوری اسلامی با استمداد از ابزارها و شیوه های گوناگون برای تحقق این امر تلاش گردیده است. با توجه به ماهیت دینی و شیعی حاکمیت در هر دو دوره، بهره گیری از ظرفیت نظام باورها، ارزش ها، نظام فکری و معرفتی، مشارکت سیاسی و تبلیغات سیاسی سازوکارهای مهمی بوده که هر یک به شیوه خاص خود توانسته است برای جامعه پذیری سیاسی اعضای جامعه از ظرفیت آنها بهره ببرد.
با سیطره یافتن وجه تکنولوژیک در زیست جهان معاصر، ساحت تعاملات اجتماعی و شیوه های هویت یابی و هویت سازی نیز تغییر یافته اند؛ چنان که شبکه های اجتماعی آنلاین از بسترهای مهم خودابرازی، ساخت هویت شخصی و نمایش منش اجتماعی و سبک زیستی هستند. این پژوهش با استفاده از آرای نظری جامعه شناختی مرتبط با سبک زندگی و رسانه های اجتماعی به تحلیل چگونگی بازنمایی و نمایش زیست روزمره در فضای اینستاگرام پرداخته است. روش پژوهش از نوع کیفی است و حجم نمونه با اتکاء بر منطق اشباع نظری شامل 23 نفر است. تحلیل داده ها با استفاده روش تحلیل درون مایه ای کلارک و براون انجام شده است. نتایج پژوهش بیان گر آن است که کُنش گران ایرانی در فضای مجازی، شبکه اینستاگرام را بستری برای نمایش زندگی روزانه، اشتراک گذاری جنبه های جذاب بدنی و ارائه گزارشی از تفریحات و لذت های فردگرایانه می دانند. بنابراین، استراتژی های نمایشی کُنش گران در شبکه اجتماعی اینستاگرام، بیشتر در جهت بازنمایی سبک زندگی مدرن است.
یک ی از راه ه ای بهین ه س ازی آم وزش دان ش ه ا، کارآم د و روزآم د س ازی مت ن ه ای آموزش ی آنهاس ت. در ح وزه علمی ه تولی د مت ن ه ای آموزش ی چندس الی اس ت ک ه در کان ون توج ه ق رار گرفت ه و دفت ری ب ا ن ام دفت ر تدوی ن مت ون درس ی ح وزه ه ای علمی ه تأس یس ش ده اس ت. کت اب «درس نامه نح و» یک ی از مت ن ه ای تولی دی ای ن دفت ر در ح وزه دان ش نح و اس ت. در ای ن مقال ه س اختار ای ن کت اب از نظ ر بی ان مقدم ه، ترتی ب بی ان قواع د و تبوی ب و محت وای آن از نظ ر تعاری ف و تمرین ات ب ا اس تفاده از روش تحلیل ی- توصیف ی نق د و بررس ی ش ده اس ت.
در شماره 169 نشریه آینه پژوهش مقاله ای با عنوان « وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار م یکند، نقد و بررسی ترجمه کتاب «ذهن و کیهان » نوشته جناب آقای مهدی امیریان منتشر شد. مترجم کتاب نقدشده، آقای جواد حیدری در و بسایت فرهنگی صدانت به نقد جناب امیریان پاسخ داد هاند. جناب مهدی امیریان نیز در نوشت های با عنوان «پاسخ به مترجم کتاب ذهن و کیهان » به نوشتار آقای حیدری پاسخ دوباره داد هاند که در ادامه م یخوانید
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شن بازی درمانی در کاهش نشانگان اختلال نافرمانی مقابله ای می باشد، جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان پسر7 تا 9 سال مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای مراجعه کننده به کلینیکامید عصر درسال 1394 است که با روش نمونه گیری دردسترس 24 کودک دارای اختلال نافرمانی مقابله ای به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی 12 کودک درگروه آزمایش و 12 کودک درگروه کنترل جایگزین شدند. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل می باشد که در این طرح گروه آزمایش 10جلسه در شن بازی درمانی شرکت کردند. جهت تشخیص اختلال نافرمانی مقابله ای از پرسشنامه علائم مرضی کودکان ویرایش 4 استفاده شد. یافته ها نشان داد که شن بازی درمانی در کاهش نشانگان اختلال نافرمانی مقابله ای موثر است. بنابراین نتیجه گرفته می شود که شن بازی درمانی در بهبود بخشی رفتارهای خصمانه ، لجبازی و مقابله جویانه اثرگذار می باشد.
هدف پژوهش حاضر، مقایسه مولفه های دشواری در نظم بخشی هیجان در افراد مشارکت کننده در فعالیت های خیریه و افراد عادی بود. نمونه پژوهش، 30 نفر از افراد فعال در مراکز خیریه شهر شیراز و 30 نفر از افراد عادی بودند که با یکدیگر همتا شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه دشواری در نظم بخشی هیجانی بود و داده ها، با روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که افراد مشارکت کننده در فعالیت های خیریه در چهار مؤلفه ی نپذیرفتن پاسخ های هیجانی، دشواری در انجام رفتار هدفمند، دشواری در کنترل تکانه و راهبردهای محدود، نمره کمتری از افراد عادی گرفتند. همچنین در دو مؤلفه ی نبود وضوح هیجانی و نبود آگاهی هیجانی، تفاوت معناداری یافت نشد. براساس نتایج پژوهش، افرادی که در انجام اعمال انسان دوستانه و یتیم نوازی مشارکت دارند، توانایی بهتری در تنظیم هیجانات خود دارند.
هدف پژوهش، بررسی نقش عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در پیش بینی رضامندی زناشویی در افراد مبتلا به OCD ب ود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی بیماران مبتلا به OCD بودند که در نیمه اول سال 1392 به بیمارستان روانپزشکی رازی شهر تبریز مراجعه کرده اند. تعداد 60 نفر از این افراد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و برای تحلیل داده ها نیز از همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که رضامندی زناشویی مبتلایان به OCD با بلاتکلیفی در مورد آینده (45/0 r= ؛000/0> p )، نشخوارگری (28/0 r=- ؛ 01/0> p )، ارزیابی مجدد مثبت (28/0 r= ؛ 01/0> p )، فاجعه سازی (30/0 r= ؛ 00/0> p ) و نمره کلی تنظیم هیجان (32/0 r= ؛006/0> p ) ارتباط معناداری دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که34 درصد و32 درصد از کل واریانس رضامندی زناشویی بیماران مبتلا به OCD به ترتیب بر اساس برخی مؤلفه های عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان تبیین می شود. نتایج پژوهش کنونی می تواند تلویحاتی برای ایجاد زمینه های بیشتر حمایت اجتماعی از این بیماران بیش از پیش داشته باشد و پیشینه ای برای تحقیقات گسترده تر در این زمینه ایجاد کند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش فرهنگی و هوش معنوی با هویت اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اسلام شهر در سال تحصیلی 97 1396بود.این پژوهش به روش توصیفی هم بستگی انجام شد و جامعه آماری مورد مطالعه تمام دانشجویان ارشد دانشگاه آزاد اسلامی اسلام شهر به تعداد 2821 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 383 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل: پرسش نامه هویت اجتماعی ریچارد جنکینز (2008)، مقیاس هوش فرهنگی انگ و داین (2004) و مقیاس هوش معنوی کینگ (2008) بود. پایایی آن ها به ترتیب برابر با 90/. ،88/. و 88/. به دست آمد. جهت تحلیل داده ها از آزمون مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که هوش فرهنگی و هوش معنوی با هویت اجتماعی رابطه مستقیم و معنا داری دارد. چنین نتیجه گیری می شود با تقویت هوش فرهنگی و معنوی از طریق برنامه آموزش رسمی و غیر رسمی در سطح دانشگاه می توان گامی مهم در عرصه فرایند توسعه و تقویت فرهنگی جامعه برداشت.
اهمال کاری نوعی شکست در خودتنظیم گری فراگیر است که تقریبا یک پنجم از جمعیت بزرگسالان و نیمی از جمعیت دانشجویان را مبتلا می سازد. شناخت متغیرهای تاثیرگذار بر اهمال کاری می تواند در حوزه پیشگیری و درمان از اهمیت برخوردار باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ابعاد کمال گرایی با اهمال کاری می باشد. بدین منظور، تعداد ۵۲۸ نفر (۲۷۴ زن، ۲۵۴ مرد) از دانشجویان دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند که از آنها خواسته شد مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران (TMPS) ، و مقیاس اهمال کاری ناب (PPS) را کامل کنند. نتایج نشان دادند که بعد کمال گرایی خودمحور با اهمال کاری رابطه منفی و غیر معنادار دارد و ابعاد دیگرمحور و جامعه محور کمال گرایی با اهمال کاری رابطه مثبت معنادار دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که کمال گرایی خودمحور را می توان به عنوان پیش بین منفی و کمال گرایی دیگرمحور و جامعه محور را می توان به عنوان پیش بین مثبت اهمال کاری قلمداد کرد. در نظر گرفتن ابعاد کمال گرایی به عنوان متغیر مهم در رابطه با اهمال کاری می تواند متخصصان حوزه سلامت روان را در زمینه کاهش این مشکل کمک کند. بدین وسیله که ابعاد مثبت کمال گرایی تقویت و ابعاد منفی آن تضعیف شوند.
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر آموزش مهارت های زندگی (خودآگاهی و برقراری ارتباط مؤثر) بر ابرازوجود و خودناتوان سازی دانش آموزان انجام شد. طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم و ششم در حال تحصیل مدارس ابتدایی ناحیه 2 شهرستان ساری در سال 1395-1394، به تعداد 3513 نفر بوده است. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه پرسشنامه های استاندارد ابراز وجود توسط گمبریل و ریچی و پرسشنامه ی خودناتوان سازی تحصیلی میگلی، کاپلان و میدلتون بوده است. نمونه پژوهش به صورت روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شد و سپس 40 نفر از آزمودنی ها از بین این 8 کلاس به طور تصادفی انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس دوره آزمایشی (آموزش مهارت های زندگی خودآگاهی و برقراری ارتباط مؤثر) برای گروه آزمایش طی 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد ولی در مورد گروه گواه هیچ آموزشی صورت نگرفت. پس از اتمام برنامه آموزشی از هر 2 گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل نتایج پژوهش با استفاده از نرم افزار spss و آزمون آنالیز کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های زندگی (خودآگاهی و برقراری ارتباط مؤثر) بر افزایش ابراز وجود و کاهش خودناتوان سازی مؤثر است.