The purpose of this research is designing an Total Interpretive/Structural Model for the Entrepreneurial Orientation of SEM Subsidiary Oil. In this qualitative and quantitative methodology, five university experts in the field of entrepreneurship participated in the meta-analysis and Delphi field to identify the research components and propositions from the same research and then to reach competence. The identified component theory and propositions were analyzed by Delphi analysis. In the quantitative part, with the participation of 25 managers of SMEs Subsidiary Oil Subsidiary Oil and using matrix questionnaires, the identified propositions were stratified into a range of most influential propositions to the least effective ones. The results in the qualitative analysis section illustrate the existence of 3 main components in the form of the 15 final statement based on theoretical adequacy and are quantitatively identified; (X4) As Entrepreneurial Tendency Component Propositions at the Level of Information Technology Capabilities and Proposals to Change Traditional Warehousing (X7); Agile Production by Scale-Saving (X8); and Cost Control through Timely Evaluation of Machinery Depreciation (X9) Entrepreneurial at the competitive level The most influential causes in the oriented SMEs Subsidiary Oil Technologically are the entrepreneurial businesses.
هدف پژوهش حاضر شناسایی دلایل و عوامل افت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی در درس ریاضی بود. روش پژوهش حاضر، روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تأویلی بود. برای انجام دادن مصاحبه، شرکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ملاک شرکت در مصاحبه، تمایل معلمان به بیان عقاید خود در زمینه موضوع پژوهش بود. فرآیند نمونه گیری در جریان مصاحبه با به اشباع رسیدن داده ها متوقف شد. برای تحلیل داده ها نیز از روش استروبرت و کارپنتر (2011) استفاده شد. جهت تأیید روایی و دقت تحقیق، معتبر بودن، اطمینان پذیری و قابلیت تأیید داده ها مورد بررسی قرار گرفتند. به این ترتیب که یافته ها به شرکت کنندگان ارائه می شدند و نظراتشان دریافت می شد. جهت حفظ قابلیت تأیید پژوهش، در تمام مراحل، مستندات به دست آمده با استفاده ازکسب نظرات مشارکت کنندگان حفظ شدند که همین مسئله، اطمینان پذیری داده ها و قابلیت تأیید آنها را امکان پذیر می کند. پس از تجزیه و تحلیل یافته ها، عوامل موثر بر افت تحصیلی در هفت دسته عوامل مربوط به معلم، عوامل مربوط به دانش آموز، عوامل مربوط به آموزشگاه، عوامل مربوط به کتاب درسی، عوامل خانوادگی، عوامل نظام آموزشی و عوامل اجتماعی ارائه شد. در پایان نیز با توجه به یافته های پژوهش، راهکارهایی برای دست اندرکاران نظام آموزشی ارائه شد.
این تحقیق به بررسی تاثیر نقد شوندگی و حاکمیت شرکتی بر اهرم مالی می پردازد.تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی بوده و از لحاظ روش از نوع تحقیقات علّی (پس رویدادی) است. جامعه آماری تحقیق، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک 128 شرکت به عنوان نمونه تحقیق در دوره زمانی بین سالهای 1390تا 1395 انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه های تحقیق از رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که نقد شوندگی بر اهرم مالی تاثیر ندارد همچنین درصد مالکیت سهامداران نهادی و دوگانگی نقش مدیر عامل بر اهرم مالی تاثیر معنی داری نشان داد.اما درصد اعضای غیر موظف بر اهرم مالی تاثیر معنی داری نشان نداد.
امروزه نمی توان موضوعات مختلف اقتصادی.سیاسی.اجتماعی وفرهنگی رابه صورت منفک ازهم دید.براین اساس درنگرشی نظامند آن هابرهم تاثیرمی گذارند وازهم تاثیر می پذیزند.بنابراین قوت اقتصاد می تواندآسیب ها ومعضلات اجتماعی رابه شکل چشم گیری کاهش دهد،در جوامعی که اقتصاد ضعیفی دارند با توجه به افزایش نرخ بیکاری میزان آسیب پذیری نیز افزایش پیدا میکند به همین منظوربا پیگیری واولویت تولید ملی بسیاری از مشکلات اقتصادی واجتماعی حل خواهد شد .ازطرفی دیگر حمایت از تولید داخلی باعث رونق چرخه اقتصادی وصنعتی کشور شده واز بسیاری از وابستگی ها به کشورهای بیگانه در شرایط فعلی کشور می کاهد. لذا پیرو فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی و نامگذاری این سال به سال حمایت از مصرف کالای ایرانی چنین می طلبد که در این زمینه نقش و تاثیر عوامل مختلف در حمایت از مصرف کالای ایرانی در این سازمان بزرگ را بررسی کنیم. در این مقاله ما برآنیم تاثیر عوامل مختلف در حمایت از مصرف کالای ایرانی در نیروهای مسلح را بررسی کنیم. روش تحقیق ما در این مقاله از نوع توصیفی - همبستگی و جامعه آماری ما تیپ 216 زرهی زنجان بوده و روش جمع آوری اطلاعات از نوع پرسشنامه وکتابخانه ای می باشد. نتایج حاصل از این تحقیق که گرد آوری اطلاعات آن به صورت کتابخانه ای وپرسشنامه بوده حاکی از آن است که به ترتیب عوامل مختلفی همچون نقش فرماندهان ، پرسنل ،رسانه ، تولید کنندگان خارج از سازمان نیروهای مسلح وشرکت های دانش بنیان در حمایت از مصرف کالای ایرانی تاثیر داشته است.
ناباروری در سراسر جهان و در همه فرهنگها به عنوان یک تجربه استرس زا و بحرانی تهدید کننده برای ثبات فردی، زناشویی، خانوادگی و اجتماعی شناخته شده است. با پیشرفت علم وتکنولوژی و ابداع IVF دریچه امیدی برای زوجهای نابارور گشوده شده است ولی آنها را به تحمل استرس بیشتر و دوره های درمان طولانیتر وادار کرده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه صفات شخصیت، باورهای غیر منطقی و نگرش عشق در زنان بارور و نابارور انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع علی-مقایسه ای بود و جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه زنان نابارور و بارور که در سال 1396 به موسسه ناباروری مهر مراجعه کردند. راین پژوهش150 زن نابارور تحت درمانIVF مراجعه کننده به موسسه ناباروری مهر و بارور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و.اطلاعات بر اساس سوالات دموگرافیک و پرسشنامه شخصیت هگزاکو (1968) جمع آوری و مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته شده است.دراین پژوهش برای آزمون فرضیات و جهت مقایسه دو گروه از تحلیل واریانس تک متغیری(ANOVA) و چند متغیری(MANOVA) استفاده ش وداده های پژوهش، بانرم افزارهای SPSS نسخه شماره 18 تجزیه و تحلیل گردید. پژوهش نشان داد بین شخصیت و ابعاد آن در دو گروه تفاوت وجود دارد(01/0>P).
هدف این پژوهش تعیین این است که آیا دانش آموزان عربی زبانی که زبان انگلیسی می آموزند ( به ویژه دختران اماراتی) در زبان انگلیسی پاسخ های تعریف صحیحی را بکار می برند و اینکه آیا انتقال کاربردی می تواند رخ دهد .از آزمون تکمیل گفتمان (DCTs) و مصاحبه برای بررسی استراتژی ها استفاده شد و در هنگام پاسخ به تعریف های گویشوران بومی و گویشوران غیربومی عربی توجه شد. یافته ها نشان می دهد که عبارات و راهبردهای عربی( زبان اول) گاهی به زبان انگلیسی زبان دوم) منتقل می شوند.علاوه بر این یافته ها نشان می دهد که زبان آموزان دختر اماراتی برخی از قوانین کاربردی زبان اول خود را به زبان دوم منتقل می کنند زیرا آنها درک کرده اند که این قوانین در میان زبانها جهانی است و به زبان خاصی تعلق ندارد. این همچنین نشان می دهد که برخی از گویشوران غیر بومی عرب تصورات اشتباهی درمورد گویشوران بومی دارند که بر نحوه پاسخ آنها به تعریف ها تاثیر می گذارد.در پایان مقاله برخی از مفاهیم مهم فرهنگی و آموزشی مورد بحث قرار گرفته است.
مقدمه: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی – همبستگی است، که با هدف بررسی نقش میانجی گرایانه مسئولیت پذیری در رابطه اشتیاق تحصیلی با انطباق پذیری در میان دانش آموزان می باشد. روش: جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر مشهد می باشند. که از بین آنها نمونه ای با حجم 172 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری متغیرهای پژوهش که شامل پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، انطباق پذیری سینها و سینگ (1993)، پرسشنامه مسئولیت پذیری پرسش نامه شخصیتی کالیفرنیا (1987)، می باشند، تجزیه و تحلیل شدند که اساس آزمون های تحلیل مسیر با روش بارون و کنی و همبستگی پیرسون و نمودار توصیفی می باشد. یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد مسئولیت پذیری در رابطه اشتیاق تحصیلی با انطباق پذیری در میان دانش آموزان نقش میانجیگرانه دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج معادلات ساختاری مشخص شد که مسئولیت پذیری نقش میانجیگرایانه در رابطه بین متغیرهای مذکور دارد و همچنین رابطه بین خرده مقیاس های اشتیاق تحصیلی بر تمامی خرده مقیاس های انطباق پذیری دانش آموزان مستقیم و معنادار است.
همواره عملکرد سیاستمداران از جوانب گوناگون مورد بررسی قرار گرفته، اما تحلیل شخصیت و حیات سیاسی آن ها با استفاده از مباحث بیان شده در حوزه روان شناسی کم تر صورت پذیرفته است. احمد قوام یکی از سیاستمداران تأثیرگذار در دوران معاصر ایران محسوب می شود که قضاوت های متفاوت و حتی متناقضی در مورد او و عملکرد سیاسی وی شکل گرفته است. بدین ترتیب، پرسش پیش روی این پژوهش این است که با توجه به رفتارها و گرایشات سیاسی متنوع احمد قوام، و نگرش های مختلفی که در مورد حیات سیاسی وی وجود دارند، عملکرد و شخصیت سیاسی وی را از منظر روان شناسی سیاسی در چه چارچوبی می توان تحلیل نمود؟ در پژوهش حاضر تلاش شده تا به گونه ای تحلیلی و با بهره گیری از مفاهیم مطرح شده در نظریه «روان کاوی اجتماعی» کارن هورنای، ویژگی های شخصیتی و حیات سیاسی احمد قوام مورد واکاوی قرارگیرد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که می توان مهم ترین علت در فراز و فرودهای شخصیت «پرخاشگر» و «سلطه جوی» قوام را ناشی از تلاش وی برای ارائه یک «خودِآرمانی» از خویشتن جهت بازیابی «امنیت روانی» سرکوب شده اش و محور قراردادن نیاز به قدرت و پاسخ گوئی به نیاز فزاینده «خودِآرمانی اش» به قدرت دانست. این پژوهش همچنین نشان می دهد که رویکردهای بین رشته ای، و به ویژه استفاده از روان شناسی سیاسی که از پیوند میان علم روان شناسی و سیاست شکل گرفته است، می تواند دریچه ای نو را در واکاوی شخصیت و حیات سیاسی سیاستمداران، پیش روی محققان این عرصه قرارداده و دانش ما را در تحلیل روان شناختی عملکرد بازیگران دنیای سیاست ارتقاء دهد
La subjectivité renvoie à ce que la langue a de plus objectif et intervient au niveau structurel de la langue. Il s’agit de la source d’expressions figées, forgées par des locuteurs et reprises d’énoncés en énoncés au point de devenir idiomatiques. Ces expressions ne relèvent plus de la parole d’un seul individu, mais de la voix collective des êtres humains locuteurs d’une même langue. Elle est en somme une subjectivité humaine et collective. Les degrés de l’échelle qui résulte de nos recherches correspondent aux divers aspects de la définition élaborée jusqu’à présent. Nous vérifions au premier abord, la nature de la subjectivité depuis l’approche guillaumienne et ensuite nous tâchons de tracer le contour des limites de la subjectivité dans les niveaux syntaxique, sémantique et pragmatique i.e. ceux qui constituent la nature de la subjectivité. L’ensemble de notre travail dans l’article présent porte à conclure donc qu’il n’y a pas une subjectivité, mais plusieurs subjectivités.
کتب معروف به مزارات از منابع بسیار ارزشمند تاریخ محلی آذربایجان به ویژه تبریز به شمار می روند که بر محور مقابر مشایخ صوفیه نوشته شده اند. این منابع حاوی اطلاعات مهمی از وضعیت شهر می باشند.تبریز در خلال دوره ایلخانی به یکی از مراکز مهم جریان تصوف تبدیل شد و مدفن عرفا و مشایخ تا مدت ها موردتوجه وابستگان این طریقت ها بوده است. در پی پیروزی صفویان به مرور قرائت رسمی از تشیع جایگزین تشیع صوفیانه شد و موجبات افول تصوف را فراهم کرد. علل و عواملی همچون مخالفت با اندیشه های صوفیه، تخریب تدریجی مزارات به علت دشمنی و بلایای طبیعی موجب توجه و نگارش کتب مزارات تبریز شد. این کتاب ها به عنوان تنها منابع مکتوب حاوی اطلاعات از وضعیتاجتماعی، فرهنگی و ساختار شهر حائز اهمیت بسیاری می باشند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی تلاش دارد علل و مؤلفه های تأثیرگذار برنگارش کتب مزارات را موردمطالعه قرار داده پاسخی به سؤال اصلی بیابد: عوامل و زمینه های مؤثر بر تکوین و تداوم مزار نویسی شهر تبریز از میانه دوره صفویه تا اواسط عهد قاجار کدم اند؟ به نظر می رسد اهتمام به نگارش چنین منابعی در تبریز عمدتاً نتیجه تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و افول طریقت های صوفیانه بوده است.
دست بافته ها از با ارزش ترین صنایع دستی کشور محسوب می شوند که برخاسته از فرهنگ جامعه اند. از مهم ترین عرصه های حضور دستبافته ها در زندگی انسان، کاربرد آن در دکوراسیون داخلی است. امروزه به سبب تحول در شیوه ی زندگی نیازهای جدیدی در عرصه طراحی داخلی شکل گرفته است. از این رو خلاقیت و نوآوری در تغییر و هماهنگی این بافته ها با دنیای امروز ضروری است. با علم به اینکه خلاقیت بر نوآوری و کنار گذاشتن اصول جا افتاده تأکید داشت و این خود آسیب هایی را به عرصه صنایع دستی وارد خواهد کرد، لذا مفهوم خلاقیت در این مقاله در چارچوب نظریه ی توسعه پایدار دنبال شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با رویکرد توصیفی– تحلیلی به انجام رسیده است. شیوه جمع آوری اطلاعات براساس مطالعات کتابخانه ای و پژوهش های میدانی است که در روش میدانی از شیوه ی مصاحبه و عکسبرداری استفاده شده است. نتایج مذکور حاکی از آن بود که دستبافته ها قدرت و توانمندی بازگشت به طبیعت را دارا بوده و از همین رو بازیافت آنها حائز اهمیت می باشد. لذا قرابت زیادی با اهداف و مؤلفه های توسعه پایدار دارند و نهایتاً اینکه می توان از طریق ایجاد تولیدات خلاقانه ی حاصل از فرش های بازیافتی محصولات متنوعی از جمله کوسن، پاف، مبلمان، نیمک و غیره را وارد طراحی داخلی معاصر کرد.
در این مقاله، گرایش«عکاسان مستند اجتماعی» با ملیت های مختلف اروپایی(روسیه، انگلستان، هلند، آلمان و ...) در بازه زمانی نیمه قرن 19 تا نیمه قرن20 با رویکردی بسترگرایانه به منظور تحلیل نگرش عکاسان مزبور که در پرشیا(ایران کنونی)عکاسی کرده اند، دستمایه تحقیق و بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، به دست آوردن«نگرش» هرکدام از عکاسان مزبور در محدوده زمانی مورد نظر و همچنین تعیین تفاوت ها و تشابهات آنان در نگرش های بازیابی شده بوده است. در مورد هر عکاسی ابتدا زندگی نامه کاری او آورده و سپس به تحلیل نگرش وی پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگرش عکاسان منتخب که ماحصل کار آنان است در تولید و مصرف هم خوانی ندارند. عکاسان مورد بررسی بر سوژه های انسانی خویش در سرزمین ایران اعمال قدرت و سلطه گری داشته اند. داعیه اصلاح طلبی که وجه بارز و مشخص عکس های مستند اجتماعی قلمداد می شود فقط در رویه و سطح ظاهری آثار نمود دارد و به فرجام عملی نرسیده است و عمدتاً جلوه های جستجوگری وجهان گردی در کارهایشان بارز و شاخص می باشد. کارکردِ اسنادی و بایگانی که سرنوشت محتوم عکس های آرشیو شده در بایگانی هاست، از خلال آثار آنها قابل دریافت است. سویه چرخش از عکاسی«مستند اجتماعی» به سمت عکاسی«مستند شهری» وجه تمایز مشخص دیگری است که این تحقیق آن را هویدا و آشکار می کند.
امید و ناامیدی از ویژگی های مهم انسان است که با تنگناها و گشایش های زندگی او نمود می یابد. درباره این دوگانه، نظریه های گوناگونی در عرصه های مختلفی چون فلسفه، اخلاق، روان شناسی، علوم اجتماعی و... وجود دارد. امید و ناامیدی با یکدیگر دیالکتیک دارند و رنج به عنوان نمودی از ناامیدی، بستری برای زایش امید است. این دوگانه دارای دو بعد فردی و اجتماعی است که در ارتباط مستقیم با یکدیگرند. فرد به مثابه اجتماع است؛ بنابراین امید یا ناامیدی فردی و حتی یأس فلسفی غالباً تحت تأثیر وضعیت اجتماعی است. با توجه به اینکه انسان سوژه اصلی رمان است، می توان بازنمایی امید یا ناامیدی را در رمان بررسید. «یکلیا و تنهایی او» نوشته تقی مدرسی از جمله اولین رمان های تمثیلی پس از کودتای 28 مرداد است که به صورت غیر مستقیم سعی در بازنمایی وضعیت جامعه ایران دارد. جستار حاضر با روش توصیفی - تحلیلی به تحلیل دوگانه امید و ناامیدی و ساخت های اندیشگانی آن در این اثر می پردازد؛ با این پیش فرض که هرچند ناامیدی گفتمان این رمان است، نوعی امید در بطن آن نهفته است. بنابراین می توان به «یکلیا و تنهایی او» از دریچه امید نیز نگریست و آن را منعکس کننده صرف یأس و شکست ندانست.
پدافند غیرعامل به معنای کاهش آسیب پذیری در هنگام بحران، بدون استفاده از اقدامات نظامی و صرفا با بهره گیری از فعالیت های غیرنظامی، فنی و مدیریتی است. معیشت و اشتغال پایدار و فعالیت انسانی در گرو امنیت در تمامی ابعاد هر جامعه ای هست، مخاطرات طبیعی و انسانی ، همواره زندگی، زیربناها و تأسیسات شهری و روستایی را تهدید می کند.علی الخصوص روستاهای مرزی کشور، احتمال آسیب های جدی و در وسعت زیاد در زمان های بحرانی مانند جنگ زیاد است. از این رو، حفاظت روستایی برای کاهش آسیب های احتمالی ناشی از خطرات جنگ به روش های پدافند غیرعامل، امری حیاتی و ضروری است. با بررسی ادبیات موضوع و بر مبنای مدل مخاطرات طبیعی – موقعیت جغرافیایی – مخاطرات انسانی و مدل عوامل جمعیتی – موقعیت جغرافیایی – مخاطرات طبیعی، 16 زیر معیار در قالب 4 عامل اصلی شناسایی شد. این عوامل و زیرمعیارها با نظر سنجی از 60 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاهی و کارشناسان و با کمک فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی رتبه بندی گردید. طی بررسی ادبیات موجود معلوم گردید که با توجه به جدید بودن موضوع، هیچ مطالعه داخلی یا خارجی این تعداد معیار را شناسایی نکرده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که از نظر خبرگان، هنگام تصمیم گیری در خصوص عوامل موثر مکان حساس در برنامه ریزی پدافندغیرعامل روستاهای مرزی استان اردبیل بایستی عوامل مخاطرات طبیعی، انسانی، عوامل جمعیتی و مخاطرات انسانی به ترتیب مد نظر قرار گیرند.
The story of the “fall” in Judo-Christian tradition, particularly the Bible , has functioned as a model for many narratives written by Christian poets such as John Milton. Since the Bible has been written by numerous writers and accumulated through centuries, it is obviously not the word of God, but man’s reproduction of it. The story of man’s fall and original sin, therefore, has been narrated from a human perspective, not a divine viewpoint. Thus, the biblical account of Adam and Eve’s fall carries the ideological strains bearing on anthropocentric knowledge and culture. In other words, this narrative bears prejudicial aspects which are transferred to later historical phases, and crystallized particularly in poetic traditions and narratives like Paradise Lost . Although Milton’s poem reproduces the biblical version of the fall by stylizing and modifying it for reasons pertaining to the socio-political context in which it was composed, still the work is informed with the biblical view of the fall. Compared to the fall narrative in the Bible and Paradise Lost , the Quran ’s narrative is not only exempt from any ideological or prejudicial burden, but also renders the event in egalitarian and unbiased terms. Therefore, this essay will explore how Judo-Christian tradition diverges from the divine narrative of the fall by paralleling this tradition to the Islamic one in the Quran as the ultimate and undistorted book of God. Furthermore, the research seeks to show that the semantic divergences in the biblical and Miltonic narratives of the fall signal the essential differences between direct revelation (in the Quran ), modified revelation (in the Bible ) and poetic manipulation of revelation (in Paradise Lost ). As for methodology, Bonn and Paris schools of semantics will be employed to carry out the investigation. This study is significant for it can help both teachers and students to differentiate between Judo-Christian and Islamic traditions while reading Paradise Lost .
کار و اشتغال جایگاهی بس والا در اسلام دارد؛ اما بحث اشتغال زنان، به ویژه در شغلی مانند پلیس که دارای سختی ها و شرایط ویژه است، با توجه به ویژگی های شخصیتی و روحی، جایگاه مادری و همسری و نظام قانون گذاری نیازمند تحلیل و بررسی عالمانه است. امروزه با توجه به توسعه جوامع و گسترش نیازها و پیدایش ابعاد گوناگون امنیتی و با توجه به اینکه در جامعه اسلامی محدودیت هایی برای پلیس مرد در مواجهه با زنان متهم، مجرم و ... وجود دارد، حضور زنان در شغل پلیس برای جامعه اسلامی امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. از این رو، بایسته است نگاهی دقیق و جامع به چگونگی جواز فقهی حضور پلیس زن در اجتماع داشته باشیم. در این تحقیق، با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به بررسی دلایل فقهی جواز اشتغال زن در شغل پلیس و الزامات این حضور پرداخته ایم. با استفاده از منابع استنباط احکام (قرآن، سنت و عقل) و تأیید و تقویت اصول عملیه و قواعد فقهیه، می توان با رعایت مسائل شرعی، به جواز حضور زن در شغل پلیس حکم داد. رعایت حجاب، حفظ عفت در نگاه، حفظ وقار و متانت، در برخورد ها و پرهیز از تماس بدنی غیرضروری از الزامات حضور زن در شغل پلیس است.
تراانسان گرایی یک نظام و جنبش فکری است که از استفاده از فناوری برای ارتقای توانایی جسمانی و شناختی بشر حمایت می کند و پیش بینی می نماید که انسان ها، در نهایت می توانند آن چنان نسبت به انسان های فعلی ارتقا بیابند که بتوان آن ها را پساانسان نامید. یکی از خاستگاه هایی که از ظرفیت بالایی در مقوله ترابشریت برخوردار است، بخش نظامی یا دفاعی است و این نوشتار نیز به منظور آشنایی با جریان تراانسان گرایی و کاربردهایی که می تواند در بخش های نظامی و دفاعی داشته باشد، انجام شده است.
امروزه، با توجه به گستردگی ماموریت های نیروی انتظامی، استفاده از فناوری های روز یک ضرورت غیر قابل انکار است. فناوری های نوین با تغییر دامنه مرزهای متعارف محیط عملیاتی پلیس، تهدیدها و فرصت های جدیدی را پیش روی این سازمان قرار داده است و آگاهی از وقوع چنین تغییراتی موجب می شود تا در پاسخ های راهبردی ناجا به شرایط جدید، تغییرات متناسبی صورت پذیرد. تراانسان گرایی بر اساس فناوری های جدید و پیشرفته ای می گیرد که از جمله اهداف آنها جاودانه کردن گونه بشر با استفاده از فناوری های نوین است. برخی قدرتها کارکردهای تراانسان گرایی را در بخش های نظامی و دفاعی دنبال نموده و در این زمینه تحقیقات و اقدامات وسیعی را به منظور کسب برتری نظامی بر سایر کشورها انجام داده و به پیشرفت های چشمگیری نیز نائل آمده اند. به عنوان نمونه، در زمینه کاربردهای ارتقای توانایی های حسی و جسمی و شناختی بشر می توان به ابر سربازها با مهارتهای شناختی بالا اشاره کرد که درد، ترس و خستگی را احساس نمی کنند و بیش از آنکه شبیه انسان باشند، نوعی ماشین به شمار می روند. از این رو، وزارت دفاع آمریکا به دنبال خلق سربازانی است که بتوانند بدون هیچ ترس یا ندامتی آدم بکشند و بدون خستگی بجنگند.
این پژوهش به صورت توصیفی، با استفاده از منابع مختلف، به تاریخچه و اهداف تراانسان گرایی پرداخته و فناوری های مربوط به آن را مورد بررسی قرار داده و کاربردها و استفاده های این فناوری ها در حوزه نظامی و انتظامی را نیز شرح می دهد. شناختفناورى هاى نوین، چالش ها و فرصت هاى جدید امنیتى انتظامى و پیامدهای تراانسان گرایی بر مفهوم نظم و امنیت اجتماعی، موضوعاتی هستند که می توانند در زمینه شناخت و به کارگیری این فناوری های نوین در حوزه ماموریت های پلیسی و درنهایت، پیشگیری از جرائم و همچنین، پیگیری جرائم موثر واقع شوند.
علم کلام یکی از علوم مهم اسلامی است که برای درک و فهم عقاید دین اسلام پدید آمده است. متکلمین در مناظرات و مباحث کلامی به منظور دفاع از عقاید خود و غلبه بر حریف، به دانش ها، مهارت ها و روش های خاصی نیاز دارند. میان عرفان و علم کلام نیز پیوندی تنگاتنگ وجود دارد و برخی از متکلمان از قابلیت های مضامین عرفانی برای دستیابی به اهداف دانش خویش بهره برده اند. نحوه کاربست مضامین عرفانی در کلام، از جمله مباحث درخور توجهی است که کمتر بدان پرداخته شده است؛ از این رو، انجام مطالعات موردی در این حوزه و بررسی کار متکلمینی که از این رویکرد بهره گرفته اند، می تواند در شناخت این رویکرد مفید فایده باشد. مقاله حاضر با تأکید بر یکی از آثار کلامی علمای شیعه (محمدحسن هردنگی) در نظر دارد که ضمن تحلیل و بررسی رویکردهای عرفانی و جایگاه آن در مباحث کلامی، شاخصه های این رویکرد و نقش آن را در تلطیف و تأثیرگذاری مباحث کلامی مورد ارزیابی قرار دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که هردنگی در کتاب خود (تأملات کلامیه) از این رویکرد به کرّات در مباحثی چون طرق معرفت، ذات و واجب الوجود بهره برده و در کاربرد این مفاهیم، رویکرد کلامی- عرفانی و رویکرد تاریخی را با هم تلفیق کرده است. استنادات حدیثی، بویژه احادیثی که متضمن معانی عرفانی است نیز از ویژگی های سبکی مؤلف محسوب می شود که در تلطیف و تفهیم مباحث کلامی بسیار مؤثر بوده است.
یکی از مؤلفه های اساسی در توسعه هر جامعه ای، مشارکت و عدم انزوای اجتماعی افراد آن جامعه است. پایین بودن سطح میزان انزوای اجتماعی، در هر جامعه ای پیش نیاز هر گونه توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی محسوب شده است. آگاهی از وضعیت انزوای اجتماعی ساکنان یک اجتماع، نقش مؤثری در شناخت چالش ها و راهکارهای توسعه یک جامعه داشته و به برنامه ریزی در جهت رسیدن به توسعه پایدار در جامعه کمک خواهد نمود. به عقیده بسیاری از محققین و صاحب نظران، یکی از عواملی که نقش قابل ملاحظه ای در کاهش میزان انزوای اجتماعی دارد، دین داری است. لذا پژوهش حاضر در صدد است تا رابطه بین دین داری، با انزوای اجتماعی را در بین شهروندان شهر مشهد مورد بررسی قرار دهد. روش این تحقیق پیمایشی بوده و جمع آوری داده ها به کمک پرسشنامه محقق ساخته دین داری و پرسشنامه استاندارد انزوای اجتماعی (دی یونگ گیرولد) صورت گرفته و روایی به صورت محتوایی احراز شده است و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 323 نفر تعیین شده است. پرسشنامه در سطح شهر مشهد توزیع و با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای اجرا شده و داده های تحقیق در دو بخش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS و اموس مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که میانگین نمرات پاسخ گویان به لحاظ انزوای اجتماعی در سطح کمی پایین تر از حد متوسط (90/28 در مقایسه با میانگین نظری 33) و از لحاظ میزان دین داری در سطح بیشتر از حد متوسط (61/86 در مقایسه با میانگین نظری 72) قرار دارند. هم چنین آزمون فرضیه اصلی تحقیق نشان داد رابطه معکوس و معنا داری (173/0-) بین دین د اری و انزوای اجتماعی وجود دارد و بین سطح دین داری بر حسب وضعیت تأهل و جنسیت و سطح انزوای اجتماعی بر حسب وضعیت تأهل و جنسیت، تفاوت معناداری مشاهده نمی شود. نتایج این تحقیق، همسو با دیدگاه جامعه شناسان بزرگی هم چون استارک، بین بریچ، برگر، یونگ، ویلسون، دورکیم، پوتنام، اُدی و یینگر است که معتقدند رابطه معناداری بین دین داری و انزوای اجتماعی وجود دارد.