یتناول هذا البحث دراسه جدلیه الإنسان المعاصر والعبثیه التی شغلت الجانب الأکﺒﺮ من اهتمامات الأدباء واﻟﻤﻔکرین والفلاسفه فی العصر الحدیث.فها هو زکﺮیا تامر ینطلق فی قصته القصیره «الأغنیه الزرقاء الخشنه» من رؤیه فلسفیه تتشاﺑکفیها العبثیه والواقعیه الانتقادیه السوداء والسخریه الصاخبه ل تأبین الإنسان المعاصر الذی حنّطته المادیات والآلآت المخترعه فی هذا العالم المنحطّ الذی ضاعت فیه القیم الأصیله وال مُثُ ل العلیا. بهذا التصور تتمثل الإﺷکﺎلیه الأساسیه لموضوع البحث فی تحدید دور دلالات النصّ وإیحاءات عتباته التی تساعد المتلقّی لاستیعاب الموضوع المذکور فی القصه المشار إلیها وذلک من خلال نظریه الناقد الفرنسی جیرار جینیت الذی یکشف فی تجربته النقدیه عن العلاقات والمتعالیات النصیه بطرق مختلفه. فمن أهمّ ما توصلت هذه الدراسه إلیها من نتائج معتمده فی ذﻟک علی المنهج الوصفی- التحلیلی ، هی أنّ لکل من العنوان وفاعلیه اللون والغلاف الخارجی باعتبارها مداخل للنصّ، شأنَه فی لعبه النصّ،کما أنّ المتن والفضاء والزمان والشخصیه اﻟﺤکﺎئیه فی المستوی الدلالی واستناد القاصّ إلی الترمیز والانزیاح عبر الاستعارات واﻟکﻨﺎیات فی المستوی الأسلوبی للنصّ کشف لنا ﺑکﻞ جلاء عن قدره تامر فی مجال اﻧﻌکاس العبثیه التی تجعل الإنسان المعاصر ینسلخ عن الإنسانیه ونقاء الذات.کﺬلک اﻧﻌکﺲ للقارئ العدید من أﺷکﺎل ظهور هذه اﻟﻔکره وتجلّیها لدی الإنسان من خلال الشخصیات القصصیه، فبعضهم یسعی إلی التمرد للإطاحه بالضغط وتغییر الظروف القاسیه، والبعض الآخر یخضع للاستسلام بسبب إحساسه بالإحباط والیأس من عبثیه الحیاه، فیقوم بالاغتراب أو الإثم أو الانتحار.
تعد قضایا المعاد الجسمانی والروحانی من القضایا الشائکه التی یتناولها علماء المذاهب الکلامیه فی العالم الإسلامی. فی هذا السیاق یعتقد الفخر الرازی والعلامه الطباطبائی بجسمانیه المعاد وروحانیته. فی هذا البحث نسعی اعتماداً علی المنهج التحلیلی والمحتوائی أن نتوقف علی آراء هذین العلمین الإسلامیین حول هذه القضیه والشبهات المثاره حولها. وبمراجعه آراء الفخر الرازی نجد أنه یصرّح أکثر فی حدیثه عن المعاد الجسمانی. وحول شبهه "الآکل والمأکول"، یقول إن الإنسان یصبح معدوماً بالکامل بعد الموت. ونظراً إلی أنه یری جواز إعاده الموتی ویعتقد أن الله عالم وقادر، یستنتج أن إعاده المعدوم لیست ممتنعه. یعتقد الفخر الرازی حول شبهه تجرد النفس أن هناک اختلافاً بین الروح والجسد وأثناء الموت تنفصل الروح عن الجسد وتحلق نحو السماء. کما أن الآیات التی یستند علیها الفخر الرازی حول کون النفس التی لیست الجسم مجرده أو غیر مجرده لا تدل دلاله واضحه علیه. فی المقابل یعتقد العلامه الطباطبائی الامتناع فی شبهه الآکل والمأکول وإعاده المعدوم، فی اعتقاده لا یقع عدم فی الروح والجسد أثناء الموت. لأن الجسد عندئذ یتحول إلی عناصر أخری والروح کذلک مجرده لا تفسد بمجرد الموت. وفی الرد علی شبهه تجرد النفس یعتقد العلامه الطباطبائی أن شیئیه الشیء بصورته وهیئته ولیست الماده حصراً. وفی اعتقاده أن أجسادنا تکون فی یوم القیامه مثل ما هی علیه الیوم. وکذلک یری العینیه فی النفس هی الحافظ لکیان الإنسان وشخصیته
أراد بریخت من المسرح أن یتحول إلی منبر للحوار ولیس منصه للأوهام، ووضع مفهوماً جدیداً للإبداع المسرحی عرف ب "التغریب" أو "المسرح الملحمی"، الذی یهدف إلی حث دائره النقد فی ذهن المتفرج. إن هذا المفهوم یستند إلی فکره "صناعه ما هو غریب" وهذا ما یحوله إلی فعل شعری، وکان بریخت یهدف من مفهومه هذا إلی انتزاع الانفعال من الإنتاج المسرحی وإیجاد تباعدیه بین المشاهد و شخصیات المسرحیه وانفکاک الممثلین عن أدوارهم. وتحویل المتفرج السلبی الی مشاهد فعال و ایجابی. هذا ویُعدُّ أصغر فرهادی من أهم المخرجین السینمائیین الإیرانیین، وهو من القلائل الذین یملکون نمطاً خاصاً بهم، وفیلم البائع من أهم أفلامه حیث إننا فی هذا المقال نسعی إلی أن نُظهر الطریق الذی سلکه هذا الفیلم من أجل إیجاد مشاهدین متفاعلین وایجابیین، وبقراءه کافیه لفیلم البائع ومن خلال محورین رئیسیین وهما الشخصیات وحواراتها والثانی هو الجانب الإخراجی، حیث یمکننا أن نری طریقه تشکیل هذا الجمهور، وذلک من خلال المنطق الاستقرائی لهذا الفیلم مع آراء برتولت بریخت، وأسباب تأثیر فیلم "فروشنده" (البائع) علی الجمهور حیث سوف یتم تحلیله من خلال مفاهیم التباعدیه والتماهی. ویبدو أن فرهادی یستخدم نفس الأسالیب غیر المباشره لبریخت، للوصول إلی المشاهد الفعال ویجبر الجمهور علی التفکیر، وذلک من خلال وسائل وطرق غیر مباشره. ولکن بطبیعه الحال، فإن أسلوب فرهادی لا یتناقض مع خلق تماهی الجمهور مع شخصیات الفیلم، وبالإضافه إلی خلق نوع خاص وحدیث من التباعدیه بطریقته الخاصه وذلک من خلال حرکات الکامیرا، الدیکور، الدیکوباج، التأطیر الفیلمی، والسرد الروائی. لأنه وفی العصر الحالی أمام موضوعات عادیه وبمعالجه عادیه للقصه، فإن ذلک لا یجبر ولا یدعو المشاهد للتفکیر.
یُعتبر توفیق الحکیم من الأُدباء الرواد فی الوطن العربی. فقد ترک میراثا ً کبیراً یتنوّع ما بین الروایه والقصه والمسرحیه والمقاله. وتعد روایته (عوده الروح) عملا روائیا یحمل سمات کل من الواقعیه النقدیه التی تعنی نقد الأوضاع السیاسیه والاجتماعیه السائده فی الفتره ما بین الحربین العالمیتین 1914م_ 1938م، وخصوصا ثوره 1919م بقیاده سعد زغلول. وکذلک سمات الواقعیه الاشتراکیه التی تعنی وجود الأمل والتفاؤل بتغییر الأوضاع المتردیه. فقد حاول عرض حیاه مجتمع مصغر ونموذج من المجتمع المصری وما یعیشه من ظروف اجتماعیه صعبه فی تلک الفتره. ویکون البحث وفق المنهج الوصفی التحلیلی. ومن أهم النتائج التی توصلنا إلیها أن الروایه تعتبر نموذجا متقدما للواقعیه علی من سبقها من الروایات الواقعیه، فهی أکثر جرأه فی نقد الواقع وکشف الأوضاع الفاسده فی ظل المحتل البریطانی. وأیضا تعتبر وثیقه من تاریخ مصر السیاسی والاجتماعی.
Introduction: Since people experience fatigue after anterior cruciate ligament injury during exercises, it is important to understand how fatigue affects the biomechanical movement patterns. Therefore, this study aimed to investigate the effect of fatigue on ground reaction force variables during single-leg landing in athletes with a history of an anterior cruciate ligament sprain. Methods: it was a case-control study conducted in the University Laboratory. The sample consisted of 36 male athletes who were divided into three groups: 12 people with Anterior Cruciate Ligament Reconstruction (ACLR), 12 people with Anterior Cruciate Ligament Deficiency (ACLD), and 12 people as the control group. Fatigue was induced via the repetitive sets of double-leg squats (n=8), which were interspersed with the sets of countermovement jumps (n=2) and single-leg landings (n=3) until squats were no longer possible. A 2×2 repeated-measures multivariate analysis of variance was used to detect the main effects of group (ACLD, ACLR, control) and fatigue state (prefatigue, postfatigue) on the ground reaction forces variables. Results: The results showed a significant decrease in the peak vertical force and internal-external ground reaction force in the ACLD group after fatigue. Regardless of the fatigue state, the peak vertical ground reaction force in ACLD and ACLR groups was significantly lower than that in the control group. Conclusion: The athletes with the ACL injury, regardless of the selective treatment type, use compensatory strategies to reduce the contact forces on the lower extremity, compared with healthy athletes.
Introduction: Training at altitude or in a hypoxic environment has gained attention among athletes, coaches, and scientists to enhance sea-level performance. However, the efficacy of “Living-Low, Training-High, Training-Low” (LLTHTL) strategy to escalate the mechanisms associated with enhancing performance in the human athletes is still unknown. The present study aimed to investigate the effect of the LLTHTL on Hypoxia-Inducible Factor-1 alpha (HIF-1α) and peroxisome Proliferator-activated Receptor-Gamma Coactivator-1alpha (PGC-1α) levels in elite endurance runners. Methods: The study has a crossover design in University laboratory. Eight elite male runners (Mean±SD age: 24.50±3.96 years; Mean±SD height: 179.75±4.62 cm; Mean±SD body mass: 67.37±3.42 kg; Mean±SD body mass index: 20.85±1.11 kg/m²) took part in the research. After 4 weeks of Living-Low (LL), the athletes performed 4 weeks Training-High (TH) and then, 3 weeks training-low (TL). Main Outcome Measures: Anthropometric parameters, time trial (1500 m), PGC-1α, and HIF-1α levels were measured in four different time points: pre-LL, post-LL, post-TH, and post-TL. Results: There were no significant differences between the 4 time points for body mass and body mass index (P>0.05). The time trial was improved significantly (p <0.001) at post-TH as well as post-TL compared with the pre-LL and post-LL. TH decreased HIF-1α level but did not affect PGC-1α. Besides, TL increased both HIF-1α and PGC-1α. Conclusion: Training at altitude reduces HIF-1α and training at sea-level increased PGC-1α and HIF-1α levels. Both types of training induced an improvement in the time trial. Athletes and coaches seek advice on the effective training strategy to enhance performance at different altitudes.
انتخاب ساختار سازمانی مناسب، یکی از شروط ضروری برای تطبیق موفقیتآمیز با تحولات بینالمللی است؛ که این کار با طراحی مداوم ساختار سازمانی امکانپذیر خواهد شد. لذا پژوهش حاضر، باهدف فهم طراحی پیکربندی ساختارها با تأکید سازمان مأموریتمحور بین المللی انجامشده است. روش پژوهش حاضر، بررسی کیفی است که ضمن بررسی ادبیات موضوع با روش تحلیل موضوعی، معیارهای مؤثر با استفاده از نرمافزار مکسکیودا شناسایی گردید؛ و همچنین، با استفاده از نقطه نظرات شانزده نفر از خبرگان جامعه آماری، دانشگاه با نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند، با کمک فن دلفی فازی، در دو مرحله، از طریق نظرسنجی آنلاین، هیجده تا معیار برای پیکربندی ساختارها، تحلیل و قطعی گردید. تجزیهوتحلیل دادهها درنهایت منجر به شکلگیری هیجده تا مضمون سازمان دهنده و سه تا مضمون فراگیر شامل کششها، بخشهای مهم سازمان، انواع هماهنگیهای سازمان شد. نتایج نشان دادند که ایدئولوژی سازمانی بهعنوان مهمترین معیار در طراحی پیکربندی سازمانهای مأموریتمحور بین المللی است
چکیده در دهههای اخیر، گردشگری، جایگاه ویژه و منحصر به فردی در توسعه اقتصادی کشورها داشته و علاوه بر تاثیرگذاری بر فرآیند تولید و اشتغال، باعث بهبود در شاخصهای عدالت اجتماعی و ارتقای سطح زندگی و افزایش رفاه جامعه نیز شده است. رونق ﮔﺮدﺷﮕﺮی و توسعه کسبوکارهای مرتبط، بدلیل تاثیرگذاری در توسعه اقتصادی کشور، علاوه بر بازارهای داخلی، نیازمند معرفی و حضور در ﺑﺎزارهای متنوع خارجی (منطقهای و جهانی) است. بینالمللیسازی در صنعت گردشگری از جمله موارد موثر در سیاستگذاری و توسعه راهبردی این صنعت مهم است که می تواند موجب معرفی، توسعه و رونق گردشگری در کشور شده و به تبع آن علاوه بر خروج از اقتصاد تک محصولی، تاثیر بهسزایی در بهبود وضع اقتصادی فرد، جامعه و کشور داشته باشد.این تحقیق که به صورت توصیفی تحلیلی انجام شده، با هدف شناسایی مدلهای مختلف بینالمللیسازی کسبوکارها و ارائه بهترین روش در بین المللیسازی کسبوکارهای گردشگری تدوین شده است. برای دستیابی به این هدف، از طریق مطالعات و بررسی پیشینه تحقیقاتی مختلف، انواع نظریهها و مدلهای بینالمللیسازی شناسایی گردید و با استفاده از نرمافزار MAXQDA، پیادهسازی یافتهها (مدلها و نظریهها)، تکوین مقولهها و سپس تجزیه و تحلیل آنها، انجام شد.نتایج حاصل از تحقیق نشان میدهد که راهبردهای بینالمللیسازی کسبوکارها، مبتنی بر صادرات و حضور در بازارهای خارجی است و شاخصهای معرفی شده در این روشها، مناسب برای بینالمللیسازی صنعت گردشگری و عرضه خدمات و محصولات آن به گردشگر خارجی نمیباشد بلکه نیازمند تمرکز بر چشمانداز درونی و ارائه راهبرد جدید است.
نظریه تجارت نوین که بر پایه نظریه نظریه رشد نوین توسعه یافته است، به تجارت بینالملل و رشد اقتصادی طی دهههای 1990 میپردازد و بر پیشرفت تکنولوژیکی و پیامدهای خارجی آن و نیز استفاده از دانش جدید به عنوان متغیر آشکار توجه دارد. برنامههای تشویق صادرات (EPPS) اطلاعات و دانش مدیران را در حوزه صادرات تکمیل میکند. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر برنامههای تشویقی صادرات بر عملکرد صادراتی شرکتهای بازرگانی بینالمللی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با نقش میانجی جذابیتهای بازارهای خارجی و قابلیتهای صادراتی شرکت است. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی در دسترس تعداد 240 پرسشنامه از شرکتهای بازرگانی فعال ایران جمعآوری گردیده و برای آزمون فرضیههای تحقیق و تحلیل دادهها از مدل سازی معادلات ساختاری SEM استفاده شد. نتایج دادههای آماری و مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که برنامههای تشویقی صادرات بر عملکرد صادراتی شرکت تاثیر مستقیم ندارد و تاثیر آن از طریق ادراک جذابیتهای بازارهای خارجی و همچنین توسعه قابلیتهای صادراتی شرکت بر عملکرد صادراتی شرکت اتفاق میافتد. همچنین بررسی نتایج نشان میدهد که متغیر برنامههای تشویقی صادرات به صورت مستقیم و غیرمستقیم، 66 درصد از تغییرات متغیر عملکرد صادراتی را تبیین میکند که نشان دهنده اهمیت برنامههای تشویقی صادرات در رسیدن به عملکرد صادراتی برتر است. براساس نتایج این تحقیق، توصیه میشود در برنامههای مربوط به تشویق شرکتهای بازرگانی به مباحث آموزشی بیش از پیش اهمیت داده شود. همچنین مدیران شرکتها نیز بایستی توجه نمایند که عوامل ارتباطاتی به عنوان مهمترین عامل در ایجاد قابلیتهای صادراتی برای شرکتها مطرح است
هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر عملکرد صادرات با نقش میانجی انطباق آمیخته بازاریابی در شرکتهای صادراتی استان خوزستان میباشد. جامعه آماری این پژوهش، مدیران و سرپرستان بخشهای مرتبط با صادرات در شرکتهای صادراتی استان خوزستان میباشند. با توجه به اینکه سطح تحلیل این پژوهش شرکتها میباشند، پرسشنامه به صورت سرشماری بین شرکتها توزیع و تعداد 83 پرسشنامه از 34 شرکت صادراتی دریافت شد. دادهها با استفاده از دو نرم افزارSPSS و Smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد تأثیر امور پیش صادرات بر انطباق آمیخته بازاریابی و همچنین تأثیر انطباق آمیخته بازاریابی بر عملکرد صادرات مثبت و معنادار بود. همچنین نقش میانجی انطباق آمیخته بازاریابی در تأثیر امور پیش صادرات بر عملکرد صادرات مورد تأیید قرار گرفت. در حالیکه تأثیر تعهد صادرات و فاصله بازار درک شده بر انطباق آمیخته بازاریابی تایید نشد. همچنین نقش میانجی انطباق آمیخته بازاریابی در تأثیر تعهد صادرات بر عملکرد صادرات و در تاثیر فاصله بازار درک شده بر عملکرد صادرات نیز مورد تأیید قرار نگرفت.
امروزه بهبود عملکرد صادراتی کسب و کار ها به عامل بسیار مهمی برای دوام و بقای سازمانها و همچنین رشد اقتصادی کشورها در سطح بین الملل تبدیل شده است. مدیریت منابع انسانی نیز همراستا با این جریان نگاه خود را به رویکرد پایدار توسعه داده است. مدیریت منابع انسانی سبز بهعنوان شاخهای از مدیریت منابع انسانی، موضوعی نوین در رشته مدیریت منابع انسانی استراتژیک است که بر هدف پایداری زیستمحیطی تأکید دارد. این تحقیق از حیث هدف کاربردی، و از حیث روش پیمایشی و با استفاده از الگوی مدل یابی معادله ساختاری است. موردمطالعه این تحقیق تعداد 175 شرکت صادرکننده در شهر مشهد، که طی پنج سال گذشته صادرات داشتهاند، بهعنوان بخشی از گروه سازمانهای صادرکننده بهصورت تصادفی انتخاب گردید. بر اساس یافتهها و نتایج بهدستآمده استراتژی منابع انسانی سبز بر مزیت رقابتی رهبری هزینه و تمایز تأثیر مثبت و معنیداری دارد. این در حالی است که نقش میانجیگری مزیت رقابتی تمایز و رهبری هزینه در رابطه میان استراتژی منابع انسانی سبز و عملکرد صادراتی سازمانها مورد تأیید قرار گرفت.
اهمیت روش تفسیر قرآن به قرآن در منبعبودن خود آیات برای فهم قرآن است؛ زیرا در یک موضوع، آیات متعددی با یکدیگر سنجیده شده و نتیجهگیری میشود. سنجش آیات با یکدیگر، روش عامی است که گونههای متنوعی را دربردارد. این مقاله، گونههای کاربردی تخصیص آیات عام به وسیله آیات همسو را بررسی میکند که حکایتگر بهرهمندی از روش تفسیر قرآن به قرآن، بهویژه در تفاسیر ارزشمندی مانند المیزان علامه طباطبایی است. در نوشتار حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی گردآوری شده است، ارتباط بین قاعده اصولی الفاظ در بحث عام و خاص با روش تفسیری قرآن به قرآن بررسی شده و این نتیجه به دست آمده است که با توضیح آیه عام توسط آیه عام دیگر یا تخصیص آیه عام به وسیله آیه خاص دیگر، تفسیر قرآنی حاصل میشود.
همه انسان ها به طور فطری دوست دار زیبایی هستند. با توجه به مبتلا بودن مسأله زینت و آرایش، بحث فقهی در این رابطه از اهمیت زیادی برخوردار است و تبیین جایگاه آرایش و زینت در فقه امامیه و احکام آن لازم است. این پژوهش به بیان احکام ثانویه آرایش و زینت و بررسی مصادیق جدید در این زمینه پرداخته است. با بررسی لازم این نتیجه حاصل شد که عناوین متعددی می تواند بر آرایش و زینت بیاید و موجب مترتب شدن حکم ثانویه شود. از جمله ضرر، مفسده، اسراف و فریب. حکم مصادیق جدید را می توان با توجه به احکام اولیه و ثانویه آرایش و زینت که مطرح شد، استخراج نمود.
دگرگونی جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر (ص) سرآغاز پیدایش فرقههای مختلف با آرا و اندیشههای متفاوت شد که تحولات بسیاری به دنبال داشت. قرائتهای اشتباه و عدم توجه به وصایای پیامبر اکرم (ص) و دسیسههای دشمنان و کینهتوزان به اسلام، سبب ایجاد دودستگی در اسلام شد. این تفرقه، سبب تندروی عدهای و در نهایت سبب تکفیر شد. اهمیت مسئله از آن جهت است که جامعه اسلامی تا زمانی که دستخوش این تفکر است، چالشی در راه تکوین جامعه مهدوی بوده و یکپارچگی و وحدت مسلمانان با خطر روبروست. با توجه به اهمیت وحدت مسلمانان و شناسایی افکار تکفیری و مروجان آن، ضروری است که مقاله حاضر این مسئله را به صورت مختصر و جامع بررسی کند. خلاصه یافتههای این تحقیق این است که افرادی مانند ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب بر این تفکر دامن زده و محمدبن عبدالوهاب با کمک آل سعود، عقاید تکفیری خود را گسترش داد. گروههای تکفیری به جز کسانی که با آنها هم عقیده هستند، بقیه را تکفیر کرده و واجب القتل دانسته و میدانند. این تفکر با کمک استعمار شاخ و برگ گرفت و جامعه جهانی را درگیر خود کرد. مسلمانان باید مراقب نفوذ این افکار و جریانها باشند تا چالشی در جهان اسلام رخ ندهدو جامعه مهدوی از این خطر مصون بماند.
کمالخواهی و سعادتجویی، از مشترکات فطری همه انسانهاست. با وجود تعبیرهای مختلف افراد از کمال، همه انسانها به دنبال دستیابی به تکامل و سعادت فردی و اجتماعی هستند. مقاله حاضر با محوریت اعتقاد به مهدویت، به واکاوی تأثیر این عقیده بر تکامل اجتماعی بشر میپردازد. این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی و باهدف تبیین اثر اعتقاد مهدویت بر تکامل جامعه بشری نوشته شده است. از نتایج به دست آمده در این تحقیق، بررسی نشانههای تکامل اجتماعی در جهان کنونی، تبیین عوامل تکامل در جامعه منتظر و ترسیم تکامل نهایی جامعه بشری در عصر ظهور امام مهدی (عج) است.
موضوع پژوهش حاضر تحلیل و بررسی افزودههای تفسیری ترجمه آقای رضای اصفهانی با محوریت سوره مائده است. مراد از افزودههای تفسیری، تعابیر و جملاتی است که مترجم به عنوان توضیح و تبیین متن قرآن در ترجمه بیان میکند. در این پژوهش از الگوهای جدید ارزیابی ترجمه برای نقد ترجمه قرآن استفاده شده است. الگوی مورد استفاده در این مقاله الگوی مبدأمدار آنتوان برمن با عنوان گرایشهای ریختشکنانه ترجمه است و از میان سیزده مؤلفه این الگو مؤلفه شفافسازی برای مطالعه انتخاب شده است. دادههای این پژوهش از ترجمه سوره مائده توسط رضایی اصفهانی استخراج شدهاند. بررسیهای انجامشده نشان میدهد که در ترجمه رضایی اصفهانی نیز همانند سایر ترجمهها شفافسازیهای بسیاری صورت گرفته است. این شفافسازیها گاه ضروری و اجتنابناپذیر هستند، اما در مواردی که امکان اجتناب از توضیح و شفافسازی باشد استفاده از این مؤلفه بر اساس الگوی برمن گرایشی منفی است.
در پژوهش حاضر جایگاه نفس در کرامت انسان از دیدگاه علامه طباطبایی تبیین و بررسی میشود. با توجه به اهمیت مسئله کرامت انسان و جایگاه ویژه نفس در آن هدف از این پژوهش تبیین جایگاه نفس در رسیدن انسان به کرامت برای اصلاح و ارتقای سطح بینش پژوهشگر و دیگر افراد جامعه نسبت به این موضوع از دیدگاه علامه طباطبایی یکی از برجستهترین اندیشمندان حکمت متعالیه در عصر حاضر است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با بهرهگیری از آثار علامه طباطبایی و برخی آثار حکمت متعالیه ابتدا سیر نزولی و صعودی نفس در رسیدن به کرامت، حرکت استکمالی نفس در سیر صعودی و جامعیت وجودی نفس در عوالم وجود را بررسی میکند و سپس حقیقت کرامت نفس از دیدگاه علامه طباطبایی را بیان میکند. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که از دیدگاه علامه طباطبایی حقیقت نفس از عوالم بالای تجرد است که در کمال پذیری و تکامل به بدن وابسته است و از کرامت جامعیت وجودی عوالم سهگانه وجود برخوردار است، یعنی نفس میتواند با حرکت اشتدادی خود همه کمالهای مادون و کاملتر از آن را به دست آورد و کرامتهای وجودی شدیدتری بهدست آورد. بالاترین مرتبه کرامت نفس رسیدن به تجرد عقلی و فوق عقلی است و حقیقت کرامت نفس رسیدن آن به کمال نهایى خود است که همان فناى ذاتى، وصفى و فعلى در حق تعالی است و انسان برای رسیدن به آن میتواند با علم و عمل از مرحله قوه و استعداد درآمده و به مرحله فعلیت برسد.
برای کاهش خطرات احتمالی و مدیریت اراضی، ترسیم نقشه حساسیت زمین لغزش، در مناطق مستعد ضروری است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی کارایی الگوریتم ماشین بردار پشتیبان (SVM) در پهنه بندی حساسیت زمین لغزش حوضه آبریز اهرچای در شمال غرب ایران، است. رخداد زمین لغزش به عنوان یکی از مهم ترین مسائل و مخاطرات محیطی این حوضه به شمار می آید. در ابتدا زمین لغزش های منطقه مطالعاتی با استفاده از تصاویر ماهواره ای گوگل ارث مربوط به تابستان 1396 شناسایی شدند و پس از بازدیدهای میدانی متعدد برای شناسایی و مطابقت با واقعیت، نقشه پراکنش زمین لغزش ها ترسیم گردید. در حدود 200 مورد زمین لغزش در حوضه آبریز اهرچای شناسایی شد. 70 درصد از زمین لغزش ها برای آموزش مدل و 30 درصد از آنها برای اعتبارسنجی مدل مورد استفاده قرار گرفت. برای تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش با استفاده از الگوریتم ماشین بردار پشتیبان از 14 معیار مؤثر در وقوع زمین لغزش، شامل ارتفاع، جهت و زاویه شیب، تحدب دامنه، طول دامنه (LS)، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، عمق دره (VD)، لیتولوژی، فاصله از گسل، کاربری اراضی، شاخص NDVI، فاصله از آبراهه، توان رودخانه (SPI) و بارش استفاده شد. درنهایت نقشه حساسیت زمین لغزش در 5 کلاس بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و بسیار کم تهیه گردید. برای ارزیابی عملکرد این الگوریتم از منحنی (ROC) و سطح زیرمنحنی (AUC) استفاده شد. نتایج ارزیابی 4 تابع از الگوریتم ماشین بردار پشتیبان نشان داد که تابع پایه شعاعی (RBF) با سطح زیرمنحنی 988/0 = AUC و 958/0= AUC به ترتیب برای داده های آموزشی و صحت سنجی، در پهنه بندی حساسیت زمین لغزش های منطقه مطالعاتی بهترین عملکرد را دارد. همچنین به دلیل قدرت تشخیص بالای آزمون، منحنی ROC بالای قطر مربع قرار می گیرد و بنابراین به حالت ایده آل نزدیک تر می باشد. نتایج پهنه بندی نیز نشان داد که 61/26 درصد از اراضی منطقه که عمدتاً در غرب و بالادست حوضه و بخش های جنوبی آن واقع شده اند در کلاس با حساسیت زیاد و بسیار زیاد قرار گرفتند.